این تحقیق به بررسی امکان افزایش بازده سرمایه گذاری ها و کسب بازده های غیرعادی از طریق به کارگیری راهبرد معاملاتی معکوس در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. راهبرد معکوس بیان می کند سهامی که در گذشته عملکردی موفق داشته، فروخته شده و سهامی که عملکردی ضعیف و ناموفق داشته خریداری شوند راهبرد بر اساس این اعتقاد طراحی شده که بازار سرمایه نسبت به اطلاعات جدید واکنشی بیش از حد اندازه نشان داده و قیمت های سهام موفق را بیشتر از قیمت واقعی و قیمت های سهام ناموفق را کمتر از قیمت واقعی تعیین می نماید از این رو در دوره های آتی که بازار به اشتباه در قیمت گذاری خود پی خواهد برد، برگشت بازده در مورد این سهام به وجود خواهد آمد. جامعه آماری این تحقیق را 5 صنعت عمده و اصلی بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهند که در قلمرو زمانی 1384- 1379 مورد بررسی واقع شده اند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از روش آماری t استیودنت صورت گرفته است. نتایج حاصل از این تحقیق بیانگر امکان افزایش بازده سرمایه گذاری در سهام در بازار اوراق بهادار تهران از طریق به کارگیری راهبرد معاملاتی معکوس می باشند.
"خشونت پدیدهای خطرناک و در عین حال بسیار شایع در عصر حاضر است. با توجه به اهمیت تلویزیون به عنوان رسانهای با قابلیتهای متعدد و بسیار پرمخاطب در این مقاله تأثیر برنامههای حاوی خشونت تلویزیون بر جامعه امریکا بررسی شده است. نتایج نشان میدهد، خشونت بیرویهای که از طریق برنامههای تلویزیونی مختلف به مردم، بویژه کودکان و نوجوانان عرضه میشود، اثرات نامطلوب فراوانی بر آنان به جای میگذارد. این اثرات افزایش خشونتطلبی، بروز رفتارهای خشن، حساسیتزدایی کودکان و بزرگسالان نسبت به مسائل خشونتآمیز و حتی مواردی مانند عصبانیت و اختلال در خواب را شامل میشود. به نظر میرسد که میان خشونت رسانهای (تلویزیونی) و خشونت واقعی، در جامعه امریکا همبستگی وجود دارد.
" ایالات متحده، تلویزیون، خشونت، خشونت تلویزیونی، رسانه
این تحقیق با هدف کلی تعیین مولفه های سنجش توانمندی مربیان مراکز آموزش وزارت جهاد کشاورزی انجام شده است. نوع تحقیق پیمایشی بوده که توسط پرسشنامه محقق ساخته پس از سنجش روایی صوری(دیدگاه صاحب نظران) و پایایی(ضریب آلفای کرنباخ=53/89%) به انجام رسیده است. جامعه آماری تحقیق مربیان مراکز آموزش وزارت جهاد کشاورزی میباشند، که تعداد آنها بر اساس آمار موجود490 نفر است، که از بین آنها نمونهگیری طبقهای تصادفی( مراکز از جنبه کیفیت تدریس مربیان توسط موسسه آموزش عالی علمی کاربردی به سه دسته درجه 1، 2، 3 تقسیم شده اند) صورت گرفته و حجم نمونه 107 نفر برآورد گردید. نتایج حاصل بیانگر میزان توانمندی مطلوب مربیان در بسیاری از گویه های سنجش توانمندی بود. تحلیل عاملی برای متغیرهای تحقیق با 517/62 درصد تبیین واریانس، تعداد 6 عامل؛ تصمیم گیری، عملکرد شغلی، کفایت وجودی، رشد حرفهای، منزلت و نقش را معرفی نمود. همچنین توانمندی مربیان بر اساس میانگین محاسبه شده در جنبههای مختلف از قبیل؛ تصمیمگیری، رشد حرفهای، منزلت، اختیار، عملکرد شغلی، نقش و کفایت شخصی در سطوح مناسبی قرار داشت. نتایج آزمون مقایسه میانگین ها نیز تفاوت معنی داری را در مراکز(درجه 1 تا 3) از نظر عوامل توانمندی نشان نداد.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تاثیر آموزش روش خوددرمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علایم اختلال وسواسی – اجباری در بیماران سرپایی مراجعه کننده به مراکز خدمات روان شناختی اصفهان اجرا گردید.
روش: 10 بیمار مبتلا به اختلال وسواسی – اجباری به روش تصادفی زمانی از میان جامعه پژوهش انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه پنج نفره شامل یک گروه آزمایشی و یک گروه شاهد قرار گرفتند. پرسشنامه وسواسی – اجباری مادزلی به عنوان پیش آزمون در مورد دو گروه اجرا شد. گروه آزمایشی به مدت دو هفته آموزش روش خوددرمانی شناختی – رفتاری را دریافت کردند و آزمودنی های گروه شاهد در فهرست انتظار قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش روش خوددرمانی به شیوه شناختی – رفتاری در گروه آزمایشی، باعث کاهش معنادار علایم اختلال وسواسی – اجباری (نسبت به گروه شاهد) در مرحله پس آزمون شده است (005/0p<).
نتیجه گیری: آموزش روش خوددرمانی شناختی – رفتاری ممکن است در بهبود علایم اختلال وسواسی – اجباری مؤثر باشد.
مقاله حاضر که در پی تبیین سرمایه اجتماعی و سنجش آن در مناطق مرزی شرق کشور ایران می باشد، ضمن توضیح اجمالی مفهوم سرمایه اجتماعی و سیر تکاملی آن و همچنین رابطه آن با اعتماد که یکی از مؤلفه های مهم سرمایه اجتماعی است، سطح و توزیع سرمایه اجتماعی را در منطقه سیستان بررسی می کند. در این مقاله، از روش میدانی بهره گرفته شده است. با توجه به اینکه تفکر رشد نقاط شهری در مناطق مرزی در حال شیوع است و عمده ترین عامل حراست از مرزها توسط اجتماعات محلی نیز سرمایه و اعتماد اجتماعی است، بر اساس فرضیه تحقیق، تفاوت معنی داری بین سطح سرمایه اجتماعی در نقاط شهری و روستایی در سطح منطقه سیستان وجود دارد. بنابراین، با توجه به نتایج حاصله، در صورتی که اندیشه رشد نقاط شهری در مناطق مرزی با هزینه تخلیه روستاها توام باشد، که در آنها سرمایه اجتماعی بیشتر است، قطعاً این اندیشه نامناسب خواهد بود و با ضرورت های ژئوپولیتیکی منافات خواهد داشت.
مالکین (سرمایه گذاران) نهادی با توجه به مالکیت بخش قابل توجهی از سهام شرکت ها از نفوذ قابل ملاحظه ای در شرکت های سرمایه پذیر برخوردار بوده و می توانند رویه های آنها را تحت تاثیر قرار دهند. آنها منابعی برای نفوذ و نظارت بر مدیران دارند، اما اینکه آیا واقعاً از قدرت و منابع خود برای نظارت استفاده می کنند و بر مدیران فشار می آورند، سوالی تجربی است. تحقیق حاضر برای فراهم آوردن شواهدی در ارتباط با نقش نظارتی سرمایه گذاران نهادی از این منظر که آیا مالکیت نهادی بر محتوای اطلاعاتی سود گزارش شده تاثیر دارد، صورت پذیرفته است. در این تحقیق، نگرش های مختلف (یعنی فرضیه نظارت فعال و فرضیه منافع شخصی) در مورد سرمایه گذاران نهادی مورد آزمون قرار گرفت. برای آزمون ارتباط بین محتوای اطلاعاتی سود شرکت و مالکیت نهادی از دو مدل رگرسیون خطی چندگانه استفاده شده است. بر اساس نتایج تحقیق، تعداد مالکیت نهادی سبب ارتقای محتوای اطلاعاتی سود شرکت نمی شود و ممکن است آن را تنزل نیز ببخشد، حال آن که سطح مالکیت نهادی محتوای اطلاعاتی سود را کاهش نمی دهد بلکه امکان دارد سبب افزایش آن نیز شو
در ایران، گردشگری بیشتر متاثر از گردشگری داخلی است که خود، به گردشگری روستایی وابسته است. به همین دلیل، به منظور ایفای نقش مثبت گردشگری در فرآیند توسعه روستایی، لازم است مدیریت محیط زیست، مشارکت مردم محلی، قوانین صریح و محکم، بازاریابی و برنامه ریزی واقع بینانه و سیستمی در زمینه گردشگری روستایی مورد توجه قرار گیرد. مقاله حاضر، نخست با استفاده از روش اسنادی و کتابخانه ای، به بررسی ادبیات مفهومی و مبانی نظری این حوزه پرداخته و سپس، با توجه به ویژگی های اجتماعات روستایی ـ گردشگری، مدلی نظری متناسب با برنامه ریزی گردشگری روستایی در ایران ارائه کرده است.
"به دنبال تحول و تفکیک ساختار فضایی و اجتماعی شهرهای بزرگ کشور طی چند دهه اخیر، طرح های کلان توسعه شهری در جهت اصلاح ساختار شهرهای مذکور و افزایش کارآیی نهادهای فضایی و اجتماعی آن ها به اجرا گذاشته شده است. به نظر می رسد در بسیاری از موارد، کیفیت طرح های توسعه ای فوق به منظور بهبود ساختار شهر و اعمال روش هایی بوده است که فرآیند کلی حیات شهری را در نظر داشته است تا تمرکز بر مناطق کم توسعه یافته شهری. به همین دلیل، شبکه محله های شهری به ویژه در نواحی حاشیه ای و مرکزی، نتوانسته اند آن گونه که باید در تیررس اهداف اجرایی این برنامه ها قرار گیرند. افزایش جمعیت مهاجر از یک سو و رشد پرشتاب سایر بخش ها، از جمله خدمات و مسکن از سوی دیگر، نابرابری فضایی و اجتماعی را به زیان محله نشینان نواحی توسعه نیافته تشدید نموده است.
در ادبیات شهری دهه های اخیر، کاربرد مفهوم واحدهای شهری محله ای در قالب طرح های توسعه ای در کانون علاقه و توجه محققان و برنامه ریزان شهری قرار گرفته است. در این چارچوب، موضوع بازسازی نواحی محله ای توسعه نیافته در قالب برنامه عملی، به محور سیاست گذاری محله شهری تبدیل شده است. هدف از طرح های بازسازی محله های توسعه نیافته شهری، ارتقای کیفیت زندگی در محله ها، بهبود شرایط اسکان دائمی در آن ها و نیز افزایش برخورداری ساکنان از خدمات محیطی و در نهایت، توسعه همه جانبه شبکه عمومی آن ها است. به این منظور، هر نوع کالبدشکافی و نیز تجویز سیاست های شهری، مستلزم بازنگری در رویکردهای سنتی اداره شهر و به کار گیری شیوه هایی است که در آن برنامه ریزی محله محور و شهروند محور، در کانون طراحی و عملیات قرار گیرد. در بازتولید بافت های محیطی محله های توسعه نیافته شهری، مهم ترین مساله طراحی بازسازی محله ای بر اساس قواعد و چارچوب های سیاست گذاری مناسب است. مروری بر شرایط و لوازم نظام برنامه ریزی شهری در سطح محله ها، مبین ضرورت ها و قابلیت هایی است که امکان تحقق و اجرای برنامه ریزی توسعه محلی را نوید می دهد.
توسعه اجتماع محله ای، از جمله رویکردها و روش های نوین برای بهبود نظام عملکرد شهری است که می تواند در قالب بنیاد نظری و نیز ابزار عملیاتی موثر در طرح بازسازی محله های توسعه نیافته مورد استفاده قرار گیرد. این مقاله تلاش دارد ضمن واکاوی موضوع بازسازی محله های توسعه نیافته، چگونگی استفاده از رویکرد توسعه اجتماع محله ای و ابعاد اصلی آن را مورد بررسی قرار دهد.
"