در فلسفه غرب با تفکر هگل تاریخ و فلسفه با هم نسبت می یابند و بل فلسفه ‘ تاریخی و تاریخ ‘ فلسفی دیده می شود و این پیوند مبارک بدون تفسیر تاریخ فلسفه برای هگل امکان پذیر نبوده است . لذا تفسیر هگل از تاریخ فلسفه جدید (مدرن ) امکان جمع تقابلهای تفکر جدید غربی را که از زمانه دکارت تا خود هگل حیات فرهنگی غرب را دچار شقاق و گسیختگی کرده بود ‘ میسور ساخت . در مقاله حاضر‘ یکی از مهمترین فلاسفه دوره جدید ‘ یعنی اسپینوزا از نظرگاه هگل با ابتناء بر متن درس – گفتارهای تاریخ فلسفه مورد بحث قرار گرفته است . در بخش اول مقاله مقدمه کلیات تفسیر هگل را پیش گشیده ایم . دربخش دوم نقد و نظر هگل در باب تعاریف کتاب اخلاق را آورده ایم . در بخش سوم نیز مسأله انکار جهان در فلسفه اسپینوزا ‘ که در مقابل تفسیر الحادی فلسفه اوست ‘ مورد بحث و فحص قرار گرفته است .
شعر دوره سقوط با ویژگیهای خاص در تاریخ ادب عربی معرفی شده است .تقلید و تکرار و عدم نوآوری شعرا ‘ رشد کمی شعر‘ معماگویی‘بازی با حروف و کلمات ‘ و استعمال بیش از حد صنایع بدیعی ‘از جمله صفاتی است که شعر دوره سقوط را به آن متصف نموده اند . شرف الدین انصاری از شعرای قرن هفتم این دوره است . اغراض شعری او به مدح اختصاص یافته و فقط سه مورد رثاء در کل دیوان او ملاحظه می شود . او ابیات امرؤالقیس ‘ متنبی ‘ ابوتمام ‘ کعب بن زهیر‘و عمربن ربیعه را تضمین نموده ‘ و همه تضمین ها از یک سطح برخوردار نیستند بلکه بعضی از آنها نقد پذیرند . زهدیات در شعر او از جایگاه ویژه ای برخوردار است ‘ که این امر به زمان شاعر و روحیه فردیش باز می گردد. اصطلاحات عروضی به کار رفته در شعرش و معماهای رد و بدل شده بین او و پدرش ‘ از تأثیر او از عوامل سقوط حکایت می کند . اقتباس های قرآنی در اشعار او بسیارند . بعضی از این اقتباسها به علت تکرار و کثرت ‘ قوه خیال شاعر را تحت تأثیر قرارداده است ‘ ولی برخلاف دیگر شعرا ایات محدود به سوره های خاصی نیست و از پراکندگی خوبی برخوردار است . اقتباس از آیات سوره شمس و نازعات به عنوان نمونه بارز اقتباس در شعر عربی مشهور گشته است . در مدائح نبوی او برخلاف دیگر بدیعه سرایان تاریخ و حدیث و روایت کمتر به چشم می خورد ‘ علاوه بر اینکه اهل بیت (ع) در کنار پیامبر (ص)مورد توجه قرار گرفته است .
موقعیت زن از دیدگاه ملل و نحل موضوعی است که از دیر زمان مورد توجه پژوهشگران و محققین بوده است نظر بسیاری از شعراء و فلاسفه غرب و رانشناسان درباره زن منفی بوده است و برخی او را از حد و موقعیت انسانی نیز ساقط دانسته اند که ما نظرات و دیدگاههای آنها را عینأ با ذکر اشعار و آثار آنان به تصویر کشیده ایم و نیز موقعیت او را در میان ملل شرق وغرب عالم و عکس العملی که آنها در برابر جنس آناث داشته ورفتار ناهنجار بسیاری از قبائل و عشایر که تمامی آنها نشانه بغض و کینه مردان نسبت به زنان بوده ‘ مورد بحث و بررسی قرار داده ایم و در این تحقیق سعی شده است علت این بدبینی و رفتار ناهنجار مشخص شود که این بدبینی یا به خود جنس اناث ارتباط دارد ‘یا یه عزت طلبی نابجای مردان مربوط است و یا قوانینی قومی و ملی ملل چنین تبعیض را تجویز کرده است ‘ هر چه که باشد اسلام با چنان تبعیضی مبارزه کرده و موقعیت جنس اناث را به موازی جنس ذکور محترم و باکرامت دانسته است و از زن و مرد به عنوان دو انسان ذی حق خواسته که حقوق یکدیگر را با احترام متقابل در تمام شئون زندگی رعایت نمایند.