دامداری از ارکان محوری بخش کشاورزی در توسعه اقتصادی کشور و از منابع عمده تامین غذای انسان به شمار می رود.از یک سو نیاز روز افزون کشور به غذای مناسب با توجه به افزایش سریع جمعیت و از سوی دیگر پایین بودن ظرفیت تولید، وضعی را پدید آورده اند که نیاز کشور به استفاده از منابع غذایی زیادتر شده است. این کمبود بخصوص در زمینه فرآورده های دامی غذا، شدیدتر است.افزون بر اهمیتی که تولید گوشت قرمز در کل ارزش وارداتی و اشتغال دارد، همه ساله مبالغ هنگفتی ارز برای تامین کمبود این کالا از خارج، صرف می شود. از این رو مطالعه وبررسی در زمینه تولید و چگونگی رسیدن به خودبسندگی امری ضروری است.از نتایج این پژوهش میتوان به موارد زیر اشاره کرد:-81 درصددامهایکشور در اختیار روستاییان قرار دارد و 2.4 میلیون بهره بردار روستایی وجود دارد که 180 هزار خانوار نیز عشایر به شمار می آیند.-سهم دامپروری درگروه کشاورزی برای سال 1370 برابر 43.4 درصد است (ارزش افزوده برابر 1359 میلیارد ریال).-خوب بودن موقعیت ایران از نظر تعداد دام در جهان و همچنین در داخل (در سال 1370 برابر 105 میلیون واحد دامی).-وسعت مراتع از 90 میلیون هکتار طی سه دهه گذشته به 88میلیون هکتار رسیده بدین معنا که نزدیک به 2 درصد از آن کم شده است.-تولید گوشت در سال 1370 برابر 575 هزار تن بوده که رشد 2.4 درصدی داشته است.-کاهش علوفه تولید مراتع از 4 میلیون T.D.N به 3.474 میلیون T.D.N (طی سه دهه گذشته)-ظرفیت کنونی مراتع، نزدیک به 12.8 درصد از نیاز غذایی دام موجود در مراتع را می تواند فراهم کند (13.5 میلیون واحد دامی)-وضعیت تعادل دام و مرتع در استانهای گوناگون کشور یکسان نیست. در استانهای همدان، چهار محال بختیاری ، گیلان و لرستان، علوفه مراتع حتی نیاز فیزیولوژیک 3 درصد از دامهای موجود را فراهم نمی کند، در حالی که در استانهای یزد، سیستان و بلوچستان و خراسان به ترتیب نزدیک به 36، 24.2 و 24.2 درصد از دامهای استان یاد شده می توانند نیاز غذایی خود را به طور کامل از مراتع به دست آورند.-دامهای ایران در فقر غذایی به سر می برند و به جای اینکه 255.5 کیلوگرم T.D.N تغذیه کنند تا به وزن 25 کیلوگرم برسند، 179 کیلوگرمT.D.N مصرف میکنند و وزن آنها به 19 کیلوگرم میرسد.-درصد تلفات دام در ایران بالاست (نزدیک به 27 درصد) بنابراین سالانه مقدار فراوانی گوشت و دیگر فراودههای دامی از میان می رود.(بر پایه محاسبه انجام شده، مقدار درصد تلفات برای دام گوسفندی برابر 22 درصد و برای دام گاوی 15 درصد است که نزدیک به 372 هزار تن گوشت میشود)-کادر فنی موجود در بخش دام تنها 30 درصد دام را زیر پوشش قرار می دهد و نزدیک به 70 درصد دیگر از نیروی ماهر و متخصص محروم اند.-کل منابع خوراک دام تولیدی برابر 19.474 میلیون تن T.D.N است ولی نیاز غذایی دامهای کشور برابر 26.8 میلیون تن T.D.N است، بدین ترتیب کسری برابر 7.353 میلیون تن در یک سال دیده می شود.-رشد واردات علوفه از خارج نزدیک به 13.8 درصد بوده است.از مطالعه کششها، تولید نهایی، تخمین تابع تولید گوشت قرمز و تخمین تابع واردات علوفه، می توان به نتایج زیر اشاره کرد:از تخمین تابع تولید گوشت قرمز و تولید تهایی و کششهای آن نسبت به نیروی کار، سرمایه و علوفه نتایج زیر به دست آمد:-در بخش دام نیروی کار مازاد وجود دارد و تولید نهایی نیروی کار منفی و در ناحیه 3 تولیدی است.-بررسی کشش سرمایه نسبت به تولید گوشت قرمز نشان می دهد که اثر این نهاد بر تولید نهایی آن در حال زیاد شدن است.-بررسی کشش علوفه نسبت به تولید گوشت قرمز نشان دهنده این است که تولید در ناحیه اول تولیدی قرار دارد که با افزایش یافتن علوفه، تولید گوشت هم افزایش می یابد و جای دارد تولید علوفه افزوده شود.
در این مطالعه، استان آذربایجان شرقی واقع در شمال غرب ایران، به طور عمد انتخاب شد. این استان از نظر توانایی هایی برای رشد بهره وری و افزایش تولید، از امکانات بالقوه بالایی برخوردار است. پژوهشها، فن آوریهای لازم را برای افزایش تولید و رشد بهره وری تولید می کند، ولی این فن آوریها یا روشها باید به مناطق تولید و تولیدکنندگان انتقال داده شود تا مورد استفاده قرار گیرد.برای مطالعه سطح پذیرش فن آوریهای دامپروری و عوامل موثر بر رفتار پذیرش دامداران در بخش دامپروری، یک نمونه 154 نفری از دامداران هشت روستا در استان (چهار روستا از مناطق دشتهای مرتفع و چهار روستا از مناطق دشتهای پست)، به بهره گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه بندی دو مرحله ای، انتخاب شد. گردآوری داده ها نیز با کمک پرسشنامه کامل و از پیش آزمون شده ای انجام پذیرفت و به منظور تجزیه و تحلیل آماری، معیارهایی همچون فراوانیها بر حسب تعداد و درصد و همچنین میانگین و ضرایب همبستگی محاسبه شد و تجزیه رگرسیون و آزمون t نیز انجام گرفت.نتایج این مطالعه نشان می دهد که بیشتر دامداران دو گروه مورد مطالعه (59.09 درصد)، در طبقه سطح متوسط رفتار پذیرش فن آوری قرار دارند و 22.73 درصد و 18.18 درصد پاسخگویان نیز به ترتیب در طبقات سطح زیاد و سطح کم رفتار پذیرش نوآوری در زمینه فن آوریهای دامپروری قرار می گیرند. در این مطالعه همچنین متغییرهای درونداد اطلاعات، برونداد اطلاعات، ارتباطات درون سیستمی، ارتباط کشاورز با محقق، ارتباط کشاورز با مروج، دسترس پذیری به نهاده های تولیدی و اطلاعات جامع در زمینه فن آوریهای دامپروری، ارتباط معنی داری را در سطح احتمال یک درصد با متغییر رفتار پذیرش جامع فن آوری نشان دادند.
رضا سید حسینی ‘مکتبهای ادبی‘ج اول‘چاپ یازدهم؛ج دوم‘چاپ دهم‘تهران‘ا.نگاه‘1376(209ص). در این بخش(برای بخش اول به شماره پیشین همین مجله مراجعه شود)نیز ما به طور اصولی و منظم به بررسی و بحث((مکتبهای ادبی))‘که در جلد دوم ارایه شده اند‘می پردازیم و در آن سمبولیسم در اواخر قرن نوزده شروع می کنیم و مطلب را با اگزیستالیسم و سرانجام با دگردیسی رمان در اواسط قرن بیستم به پایان می رسانیم. نکات جالبی که به طور جسته و گریخته از متن گردآوری شده‘موضوع پایانی کار است و درآن دقت عمل مؤلف از خلال چندین نمونه ترجمه و عناوین ترجمه معادل های فرانسوی نشان داده است .
با توجه به اهمیتی که استقبال از نظر کمی و کیفی دارد برآن شدیم تا به اختصار این موضوع را در شعر فارسی بررسی کنیم . پس ازاشاره به معانی لغوی استقبال با نگاهی گذرا به تعریف اهمیت و تقسیمات به بیان لوازم و عوامل آن پرداخته ایم . سبک شناسی در قوالب شعر را نیز در نظر داشته ایم.سپس به شعر یکی از غزلسرایان خوب و معروف فارسی ‘ بابافغانی شیرازی(925ه.ق) نظرانداخته ایم‘بدان سبب که غزل هایش بیش از دیگران مورد توجه و استقبال واقع شده است .
یکی از شیوه های بررسی آثار ادبی از دیدگاه سبکی‘ توجه به جنبه های درونی و بیرونی و نیز بررسی وجوه سه گانه صوت‘معنا و تصویر است . بررسی منظومه حمله حیدری از نظر زبان و مضمون می نمایاند که راجی به حماسه نزدیک شده است و از شاهنامه فردوسی اثر پذیرفته است. مقایسه حوزه واژگانی((حمله)) و((شاهنامه))((همگونیها))و ((ناهمگونیهای)) این دو کتاب را باز مینمایاند. ویژگی دیگر((حمله راجی))زبان روائی آنست . اگر چه از نظر مضمون حمله حیدری را باید آمیزه ای از شعر حماسی و غنایی دانست . تصویرپردازیهای راجی نیز از پیوند دو جنبه حسی و عقلی ‘ بوجود آمده است . افزون بر این ‘ بزرگنمایی حوادث و مبالغه یا غلوّ را میتوان از انواع صور خیال آن شاعر حماسه پرداز دانست ‘ که گاهی اثرپذیری از شاهنامه درآن ‘ به خوبی نمایان است .
اقبال لاهوری‘ این نغمه سرای بیداری بر این باور بود که شعر باید منادی تلاش و کوشش انسان برای زندگی و آزادی باشد. از این رو شعر را به تنهایی برای هنر و زیبایی مطمح نظر قرار نداد‘بلکه در آن به طور واقع گرایانه حقیقت و زیبایی را به هم درآمیخت و در خلال نغمه های موزون و شورانگیز‘ آهنگهای تازه ای از آزادی سرود تا مسلمانان را بدون توجه به رنگ و نژاد از خواب غفلت بیدار سازد
مساله چیستى زمان از زیباترین و درعین حال بغرنجترین مسائل فلسفى به شمار مىرود. از دیرباز فلاسفه براى شکافتن این مبحث از طبیعیات مدد مىجستند و در حال حاضر نیز بدون استمداد از یافتههاى علم فیزیک امکان بحث جدى در این زمینه وجود ندارد. در این مقاله سعى شده استبطور بسیار فشرده گزیدهاى از آراء گوناگونى که در خصوص چیستى زمان در طول تاریخ مدون فلسفه ارائه شده است، مرور شود و با توجه به نتایج اخذ شده از نظریههاى جدید فیزیکى، میزان معرفت ما به طبیعت زمان تا حدودى روشن گردد.
در این مقاله با توجه به اهمیتشناخت قدرت خدا در فلسفه و کلام اسلامى تلاش شده استبه چند سؤال اساسى در این باب بر مبناى دیدگاههاى صدرالمتالهین پاسخ داده شود:
1- جایگاه قدرت در مجموعه صفات الهى کجاست؟ از صفات فعل استیا ذات؟ عین ذات استیا زاید بر ذات؟
2- رابطه صفت قدرت با سایر صفات جمال الهى چگونه است؟
3- قدرت خدا را چگونه باید تفسیر کرد که نه موجب تشبیه گرایى شود و نه مستلزم اشتراک لفظى مفهوم قدرت در انسان و خدا گردد.
4- ویژگیهاى قدرت حق تعالى و وجوه تمایز آن با قدرت انسان چیست؟
5- قدرت مطلقه و به عبارت دیگر شمول قدرت الهى بر همه ممکنات با توجه به رحمتبى پایان او.
اولا: با شرورى که در عالم مشاهده مىشود چگونه قابل جمع است؟
ثانیا: با اختیار انسان و شرور اخلاقى او چه سان قابل توجیه است.
معرفتشناسى همواره یکى از مهمترین مباحث فلسفى به شمار رفته است. توجه فیلسوفان از آغاز تدوین فلسفه تاکنون به معرفتشناسى متفاوت بوده است، در این میان افلاطون یکى از برجستهترین شخصیتهایى است که معرفتشناسى دغدغه اصلى و اساسى او بوده است. و اندیشههاى بدیع و ژرفى را از طریق روش «دیالکتیک» پیرامون چیستى معرفت و ویژگیها و واقع نمایى آن ارائه نموده. اما با توجه به این که افلاطون مباحث گوناگونى را در معرفتشناسى مطرح نموده ابتدا باید عناصر و سازههاى مختلف تفکر افلاطونى را در هر یک از مباحث فلسفى به دست آورد و سپس، با ترکیب آنها ساختمان فکرى او را در آن خصوص نشان داد. براساس این روش، سازههاى معرفتشناسى افلاطون به ترتیب عبارتند از:
1- ادراک حسى و نقد آن 2- عقیده و پندار 3- ریاضیات 4- شناخت ایدهها و نیز آثار آنها و بیان روابط آنها با یکدیگر و با اشیاء محسوس 5- یادآورى 6- دیالکتیک. در این مقاله پیوند منطقى بین این مراحل در گذر از هر مرحله به مرحله بعدى آشکار گردیده است