پرسش از معنای زندگی و تلاش برای پاسخ گویی به آن، یکی از مهم ترین دغدغه های فکری آدمی از گذشته های دور تاکنون است؛ متفکران و اندیشمندان در مکتب ها و حوزه های مختلف به بررسی چیستی این پرسش و راه های رسیدن به آن پرداخته اند. عرفان اسلامی ایرانی یکی از حوزه هایی است که به صورت ویژه به زندگی، هدف و راه های رسیدن به آن توجه داشته است؛ البته در حوزه های دیگر، به این موضوع کمتر توجه شده است؛ اما با توجه و بررسی این موضوع می توان به بسیاری از پرسش های امروزی پاسخ داد. نویسندگان این مقاله با رویکردی توصیفی تحلیلی به مسئله معنای زندگی از منظر بایزید بسطامی تکیه می کنند و با واکاوی کتاب دفتر روشنایی، درپی یافتن پاسخی برای چیستی معنای زندگی و مؤلفه های معنادار زندگی در باور این عارف بزرگ اند. براساس یافته های این پژوهش، هدف از زندگی در باور بایزیدْ فانی شدن از خود و باقی شدن در خداوند است و این هدف، محرکی برای بایزید است تا الگوها و مؤلفه های خاصی مانند مبارزه با نفس، ترک انانیّت، نوع دوستی، تساهل و تسامح در رفتار با دیگران، نگاه عاشقانه و غیره را اصل و اساس زندگی خود قرار دهد.
مأموریت ساختارگرایی در حوزه ادبیات، تجزیه وتحلیل نوشته، تفکیک آثار و انواع ادبی، بررسی مؤلفه های بیرونی تأثیرگذار در ظهور یک ژانر هنری است. طرفداران این مکتب قواعدی برای تشریع آثار نویسندگان معرفی کرده اند که جنبه های زیباشناختی یک اثر را معرفی کرده و نوشته را در مقام مقایسه با سایر آثار قرار می دهد و ضمن تسهیل نقد و ارزشیابی اثر، میزان توانمندی آفریننده آن را معلوم می سازد. در میان آثار ادبی نوع سنتی آن به دلیل پیچیدگی های معنایی بیشتر از نوشته های معاصر نیاز به این نوع بررسی ها دارد. این نوشته چهار مقامه عرفانی (در جنون، در عشق، در آداب سفر و در تصوف) را بر اساس قواعد ساختارگرایی مورد بررسی قرار داده و در پایان به این نتیجه می رسد که درونمایه این اثر ادبی همواره پند و اندرز اخلاقی- عرفانی بوده است. نویسنده این اثر در لغت پردازی و ترکیب سازی از هیچ کوششی فروگذاری نکرده و آغاز و پایان یکنواخت مقامات را بدون سکته و آسیب به پایان برده است. قاضی حمیدالدین بنای تعلیم در نیت داشته و از نظر شکلی از کاربرد سجع و استفاده از الفاظ فصیح و بلیغ عربی و فارسی غفلت نکرده و در تضمین و درج اشعار شعرای فارسی و تازی هنرمندی نشان داده است.
هدف تحقیق حاضر بررسی و تحلیل مفهوم روان زخم و پیامدهای آن از منظر اسلاوی ژیژک است. ژیژک معتقد است که روان زخم ناشی از ورود نابهنگام امر واقع به امر نمادین است و در ساختار کُنش به تعویق افتاده معنا می یابد. افراد مختلف واکنش های متفاوتی نسبت به روان زخم نشان می دهند. به زعم لاکاپرا واکنش ها به روان زخم در دو دسته کلی قرار می گیرند؛ برون ریزی و درونی سازی. فرایند برون ریزی با نشانه های ترومایی از جمله اختلال های انگیختگی، تحمیل یا محدودیت همراه است. ولی در فرایند درونی سازی سوژه با فقدان ناشی از رویداد آسیب زا کنار می آید و به سوگواری می پردازد. در پیوستار واکنش های گوناگون به روان زخم، ژیژک مدعی است که روان زخم در نهایت به تولد یک سوژه جدید موسوم به سوژه پسا ترومایی می انجامد. بارزترین پیامد تجربه یک رویداد آسیب زا این است که بحران بیرونی به تجربه یک بحران درونی منجر می شود، چراکه روان زخم ماهیتی پس نگر دارد و کارکرد موفقیت آمیز زنجیره دلالت را تضعیف می کند. روان زخم به صورت یک اختلال و همراه با نشانه هایی نمایان می شود که هویت سوژه را تحت تأثیر قرار می دهد و او را رها نمی کند
در این پژوهش تأثیر سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی شهروندان تهرانی در انتخاب الگوی غذایی مورد بررسی قرار گرفت. با روش پیمایشی و نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای پرسشنامهی محققساختهای میان 384 نفر از ساکنان بالای 15 سال شهر تهران توزیع شد. 6/66 درصد شهروندان تهرانی سرمایه فرهنگی کم، 6/27 درصد سرمایه فرهنگی متوسط و همچنین 7/5 درصد آنان سرمایه فرهنگی زیاد دارند. 7/55 درصد از پاسخگویان سرمایه اجتماعی متوسط، 9/28 درصد سرمایه اجتماعی زیاد و 4/15 درصد سرمایه اجتماعی کم دارند. 2/60 درصد پاسخگویان سرمایه اقتصادی کم، 7/30 درصد دارای سرمایه اقتصادی متوسط و 1/9 درصد سرمایه اقتصادی زیاد دارند. 4/54 درصد در طبقه اجتماعی متوسط، 3/32 درصد طبقه اجتماعی پایین و 3/13 درصد در طبقه اجتماعی بالا قرار دارند. سن، تأهل و تحصیلات با انتخاب الگوی غذایی در ارتباط است و جنسیت و شغل ارتباطی با انتخاب الگوی غذایی ندارد. نتایج و مدل معادلات ساختاری نیز در این پژوهش نشان داد، سرمایههای اجتماعی و اقتصادی و طبقه اجتماعی بر انتخاب الگوی غذایی مؤثر است. سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و طبقهی اجتماعی در انتخاب الگوهای غذایی مؤثر است. دو الگوی غذایی به ترتیب شامل ۹ و ۵ ماده ی غذایی با عنوان الگوی غذایی کارمندی – جوان پسند و سنتی یافت شد.
تغییرات جمعیتی، خانوادگی، اقتصادی، شغلی و فرهنگی به موضوع حمایت از سالمندان در آینده ابعاد پیچیده ای بخشیده است. یکی از ارکان این حمایت، مراقبان خانوادگی هستند که ما در این تحقیق در صدد ارائه راهبردهای برای حمایت از آنها هستیم. روش شامل چهار بخش می باشد: بخش اول؛ دو پیشران اصلی (که از16 عامل کلیدی تشکیل شده اند) موثر بر حمایت از سالمندان با توجه به نتایج مطالعات پیشین و مصاحبه با نخبگان استخراج گردید بخش دوم: برای هر پیشران دو وضعیت مطلوب و نامطلوب متصور است که از تقاطع آنها چهار سناریو استخراج گردید. بخش سوم: راهبردهای حمایت از مراقبان غیررسمی سالمندان از طریق مصاحبه با متخصصان استخراج گردید. نمونه شامل 20 متخصص حوزه سالمندی می باشد. مرحله چهارم: راهبردها و سیاست های استخراج شده برای هر سناریو با تکنیک پرسشنامه توسط پانل نخبگان مشخص شد و با روش HAP و با نرم افزار AHP-SOLVER اولویت بندی شدند. پیشران های موثر بر حمایت از مراقبان غیر رسمی سالمندان شامل ؛ "وضعیت فرهنگی- اجتماعی" و "منابع در اختیار" می باشد. راهبردهای مطرح شده جهت حمایت از مراقبان شامل؛ خدمات مالی به مراقب، خدمات بیمه های درمانی و حوادث، ارائه بسته های حمایتی ، ارائه خدمات آموزشی مورد نیاز مراقب، ارائه فرجه مراقبتی و کمک مراقب به مراقب می باشد.
Decisions as outputs of international organizations are highly influenced by different motivations. Presence of veto powers, heterogeneity of preferences and the rules governing decisions lead to study the decision-making in the United Nations Security Council. But the main puzzle of the current paper is to discover the motivations influencing on decision-making in the UNSC. According to our research, precedent and organizational doctrines guide the veto holders’ decisions. The costs of unilateral decisions push the members of UNSC to act based on collective bargaining and decisions which not only modify the opportunity structures but also help them to meet their rather different preferences. One of the most notable cases that these double doctrines are heavily visible in the UNSC activity is the area of the terrorism. In this case, the UNSC as an international political organization providing collective response to the international security threats by resorting to agreed language and political coalition.
This article analyze Turkey's aggressive foreign policy in the face of the Syrian crisis with an explanatory method and from the perspective of defensive realism. Therefore, the main question of the research is, why Turkey's foreign policy in the Syrian crisis is aggressive? The temporary answer is that Turkey, by perceiving the threat of extremists spilling over into its internal borders, threatening the autonomy of the Syrian Kurds, as well as Turkey's long-term geopolitical prospects, has led its aggressive foreign policy in the Syrian crisis. The findings of the study indicate that as the crisis intensifies near the Turkish border, Turkish decision-makers have increased the level of military violence in the Syrian crisis. In other words, there is a positive correlation between the extent to which Turkey receives a threat from the Syrian crisis, and the degree to which its foreign policy is becoming more aggressive. The method of data collection in this research is based on the library method which includes the simultaneous use of domestic and foreign scientific articles.
در نظام فقهی و حقوقی ما، ضمانت اجراهای نقض تعهد در عقد بیع در مواردی همچون حق حبس ،الزام به پرداخت ، حق فسخ به استناد خیار تأخیر ثمن یا خیار تفلیس و تضامین قرار دادی نظیر وجه التزام و پیش بینی حق فسخ ... خلاصه می شود .حال آنکه در کنوانسیون بیع بین المللی کالا علاوه بر ضمانت اجراهای معمول با پیش بینی حق باز فروش کالا ،این اختیار را به هریک از طرفین می دهد که در برابر نقض تعهد دیگری که موجب می شود تا مبیع در اختیار طرف دیگر باقی بماند با فروش آن به ثالثی در صدد جلوگیری از خسارات ناشی از نقض تعهد بر آید .بررسی این نهاد حقوقی در کنوانسیون مزبور و امکان سنجی تأسیس آن در نظام حقوقی ایران درفروض مختلف کنوانسیون را می تواند در قالب نهادهای فقهی مختلفی از جمله باستناد مبانی فقهی تقاص ،می تواندو امکان ایجاد حق باز فروش را در موارد لزوم در مقررات مدنی و تجاری ما فراهم کند.
طراحی و به کارگیری اصول، شیوه ها، تدابیر و تمهیدات اطلاعاتی از جمله ضروریات بی بدیل و غیرقابل جایگزین در عملیات های رزمی و اطلاعاتی به شمار رفته که رعایت و به کارگیری آن هر چند ممکن است پیروزی قطعی را تضمین ننماید اما به طور قطع عدم توجه و رعایت نکردن آن ناکامی و شکست حتمی را در پی خواهد داشت. بنابراین ضروری می نمایدکه تمام مراحل فعالیت های نظامی و اطلاعاتی،در عرصه های مختلف محیط جنگ آینده، در زمین، هوا، فضا، دریا و فضای سایبری، در بستر نگرش اطلاعاتی و باور به ضرورت رعایت اصول و تمهیدات امنیتی انجام پذیرد تا دست یابی به اهداف راهبردی وکسب پیروزی با ضریب قطعیت بیشتری میسور گردد. این نوشتار حاصل پژوهشی باعنوان «نقش فناوری های نوین اطلاعاتی در جنگ های آینده و جنگ احتمالی آینده با آمریکا» می باشد. که هدف این پژوهش تبیین نقش فناوری های نوین اطلاعاتی در جنگ های آینده و کارکردهای آنها می باشد. در این نوشتار با جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای و میدانی و مصاحبه با خبرگان، با رویکرد کاربردی، داده ها را با اتکاء بر موضوعات نظری و مطالعات تطبیقی، تحلیل نموده، و با تبیین نقش فناوری های نوین اطلاعاتی در جنگ های آینده نشان می دهد فناوری های نوین به صورت یک سلاح جدید، یک منبع انرژی جدید یا یک وسیله ارتباطی جدید همگی موجب شده اند که با اصلاح دکترین، سازمان و استراتژی نظامی، جنگ های آینده را دچار تحولات جدی می نماید.
قدرت نرم و مباحث مرتبط با آن از جمله مفاهیمی است که در دو دهه اخیر در مجامع علمی و آکادمیک مطرح گردیده و دانشمندان حوزه علوم سیاسی درصدد تشریح قدرت نرم، منابع قدرت نرم و عوامل تأثیرگذار در افزایش و کاهش قدرت نرم در سطح عمومی هستند لذا هر کشوری به واسطه داشتن شرایط و ویژگی های منحصر به فرد خود از لحاظ ژئوپولتیکی، فرهنگی، تاریخی، اقتصادی و ... دارای منابع متفاوت خواهد بود و لذا کارویژه های منابع و عوامل تأثیرگذار قدرت نرم در کشورهای مختلف متفاوت است. در ایران به عنوان کشوری با تمدن کهن و فرهنگ غنی که یکی از کشورهای مؤثر در عرصه جهانی از ابتدا تاکنون بوده است لزوم بازشناسی و معرفی و توجه به منابع قدرت نرم و همچنین شناخت عوامل جدید تأثیرگذار در افزایش قدرت نرم و یا عوامل تأثیرگذار در کاهش قدرت نرم وجود خواهد داشت. پس از شکل گیری انقلاب اسلامی ایران در بهمن 57 تغییری اساسی در منابع قدرت نرم ایران حاصل گردید، ایران به واسطه پیشینه تاریخی و داشتن فرهنگ و تمدن باستانی همواره در ذهن جهانیان به عنوان کشوری کهن تداعی می گردید، پس از شکل گیری انقلاب اسلامی ایران علاوه بر ذهنیت قبلی، محور قرار گرفتن ایدئولوژی و طرح منابع جدید سیاسی و اقتصادی علاوه بر منبع فرهنگی به صورت جدی منابع قدرت نرم ایران را متحول کرد. لذا ما در این پژوهش قصد داریم ضمن بازشناسی و معرفی منابع قدرت نرم ایران جایگاه کشور را در منطقه و جهان و نقاط ضعف، نقاط قوت و پتانسیل های آنرا نشان بدهیم .
امروزه مدیریت بحران یک بخش اساسی از مسائل شهری است. قبل از تعقیب هرگونه اهداف بلند، نقش مشارکت اجتماعی برای تضمین ثبات و موفقیت مستمر مدیریت بحران ضروری است. مدیریت بحران مؤثر نیازمند یک رویکرد منظم و نظام مند مبتنی بر مشارکت اجتماعی، حساسیت مدیریتی و یک درک خوب از اهمیت مدیریت بحران از سوی ساکنین است. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش مشارکت اجتماعی در بهبود عملکرد مدیریت بحران شهری در شهر رباط کریم است. در این راستا پس از بررسی مباحث نظری در حوزه مشارکت اجتماعی و با تکیه بر مباحث مدیریت بحران شاخص های تأثیرگذار بر مشارکت اجتماعی شناسایی شدند. روش تحقیق، پیمایشی و جامعه آماری شهروندان شهر رباط کریم می باشند که به شیوه نمونه گیری تصادفی 383 نفر با روش کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. یافته های تحقیق نشان داد که ضریب همبستگی مشارکت اجتماعی و مدیریت بحران با ضریب 783/0 معنادار می باشد و با استفاده از آزمون رگرسیون خطی نقش مشارکت اجتماعی با 765/0 درصد در بهبود عملکرد مدیریت بحران مثبت ارزیابی شده است. در واقع می توان گفت با ارتقاء یک واحد از هر متغیر مستقل (مشارکت اجتماعی) به میزان ضریب نوشته شده متغیر وابسته ارتقاء پیدا خواهد کرد. بنابراین در نظام مدیریت بحران شهر رباط کریم، اساسی ترین مؤلفه، افزایش مشارکت اجتماعی است.
ریسک پذیری سلامت گروه های حساس و پرخطر، موضوعی است که در آغاز اپیدمی کرونا مورد توجه رسانه ها و کاربران رسانه های اجتماعی در ایران قرار گرفت. تحقیق با این فرضیه که نگاه افکار عمومی به سیاست حوزه سلامت این است که گروه های خطرپذیر از جمله گروه سنی سالمندان به طور عادی، نیازمند حمایت بهداشتی، روانی و اجتماعی بیشتری هستند، بالطبع از دولت ها و نظام درمانی انتظار می رود در بحران کرونا، اقدامات بیشتری برای مراقبت از این گروه سنی انجام گیرد. این تحقیق به هدف دست یافتن به رویکرد رسانه ها و فضای مجازی کشور نسبت به سالمندان به عنوان یکی از گروه های حساس و آسیب پذیر در اپیدمی کرونا به دنبال پاسخ به این سوال است که نگاه رسانه ها و کاربران فضای مجازی به سالمندان در ایران و غرب چگونه است؟ پژوهش حاضر به منظور دستیابی به نوع نگاه رسانه های مختلف کشور به موضوع کرونا و سالمندان در ایران و غرب به مطالعه رسانه های چاپی، برخط و شبکه های اجتماعی پرداخته است و برای دست یافتن به نگاه رسانه های مختلف به گروه های پرخطر در بحران کرونا از «داده های بزرگ» و تکنیک «داده کاوی» استفاده کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که رسانه ها و کاربران ایرانی با رویکردی مثبت، اخلاقی و حمایتی به مراقبت از سالمندان در بحران کرونا تأکید دارند و نسبت به رفتارهای داخلی و خارجی که بی توجه به وضعیت این گروه سنی- اجتماعی در بحران کرونا است به شدت واکنش منفی نشان می دهند. در این میان، برخی از رسانه ها و کاربران به مقایسه برخورد متفاوت ایرانی ها و غربی ها در رابطه با سالمندان به عنوان یکی از گروه های حساس در بحران کرونا پرداخته اند و با رفتارهایی در فضای مجازی همانند هشتک ایران قوی، نظام اجتماعی ایران را اخلاقی تر از غرب دانسته اند.
مسئولیت مستقیم دستگاه سیاست خارجی دولت در پیگیری راهبردها و اقدامات و درنتیجه، ایجاد رویکردهای نامتوازن، جزیره ای و متضاد در دولت های گوناگون، تأکید برخی از محققان و سیاست گذاران بر مسئولیت دستگاه های دولتی در تعیین خط مشی ها و برنامه ها و عدم برخورداری این دستگاه ها از معیارهای لازم برای راهبری در موضوعات و مسائل پیچیده سیاست خارجی بر اهمیت تعیین، تبیین و تثبیت نهادی برای راهبری و نظارت بر عملکرد دستگاه مسئول در سیاست خارجی می افزاید. این پژوهش در پاسخ به این سؤال اساسی که سازوکار نظارت و راهبری در الگوی منافع دولت اسلامی براساس چه ویژگی ها و معیارهایی، راهبردها و اقدامات دولت در پیگیری منافع را هدایت می کند، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی اولاً، نهاد ولایت را به عنوان سازوکار تنظیم کننده و هدایت کننده معرفی می کند؛ ثانیاً، الگوهای عملی نهاد ولایت برای راهبری و نظارت همچون الگوی تصمیم گیری ارزش محور، الگوی مدیریت کارآمد را تبیین می کند؛ ثالثاً، معیارها و ضوابط حاکم بر فرایند راهبری و نظارت مانند غایت مداری و زمان شناسی را با هدف ضابطه مندکردن و نفی هدایت سلیقه ای نهاد راهبر تشریح می کند.
سیاست زائیده و محصول جغرافیاست و مقوله ی گردشگری که از بنیان های ژئوپلیتیکی کشور ایران است بی تاثیر از نهاد سیاست نبوده و متناسب با تحولات سیاسی و روابط سیاسی با کشورهای جهان در ایران و بعد از پیروزی ان ق لاب اسلامی از فراز و فرود زیادی برخوردار بوده است . کشور ایران با همه ی جاذبه های تاریخی، فرهنگی و طبیعی اش در سال های اخیر توانسته است به یک توفیق نسبی در این زمینه دست یابد که تلاش و توجه فعالان صنعت گردشگری،گسترش شبکه ی ارتباطات جمعی، سیاست های تسهیل کنندگی دولت ها و توجه به زیر ساخت های آموزشی و رفاهی از مهم ترین دلایل آن بوده است . بدون شک روابط سیاسی کشورها در توسعه ی همکاری های گردشگری بی تاثیر نبوده و هر چقدر زمینه های امنیتی، رفاهی و آموزشی و همچنین اشتراکات تاریخی، فرهنگی و سرزمینی بین دو کشور تقویت شده باشد در گسترش این تبادلات توریستی موثر بوده است . بدین منظور به روش اسنادی، داده های مورد نیاز تحقیق از محتوی قوانین و برنامه های بالا دستی جمهوری اسلامی ایران جمع آوری شده است. این نتایج به دست آمده نشان می دهد که هر چقدر کشورها از تحکیم روابط سیاسی بیشتری برخوردار باشند توسعه ی گردشگری در آن ها نمود بیشتری داشته است. که البته در مورد دو کشور ایران و عمان که به صورت موردی مطالعه شده است، به خوبی نمایان است. ضمن اینکه در صورت توسعه ی بیش تر امکانات زیر ساختی، رفاهی و تبلیغاتی از رونق بیشتری برخوردار خواهند شد .
در تاریخ کشورها همواره بزرگانی وجود داشته اند که مردم هر عصر به وجود آن ها بر خود می بالند و به آنان افتخار می کنند. این بزرگان به واسطه ی اقداماتی که انجام داده اند به مرور زمان برای عموم مردم به شخصیت هایی اسطوره ای تبدیل شده اند. یکی از شخصیت هایی که نماد حکمت و خرد در جمع دیوانسالاران ایرانی بود و زندگی او تا حدی گرفتار افسانه و ابهام شده بزرگمهر حکیم است. در تاریخ و ادبیات ایران زمین جملات قصار حکمی ، اخلاقی، فلسفی و همچنین اندرزها و حکایت های زیادی را به او نسبت داده اند که بر خرد و دانایی و میهن دوستی وی تأکید می کند. انسان ایرانی، ارزش های انسانی و متعالی خود را به نقل از بزرگانی عرضه داشته است که در تاریخ و در ساحت افسانه، نمونه و الگوی درایت، تدبیر و هوشمندی بوده اند. بدون تردید در این میان بزرگمهر حکیم از تابناکترین چهره ها محسوب می شود. وی از جمله قهرمانانی بود که به جمع شهیدان اندیشه پیوست و حالت اسطوره پیدا کرد. بنابراین ضرورت دارد شخصیت وی از افسانه تا واقعیت مورد کندوکاو قرار گیرد.
جغرافیای تاریخی، گرایشی جدید در دانش های امروزی است که سه نظر درباره آن وجود دارد: زیرمجموعه تاریخ است؛ زیرمجموعه جغرافیاست؛ علمی مجزاست. در رابطه با این گرایش باید چنین گفت که این علم، فراتر از جغرافیا و تاریخ است و این دو باید از این گرایش جدید به عنوان یک منبع غنی، سود لازم را از هر نظر ببرند. آثار جغرافیای تاریخی که در اسلام و ایران، در این تحقیق مورد استفاده بوده اند، در تمام وجوه علوم انسانی و حتی علوم طبیعی، دارای نظریه و مطالب لازم می باشند. در مطالعات بین رشته ای می توان به نقش بسیار مؤثر جغرافیای تاریخی در تعمیق و ژرفابخشی مطالعات تاریخی اشاره نمود. با توجه به متون جغرافیایی مسلمانان که همان جغرافیای تاریخی به سبک قدیم هستند، می توان با ذکر مصادیقی از متن یک اثر با عنوان مسالک و ممالک اثر اصطخری و مطالب تاریخی به کار برده شده در آن، صحت گفته های مذکور را تا حدود زیادی اثبات کرد.
| گردشگری با رویکرد فرهنگی همانا رفتن به سراغ عالم ایرانی است با این تصور که گردشگر مخاطب آن است. آثار فرهنگی و تاریخی یک زیست بوم میراثی به شمار می روند که دلالت بر ایرانی بودن و به طور کلی چه کسی بودن اهالی آن منطقه دارد. آثار طبیعی مستقیماً بر کجا بودن سرزمینشان اشاره می کنند. زبانی که آثار بدان سخن می گویند زبان اشارت است و نه زبان عبارت. ذیل زبان اشارت، گاه به تصریح و اغلب به تلویح، نکاتی تبیین می شود که فهمش برای همه ممکن نیست جز مخاطب. در این نوع از گردشگری، گردشگر به دنبال مواجهه با فرهنگ ها و شناخت آنهاست. مواجهه با فرهنگ یعنی به دست آوردن شناختی حقیقی از کجا بودن یک مکان و کیستی اهالی اش. ولی این سؤال مهم مطرح است که نیت گردشگر فرهنگی از این شناخت چیست؟ به تعبیر دیگر مواجهه با فرهنگ های متنوع ساکنان سرزمین ایران و همچنین کیفیت واحدی با عنوان «فرهنگ ایرانی» و تعمق در حقیقت آن چه بهره ای برای گردشگر خواهد داشت؟ نیت گردشگری با رویکرد فرهنگی، نوعی آشنایی است که به خودشناسی فرهنگی منجر می شود. چنین آشنایی ای تنها زمانی میسر می شود که تماشای آثار تاریخی و فرهنگی در گردشگری تنها به قصد افزایش معلومات و رفع کنجکاوی های تاریخی از پشت در بسته آثار نباشد.
یکی از مباحث اصلی در نظام آموزش و پرورش چگونگی تدریس دروس علوم انسانی است. لذا با توجه به این مسئله، یکی از دروسی که هویت سازی و همچنین، در تغییر نگرش انسان ها به محیط اجتماعی نقش قابل ملاحضه ایی دارد درس تاریخ است. این پژوهش با هدف، شناسایی تجارب تدریس معلمان پیشکسوت تاریخ و ارائه راهکارهایی برای تسریع وصول به اهداف آموزشی و بالا بردن سطح کیفی آموزش تاریخ انجام گرفته است.روش پژوهش،کیفی و از نوع پدیدارشناسی است. جمع آوری اطلاعات با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام و با روش کدگذاری موضوعی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. با توجه به یافته های پژوهش که طی کد گذاری های باز، محوری و انتخابی به دست آمدند دو محور اصلی در تدریس تاریخ نقش دارند.1) انتخاب بهترین فنون تدریس 2) چگونگی انجام فرایند آموزشی. در بخش اول، استفاده از روش های مختلف تدریس و کاربرد مهارت درآموزش تاریخ و در بخش دوم توجه به یادگیری اطلاعات و روحیات دانش آموزان در طول تدریس موثر بوده و موجب افزایش انگیزه دانش آموزان و معلمان نیز به نتایج مطلوب فرایند یاددهی و یادگیری دست پیدا می کنند.
پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، سیاست مسکن به عنوان یکی از ابعاد سیاست اجتماعی- رفاهی متأثر از جهت گیری ها، رویکردها، ایدئولوژی و جریان فکری حاکم بر سیاست های دولت ها بوده است. در این راستا پرسش پژوهش حاضر این است که به لحاظ مقایسه ای رویکرد و عملکرد دو دولت احمدی نژاد و روحانی بر سیاست اجتماعی - رفاهی در حوزه مسکن در فاصله سال های 1384 الی 1399 شمسی چگونه بوده است ؟ برای پاسخ به این پرسش، سیاست مسکن مبتنی بر اسنادبالادستی، ابعاد درون داد قانونی و برون داد عملیاتی - اجرایی در طول سال های 1384 تا 1399 با استفاده از داده های کمی و کیفی مورد مطالعه قرار گرفته است. یافته ها و نتایج نشان می دهد سیاست مسکن به لحاظ قانونی در مقطع زمانی مورد بررسی تابعی از رویکرد، سیاست و ایدئولوژی دولت حاکم وقت بوده است اما از بعد اجرایی و عملیاتی با وجود تفاوت در نوع و ماهیت سیاست گذاری مسکن این دو دولت، نتایج و عملکرد سیاست گذاری در حوزه تأمین مسکن بخصوص برای اقشار و طبقات کم برخوردار تقریباً مشابه و نزدیک به هم بوده است. این مهم ضمن انعکاس اختلافات ایدئولوژیکی دولت های احمدی نژاد و روحانی، بیانگر ناکارآمدی و عدم سنجیدگی رویکرد و سیاست های دو دولت یادشده در حوزه تأمین مسکن مناسب طبقات و اقشار آسیب پذیر و کم درآمد بوده است ،مواردی نظیررانت زمین و مسکن، سوداگری زمین، افزایش حاشیه نشینی و اسکان غیررسمی و نیز افزایش میزان بی مسکنی و بد مسکن.