مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۷۰٬۴۶۱ تا ۴۷۰٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
روند جنگ های آینده در دیدگاه استراتژیست چینی
حوزههای تخصصی:
تحلیل ها و گزارش ها: بررسی سیاست خارجی استرالیا در آسیا
حوزههای تخصصی:
نگاهی دیگر به رویارویی و گفت و گوی تمدنها
حوزههای تخصصی:
پیوند ناگسستنی دموکراسی و حقوق بشر
حوزههای تخصصی:
سرمایه گذاری خارجی و اشتغال آفرینی : بررسی کاربردی اتحادیه اروپا
رضا شاه از صعود تا سقوط (بخش 2)
امکان سنجی احداث خطوط لوله نفت دریای خزر
قرارداد 1907 و تقسیم ایران میان روس و انگلیس
ارتباط متقابل علم اقتصاد با مکتب اسلام
حوزههای تخصصی:
معرفت شناسی، عقلانیت و اقتصاد
حوزههای تخصصی:
سخن فصل: سیاست خارجی و مجلس ششم
روابط سیاسی - نظامی و ثبات رژیمهای عربی در منطقه
حوزههای تخصصی:
بخش ویژه: ایران، آسیای میانه و قفقاز
دیدگاه و گزارش: سیاستهای جدید اوپک برای ایجاد ثبات در بازار جهانی نفت
حوزههای تخصصی:
بدهی خارجی عراق «حقایق و آینده»
حوزههای تخصصی:
تحولات مفهوم امنیت ملی
حوزههای تخصصی:
بازگشت یا تبعید دائم پناهندگان فلسطینی و هدف فرآیند اسلو
حوزههای تخصصی:
علوم اطلاعرسانی،تحولاتتاریخیوجنبههایاجتماعی
حوزههای تخصصی:
این مقاله برخی از جنبههای مربوط به بافتار تاریخی و اجتماعی و علوم اطلاعرسانی و مؤسسات اطلاعرسانی بررسی میکند. نقطة آغاز این بحث، سخنرانی فیلسوف اسپانیایی «خوزه اورتگا وای گاست» در سال 1934 دربارة تاریخ کتابداری است. «اورتگا» از سویی به تحلیل کوتاهی از نیاز اجتماعی به کتاب و وظایف کتابداران از دیدگاه تاریخی میپردازد. او کتابخانهها را با روشی کلاسیک در بستر تاریخ تمدن، و با پارادایم دهة 30 که در آن، کتابخانه یک نهاد اجتماعی به شمار میآمد بررسی میکند. از سوی دیگر، وی به پدیدههای تازه در دنیای دگرگون شوندة دانش توجه دارد. مقاله از این نقطة آغاز، با توجه به مفاهیم متغیر ساختاری، کانونها و محتوای این رشته، ] امکان و [ چگونگی تأثیر دگرگونیهای تاریخی بر علوم اطلاعرسانی (و طلیعهدار آن، یعنی علوم کتابداری و سندداری) را در دهة کنونی بررسی میکند. پارادایمها و چارچوبهای بررسی شده عبارتاند از: پارادایم پیش از جنگ که کتابخانه را نهادی اجتماعی به شمار میآورد؛ پارادایم فیزیکی؛ دیدگاه شناختی؛ و نگرشهای گوناگون دهة 90 میلادی که نشاندهندة گرایش جدید به نوعی یکپارچگی در بُعد اجتماعی میباشد که مبنای آن، از جمله بر جامعهشناسی علم، هرمنوتیک، و نشانهشناسی استوار است.
تحلیل و بررسی فلسفه خاموشی از دیدگاه مولانا
حوزههای تخصصی:
نظریه خاموشی و کتمان سر از جمله جنبه های متعالی تفکرات صوفیه است. اندیشمندان صوفی درباره اهمیت این نکته مهم و اساسی، دیدگاههای گوناگونی عرضه داشته اند که البته هر یک در جای خود قابل تامل است. اما با اندکی دقت و امعان نظر می توان دریافت که هیچ یک از آنها به اندازه مولانا زیبایی و ارزش این مساله را بیان نداشته اند. در اعتقادات عرفا، مساله کتمان سر و خاموشی از نکات بنیادی و اساسی بوده که به دلایل مختلف یک سالک باید بدان پایبند باشد، زیرا آنان معتقدند: «من عرف الله کل لسانه». اصولا مولانا، خود از شیفتگان خاموشی و سکوت به شمار می رفته تا به حدی که در بسیاری از اشعار خود در محل تخلص شاعرانه از الفاظ و ترکیبات و تعبیراتی که بار مفهوم خاموشی را در خود نهفته دارند، استفاده می کرده است.یکی از دلایلی که وجوب سکوت را الزام می نموده، فاش ننمودن اسرار در میان مجمع اغیار و عوام است، زیرا اگر افراد کم ظرفیت و کج فهم از اسرار و رازها بویی می بردند، احتمال وقوع پیامدهای ناگواری برای گویندگان آن وجود داشت، بدین منظور یا ناگزیر بودند که اسرار خود را از مردم عامی بپوشانند و یا اینکه برای خود زبانی مرموز و آکنده از کنایه برگزینند. به اعتقاد مولانا پرمفهومترین بیانها و زیباترین عبارتها را باید در اعماق خاموشی جست و اصولا خاموشی سرشار از مفاهیم و عبارات شیرین و جانفزاست. گفتار به منزله حجاب و مانعیست که از صعود آدمی به سوی حقیقت خودداری می نماید. هر چند که یادآوری این نکته نیز ضروریست که اگر سخن در جایگاه مناسب خویش استعمال شود، بسیار سودمند و ارزشمند خواهد بود. در نهایت باید گفت که نوآوریها و ابتکارات مولانا در باب نظریه «سکوت و خاموشی» شامل هر دو عرصه اندیشه و زبان می باشد.







