بارشهای جوی مهم ترین عناصر آب و هوایی ایران به شمار می رود. میزان بارندگی وضعیت حیات را در کشور کنترل می کند. مطالعه بارشهای جوی آن هم از نظر پراکندگی مکانی و توزیع سالانه و فصلی برای تبیین شرایط زندگی و شناخت بالقوه بارندگیهای محلی ضروری است. در این مطالعه، بارندگی یکی از حوضه های آبریز ایران به نام حوضه رودخانه قطور با وسعت 4159 کیلومتر مربع از نظر توزیع زمانی و پراکندگی مکانی (سالیانه ـ فصلی) بررسی شده است. تحلیل آماری ایستگاههای حوضه در دوره آماری 20 ساله، یعنی از سال 1358 تا 1378، در نظر بوده است.
میانگین وزنی بارش حوضه بر اساس آمار 20 ساله 349 میلی متر است که فصل تابستان با کمترین بارش فصل خشک محسوب می شود. فصلهای پاییز، زمستان و بهار از نظر شرایط بارندگی در حد قابل قبولی قرار دارد و بیشترین بارش در فصل بهار است.
خرافه و باور عامیانه که یک پدیده روحی ـ اجتماعی است، معلول زندگی آدمی و عکس العمل او در مقابله و جدال با طبیعت و محیط اسرارآمیز پیرامون وی است. آدمی آنگاه که نمی توانست رابطه منطقی بین حوادث و پدیده های خارق العاده بیابد، برای رهایی از آن به ذکر اوراد و نجواها می پرداخت تا بدین ترتیب مصیبتها را کاهش دهد و نتایج دلخواه را از آن به دست آورد و همین امر سبب شد تا به تدریج باورها و عقاید خرافی در ذهن او شکل بگیرد.
نظامی، استاد مسلم داستانسرایی، به دلیل تداول داستانهای عامیانه در میان مردم و اینکه عامه مردم از داستانهای غول و جن و پری و... و اعمال محیرالعقول لذت می بردند و آنها را باور داشتند، به داستانهای عامیانه توجه خاصی داشته است. این باورها و عقاید خرافی در این مقاله در چهار قسمت بررسی گردیده است:
1. باورها و عقاید خرافی به افسون و جادو و طلسم؛
2. اعتقاد به چشم زخم و راههای دفع آن؛
3. اعتقاد به جهیدن و پریدن دل، چشم و ابرو؛
4. باورها و عقاید مربوط به موجودات و اشیاء موهوم و متافیزیکی.
اسلام، به عنوان یک مکتب، نظام تربیتی خاص خود را دارد. این نظام با نظامهای دیگر در باب امور تربیتی تفاوتهای اساسی دارد. پژوهش در باب ریشه های این تمایزات، در زمان کنونی، با توجه به قلمروهای حیات آدمی، ضرورتی آشکار است. تبیین عناصر تعلیم و تربیت شاملِ هدف، برنامه، روش، ارزشیابی و… مستلزم نظریه پردازی در قلمروهای حیات آدمی، از یک سو، و استخراج پیامدها و دلالتهای تربیتی آنها، از سوی دیگر است. هدف، به عنوان اساسی ترین عنصر در تربیت اسلامی، به تبیینی نو نیازمند است.
هدف این مقاله تبیین اهداف تربیت اسلامی بر مبنای قلمروهای حیات آدمی است.
در باب نسبت موجودات با خداوند دو نظریه در مباحث کلامی و فلسفی وجود دارد که از آنها به «صدور» و «خلقت» یاد می شود. نظریه صدور که در نظامهای بزرگ عرفانی و فلسفی مطرح است، نسبتی ضروری میان اصل و تجلی برقرار می سازد؛ اما در نظریه خلقت از هیچ، که نظامهای کلامی ادیان توحیدی بر آن تأکید می کنند، رابطه خالق و مخلوق در نظر گرفته شده و بر تمایز و جدایی آنها پافشاری می شود.
در این مقاله، با اشاره به مبانی این دو نظریه و تحلیل نتایج آنها، نظریه صدور، به عنوان تبیین درستِ نسبت موجودات با خدا اثبات می شود. همچنین، ضمن اشاره به بحث حدوث و قدم، دیدگاه قابل دفاعی در این باب عرضه می شود.
یکی از نکات مهم در تحلیل این موضوع توجه به دیدگاه مکتب ودانتا و مقایسه آن با دیدگاههای دیگر است.
عصر نوزایی در باختر، منجر به پیدایش الگوهای جدید نظری و عملی گردید. با گسترش دامنه و عمق این تحولات، کشورهای اسلامی نیز در معرض آن قرار گرفته و مواجه با سؤالات جدیدی شدند. یکی از مهمترین این سؤالات، جایگاه دین و رابطه آن با زندگی دنیوی بشر یا سکولاریسم است.
سکولاریسم از واژه هایی است که معادل مناسبی در زبان فارسی نیافته و در معرض کژتابیهای فراوان قرار گرفته است. چنانچه می دانیم، درک ما از متعلقات تجربه از طریق مقولات و مفاهیم صورت می گیرد. بنابراین، تجزیه و تحلیل مفهوم سکولاریسم اهمیت مضاعفی می یابد. در این مقاله مفهوم یادشده، در سه بخش، مورد تدقیق قرار می گیرد: بخش نخست، بررسی معنا و مفهوم و زمینه های شکل گیری آن؛ بخش دوم، بررسی مبانی فلسفی سکولاریسم و بخش سوم نقد و نتیجه گیری.
نخستین مذاکرات ایران و کویت برای تحدید حدود مرز دریایی دو کشور در مهر ماه 1342 انجام شد. در طی دهه 1340 چندین دور مذاکره صورت گرفت اما توافق جامعی به دست نیامد. بعد از دو دهه توقف، مذاکرات دوجانبه، دوباره، از آذرماه 1379 (دسامبر 2000) آغاز شده که همچنان ادامه دارد. خط مبدأ و نقش جزایر در قلمروهای دریایی دو کشور از ابتدا یکی از مسائل مهم و تأثیرگذار در ترسیم مرز دریایی ایران و کویت بوده است. اکنون، ادعای مالکیت کویت بر حوزه ایرانی آرش یکی از موضوعات دوجانبه در دور جدید مذاکرات است. از سویی کویت و عربستان سعودی در مورد افراز مرز دریایی در منطقه تقسیم شده (سابقا"" بی طرف) به توافق رسیده اند؛ ولی این مرز، آشکارا، از خط میانه خلیج فارس عبور کرده و حاکمیت ایران در قلمرو دریایی اش در شمال خلیج فارس را به چالش کشیده و در نتیجه اعتراض وزارت خارجه کشورمان را در پی داشته است. در این مقاله سعی می شود، ضمن اشاره به مذاکرات گذشته، عوامل مؤثر کنونی در ترسیم مرز دریایی دو کشور، به طور مبسوط، تجزیه و تحلیل شود.