ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۴۱ تا ۳۶۰ مورد از کل ۵۵۵٬۸۱۰ مورد.
۳۴۱.

Examining the Einstein-Bergson Controversy about Time Considering the Time-Energy Uncertainty Principle(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۴۰
This paper revisits the famous 1922 debate between Einstein and Bergson on the nature of time, outlining its central philosophical and scientific points of contention and re-evaluating them in light of developments in quantum physics. Einstein’s conception of time is that of an objective, measurable, and relative dimension within a static four-dimensional “block universe.” In contrast, Bergson conceives of time (durée) as a qualitative, continuous, and creative flow of consciousness that resists reduction to quantitative measurement. The emergence of quantum mechanics, particularly the Heisenberg time–energy uncertainty principle, introduces new complexities that challenge this dichotomy. Quantum features of time, such as intrinsic uncertainty, the indeterminacy of precise moments, and the relational role of the observer, undermine the deterministic framework of classical and relativistic physics and appear, at least superficially, to resonate with Bergson’s critique of spatialized, discrete conceptions of time. However, a closer examination reveals that quantum time remains a quantitative, physical construct distinct from Bergson’s qualitative durée. Drawing upon modern theories such as loop quantum gravity (as articulated by Carlo Rovelli and Lee Smolin) and the insights of contemporary philosophers, this study argues that neither a purely physical nor a purely philosophical approach can, in isolation, account for the multifaceted nature of time. Rather, a comprehensive understanding requires a synthesis of both, recognizing them as complementary perspectives on a single underlying reality.
۳۴۲.

A Philosophical Reflection on Governance Paradigms in Iran; Based on the Last Four Presidential Discourses(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۴۱
This study aims to examine the philosophical foundations of governance paradigms reflected in the election discourses of Iranian presidential candidates between 2005 and 2025, highlighting how these paradigms shape governance styles. The research employed a qualitative document analysis approach, focusing on primary sources such as campaign statements, election manifestos, interviews, and media reports. A comparative method was used to evaluate the ontological, epistemological, and methodological dimensions of each presidential discourse. Theoretical frameworks from the philosophy of science, particularly regarding positivist, interpretivist, and critical paradigms, provided the lens for analysis. The study found that Mahmoud Ahmadinejad’s discourse embodied an interpretivist paradigm with positivist elements, emphasizing cultural narratives and measurable developmental policies. Hassan Rouhani’s discourse reflected a hybrid of critical and positivist paradigms, balancing structural reforms with evidence-based governance. Ebrahim Raisi’s approach was primarily interpretivist with critical elements, focusing on revolutionary ideals and social justice. Masoud Pezeshkian’s emerging discourse aligned most closely with the critical paradigm while incorporating positivist techniques for policy development. Across the period from 2005 to 2025, a gradual philosophical shift was observed, moving from symbolic mobilization toward structural critique and pragmatic governance strategies. These evolving paradigms significantly influenced policymaking priorities, citizen participation models, and governance structures in Iran. The philosophical roots embedded in election discourses play a decisive role in shaping governance approaches in Iran. Understanding these paradigmatic orientations offers deeper insights into the evolution of political practices and state-citizen relations. Future studies should further explore the relationship between electoral rhetoric, governance implementation, and the broader socio-political transformations within Iran.
۳۴۳.

بررسی نقش عناصر کالبدی تاثیر گذار در بوستان های شهری با رویکرد اجتماع پذیری (مطالعه موردی: بوستان علوی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
شناسایی و تحلیل عناصر تشکیل دهنده کالبدی موثر در پارک های شهری، به باز دهی پارک ها و میزان رضایت مندی شهروندان از عناصر طبیعی و مصنوع موجود در پارک در تحقق اجتماع پذیری و در نتیجه جلب بیشتر رضایت مردم کمک شایانی می نماید. وجود فعالیت های متنوع و متفاوت و تاثیر گزار در فضای پارک باعث جذب و تجمع افراد شده ویژگی جمع پذیری آن را قدرت می بخشد. با توجه به موقعیت شهرقم به عنوان دومین شهر زیارتی کشور و قرار گیری بوستان علوی در این شهر به لحاظ موقعیت و وسعت از پتانسیل های بسیاری در جذب شهروندان، زائران و گردشگران برخوردار می باشد . از این رو پژوهش حاضر، ضمن مطالعه و بررسی و تجزیه و تحلیل عوامل و عناصر اصلی تشکیل دهنده موثر و ارز یابی نارسایی های موجود به عنوان مسئله به بررسی نقش عوامل کالبدی تاثیرگذار که به جذب و تقاضای بازدید کنندگان و گردشگران در بوستان علوی شهر قم، پرداخته است. روش پژوهش از نوع توصیفی - تحلیلی و مشاهده و بررسی های میدانی و گردآوری اطلاعات از طریق پرسشنامه و استدلال منطقی صورت گرفته است. جامعه مورد هدف 250 نفر از مراجعان به بوستان علوی شهر قم می باشد. برای انجام تحقیق از روش فرمول کوکران به عنوان حجم نمونه و نمونه ها به روش تصادفی ساده و تحلیل نرم افزاری (برنامه spss) سود جسته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مهم ترین عامل برای مراجعه به پارک بعد از پر کردن اوقات فراغت، استراحت و ارامش، انگیزه مراجعه و استفاده مکرر از پارک ها رابطه مستقیمی با نوع و میزان امکانات موجود در پارک را دارد.
۳۴۴.

بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۷۶
زمینه: مسمومیت یارداری، شایع ترین عارضه بالینی دوران بارداری است و از عوارض مهم آن، آسیب به آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب است. علی رغم وجود درمان های متعدد جهت کاهش عوارض زیستی و روانی مسمومیت بارداری، در مورد بررسی اثربخشی آموزش ترکیبی سبک زندگی سالم و ذهن آگاهی در اصلاح عوارض زیستی و روانی زنان مبتلا به این بیماری شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی، فشار خون و اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک و نیم ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی زنان مبتلا به مسمومیت بارداری در سال 1403 بود که بعد از فراخوان مرکز طلوع سلامت تهران به این کلینیک مراجعه کرده و تمایل خود را برای همکاری اعلام کرده بودند. برای انتخاب نمونه آماری با روش نمونه گیری هدفمند از بین آن ها، ۳۰ نفر انتخاب شدند. سپس این افراد به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (۱۵ نفر) و گواه (۱۵ نفر) گمارده شدند. داده های پژوهش نیز با استفاده از پرسشنامه اضطراب سلامت (سالکوسیس و وارویک، 2002) جمع آوری شدند. هم چنین سطح آنزیم های کبدی از طریق آزمایش خون ناشتا و فشار خون نیز با استفاده از دستگاه فشارسنج جیوه ای یا دیجیتال زیر نظر دکتر متخصص زنان انجام شد. گروه آزمایش، تحت برنامه آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی (یک برنامه 8 جلسه ای، هر جلسه 90 دقیقه) قرار گرفتند. هم چنین برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر با بهره گیری از نرم افزارهای SPSS-25 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی بر اصلاح آنزیم های کبدی و فشار خون و کاهش اضطراب زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری مؤثر بود (05/0 P<). هم چنین نتایج پژوهش حاکی از آن بود که اثر مداخله آموزشی مورد استفاده در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی مانده بود (05/0 P<). نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از اثربخشی آموزش سبک زندگی به همراه ذهن آگاهی بر شاخص های زیستی و روانی بر زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری بود. با توجه به یافته های مطالعه حاضر پیشنهاد می شود که آموزش سبک زندگی سالم همراه با ذهن آگاهی به عنوان بخشی از مراقبت های روانشناختی برای زنان باردار در معرض مسمومیت بارداری در نظر گرفته شود.
۳۴۵.

روش شناسی فقه سیاسی و پیوند آن با حکمرانی دینی: بازنگری در موضوع شناسی و مصداق شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۷۹
مقدمه و اهداف: حکمرانی دینی، برای آن که هم زمان به مبانی اسلامی پایبند بماند و از کارآمدی لازم در اداره جامعه برخوردار باشد، نیازمند پیوندی روشمند میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. فقه سیاسی، به منزله نرم افزار اصلی سامان دهی نظام اسلامی، نقش محوری در تحقق این پیوند دارد. با این حال، ضعف های روش شناختی در فقه سیاسی به ویژه در دو عرصه موضوع شناسی و مصداق شناسی می تواند شکاف میان نظر و عمل را تشدید کرده و کارآمدی حکمرانی دینی را کاهش دهد. مسئله اصلی این پژوهش آن است که جایگاه موضوع شناسی و مصداق شناسی در روش شناسی فقه سیاسی چیست و چگونه می توانند در تولید فقه متناسب با نیازهای حکمرانی دینی نقش آفرین باشند؟ هدف، بازاندیشی در روش شناسی فقه سیاسی با تأکید بر این دو حوزه و تبیین نقش آن ها در برقراری تعامل سازنده میان نظریه فقهی و واقعیت اجتماعی است. روش ها: پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و در چارچوب رویکرد فلسفه مضاف، با بهره گیری از تحلیل مفهومی و مبنایی در ادبیات اصول فقه، به بررسی مبانی نظری و کاستی های موجود در روش شناسی فقه سیاسی می پردازد. افزون بر آن، با تحلیل انتقادی ساختار آموزشی حوزه های علمیه و شیوه های رایج استنباط، چالش های موجود در موضوع شناسی و مصداق شناسی را شناسایی و تبیین می کند. در ادامه، با تحلیل روابط مفهومی، پیشنهادهایی برای پیوند دادن روش شناسی فقه سیاسی با نیازهای حکمرانی دینی ارائه می شود. یافته ها: نتایج نشان می دهد که تفکیک موضوعات منصوص و غیرمنصوص نقش تعیین کننده ای در کارآمدی روش شناسی سیاسی دارد. در موضوعات منصوص، غفلت از قرائن مرتبط با زمان و مکان مانند ارتکازات عقلایی، تناسب حکم و موضوع و انصراف می تواند به جمود بر ظاهر الفاظ و فاصله گرفتن از اقتضائات روز منجر شود؛ در حالی که توجه به این قرائن، زمینه کشف دقیق موضوع و پاسخ گویی بهتر فقه به مسائل معاصر را فراهم می سازد. در موضوعات غیرمنصوص که بخش اصلی مسائل نوپدید فقه سیاسی را تشکیل می دهند تحولات پیچیده سیاسی و اجتماعی ضرورت بهره گیری از دانش های جدید، به ویژه علوم سیاسی و گرایش هایی چون جامعه شناسی سیاسی و روابط بین الملل را برجسته می سازد. اتکای صرف به روش های سنتی در این حوزه، استنباط فقهی را از واقعیت های بیرونی دور کرده و گاه به قیاس های غیرروشمند می انجامد. در حوزه مصداق شناسی، هرچند استفاده از کارشناسان ضروری است، اما کنار بودن فقیه از فرایند تطبیق، می تواند موجب گسست میان نظریه و عمل و در نتیجه انتزاعی شدن مباحث نظری و عرفی شدن رویه های عملی شود. مشارکت فقیه در مصداق شناسی دست کم از دو جهت اهمیت دارد: نخست، کشف مناط اقوی در موارد تزاحم ارزش ها و مصالح؛ و دوم، تعیین معیارهای معتبر برای عناوین ثانوی، به منظور جلوگیری از استفاده ابزاری از مفاهیمی همچون «ضرر»، «اضطرار» یا «مصلحت». یافته ها نشان می دهد که بی توجهی به اجتهاد تخصصی و روشمند در این دو حوزه، می تواند موجب حاشیه رفتن فقها در مدیریت اجتماعی و تقویت عرفی گرایی عملی در نظام حکمرانی شود. نتیجه گیری: بدون بازنگری روش شناختی در دو حوزه موضوع شناسی و مصداق شناسی، فقه سیاسی قادر نخواهد بود نقش راهبردی خود را در حکمرانی دینی ایفا کند. این بازنگری باید متضمن توجه دقیق به قرائن زمان و مکان در موضوعات منصوص، بهره گیری از تخصص های علوم سیاسی در موضوعات غیرمنصوص، و مشارکت فعال فقها در فرآیند مصداق شناسی باشد. توسعه روش شناسی در این دو حوزه، ضامن حفظ پیوند «اسلامیت» و «کارآمدی» در حکمرانی دینی است و از شکاف نظری–عملی و روندهای عرفی گرایانه در اجرا جلوگیری می کند. بر این اساس، پیشنهاد می شود حوزه های علمیه با بازنگری در برنامه های آموزشی و تقویت آموزش های میان رشته ای، فقها را برای مواجهه با مسائل مستحدثه و ایفای نقش مؤثر در حکمرانی آماده سازند. آینده حکمرانی دینی در گرو این بازاندیشی بنیادین است.
۳۴۶.

The U.S. Securitization and Desecuritization of Iran: An Analysis of the American Presidential Rhetoric on Post-Revolutionary Iran (1979-2021)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۷۵
This article examines the U.S. presidents’ securitization and desecuritization of post-revolutionary Iran. Employing securitization theory as its theoretical framework and qualitative content analysis as its research method, it analyzes 104 paramount instances of U.S. presidential rhetoric including State of the Union addresses, speeches delivered during the United Nations General Assembly's General Debates, and National Security Strategy reports. The analysis shows how successive U.S. presidents have framed Iran as an existential threat across multiple security sectors—military, political, societal, economic, and emerging cybersecurity—to justify their extraordinary policies regarding the country. A key finding of the research is the distinction between U.S. presidents’ securitization of the Iranian state and the Iranian nation, which first emerged during George W. Bush’s first term. Moreover, the study identifies both continuity and change in U.S. securitization and desecuritization of Iran over the past four decades, conceptualizing them into two overarching frameworks: the Realist approach and the Constructivist approach. This research introduces the novel concept of Positive Securitization, or Desecuritizing Securitization, as a new addition to the theoretical framework of securitization theory, and highlights its application during the Obama administration. Positive securitization refers to the use of securitizing discourse to justify the desecuritization of dialogue and political engagement within a specific context. It does so by claiming that even extreme exceptional measures—military or economic—would prove inadequate in addressing a perceived threat, thereby presenting diplomacy as the only viable solution. The article offers a comprehensive exploration that provides a detailed understanding of U.S. presidential rhetoric and the gradual construction of Iran’s image as a threat.
۳۴۷.

Identity Construction and Historical Narratives: (Mis)Representation of Iran in the Awakening the Great Seljuks(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۸۰
While existing research highlights the role of drama in shaping Turkish national identity, the veracity of the narratives conveyed through plays has not been investigated. The present study fills this gap through examination of the portrayal of Iran in the play Awakening: The Great Seljuks. This focus is critical, given that Iran constitutes a contrasting other for Turkey, against which Turkish national identity and political narratives are reinforced. Using a narrative analysis, the study identifies and examines discrepancies in the portrayal of time and location, characters, and concepts. The research aims to analyze whether the drama series’ depiction of Iran aligns with historical accounts or reinterprets them through a contemporary lens to serve political-ideological purposes and to fit the series’ narrative agenda. The findings reveal a disregard for Iranian history and figures, often recast or appropriated to serve Turkish narratives, with Iranian characters reinterpreted and/or historical ideas reframed through a contemporary lens. This representation of Iran and Iranian elements is further underscored by the selective deployment of mythological motifs.
۳۴۸.

Smoke and Ashes: Opium Hidden: Opium’s Hidden HistoriesBy Amitav Gosh. First Edition. London: John Murray, 2024. ISBN: 9781-5239-4924-5,400pp. 16.99£(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۹
Award-winning novelist, cultural anthropologist, and environmental advocate, Amitav Gosh is well known for his Ibis trilogy: Sea of Poppies (2008), River Smoke (2011), and Flood of Fire (2015) wherein he dramatizes the First Opium War between England and China in the first half of the nineteenth century. His nonfictional Smoke and Ashes (2023) is the fruit of his research notes collected while writing the trilogy providing good background information for the trilogy’s intricate world. Besides Gosh’s scholars, the book will prove worthwhile for postcolonial historians and anyone interested in the complex machinery of the British Empire in nineteenth-century India and China. The book’s great intellectual charm and strength lie in its genre-defying quality. It synthesizes historical analysis with travel narrative, personal memoir, socio-cultural investigation, and the examination of artistic works related to the opium industry. In addition, it does not confine its analysis to the colonial past since it tracks the vicious consequences of the opium trade in modern times, in particular America. Indeed, the book is a scholarly endeavor to expose not only the fictionality of Western capitalism but also the depth of the British Empire’s gross injustice to subjugated people and their world through critical engagement with extensive colonial archives. He achieves his goal thanks to his lucid prose, powerful arguments, thorough research, and ethical stance.
۳۴۹.

Analysis of the Collapse of the Pahlavi Regime in Light of Functionalist Theory(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
Efficiency is recognized as an indispensable factor in ensuring the stability and sustainability of political systems. Accordingly, governments derive legitimacy from their level of functional effectiveness. More precisely, as long as a political system maintains its image of efficiency, the likelihood of internal tensions and systemic collapse remains low. Conversely, dysfunction in the system’s performance leads to public alienation and deepens the divide between state and society. Given this, the functionality of political systems has been a central concern among scholars of political development. In this context, Gabriel Almond and Bingham Powell have proposed a distinctive theory regarding the functional capacities of political systems, identifying five core functions: extractive, regulative, distributive, symbolic, and responsive. Based on this framework, the present study seeks to answer the following question: To what extent was the Pahlavi regime able to fulfill the functional requirements of a political system in relation to its environment? The proposed hypothesis suggests that, due to the increasingly authoritarian nature of the Pahlavi regime, it failed to perform adequately across these five dimensions, ultimately leading to its collapse. The findings of the study indicate that the accumulation of ineffective policies played a decisive role in the regime’s downfall. This research has been conducted using a causal-analytical method and is based on data collected through library-based sources.
۳۵۰.

The US-China Value Chain Resilience (2012-2020): Social Networking Analysis (SNA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۶۹
Global supply chains, initially designed to enhance production efficiency and reduce costs through geographically dispersed networks, have evolved into complex global value chains (GVCs) characterized by deep interdependencies among countries and industries. According to Economic Interdependence Theory, higher levels of mutual economic dependence can influence both cooperation and systemic vulnerability, which are often underestimated—especially amid escalating geopolitical tensions. This study examines the resilience of global value chains by analyzing the structural positions of the US and China between 2012 and 2020. Using OECD Inter-Country Input-Output tables and a social network analysis (SNA) framework, it evaluates the network positions of 45 industries across 76 economies (excluding services), through three weighted centrality measures: degree, betweenness, and PageRank. These metrics allow us to (1) measure the degree of bilateral interdependence, (2) evaluate structural resilience to supply disruptions, and (3) uncover network-driven asymmetries in global economic power. Results indicate that China has significantly enhanced its resilience by diversifying industrial connections and expanding its structural centrality, thereby reducing vulnerability to external shocks. In contrast, while the United States remains integral to high-value nodes, its network position is more concentrated, which may expose it to greater risks under conditions of disruption or fragmentation.
۳۵۱.

The Construct Validity and Measurement Invariance of the Teacher Emotion Questionnaire for Assessing EFL Teachers’ Emotions in the Classroom(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۳۲
his study investigated the construct validity and measurement invariance of the Teacher Emotion Questionnaire to introduce a valid and reliable instrument for assessing English-as-a-foreign-language (EFL) teachers’ emotions inside the classroom. Second language (L2) teacher emotions have been largely neglected, despite the fact that Educational Psychology has long recognized and researched the role of teacher emotions in different aspects of teaching and learning. To bridge this gap, the current study had 208 Iranian EFL teachers in private language institutes fill out the Teacher Emotion Questionnaire (TEQ), which assessed six emotions teachers experience in their classroom, i.e., Joy, Pride, Love, Anger, Fatigue/Exhaustion, and Hopelessness. The preliminary analysis of the data showed that six items from the TEQ had a factor loading below the minimum recommended level of 0.3, meaning that they contributed to the total variance in the participants’ score less than expected. The collected data were then submitted to confirmatory factor analysis (CFA) for the purpose of construct validation and establishment of the factorial structure of the TEQ. The CFA results indicated that the hypothesized six-factor analysis had more favorable goodness-of-fit indices than both a one-factor structure and a two-factor structure (e.g., positive versus negative emotions). Multilevel CFA revealed that the tested six-factor structure of the TEQ was invariant across male and female EFL teachers. The implications for the use of TEQ in EFL teaching contexts are discussed, and some suggestions are proposed for further validation of the TEQ in language teaching contexts.
۳۵۲.

مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در همه گیری کرونا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۳۵
زمینه: همه گیری ویروس کرونا موجب ایجاد یکی از بزرگ ترین بحران ها در زمینه سلامت عمومی گردید. علی رغم نقش مرکزی باورهای ناکارآمد درباره سلامتی، چگونگی تأثیر و نقش سطوح چندگانه اضطراب و کانون چندگانه آن در کاهش سلامتی تقریباً نامشخص است. بنابراین انجام مطالعات در خصوص سطوح چندگان اضطراب در دوران همه گیری کووید-19 ضروری بود. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اضطراب سلامت، کانون چندوجهی کنترل سلامت و اضطراب کرونا در دانشجویان زن بر اساس باورهای غیرمنطقی سلامت در طول همه گیری کرونا انجام شده است. روش: پژوهش حاضر توصیفی از نوع علی- مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل تمامی دانشجویان زن مشغول به تحصیل در دانشگاه های استان گیلان در نیمسال اول سال تحصیلی 1400-1401 بود. با روش نمونه گیری در دسترس، 319 دانشجو از طریق فراخوان اینترنتی در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب کرونا (علیپور و همکاران، 2020)، باورهای غیرمنطقی سلامت (کریستینسن و وارویک، 1999)، کانون چندوجهی کنترل سلامت (والتسون و همکاران، 1978) و نسخه تجدید نظر شده پرسشنامه اضطراب سلامتی (سالکوسکیس و همکاران، 2002) استفاده شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری و با استفاده از نرم افزار SPSS.26 انجام شد. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که کنترل سلامت درونی، کنترل سلامت شانس، پیامد منفی ابتلا به بیماری و اضطراب سلامت کلی در گروه دارای باورغیرمنطقی سلامت بالا، بصورت معناداری بیشتر است (05/0 >P) و میانگین اضطراب کرونا در افراد دارای باور غیرمنطقی پایین بیشتر است (05/0 >P). نتیجه گیری: به طورکلی نتایج پژوهش نشان داد که افراد دارای نمرات بالا در مقیاس باورهای غیرمنطقی سلامت، منبع کنترل سلامت درونی و مربوط به شانس بیشتر، اضطراب سلامتی بیشتر، و اضطراب کرونای کمتری را گزارش می کنند. لذا مداخلات روانشناختی مبتنی بر شواهد در جهت چندبعدی اضطراب برای این افراد پیشنهاد می شود.
۳۵۳.

مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۲۰۷
زمینه: ذهن آگاهی، به عنوان رویکردی از موج سوم روانشناسی، با تمرکز بر آگاهی لحظه ای و پذیرش تجربه های ذهنی، نقش مهمی در بهبود عملکرد روانشناختی و کیفیت زندگی دارد. در ورزش حرفه ای، به ویژه میان ورزشکاران ملی، این رویکرد می تواند اضطراب رقابتی را کاهش داده و آمادگی ذهنی را تقویت کند. با وجود شواهد موجود، مرور نظام مند مطالعات اخیر برای بررسی جامع اثرات ذهن آگاهی بر عملکرد و سلامت روان ورزشکاران ضروری است. هدف: هدف مطالعه حاضر بررسی مرور سیستماتیک بررسی تأثیر ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی بود. روش: این پژوهش به صورت مرور سیستماتیک با هدف بررسی اثرات ذهن آگاهی بر کیفیت زندگی و عملکرد روانشناختی ورزشکاران ملی انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات علمی منتشرشده بین سال های 2020 تا 2025 در پایگاه های اطلاعاتی SID، Magiran، Springer، Scopus، PubMed، ScienceDirect و Google Scholar بود. جستجوی مطالعات با استفاده از کلیدواژه های مرتبط همچون «ذهن آگاهی»، «عملکرد روانشناختی»، «کیفیت زندگی»، «بهزیستی روانی»، «ورزشکاران ملی»، «ورزشکاران نخبه»، «درمان پذیرش و تعهد»، «پروتکل ذهن آگاهی-پذیرش-تعهد»، «کاهش استرس مبتنی بر ذهن آگاهی» و «ارتقاء عملکرد ورزشی مبتنی بر ذهن آگاهی» انجام شد. نمونه گیری به روش هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج از پیش تعریف شده صورت گرفت و در نهایت 15 مقاله واجد شرایط وارد مطالعه شدند. داده های استخراج شده با استفاده از نرم افزار اکسل طبقه بندی، خلاصه سازی و به صورت تحلیل توصیفی گزارش گردید. یافته ها: نتایج نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی موجب بهبود معنادار عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی (جریان ذهنی، استحکام و خودکارآمدی، تاب آوری)، کاهش اضطراب رقابتی، افسردگی، استرس و خستگی روانی شدند. این اثرات در ورزشکاران سطح بالا و برنامه های بیش از ۷ هفته پایدارتر بود. همچنین، تغییرات مثبت در شاخص های عصبی (افزایش امواج تتا، آلفا، SMR و بتا و بهبود تمرکز و تنظیم هیجان) گزارش شد، هرچند اثرات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی کمتر پایدار بودند. کیفیت شواهد متوسط تا پایین و تنوع پروتکل ها، فقدان استانداردسازی و وابستگی به ابزارهای خودسنجی از چالش های اصلی بودند. نتیجه گیری: نتایج این مرور نظام مند نشان داد مداخلات مبتنی بر ذهن آگاهی، به ویژه برنامه های طولانی مدت و ساختارمند، موجب بهبود عملکرد ورزشی، ارتقاء شاخص های روانشناختی و کاهش اضطراب رقابتی در ورزشکاران ملی و نخبه می شوند. این رویکرد با تقویت تمرکز، خودتنظیمی و تاب آوری روانی، به ارتقاء کیفیت زندگی ورزشکاران کمک می کند. با این حال، محدودیت های روش شناختی و تنوع پروتکل ها، ضرورت انجام مطالعات آینده با طراحی دقیق تر و استفاده از شاخص های عینی را برجسته می سازد.
۳۵۴.

از هبوط تا تعالی: بررسی مقایسه ای دیدگاه های عرفانی بومه و ابن عربی درباره هبوط آدم و نقش آن در تربیت و سلوک معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۶
پژوهش حاضر به روش تحقیقِ کیفی(توصیفی) و تحلیلی- تفسیری، با تحلیل متون اصلی و تبیین مفاهیم کلیدی، و رویکرد تطبیق و تکمیل کنندگی حداکثری، به بررسی مفهوم و جایگاه «هبوط انسان» در نظام عرفانی یاکوب بومه، عارف مسیحی و ابن عربی، عارف مسلمان، می پردازد. یافته ها نشان می دهند که هبوط نه صرفاً یک رویداد تاریخی، بلکه به مثابه واقعیتی هستی شناختی و سلوکی تفسیر شده که نقشی کلیدی در تعالی انسان ایفا می کند. هر دو متفکر، هبوط را لازمه سیر تکاملی انسان و ظهور استعدادهای باطنی او می دانند. بومه، هبوط را ناشی از عدم معرفت آدم به خدا، ناآشنایی با شر و تمایل به تجربه کثرات می داند که در قالب فرافکنی خیال و جدایی از وحدت اولیه رخ می دهد. در مقابل، ابن عربی آن را مرحله ای از تحقق مقام خلافت و فعلیت بخشی اسمای الهی می داند که بدون ورود به عالم کثرات امکان پذیر نیست. در هر دو دیدگاه، هبوط نه گناه، بلکه ضرورت هستی شناختی برای وصول به کمال است. یکی از نوآوری های مقاله، تحلیل مفهوم «هبوط دوم» است که در آثار هر دو متفکر به معنای انقطاع از شهود باطنی و غفلت از حقیقت الهی تعبیر شده است. درنهایت، با تفسیر تربیتی و سلوکی از هبوط، مقاله الگویی ارائه می دهد که در آن، ورود انسان به دنیا با همه محدودیت هایش، بستری برای رشد معرفت، تجربه عشق الهی و بازگشت آگاهانه به مقام قرب تلقی می شود.
۳۵۵.

Typology of Gravestones in the Islamic Cemetery of Shahsavar, Izeh, Iran

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۷۶
The Islamic era tombstones of Shahsavar Cemetery in Izeh, southwestern Iran, reflect a rich tapestry of religious, cultural, and socio-economic values embedded in local Bakhtiari traditions. This study explores the typology and semiotics of 632 gravestones dating from the Zand, Qajar, and Pahlavi periods to the contemporary era. These gravestones, which range from simple slabs to sculpted lion figures and tiered, crenellated forms, serve as commemorative markers and visual expressions of identity, status, and belief. Utilizing a dual-method approach —historical document analysis and ethnoarchaeological fieldwork— this research categorizes the gravestones into five primary types: simple, tiered-crenellated, stone lion (bardshir), arched (mihrab-shaped), and anthropomorphic. The study reveals that the selection and design of tombstones were highly codified within the Bakhtiari tribal hierarchy, governed by symbolic traditions and cultural legitimacy. These forms also encode valor, piety, and transcendence, linking the deceased with tribal memory and spiritual continuity. The findings contribute to the broader understanding of funerary art in post-Islamic Iran.
۳۵۶.

Tracing the Lost Fire of Ādur Farnbāg: Archaeological Evidence from Bardestān, Persian Gulf

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۱۳۲
Fire held particular significance among Zoroastrian Iranians, possessing varying degrees of importance. There were three groups of fire associated with rituals. The most sacred of these was the fire of Bahram, known as the fire of the victorious king, which was to burn perpetually in the fire temples of Ādur Gušnasp, Ādur Farnbāg, and Ādur Burzēn-Mihr under all circumstances. The fire temple of Ādur Gušnasp is located in Takht-i Soleiman, Takab (Northwest of Iran), and Ādur Burzēn-Mihr is situated in the region of Rivand in Khorasan (Northeast of Iran). However, there is a discrepancy regarding the location of the fire of Ādur Farnbāg or the fire temple of the priests. Some researchers, orientalists, and many historical geographical documents have suggested the Karyan region of Fars, but conclusive evidence has not been provided. In the archaeological study of the Bardestān desert region and the Sasanian site of Koyu, a newly discovered seal bearing an inscription referring to the fire of Ādur Farnbāg has proposed a new hypothesis concerning the location of the state fire of Ādur Farnbāg. This paper will introduce the site and the newly found seal, and the reasons for proposing the Bardestān desert region as the location for the fire of Ādur Farnbāg will be discussed. This research was conducted through field surveys and comparative library studies, aiming to address one of the most significant questions in Sasanian archaeology regarding the location of the fire temple of Ādur Farnbāg.
۳۵۷.

مسئولیت اجتماع در میانجیگری اختلافات زوجین با تأکید بر الگوی حَکَمیّت قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۲
با وجود توصیه قرآن کریم به حکمیّت در حلّ اختلافات زناشویی و انعکاس این راهکار قرآنی در قوانین ایران، این قانون با هویّت تحکیمی هیچ گاه اجرایی نشده، بلکه به شکل میانجیگری برای ایجاد آشتی بین زوجین در دعاوی طلاق غیر توافقی، آن هم به صورت ناقص و بسیار کم بازده، در حال اجراست. یکی از علل فاصله گرفتن دعاوی زوجین از رویه حَکَمیّت فقدان تصویر شفّاف از ماهیّت فقهی آن است که باعث سردرگمی قانون گذار در قبال اجرای این قانون و احکام و الزامات تقنینیِ آن شده است. نوشتار حاضر به رغم خوانش مشهور فقها از ادلّه حَکمیّت مبنی بر لزوم مداخله حاکم در دعاوی خانواده، با استفاده از روش کتابخانه ای، درصدد اثبات آن برآمد که رویکرد قرآن کریم طرح مسئولیّت اجتماعی همگانی در قبال بسیاری از ناهنجاری های فردی و اجتماعی از جمله دودستگی و جدایی همسران از یک دیگر است. در این فضا، مخاطبان آیه بعث حَکَم به عنوان یکی از گزاره های دخیل در کشف ماهیّت فقهی حَکَمیّت و قرائت تقلیلی از مداخله حاکمیّت در امور زوجین مورد بررسی قرار گرفته و برای اثبات این مدّعا به اطلاق لفظی امر (ابعثوا) و مناسبت حکم و موضوع و تجمیع شواهد و قرائن متعدّد از سایر آیات تمسّک شده است.
۳۵۸.

خیر الهی و رنج انسانی: بررسی تطبیقی رویکردهای فلسفی آیت الله مصباح یزدی و پلانتینگا به مسئله شرّ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۱۰۵
این پژوهش با رویکردی تحلیلی تطبیقی به بررسی و مقایسه دیدگاه های علامه مصباح و پلانتینگا درباره مسئله شرّ، با تمرکز بر بُعد منطقی آن، می پردازد. مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین امکان هم افزایی و تکمیل دیدگاه پلانتینگا در خصوص «آزادی اراده» با برداشت مصباح از «حکمت الهی» و مفهوم «شرّ» است. پلانتینگا با تأکید بر آزادی اراده شرّ را معلول انتخاب های آزادانه انسان می داند و بر مسئولیت اخلاقی وی در قبال آن تأکید می کند. در مقابل، علامه مصباح شرّ را جزء لاینفک نظام هستی و زمینه ساز تحقق خیر و کمال انسان تلقی می کند. این پژوهش نشان می دهد، به رغم تفاوت های ظاهری، دیدگاه های این دو متفکر در نقاط کلیدی همپوشانی دارند و مکمل یک دیگرند؛ هر دو فیلسوف بر نقش محوری انسان در مواجهه با شرّ تأکید می ورزند، همچنین هر دو در پی تبیین سازگاری وجود شرّ با صفات خداوند هستند. در نهایت، این مقاله تبیین می کند که درک جامع مسئله شرّ مستلزم توجه هم زمان به جنبه های فردی و اخلاقی شرّ (مطابق نظر پلانتینگا) و نقش آن در نظام هستی و فرایند کمال انسان (مطابق دیدگاه مصباح) است. این رویکردِ تلفیقی به حل تعارض های ظاهری کمک می کند و به درک عمیق تر معنای زندگی، رنج، و مسئولیت های اخلاقی انسان یاری می رساند.
۳۵۹.

کثرت گرایی ذومراتبی در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۶۷
در مقالات شمس تبریزی، به نوعی هم با اندیشه انحصارگرایی در حوزه حقانیّت و نجات روبرو می شویم، و هم با دیدگاه شمول گرایی و بیش از همه با نظریه کثرت گرایی؛ و نکته قابل تامّل آن که انحصار گرایی و شمول گرایی در طول نظریه کثرت گرایی اند؛ نه در عرض و در تقابل با آن؛ از این رو، در کنار دعاوی سه گانه متعارض ادیان، دیدگاه شمس تبریزی، و البته نظرگاه بیشتر عارفان مسلمان، را می توان کثرت گرایی ذومراتبی دانست. از منظر شمس تبریزی در سیر به سوی کمال، هم مراتب متعدد و حتّی بی شمار است؛ و هم انسان ها دارای مراتب و ظرفیت های مختلف اند .لذا برخلاف تلقی رایج در الهیات معاصر که با دیدگاه جان هیک پیوند می خورد، و بر این اساس، تمام ادیان در مواجهه با حقیقت غایی از ارزش و حقانیت یکسانی برخوردار اند، در مقالات شمس تبریزی با خوانشی کثرت گرایانه که ذومراتبی است مواجه می شویم. در این نگاه حقایق ذومراتبی و لایه به لایه هستند که شدت و ضعف نزدیکی آنها به منبع انوار آفرینش با هم متفاوت است. این پژوهش با روش تحلیلی و با بهره گرفتن از آراء شمس تبریزی در مقالات، نگاه کثرت گرایانه ایشان را در باب حقانیت ادیان واکاوی می کند و نشان می دهد که در نگاه کثرت گرایی ذومراتبی شمس، رهیافت های ادیان در مواجهه با حقیقت غایی، هرگز در یک نسبت مساوی قابل تصور نیست و با منظر جان هیک تفاوت ماهوی دارد.
۳۶۰.

تدوین بسته روانی آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری و تعیین اثربخشی آن بر بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۲۳
هدف پژوهش حاضر تدوین و اعتباریابی بسته روانی- آموزشی مهارت های زناشویی بر مبنای التقاط نگری به منظور بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض بود. روش تحقیق از نوع آمیخته بود که بخش کیفی به روش دلفی و بخش کمی یک مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون همراه با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه پژوهش بخش کیفی کلیه متخصصان خبره در زمینه مشاوره ازدواج و خانواده بود که 30 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در بخش کمی نیز کلیه زوج های مراجعه کننده به مراکز مشاوره زنجان بود که 50 زوج که نمرات شان در پرسشنامه رفتارهای کنترل گرایانه کوان و آرچر (2003) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی کریستنسن و سالاوی (1984) بالا بود به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب و در دو گروه 25 نفره آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. گروه آزمایش طی نه جلسه دوساعته تحت آموزش بر اساس پروتکل بسته تدوین شده قرار گرفت؛ در حالیکه گروه کنترل هیچ آموزشی دریافت نکرد. در بخش کیفی داده ها با استفاده از ضریب توافق کندال و در بخش کمی با آزمون کوواریانس تحلیل شدند. روایی محتوایی بسته مطلوب بود و پانل تخصصی در دور چهارم دلفی به توافق نهایی و قوی رسیدند. در بخش کمی نیز یافته ها حاکی از آن بود که بسته تدوین شده توانسته کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی زوج های متعارض گروه آزمایش را در مقایسه با گروه کنترل بهبود بخشد (05/0>p) که این تفاوت در مرحله پیگیری نیز معنی دار بود. نتایج حاکی از آن است که بسته تدوین شده می تواند در بهبود کنترل گری زناشویی و الگوهای ارتباطی همسران متعارض اثربخش واقع شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان