در پژوهش حاضر ابتدا تلاش گردید استدلال های اصلی نظریه های بی ثباتی سیاسی یعنی محرومیت نسبی، بسیج منابع و وابستگی / نظام جهانی در قالب فرضیات تحقیق استخراج و فرموله گردد. سپس، بر مبنای دلالت های مشترک آن ها مدلی نظری از تلفیق این فرضیات ساخته شد که در بردارندة سازه های اصلی نظریه های مزبور و پیونددهندة آن ها بود. در انتها، با مقابلة این مدل نظری با داده های 147 کشور در یک دورة زمانی بیست ساله، میزان انطباق و تناظر پیش بینی های هر یک از این نظریه ها با شواهد بین کشوری مورد ارزیابی و داوری تجربی قرار گرفت.
در مجموع، نتایج این تحقیق نتوانست هیچ یک از سه دیدگاه نظری بی ثباتی سیاسی را کاملاً تأیید یا ابطال کند. به عبارت دیگر، یافته های این تحقیق دلالت تام و تمامی برای هیچ یک از تئوری ها نشان نداد تا جایی که برخی از پیش بینی های هر یک از این سه نظریه تأیید و برخی دیگر ابطال شدند. نتایج تحقیق بر این واقعیت صحه گذاشت که هرگز یک نظریه نیست که توافق کامل و تام با عالم واقع دارد، بلکه چندین نظریه در عرض هم هستند که توافق ناکامل و جزیی با جهان تجربی دارند.
این پژوهش، گسترة ایدة «همنشینی افتراقی» را در نظریه های کجروی اجتماعی شناسایی و با تحلیل محتوای قرآن و منابع تفسیری، نکاتِ نسبت پذیر به قرآن را در قالبی مقدماتی از یک الگوی نظری، سامان می دهد. هدف، امکان سنجی طرح یک نظریة اجتماعی دربارة کجروی بر اساس آموزه های اسلامی است. تحقیق همچنین به عنوان مسیری بنیادین در سیاست گذاری سازگار با آموزه های دینی و یافته های علمی معرفی می شود. در بررسی گزاره های قرآنی مربوط به مضامین پیوند همنشینی، کجروی و پیشنهادهای کنترلی، به نظر می رسد متغیرها و ساز و کار هایی مورد نظر بوده اند که با گذشت زمان، در الگوی همنشینی افتراقی شکل گرفته اند. گزاره ها واژگانی کمیت پذیر دارند. پیوندها جزئی و دوسویه اند و همنشینان بر یکدیگر تأثیر می گذارند. ارزش ها، هنجارها، جامعه پذیری، یادگیری، نفوذ اجتماعی و برچسب زنی، جاذبة میان فردی و سطوح مختلف نیازها، از جمله متغیرهای مورد استفاده در سطوح کلان، میانه و خرد می باشند که در محیط های مختلف کنش (حتی در تعامل با موجودات ماورایی) و در خلال ساز و کارهای علّی، فرد را به کجروی یا استمرار آن سوق می دهند. راهکارهای کنترلی عبارتند از: پیش گیری، پیام سازی فرهنگی، توان بخشی، هنجارسازی، کنترل ارزشی و عاطفی و تقویت.
مسئله «حق» یکی از مسائل مهم و شایع عصر ماست؛ عصری که «عصر حق» نام گرفته. این مسئله از مسائل عمده و اساسی علوم سیاست، اخلاق و حقوق به شمار میآید.
اما تحلیل درست مسئله «حق» فرع بر تعیین دقیق معنای آن از میان معانی گسترده اش در لغت و اصطلاحات علوم گوناگون است، و آنچه در این مباحث از لفظ «حق» اراده میشود، معنای آن در ترکیب «حق داشتن» است، نه «حق بودن».
همچنین مباحث گوناگونی درباره «حق» قابل طرح است؛ مانند منشأ حق انسان ها در میان موجودات صاحب حق، معنای «حق»، ماهیت حق، تلازم حق و تکلیف، و اطلاق و نسبیت حق.
این نوشتار پس از ذکر معانی لغوی و اصطلاحی «حق» و تبیین معنای مورد نظر، در صدد تعیین ماهیت حق از میان مباحث مذکور است و حق را دارای ماهیتی دوگانه ـ یعنی تکوینی و اعتباری ـ میداند.
این مطلب با بهره گیری از روش تحلیل انتقادی گفتمان به بررسی نحوه ی بازنمایی پدیده ی قومیت توسط نشریات دانشجویی و واکاوای گفتمانی این تصاویر بر ساخته و بازنمایی شده می پردازد. توصیف متون تولید شده در زمینه ی قومیت در قالب بررسی واژگان، اصطلاحات، دانش ها و رمزهای زبانی پیگیری شده و تفسیر متون مزبور نیز بر اساس تحلیل ارتباط دانش زمینه ای متون با پیش فرض های برگرفته از آن ها در فرایند تفسیر مشارکین گفتمان و ابراز کنش های گفتمانی و همچنین تحلیل بینامتنی متون انجام می پذیرد. گفتمان های برساخته با استفاده از ابزارهای زبانی و رسانه ای به بازتولید قدرت و اعمال آن یاری رسانده در تعیین رفتارهای کنشگران و ساماندهی تفاسیر مشارکین در گفتمان نقش اساسی را بر عهده دارند. این مطلب به بررسی سازوکار برجسته سازی و حاشیه رانی توسط نظم گفتمان حاکم بر نشریه دانشجویی خاک پیرامون مساله قومیت در ایران می پردازد. در این مطلب به مرحله ی تبیین متون که هم پیوندی گفتمان را با سازوکارهای قدرت و بافت زمینه ای آن اعم از ساختاری و نهادی را بررسی می نماید پرداخته نشده است.
در این مقاله به بررسی امکانات متنی و نشانه شناختی نمایش رادیویی پرداخته شده است. هدف از این تحقیق توصیفی که از نوع مطالعة میان موردی است این است که بدانیم چگونه شخصیت های دراماتیک در قالب گفتار عینیت می یابند؛ چگونه موسیقی فضا آفرینی می کند و چگونه صداهای محیطی موقعیت را مشخص می کنند.
پس از بررسی پنج نمایش رادیویی که به روش نمونه گیری تصادفی ساده و به شیوة قرعه کشی انتخاب شدند (و در پیوست به آنها اشاره شده است) به نمودارهایی دست یافتیم که نشان دادند لایه های صوتی گفتار، موسیقی و صداهای محیطی در متن چند لایه ای نمایش رادیویی، امکانات متنی و نشانه شناختی نمایش رادیویی هستند و در تحقق دنیای درام از اهمیت فوق العاده ای برخوردارند.
در این مقاله رشد زبانی یک کودک فارسی زبان از نظر نحوی مورد بررسی قرار می گیرد. این مقاله حاصل پژوهشی است که به صورت تک موردی و طولی بین سنین 36 تا 50 ماهگی انجام گرفته است. جمع آوری اطلاعات به صورت طبیعی بوده و البته در بعضی موارد از روش تجربی نیز استفاده شده است. در این تحقیق انواع جملات تولید شدة کودک از نظر ساختاری، زمان دستوری، مطابقه و وجه و همچنین ساخت های معلوم و مجهول ساختار درونی گروه های اسمی، روابط ضمایر و سایر موارد مربوط به حوزة نحو مورد بررسی و مطالعه قرار گرفته اند.
ارزش و اهمیت مطالعه و تحقیق دربارة مطالعات دانشمندان گذشته که به بررسی زبان پرداخته اند بر کسی پوشیده نیست. از آنجا که زبان شناسان غربی ارزش چندانی برای تحقیقات و مطالعات دانشمندان قدیم ایرانی در این زمینه قائل نیستند، به عقیدة نگارنده با بررسی و مطالعة آثار محققان گذشته در کشورهای اسلامی از جمله ایران شاید بتوان تاریخ علم زبان شناسی را مورد بازنگری قرار داد. در این مقاله با بررسی رسالة مخارج الحروف ابن سینا و مقایسة مطالب آن با دستاوردهای جدید زبان شناسی ساختاری، سعی بر این است تا گامی نو در جهت شناخت زبان شناسی قدیم ایران برداشته شود.
هدف اصلی مقاله آن است که نشان دهیم پراگماتیسم یک مبنای فلسفی و روش شناختی اقتصاد نهادگرا است. همچنین می خواهیم نشان دهیم که اقتصاددانان نهادگرا، براساس رویکرد پراگماتیستی خود، از روشهای تحقیق کیفی استفاده می کنند. طبق نتایج به دست آمده از این تحلیل، پوزیتیویسم منطقی، به عنوان مبنای فلسفی اقتصاد متعارف، تفاوتهای بنیادینی با پراگماتیسم دارد. اقتصاددانان نهادگرا، به طورخاص به پراگماتیسم پیرس و دیویی استناد می کنند. روش تحقیق مبتنی بر پراگماتیسم، یک روش تحقیق کیفی است که در مقابل روش تحقیق کمّی قرار دارد. روش تحقیق کمّی در علم اقتصاد از پوزیتیویسم منطقی سرچشمه گرفته است.