چکیده
این مقاله، دیدگاه اسلام را درباره محیط زیستبررسى، و مفهوم توازن زیست محیطى را در اقتصاد اسلامى ارائه مىکند . مقاله ادعا دارد که این توازن، با کمک نهادها و موازین اخلاقى اسلام مىتواند با دوام و پایدار باشد و نقش بخش خصوصى را در قالب رفتار دوستانه با محیط زیست، حس نوع دوستى و سادهزیستن افراد نشان مىدهد . همچنین نقش دولت اسلامى را در زمینههاى قانونگذارى، کنترل و توسعه منابع براى حفاظت از محیط زیستبررسى مىکند و مدعى است که رویکردش چارچوب تحلیلى مناسبى را براى فهم مشکل زیست محیطى ارائه مىدهد .
گستره و تسلط فرهنگ و تمدن غرب بر مشرق زمین و انفعال و تاثیرپذیرى برخى از مشرق زمینیان، بحث و کاوش در این باره را ضرورى مىسازد . به علاوه نسبت میان فرهنگ اسلامى و فرهنگ مدرن و سازگارى یا تضاد و ناسازگارى میان آن دو، شناخت مؤلفههاى جهانبینى مدرن را براى مسلمانان امرى مهم و حیاتى مىگرداند . این نوشتار در صدد تبیین رابطه میان اندیشه اسلامى و مدرنیسم است .
امروز جهانی شدن از جنبه های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی نقل محافل تصمیم سازی و تصمیم گیری است و در هریک از جنبه های فوق، مباحثی چون افول «دولت، ملت» یکسان سازی الگوهای فرهنگی و شکاف بین کشورهای فقیر و غنی به چالش طلبیده می شود. در این مقاله ، ضمن ترسیم تحولاتی که در فضای اقتصاد جهانی رخ داده است.
شاید بتوان گفت آنچه امروزه بیش از هر چیز دیگر در رابطه با مؤسسات تجاری و انتفاعی نمود پیدا کرده است.توجه به هزینه های مختلف بنگاه و یا به تعبیری دقیقتر مدیریت بر هزینه ها ی موسسه است. در شرایط کنونی مؤسسات مختلف جهت تامین بقای خود حتی باید نسبت به مقایسه هزینه هایشان با سایر رقبای بالفعل نیز آگاهی داشته باشند و فعالانه وارد عمل شوند.