مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۲٬۴۰۱ تا ۳۴۲٬۴۲۰ مورد از کل ۵۵۴٬۹۱۴ مورد.
معرفت و نسبت آن با عمل در بهگود گیتا
حوزههای تخصصی:
ل از تاریخ تصنیف، مضامین و تفاسیر گیتا سخن رفته است. در این بخش سعی شده است که گزارشی اجمالی از شیوه تفسیر شارحان گیتا در باب معرفت و نسبت آن با عمل مطرح شود.
در بخش دوم مقاله از سابقه و پیشینه بحث معرفت سخن به میان آمده است. در این بخش از اهمیت فرجام شناختی معرفت در بیشتر آیین های هندو به جز آیین چارواکه سخن رفته و گفته شده که معرفت طریقه ای است که آدمی را از اسارت آزاد می سازد و او را به نجات غایی می رساند.
در بخش سوم این نوشتار از چیستی معرفت، معرفت بر اساس گونه ها و تصویر معرفت در گیتا و نسبت آن با عمل بحث شده است. در این بخش دو تصویر از معرفت مطرح می شود:
1. معرفت حقیقی که مبتنی بر کشف و شهود است و آدمی را در وصول به حق یاری می کند. این نوع از معرفت شایسته دانستن است و از طریق آن می توان به تمایز میان جسم و جان راه یافت. این نوع معرفت از طریق فروتنی و خدمت به دیگران به دست می آید و با حکمت یوگایی نسبتی پیدا می کند.
2. معرفت ظاهری که مبتنی بر شک و تردید است. این نوع معرفت نه در این جهان حاصلی دارد و نه در جهان دیگر. صاحبان این نوع معرفت در پیچ و خم اندیشه های پریشان سرگردان اند. کلمات فریبنده بر زبان میآورند و دل به الفاظ وداها خوش کرده اند. این طایفه آتش شور و شهوت را در جان خود نکشته اند و پیوسته اسیر سمساره اند.
در این نوشتار پس از بررسی سابقه بحث و ویژگیها و مشخصه های هر یک از این دو نوع معرفت، سعی بر آن است که به پرسش های اساسی در باب چیستی و حقیقت معرفت و نسبت آن با عمل پاسخ داده شود.
دو گونه استدلال غزالی در ردّ ضرورت علیت
حوزههای تخصصی:
برای دفاع از معجزه ها و فرق عادت ها، معاد جسمانی و حدوث عالم غزالی دو روش بهکار میبرد: یکی نفیرابطه ضروری میان علت و معلول و دیگری حفظ زنجیره علّی با تعبیر ضرورت به صدق در جهان های ممکن.
متافیزیک و معرفت شناسی علیّت در آثار غزالی A Ghazalian Predicament: Epistemology and Metaphysics of Causation in the Works of Ghazali
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی نظر غزالی در مورد علیّت میپردازم. ابتدا نگاهی به کتاب التّهافت میاندازم و خلاصه ای از انتقادات غزالی را بر علیّت ارسطویی ذکر میکنم. پس از آن با مراجعه به دیگر آثار غرالی ریشه های تمایز علیّت عاملی و علیّت وقایع را جستجو میکنم و علاوه بر آن، آرای دیگر غزالی را مورد بررسی قرار میدهم که چندان با موضع اشعریای که به او نسبت میدهند سازگار نیست. برای رفع ناسازگاری موضع غزالی، راه حل او را مبنی بر این که جهان ما به عنوان بهترین جهان ممکنی است که میتوانسته است خلق شود؛ تا اندازه ای بسط و شرح میدهم.
فرهنگ کار در بین فرزندان شاهد استان خراسان رضوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این مقاله براساس مدل اجیل پارسونزی، کار مفهومی چند بعدی است و در چهار وجه اثباتی، شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی طبقه بندی می شود. در این بررسی هویت کاری (معانی و مقتضیات کار، ارزش ها، انگیزه ها و خودپنداره شغلی) مهم ترین نشانه فرهنگ کاری تلقی شده و عوامل موثر بر آن در سه سطح فردی، شغلی و انتظارات اجتماعی بررسی شده است. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساخت یافته بوده است. جمعیت این پژوهش فرزندان شاهد شاغل و بیکار استان خراسان رضوی و طرح نمونه گیری طبقه ای و روش توزیع و انتخاب نمونه، خوشه ای چند مرحله ای است. نتایج نشان داد افراد نمونه این تحقیق بر ضرورت کار به عنوان امری که علاوه بر ارزش بیرونی (دسترسی به درآمد، احترام و عزت و وابستگی اجتماعی) دارای ارزش درونی است و می تواند میل به تحرک و فعالیت، موفقیت، خودیابی و... آن ها را ارضا نماید، تقریباً اتفاق نظر دارند. 58 درصد معانی و مقتضیات ابراز شده بر ارزش درونی و 41 درصد بر ارزش های بیرونی کار تاکید دارند. افراد جوان تر و کسانی که تحصیلات کمتری دارند، بیشتر به انگیزه های بیرونی اهمیت می دهند. سه چهارم افراد خودپنداره شغلی نسبتاً خوبی دارند و ده درصد خودپنداره بسیار ضعیفی دارند. در بین عوامل فردی، تاثیر مهارت بر یکی از اجزای فرهنگ کار که خودپنداره شغلی است مورد تایید قرار گرفت و تاثیر آن بر سایر اجزای فرهنگ کار چندان قابل توجه نبود. در سطح شغلی، قراینی که براساس آن، نوعِ شغل بتواند بر فرهنگ کار تاثیر بگذارد وجود ندارد. اما تجربیات و سوابق شغلی با معانی و مقتضیات کار وابسته است. در سطح انتظارات اجتماعی نیز نظر فرزندان شاهد درباره انتظارات جامعه در مورد کار و انتظار جامعه از آن ها و انتظار از سازمان بنیاد شهید بر برخی از اجزای فرهنگ کار تاثیر دارد.
معرفت شناسی فازی و دلالت های روش شناختی آن برای علم اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این نوشتار معرفتشناسی فازی و دلالتهای روششناختی آن در علم اجتماعی است. مدعای این مقاله آن است که روایت دو ارزشی صدق و کذب زیربنای معرفت شناسی علم اجتماعی را می سازد، اما این نوع روایت از حقیقت علمی با واقعیت های علمی ناسازگار است؛ علم حقیقی فازی دارد. برمبنای الزامات مسئله این نوشتار که از نوع معرفت شناختی است، برای اثبات مدعای مقاله شواهد معرفت شناشانه اقامه و این شواهد را از دو دستگاه معرفتی نسبیت گرایی و عقلانیت انتقادی عرضه کرده ایم. پس از استدلال عقلانی نقادانه در باب این دو افق معرفتی، دستگاه معرفتی فازی فرموله شده است که درآن معرفت شناسی، هستی شناسی و روش شناسی فازی به بحث گذاشته شده است. در ادامه مقاله، روش فازی مطرح و در این قسمت، درباب عملیاتی سازی تابع عضویت فازی و استدلال تجربی فازی با ذکر مثالی از دموکراسی بحث شده است. در پایان، استدلال شده است که در دستگاه معرفتی فازی تجربه هم مقام داوری و هم مقام تولیدی دارد. تجربه درمقام داوری ناظر بر درجه ابطال پذیری و در مقام تولید ناظر بر ساختن گزاره های معرفتی فازی است که دامنه آن می تواند از گزاره های تاریخی خاص تا گزاره های تئوریک عام درجه پذیرباشد.
نجات پیروان ادیان و عدل الهی از منظر استاد مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مساله پذیرش عمل خیر از غیر مسلمانان و نجات و رستگاری آنان هر چند در گذشته فقط بین متکلمان دینی مورد بحث و گفتگو واقع می شد، ولی در روزگار ما به دلیل رشد فناوری اطلاعات و ارتباط آسان تر پیروان ادیان، به میان محافل عامه پاگذاشته و به صورت اشکالی در مساله عدل الهی درآمده است.
این پرسش مطرح می شود که آیا کارهای نیکی که غیر مسلمانان یا غیر موحدان انجام می دهند اجر و پاداش اخروی دارد یا تنها راه نجات و رستگاری منحصر در ایمان به دین اسلام و پیمودن راه آن است؟ آیا با ایمان به ادیان دیگر و انجام عمل صالح ممکن است انسان به رستگاری و نجات دست یابد؟ در غیر این صورت چگونه با عدل الهی سازگار است؟ با توجه به طرح جدی این مساله در زمان شهید مطهری، استاد به عنوان اسلام شناسی فرزانه و دیده بانی بیدار و آشنا به نیازهای مکان و زمان به طرح مساله نجات پیروان ادیان از منظر اسلامی و رابطه آن با عدل الهی پرداخته است. از منظر شهید مطهری پیروان سایر ادیان که دارای اعمال نیک و نیت صادقانه هستند و نسبت به دین حق تقصیر و تعصب و عناد ندارند می توانند از نجات و رستگاری برخوردار باشند، همچنین غیر موحدانی که دارای اعمال نیک اند با شرایطی می توانند به مراتبی از نجات برسند. آنچه در ادامه به اختصار می آید بیان دیدگاه استاد مطهری در مورد پذیرش عمل خیر از غیر مسلمانان و نجات پیروان ادیان و رابطه آن با عدل الهی است. این پژوهش از نظر موضوع، عقلی و نقلی و به لحاظ روش، تفسیری و تحلیلی و از نوع تحقیقات بنیادی است.
مساله یگانگی فضیلت در فلسفه افلاطون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سقراط ادعا می کند که فضیلت ها یکی هستند و این یگانگی در نظرش نشان آن است که فضیلت معرفت است. افلاطون نیز تحت تاثیر استاد خود به یگانگی فضیلت باور داشت، اما منظور او از اینکه «فضیلت یکی است» در نگاه نخست خالی از ابهام نیست. این موضوع در گفتگو های لاخس و پروتاگوراس مطرح شده است.
فضیلت هایی که در این دو گفتگو مطرح شده عبارت اند: از: دینداری، شجاعت، اعتدال، عدالت و دانایی. وی آشکارا بر این باور است که این فضایل یگانه اند، اما این یگانگی به دو صورت بیان می شود. یکی اینکه فقط یک فضیلت وجود دارد با پنج نام متفاوت و دیگر اینکه هر یک از این فضیلت ها ماهیت و تعریف خود را داراست و در عین حال بین آنها ارتباط ضروری وجود دارد. در این مقاله، ابتدا نظر افلاطون را درباره یگانگی فضیلت و ناسازگاری بین این دو نظر بر اساس گفتگو های پروتاگوراس و لاخس مطرح و سپس با مراجعه به گفتگو های پایانی وی (جمهوری، مرد سیاسی، قوانین) نظر نهایی او را درباره این موضوع بیان می کنیم
تفسیر عرفانی آموزه امامت در اندیشه شیعی(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
با پیدایش نظامهای فکری در میان مسلمان، تفسیر های مختلف از اعتقادات، از جمله آموزه ی امامت صورت پذیرفته که در چند دسته عمده فلسفی، عرفانی، کلامی و حدیثی قابل طبقه بندی است. برخی از دیدگاهها نیز از دو یا چند دستگاه مفهومی بهره جسته و نظرگاه خویش را سامان داده اند، به عنوان مثال؛ تلفیق نگاه کلامی و فلسفی، یا عرفانی و حدیثی و یا عرفانی و فلسفی، نقش مهمی در آشکار شدن زوایای مختلف آموزه امامت داشته است. سید حیدر آملی با جاری ساختن عرفان نظری در بستر شیعی، نظام پایه مفهومی عرفان نظری را برای تفسیر امامت به کار گرفته و کوشیده است آن را طبق مبانی عرفانی تبیین و در مواردی که تفسیرهای موجود را در تنافی با مبانی شیعی یافته مردود اعلام کند، چنان که در بحث ختم ولایت شاهد چنین رفتاری هستیم. به لحاظ تاریخی، ولایت در عرفان برگرفته از امامت شیعی و تفسیر عرفانی امامت، وامدار عرفان نظری است. نگاه ویژه و جدید این نوشتار آغازی است برای یک تحول اساسی در بهره گرفتن از نظامهای مفهومی متنوع برای تبیین و تحلیل دقیق تر مسئله. چنان که ملاحظه خواهد شد، بسیاری از احادیث در این قالب معنای دقیق تری یافته است.
عیسی از دیدگاه اناجیل ، نامه های پولس و روایات اهل بیت(مقاله ترویجی حوزه)
حوزههای تخصصی:
حضرت مسیح از جمله پیام آوران الهی است که ماموریت هدایت را در میان قوم بنی اسرائیل بر عهده داشت، اما پس از عروج مسیح ، برداشتهای مختلف و متفاوتی از شخصیت و زندگی ایشان ارائه گردید. این مقاله می کوشد تا با استفاده از اناجیل چهارگانه (متی، مرقس، لوقا، یوحنا) از عهد قدیم و رسائل پولس از عهد جدید که نزد مسیحیان دارای اعتبار است و نیز روایات اهل بیت پیامبر اسلام به شیوه مقایسه ای زوایای شخصیتی و زندگی حضرت مسیح را مورد بررسی قرار دهد.
علم اقتصاد متعارف و خودگروی لذت گرایانه
حوزههای تخصصی:
علم اقتصاد در حالی در قرن هجدهم متولد شد که بستر خاصی از طبیعت گرایی، انسان گرایی، دئیسم و نیز زدودن آثار متافیزیکی و کلامی از فلسفه فراهم شده بود. این دانش گرچه در یک بستر اخلاقی شکل گرفت و رشد کرد، ولی ارزش های اخلاقی به تدریج از آن زدوده شد. در سیر تحول اندیشه های اقتصادی ،اقتصاددانان کلاسیک به خصوص آدام اسمیت تحت تاثیر نظریات فلاسفه اخلاق از جمله هابز و دیوید هیوم، نظریات خود را بر پایه خودگروی بنیان نهادند. اسمیت اصطلاح ""دست نامرئی"" را با توجه به این مفهوم مطرح ساخت و آن را به عنوان یکی از مهم ترین مکانیزم های اقتصادی مطرح کرد. بر این اساس ادعا شد که پیگیری نفع شخصی با کمک دستی نامرئی منافع جامعه را نیز تامین میکند. فرضیه اساسی این مقاله که با روشی تحلیلی عقلی بررسی شده آن است که اقتصاد دانان نئوکلاسیک با پذیرش ایده خودگروی لذت گرایانه آن را وارد مدل های اقتصادی کردند. در این فرمول بندی، علم اقتصاد متعارف نئوکلاسیکی خودگروی لذت گرایانه را به مثابه قانونی حتمی همانند قانون جاذبه در فیزیک نیوتنی قلمداد کرده و رفتار اقتصادی را نه تنها به عنوان تلاشی برای حداکثر کردن لذت تفسیر میکند، بلکه رفتار غیر خودخواهانه را غیر عقلایی قلمداد مینماید.
کاش آن ها که بودند دستی به قلم ببرند . . .
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۸ شماره ۶۸
حوزههای تخصصی:
امپراتور اقلیت
منبع:
شعر زمستان ۱۳۸۸ شماره ۶۸
حوزههای تخصصی:
شعر می کشد مرا به پیش (مروری بر برخی آسیب های جلسات شعر)
منبع:
شعر پاییز ۱۳۸۸ شماره ۶۷
حوزههای تخصصی:
پایان آرمان آغاز روزمره گی (چرا و چگونه شاعران روزمره می شوند)
حوزههای تخصصی:
مقایسه نظام جوایز صادراتی ایران با کشورهای منتخب
مقایسه تطبیقی الگوی مصرف منابع ایران با کشورهای سازمان همکاری اقتصادی و توسعه
عشق از دیدگاه مولانا جلال الدین محمد بلخی
حوزههای تخصصی:
مرا حق از میعشق آفریدست همان عشقم، اگر مرگم بساید (دیوان شمس( نظریات عرفانی، فلسفیمولانا در مجموع، بر یک اصل استوار است و آن «وحدت وجود» است. ارکان این اصل عبارت است از: هستیو نیستی، عشق، جمع و تفریق، تضاد، انسان کامل. بحث حاضر بر رکن عشق استوار است که در فلسفه وحدت وجود، مبنایعرفان و تصوف شناخته آمده است. مولانا «عشق» را خمیرمایه همه پیش رفت ها و بزرگ واریها میدانست. عین القضات همدانیمعتقد است که عشق، واسطه است میان عاشق و معشوق که موجب پیوند میشود. مولانا معتقد است که واجب الوجود، محور عشق است و جهان مدارهایمتصل و وابسته به آن. مثنویمولانا با عشق اغاز شده و با عشق پایان میپذیرد.
وحدت درونیادیان در اندیشه مولانا
حوزههای تخصصی:
سنت عرفانیاسلام که مبانیو اموزه هایآن بخوبیدر آثار عارفان مسلمان ترسیم و تبیین شده است، یکیاز عناصر ارزشمند فرهنگ و هویت دینیما به شمار میاید و بازخوانیآن برایکشف قابلیت ها و ظرفیت هایش در عرصه جهانیشدن و تبادل افکار و اندیشه ها، وظیفه و رسالتیاست که بیش از همه بر دوش اندیش مندان فکور و آگاه نهاده شده است. در این نوشتار اندیشه هایمولانا را بازبینیو بازخوانیکرده و کوشیده ایم تا رد پاییکیاز نظریات جدید در عرصه دین پژوهیتطبیقیرا در ان نشان دهیم. نظریه «وحدت متعالیادیان» یا «وحدت درونیادیان» که اساس ان بر پایه تفکیک شریعت و طریقت نهاده شده است، کم یا بیش در اندیشه هایمولانا جلال الدین محمد بلخیدیده میشود. مولانا در آثار خود، با تکیه بر اصل محوری«وحدت وجود»، به یگانگیادیان اشاره کرده و محتوایدرونیادیان را برتر از صورت ظاهریآن ها دانسته است. اندیشه وحدت گرایانه مولانا در باب ادیان، گاهیبر پایه کثرت ظاهر و وحدت باطن، بنا شده و گاهیبر مبنایوحدت حقیقت و اختلاف منظر تبیین گردیده است.
اویغورها
حوزههای تخصصی:







