" در بهار سال 1374 پژوهشى با عنوان شناخت عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلى در دانشگاه شاهد انجام گردید که مشخص کند چرا برخى از دانشجویان نسبت به بقیه از پیشرفت تحصیلى بیشترى برخوردارند؟
براى این منظور دو گروه از دانشجویان انتخاب شدند، گروه اول شامل دانشجویانى بود که در دو نیمسال تحصیلى سال 73 ـ 72 معدل بیش از پانزده داشته اند و گروه دوم دانشجویانى که در همان سال تحصیلى در یک یا دو ترم مشروط شده بودند.
براساس مبانى نظرى در زمینه هاى فردى ـ اجتماعى و آموزشى تعدادى متغیر انتخاب و براساس آنها حدود بیست فرضیه تدوین و با استفاده از روش پس رویدادى و با استفاده از آمار مناسب، فرضیه ها مورد آزمون قرار گرفتند که نتایج آن به شرح زیر است :
پیشرفت تحصیلى با متغیرهایى چون میزان سن، باورهاى سنتى، وضعیت اشتغال، پایگاه اجتماعى، وضعیت اسکان، نوع دیپلم، سال اخذ دیپلم، دفعات شرکت در کنکور و سال ورود به دانشگاه ارتباط ندارد و با متغیرهایى چون نوع جنس، مسائل و مشکلات خانوادگى، میزان علاقه مندى، نحوه گذران اوقات فراغت، رشته تحصیلى، حضور در دانشکده و میزان آگاهى اجتماعى دانشجویان ارتباط دارد.
"
سکوت‘ به تنهایی حاکی از ارادة شخص نیست واز وضع شخص ساکت چیزی ساکت چیزی فهمیده نمی شود و موارد استثنایی که سکوت در آنها علامت رضاست سکوت محض نمی باشد بلکه قرینه ها و اماراتی هستند که می توانند مبین ارادة شخص باشند و ارزش واقعی تعلق به آنها دارد نه به نفس سکوت زیرا سکوت نمی تواند مبین ارادة شخص ساکت باشد و اعم از رضاست و بدون اماره و قرینه ارزش و اعتباری ندارد. بنابراین‘ در مواردی که اراده ابراز می شود به اعتبار وجود و ابراز اراده ( صریح یا ضمنی) سکوت می شکند و اثر حقوقی بر آن مترتب می شود. این اثر اعتبار همان اراده است نه سکوت.
این مطالعه به روش گذشته نگر بر روی 100 نفر از معتادان خودمعرف مراجعه کننده به مرکز ترک اعتیاد شهید خوئینی ها وابسته به بهزیستی منطقة جنوب تهران در سال 1378 انجام شده است. برای بررسی عوامل مؤثر بر ترک اعتیاد‘ با استفاده از پرسش نامه‘ اطلاعات بیش از 30 متغییر از این افراد جمع آوری شده و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. برای یافتن متغیرهای مؤثر بر ترک اعتیاد از روش تحلیل ممیزی گام به گام استفاده شده ودر پایان تابع ممیز بر حسب سه متغییر «تعداد جلسات گروه درمانی» ‘«درمان غیر دارویی» و «مقدار مصرف سیگار» به دست آمده است.
در تبصرة 2 ماده515 قانون آئین دادرسی مدنی آمده است: « ضررو زیان ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست». اما باید اطلاق این تبصره را مقید کنیم زیرا جمع بین این تبصره و مواد دیگر مذکور در قانون مدنی اقتضاء می کند که بگوییم اگر عدم النفع به واسطه غصب باشد غاصب علاوه بر عین ضامن منافع اعم از مستوفات و غیر مستوفات نیز می باشد چنانکه اکثر فقها عقیده دارند اما اگر عدم النفع به واسطه غصب نباشد بلکه به جهت منع مالک از استیفاء منافع مالش باشد مثلاً بی آنکه خانة کسی را غصب کند مانع شود که مالک در خانة خود سکنی گزیند و یا مانع شود که کاسب در محل کسبش حاضر شود تا به کسب و کار بپردازد؛ طبق این تبصره ضرر و زیان ناشی از عدم النفع قابل مطالبه نیست؛ ما در این مقاله تحقیق کرده ایم که عدم النفع خود از مصادیق ضرراست نه آنکه سبب و منشأ ضرر باشد؛ پس طبق قاعدة «لا ضرر» باید جبران و تدارک شود: اگر پنداشته شود که مفاد قاعدة لا ضررنفی احکامی است که از قبل آنها مردم متضرر می شوند نه وضع احکامی که از عدم و فقدان آنها ضرر حاصل می آید: کوشیده ایم که به این توهم پاسخ قانع کننده ای داده شود.
آزادی از اساسی ترین مسائل مربوط به انسان و حیات اجتماعی اوست که تحت عناوین متعددی مورد بحث و بررسی قرار گرفته است . انسان دارای شخصیتی مستقل‘ صاحب عقل و مختار است؛ میل به آزادی و احساس حریت در ذات او نهفته است ودر انتخاب راه در زندگانی چیزی بر او سلطه ندارد که مانع تحقق اراده اش گردد؛ چه خداوند او را عاقل و آزاد آفریده است. تکامل اختیاری انسان که بیانگر شخصیت او و حاصل شکوفایی استعدادهایش می باشد نشان از آزادی اوست. درنگرش حکمای مسلمان آزادی انسان برای رسیدن او به سعادت ضروری است و این ضرورت ریشه در فطرت او دارد و به عنوان نتیجة قوه ناطقه و سایر ملکات اوست؛ چه او خود عامل سعادت یا شقاوت خویش است. آزادی در اصل امکان و توانایی به کارگیری و تعبیر عینی اراده درجهت شدن انسان است که معنای سلبی آن یعنی رهایی از قیود و تسلط دیگران رانیز درخود نهفته دارد؛ آزادی اجتماعی نیز در این نگاه قدرتی است که انسان از مدینه یا جامعه برای تحقق ارادة خود در میدان اجتماع تحصیل میکند تا قید وبندها را بشکند . بر همین اساس در نگرشی اسلامی‘ آزادی در سه مرحله آزادی درونی (فکری و روحی)‘ آزادی بیرونی(آزادی در تحقق عینی اراده) و آزادی اجتماعی( عدم تسلیم در برابر بتهای اجتماعی) تحقق می یابد. آزادی در این معنا‘ جعل و تکوین الهی است که غیر قابل واگذاری ‘ انتقال و اعطا بوده واز بنیانهای اساسی شکل گیری شخصیت و تکوین فرد و جامعه است.