موسیقی در ایران باستان از سابقه ای بسیار طولانی برخوردار است بررسی آثار و مدارک مبین جایگاه رفیع موسیقی در ایران باستان است در میان گونه های مختلف موسیقی بعد مذهبی آن منزلت ویژه ای دارد در این مقاله سعی شده جنبه مذهبی موسیقی و جایگاه آن مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد بدین منظور به بررسی مدارک مکتوب و آثار به دست آمده از کاوش های باستان شناسی پرداخته شده است شواهد ارائه شده نشان دهنده آن است که موسیقی در تشریفات مذهبی ایرانیان سهمی به سزا و در اجرای تشریفات مذهبی نقش موثر و کارکردی داشته است در واقع تشریفات مذهبی توسط موسیقی بروز و ظهور می یافت و گاه به تنهائی زبان عبادت می شد موسیقی با باورهای دینی ایرانیان پیوند تنگاتنگی داشته لازم و ملزوم هم به شمار رفته و کامل کننده یکدیگر بوده اند موسیقی به تبین حضور انسان در درک جهان کمک کرده و آن را معنی دار ساخته است این موسیقی پایه ای بسیار قوی دارد که ناشی از باورهای انسانهاست و در عمق و جان آنها ریشه دوانده است و توانسته در اعصار مختلف حضور خود را به اشکال گوناگون حفظ کند استمرار یابد و پایه های موسیقی ایرانی را تحکیم بخشد از این رو غنا و تعالی موسیقی ایرانی در خور مطالعه و تامل بیشتر است .
الگوها برداشتی تجریدی هستند برگرفته از مفاهیم و ادراکات مشترک انسان های ساکن در فضا و محیط کالبدی که به کمک نمادها نشانه ها نیازها و هنجارها تجلی ظاهری می یابند . این الگوها پیچیدگی های محیط را قابل درک کرده و فضای مدرک و ملموس را ایجاد می کنند. بنابراین بدون داشتن تصویری روشن از آن مفاهیم و ادراکات داشتن الگویی از هنجارها و رفتارها ممکن نمی باشد. به دیگر سخن الگوها بیانگر آرمان های مردم هستند. آرمان هایی که از لابه لای تمایلات فطری و باورهای انسانی استخراج شده و سپس عینی ملموس و قابل مشاهده می شوند. محله ساخت و بافت آن و چگونگی شکل پذیری و شکل گیری آن یکی از این الگوهاست. ضرورت شناخت مفاهیم فضا از سویی شناخت ویژگی های فرهنگی بومی و تاریخی محله از دیگر سو و نیز معیارهای شاخت استخوانبندی می تواند ما را به ساخت الگوهای ذهنی رهنمون شده و توانائی شناسایی عناصر استخوانبندی محله را ممکن سازد این امر تعریف دستور زبان و واژگان ساخت محله را هموار ساخته و کاربست آنها را برای عینیت بخشیدن به الگوهای ذهنی میسر می سازد
فرضیه محوری این مقاله مبین آن است که نابسامانی نماهای ساختمان های ما ریش در عدم پاسخگویی مناسب به توقعاتی دارد که در طول تاریخ نسبت به نما ایجاد شده است. توقعاتی چون محافظت از ساکن در مقابل تهدیدهای خارجی ایجاد ارتباط میان درون و بیرون معرفی شخصیت و اعتبار مالک و طراح - و بالاخره عدم تکروی و قبول مسئولیت در عضویت واحد بزرگتری بنام فضای شهری. نابسامانی نما - منحصر به ساختمان های مسکونی نیست و کلیه ساختمان ها را در بر می گرد. ولی ساختمان های مسکونی کثیر العده ترین عناصر و تاثیرگذارترین عوامل منظر یک شهر می باشند لذا برای جلوگیری از اطاله کلام و خلط مبحث صرفا به بررسی نماهای ساختمان های مسکونی بسنده شده است. مقاله ابتدا به طرح علل مطرح شده توسط منتقدین پرداخته برای ارزیابی بهتر مسایل مورد انتقاد به ارایه سیر تکوینی نما پرداخته است. این بررسی برای هر توقع به صورت موازی در جوامع غربی و شرقی به ویژه ایران انجام پذیرفته است. در بخش جمع بندی ارزیابی مختصری از علل مطرح شده توسط کارشناسان صورت پذیرفته و نیاز به ملحوظ کردن همزمان توقعات چهارگانه مورد تاکید قرار گرفته است.