نقش تسهیم اطلاعات در دستیابی به رقابتپذیری موضوعی است که در سطوح مختلف اعم از شرکت، کسب و کار و زنجیره تأمین در سالهای اخیر مورد توجه بسیاری از محققان قرار گرفته است. در این تحقیق، اثر تسهیم اطلاعات بر استراتژیهای رقابتی و عملکرد زنجیره تأمین مدنظر است. بدین منظور، با توجه به مزیتهای رقابتی صنعت فولاد در ایران، زنجیره تأمین فولاد (شامل شرکتهای فولاد مبارکه، فولاد خوزستان و ذوب آهن اصفهان) برای بررسی انتخاب شده و نظرات 95 نفر از مدیران و کارشناسان شرکتهای مذکور به عنوان نمونه مورد بررسی قرار گرفتهاند. سپس از روش مدل یابی معادلات ساختاری برای تجزیه و تحلیل دادهها استفاده شده است. نتایج تحقیق نشانگر آن است که تسهیم اطلاعات با استراتژیهای رقابتی زنجیره تأمین رابطه مستقیم ومعنی داری داشته و استراتژیهای رقابتی زنجیره تأمین نیز رابطه مستقیم ومعنی داری با عملکرد زنجیره تأمین دارند.
فناوری و نوآوری نقشی حیاتی در خلق ثروت و رشد اقتصادی کشورها ایفا می کنند. رشد بسیار سریع دانش در سال های گذشته، فقط در زمانی منجر به منافع اجتماعی برای کشورها می شود که این دانش به صورتی اثربخش تبدیل به نوآوری شود (او.ای.سی.دی، 1999) . در سطح ملی رویکردهای سیاست گذاری نوآوری با استفاده از مفهوم نظام ملی نوآوری، توسعه یافته و چارچوب جدیدی برای توسعه علم و فناوری در سطح ملی ایجاد شده است که نیازمند شناخت عوامل درونی و بیرونی تاثیرگذار بر توسعه نوآوری در سطح ملی است. سنجش توان نوآوری ملی کشورها از طریق سنجش توان نظام ملی نوآوری آنها در حوزه های مختلفِ تاثیرگذار بر نوآوری، از مباحث مهم سیاست گذاری در این حوزه است که در این مقاله به آن پرداخته و یک الگوی مفهومی برای این موضوع ارائه می گردد. این مقاله با رویکردی ترویجی سعی دارد که چارچوبی مفهومی برای سنجش نوآوری در سطح ملی با استفاده از کارکردهای نظام ملی نوآوری ارایه کند. در این مقاله ابتدا با بررسی ادبیات و مفاهیم مرتبط با نظام ملی نوآوری و الگوهای سنجش آن در سطح ملی یک چارچوب مفهومی برای کارکردهای نظام ملی نوآوری استخراج شده است و سپس با استفاده از رویکردهای مختلفی که برای سنجش نظام نوآوری در سطح ملی وجود دارد، اقدام به استخراج مجموعه ای از شاخص ها شده است که می توان بر پایه آنها اقدام به سنجش و مقایسه کارکردهای نظام ملی نوآوری در میان کشورهای مختلف نمود. در نهایت مدلی ارایه شده است که در برگیرنده سه کارکرد اصلی نظام ملی نوآوری یعنی خلق، انتشار و بهره برداری از نوآوری و شش کارکرد فرعی است که ذیل آنها 27 شاخص در نظر گرفته شده است. این رویکرد با درنظر گرفتن ملاحظات مرتبط با کشورهای درحال توسعه تدوین شده است و می تواند به کشورهای درحال توسعه کمک کند تا نقاط ضعف و قوت نوآوری ملی خود را شناسایی و میزان شکاف خود را با دیگر کشورها اندازه گیری کنند.
"پژوهش حاضر به منظور مقایسه عملکرد دختران و پسران در خرده آزمونهای شناختی، معنایی- نمادی آزمون میکر در دانش آموزان پایه های سوم تا پنجم ابتدایی انجام شد. نمونه پژوهش 292 دانش آموز دختر و پسر را شامل بود. آزمون ساختار هوش میکر 5 خرده آزمون، معنایی- نمادی است که بر اساس الگوی چند عاملی و شناخته شده هوش گیلفورد (1959) ساخته شده است. یافته های مرتبط با تحلیل واریانس چند متغیری نشان داد که تفاوت معنی داری میان پسران و دختران در خرده آزمونهای میکر وجود دارد (001/0P<). همچنین نتیجه تحلیل واریانس معمولی دوگروه در متغیرهای cmr، cmu، css، csr و cms نشان داد که در بیشتر خرده آزمونها تفاوت میان دختران و پسران معنی دار است (001/P<)، اما در بعضی خرده آزمونها این تفاوت معنی دار نیست. برای روایی ملاک از روش روایی همزمان استفاده شد، به این ترتیب بین خرده آزمونهای آزمون میکر و ارزیابی معلم از دانش آموز رابطه معنی داری وجود داشت (001/0p<). نتایج داده های توصیفی نشان داد که میانگین های پسران در همه خرده آزمون ها بالاتر از دختران بود. بر اساس یافته های پژوهش پیشنهاداتی برای بهبود توانایی های شناختی ارائه شد.
"
تاثیر بنیادین و حساس نظام تولید علم در پایداری و پویایی گفتمان انقلاب اسلامی به قدری است که می توان گفت همه چیز به آن بستگی دارد و در گرو کارآمدی و استحکام آن است.انقلاب شکوهمندی، که مبانی هستی شناسانی، معرفت شناسانی و ارزشی آن از ریشه و بنیاد با سلطه نظام سرمایه داری غرب در تضاد و چالش است، چگونه می تواند نظام تولید علم خویش را از آنها اقتباس کند و با نظام تولید علم سکولاریستی نظام و گفتمان مقدس دینی را مستحکم سازد. پرواضح است که برای استحکام و اعتلای همیشگی و همه جانبه گفتمان انقلاب اسلامی به مطالعه و آسیب شناسی دقیق نظام تولید علم کشورمان در عرصه های گوناگون آموزشی، پژوهشی و فرهنگ عمومی نیاز داریم. مقاله ذیل این موضوع پراهمیت را بررسی کرده که تقدیم حضورتان شده است.
حکیم فرزانه طوس در پردازش و سرایش حماسه بی همال خویش که برخی آن را داستان بلند و واحدی می دانند، از گونه های گفتاری مختلفی چون گفتگو و مناظره بهره جسته است. اگرچه مناظره های این اثر، اصلا با گفتگوها از حیث بسامد و اسلوب قابل قیاس نیست؛ اما در این مقال برآنیم تا جایگاه و اهمیت مناظره را با تحلیل نمونه های آن در شاهنامه بررسی و تبیین کنیم. بعد از تعریف مناظره از منظرهای گوناگون و اشاره به منشا اولیه آن در متون ادبی قبل از اسلام، دو مناظره: «مانی و موبد» و «موبد و مزدک» شاهنامه بررسی و تحلیل شده است و در پایان روشن شده که مناظره های شاهنامه با مناظره های پنجگانه ای که اسدی طوسی در تغزل و تشبیب قصاید، مدحی استفاده کرده، کاملا متفاوت است و نیز با برخی مثنوی های تمثیلی سده های بعد. فردوسی با سرایش این مناظره ها توانسته هم فضای دینی استبداد زده تحت سیطره موبدان را - که هر صدایی غیر از صدای خود را بر نمی تابد - به تصویر بکشد و هم این دقیقه را خاطر نشان کند که این اسلوب، مربوط به فرهنگ و جامعه تک صدایی است؛ در حالی که گفتگو ویژه فرهنگ و جوامع چند صدایی است.
تحقیقات انجام شده، از "اهمیت منصفانه بودن قیمت" حکایت می کنند؛ گرچه تاکنون تحقیقات اندکی در مورد منصفانه بودن قیمت انجام شده است. با توجه به جدید بودن نسبی موضوع و اهمیت آن، در این مقاله به بررسی این موضوع می پردازیم. ابتدا مبانی نظری نامنصفانه درک شدن قیمت (عدم انصاف درک شده از قیمت) تشریح می شوند و پس از بررسی عوامل مؤثر بر نامنصفانه درک شدن قیمت، پیامد های ناشی از آن توضیح داده می شود. در پایان نیز، دستورالعمل هایی را برای مدیران در ارتباط با نامنصفانه درک شدن قیمت ارائه می کنیم.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثربخشی مدیریت در زمینه سازی برای بروز و پرورش کارآفرینی از دیدگاه کارکنان شرکت نفت مناطق مرکزی ایران بوده است. بدین منظور، پنج شاخص اصلی برای کارآفرینی در نظر گرفته شدند که شامل خلاقیت و نوآوری، ریسک پذیری، مسئولیت پذیری، قدرت تصمیم گیری و مشارکت جویی بودند. در راستای پاسخ گویی به فرضیات پژوهش، اطلاعات به صورت کتاب خانه ای و میدانی جمع آوری شد. در جمع آوری اطلاعات میدانی، از ابزار اندازه گیری پرسش نامه استفاده گردید. پرسش نامه تحقیق پس از مطالعه دقیق ادبیات پژوهش تدوین شد. نتایج پژوهش نشان داد که مدیریت شرکت نفت مناطق مرکزی در زمینه سازی مناسب برای شاخص های ریسک پذیری، مسئولیت پذیری، قدرت تصمیم گیری و مشارکت جویی موفق و در زمینه خلاقیت و نوآوری ناموفق بوده است. با توجه به اینکه شرکت هیچ برنامه آموزشی در زمینه کارآفرینی برای کارکنان طراحی و اجرا نکرده بود و با توجه به دولتی بودن این شرکت (تحقیقات متعدد نشان داده است که کارآفرینی در شرکت های خصوصی بیش از شرکت های دولتی مورد توجه قرار می گیرد) می توان گفت که مدیران شرکت نفت عملکرد رضایت بخشی در زمینه کارآفرینی داشته اند.