"یکی از نشانه های رشد هر جامعه وجود انجمن ها و نهادهای غیردولتی در آن جامعه می باشد. امروزه انجمن های علمی نوعی سرمایه اجتماعی محسوب می شوند و دارای کارکردهای آشکار و پنهان متعددی برای نظام آموزشی می باشند. مقاله حاضر حاصل بخشی از پژوهشی است که به شناسایی راهکارهای عملی تقویت انجمن های علمی - آموزشی معلمان استان گیلان می پردازد. روش مطالعه در این تحقیق روش پیمایشی است، جامعه آماری شامل کلیه دبیران مقطع متوسطه در رشته هایی است که دارای انجمن علمی مانند ریاضی، فیزیک، شیمی، زبان ادبیات، علوم اجتماعی و روان شناسی بوده اند. حجم نمونه با توجه به جدول مورگان در حدود 354 نفر بوده که 99 نفر آنان را عضو و 255 نفر را غیرعضو تشکیل می دهند. شیوه نمونه گیری ترکیبی از روش های نمونه گیری تصادفی ساده، نمونه گیری تصادفی طبقه ای و نمونه گیری تصادفی سیستماتیک می باشد ابزار تحقیق پرسشنامه بوده که پس از تست مقدماتی و سنجش اعتبار پایایی بر روی جامعه آماری توزیع گردید. نتایج به دست آمده نشان می دهد بین سن و مدرک تحصیلی با میزان آشنایی و مشارکت در انجمن های علمی - آموزشی رابطه ای معنی دار وجود دارد، ولی بین سن و مدرک تحصیلی با نوع نگرش معلمان در خصوص انجمن های علمی - آموزشی رابطه معنی دار وجود ندارد. همچنین بین جنس، محل سکونت، سنوات خدمت با میزان آشنایی نوع نگرش و میزان مشارکت در خصوص انجمن های علمی - آموزشی رابطه معنی دار وجود ندارد. و سرانجام بین میزان آشنایی نوع نگرش و میزان مشارکت در خصوص انجمن های علمی - آموزشی رابطه معنی دار وجود دارد. و سرانجام بین میزان آشنایی با نوع نگرش و میزان مشارکت در انجمن های علمی - آموزشی معلمان رابطه معنی دار وجود دارد؛ و نیز بین نوع نگرش با میزان مشارکت در خصوص انجمن های علمی - آموزشی معلمان رابطه معنی دار مشاهده گردیده است.
"
در ادبیات بازاریابی و علوم انسانی کلیة کنشها، رفتار و تصمیمات انسانی بر اساس الگوی عقلانیت بنا گذاشته شده است. از دیدگاههابرماس، نگرش و الگوی حاکم بر عقلانیت انسانی تنها بعد کارکردی و محاسبة سود و زیان را در برنمی گیرد بلکه عوامل فرهنگی و ارزشی نیز در فرایندهای عقلانی دخیل میباشند. تحقیق حاضر سعی دارد تا برداشتهابرماس از عقلانیت را در مورد فرایند تصمیم گیری مصرف کننده در اینترنت در سطوح تحلیل خرد و میانی به ارزیابی بگذارد. هدف نهایی بازنمایی مدل تصمیم گیری مصرف کننده در اینترنت میباشد و بدین منظور از دو روش کمی و کیفی و همچنین تطابق یافتههای تحقیق مدد گرفته شده است.
این پژوهش به دنبال شناسایی عوامل موثر بر ایجاد شهروندی سازمانی و همچنین بررسی ارتباط مابین شاخص های رفتار شهروندی و عملکرد سازمانی بوده است، در این تحقیق برای شناسایی عوامل موثر بر شهروندی سازمانی با کاوش در ادبیات موجود از الگوی به نام البرات مورمن، ارگن، نیهف، اسمیت، وان سکاتر، مارک سی وان، اسمیت ...... و شش عامل را به عنوان عامل مهم تأثیرگذار بر رفتار شهروندی سازمانی بین کارکنان و مدیران شناسایی شد که این شش شاخص عبارتند از فداکاری، وظیفه شناسی، وفاداری، توجه، تحمل پذیری (جوانمردی) این و شش عامل را در سازمان های موجود به آزمون گذاشته شد تا وضعیت آنها از لحاظ میزان رفتار شهروندی و بررسی ارتباط این شاخص ها با عملکرد سازمان بررسی گردد. براساس آزمون رتبه ای فریدمن در سازمان های موفق و ناموفق شاخص وظیفه شناسی کارکنان بیشترین میانگین رتبه و تحمل پذیری (جوانمردی) کمترین میانگین رتبه بدست آمده است. آزمون T نشان داد که در این سازمانها از لحاظ شاخص های انسانی رفتار شهروندی (O CBI) یعنی شاخص های فداکاری، مشارکت (مدنی، اجتماعی، وظیفه ای و حمایتی) و توجه، تفاوت معناداری وجود ندارد، اما به لحاظ شاخص های سازمانی (O CBI) بین سازمانهای مذکور از لحاظ وظیفه شناسی، جوانمردی (تحمل پذیری) و وفاداری تفاوت معناداری وجود دارد.