رشدیابی ثروت ملل و یا به مفهوم امروزین پیشرفت های ژرف اقتصادی و اجتماعی و گسترش رفاه عمومی (public welfare) ، باوجود این که از نظر «علل شناسی» و «معلول سنجی» طیف وسیعی از عوامل و مولفه ها را در درون خود جای می دهد، اما در مجموعه مرجع آن می توان یک مولفه را نسبت به بقیه متمایز و «خود ویژه» کرد و آن هم تئوری مزیت نسبی (comparative Advantage) است. برپایه نظریه مزیت نسبی، چنان چه کشوری یک کالا را نسبت به دیگر کالاها ارزا ن تر تولید کند، آن کشور در تولید کالای مورد نظر دارای مزیت نسبی است. همین رویکرد در امر تجارت نیز قابل تعمیم و گسترش است. به این مضمون که اگر صادرات کالا با هزینه های کم تر در مقایسه با سایر کشورها صورت پذیرد، نوعی مزیت برای کشور صادرکننده منظور می شود. حتی می توان این تئوری را از جنبه هزینه (cost) نیز مورد توجه قرار دارد، کاهش هزینه تولید در یک کشور در مقایسه با سایر کشورها می تواند در ارتباط با هزینه های تولید ،نوعی برتری و مزیت محسوب شود.
بنابراین، برای شناسایی مزیت نسبی در عرصه تولید باید عوامل تولید و کم و کیف ضرایب مزیت نسبی آن ها مشخص شود تا بتوان عامل مزیت نسبی را در فرآیند تولید کالا برآورد کرد. علاوه بر تغییرات و پیشرفت های تکنولوژیکی که نوعی پیچیدگی در تئوری مزیت نسبی ایجاد می کند، عرضه محصولات به بازارهای جهانی یعنی مرحله «صدور کالا» نیز می تواند بر روی «مزیت نسبی» تاثیرگذار باشد. در واقع، در بازارهای بین المللی عوامل تاثیر گذاری از قبیل تقاضای جهانی برای محصول، هزینه های ترانسپورت (حمل و نقل)، بازاریابی و تبلیغات تجاری، خدمات بیمه بین المللی و... می توانند محدودیت هایی برای «مزیت نسبی» در عرصه اقتصادی بین الملل و همچنین فعالیت های اقتصادی ایجاد کند.
"موضوع میانگین سر فاصله زمانی اعزام قطارها یکی از مهم ترین شاخصهای اثر گذار بر زمان انتظار مسافران است. برای ایجاد تناسب منطقی در خدماتدهی سیستمهای همگانی باید نرخ سرویسگیری مسافران از سیستم با نرخ ورود آنها هماهنگ شود. در این مقاله بر مبنای شاخصهای شناسایی شده اثر گذار بر زمان انتظار مسافران در محیط مطالعات موردی شبکه مترو تهران، اقدام به بررسیهای میدانی و آمارگیری از حجم مسافران ورودی، زمان پیاده روی از محل ورود به ایستگاه تا روی سکو، زمان انتظار برای سوار شدن به قطار، فاصله بین ورود قطارها به ایستگاه و غیره.... از سیستم مترو شده است و سپس با توجه به فرآیند مدلسازی شاخصها، نحوه عملکرد و بهره برداری سیستم مترو تهران برای دوره زمانی 6 الی 10 صبح ( اوج صبحگاهی یک روز میان هفته) شبیهسازی شده و در ادامه با مقایسه دادههای حاصل از عملیات میدانی آمارگیری و خروجیهای شبیهسازی، اقدام به تعیین اعتبار مدل و بررسی صحت مدل شده است.
با توجه به مدل شبیهسازی طراحی شده و انجام فرآیندهای مدلسازی شاخصها و کالیبراسیون آن، رابطه ریاضی بین زمان انتظار مسافران در ایستگاهها با سر فاصله زمانی اعزام بین قطارها در شرایط مختلف به تعداد خطوط مترو و به تفکیک مسیرهای رفت و برگشت به دست آمد. بر مبنای فرآیندهای اعتبارسنجی، حداقل انطباق خروجیهای مدل شبیهسازی با نمونهبرداری آماری انجام شده با دقت 95% حاصل شد و نسبت زمان انتظار به سر فاصله زمانی قطارها بهطور میانگین برای طول دوره زمانی شبیهسازی در کل شبکه به میزان 6/0 مشخص شد. "
هدف از انجام تحقیق حاضر حل مسئله مسیریابی لکوموتیوها در شبکه ریلی است که از نیازهای عمده صنعت ریلی به شمار میآید. در این پژوهش از مسأله مسیریابی وسایل نقلیه همراه با پنجره زمانی (VRPTW)1 به منظور مدلسازی مسأله مسیریابی لکوموتیوها استفاده میشود. در این مقاله پس از مرور تکنیکهای حل مسأله VRPTW و مسیریابی لکوموتیوها، الگوریتم ژنتیک بعنوان الگوریتم اصلی حل مسأله برگزیده شده است و از الگوریتمهای ابتکاری PFIH2 به منظور تعیین جواب اولیه و مکانیزم λ-interchange برای جستجوی همسایگی و بهبود در الگوریتم استفاده شده است. شایان ذکر است که الگوریتم ترکیبی ژنتیک, PFIH و λ-interchange کلاس پیچیدگی زمان محاسباتی الگوریتم حل را از طبقه نمایی3 به چندجملهای4 تبدیل کرده که یکی از مزیتهای عمده این روش محسوب میشود. دو سناریوی متفاوت از مسأله مسیریابی لکوموتیوها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته و نتایج حاصل از آن ارائه شده است. همچنین برای تعیین اعتبار مدل بیان شده, نتایج مقایسه جوابهای حاصل از الگوریتم ژنتیک ترکیبی با جوابهای قطعی حاصله از نرم افزاری بهینهساز ارائه شده است. نتایج حاصله بر کیفیت خوب جوابها و صرفهجوئی مناسب در زمان حل تأکید دارند.