همانگونه که در مقاله مطالعات جنسیتی زبان مندرج در شماره 31 نشریه حوراء ذکر شد فمینیستها به بررسی زبانشناختی کتاب مقدس روی آوردند. این بررسی درباره کتب ادیان مختلف انجام گرفت. در مورد قرآن نیز بررسیهای مختلفی انجام شده است. در این نوشتار ضمن ارائه ادله فمینیستها در خصوص فرودستی زنان در زبان قرآن قواعد مربوط به زبان قرآن که پاسخ به ادعای فمینیستهاست ذکر میشود.
سخن گفتن از رابطه میان مقوله رسانه و مسئله زنان و خانواده از ابعاد متفاوتی میتواند دارای ضرورت و اهمیت باشد. یکی از ساحتهای مهم اجتماعی حیات بشری را رسانهها به خود اختصاص میدهند. تنوع رسانهها تا این اندازه گسترش یافته است که افراد ناگزیرند برای ارتباط با رسانههای خاص، گزینش کنند. شهروندان جامعه مدرن، اکثر اوقات را با رسانهها میگذارنند و از ارتباط با رسانهها احساس اطمینان و آرامش میکنند. گستره عمل رسانهها شامل همه عرصهها اعم از عرصه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است و اقتدار رسانه ها ارتباط تنگاتنگی با اقتدار دولتهای متبوع دارد.در این مقاله به بررسی نقش و تاثیر رسانه در خانواده می پردازیم.
دیوید پوپنو، استاد جامعهشناسی دانشگاه راجرز و رییس سابق دانشکده علوم رفتاری و اجتماعی این دانشگاه است. وی به همراه یکی از همکارانش، مدیریت پروژه ملی ازدواج در دانشگاه راجرز را بر عهده دارد. او در گذشته، در زمینه طراحی شهری فعالیت داشته است. تخصص فعلی وی در مطالعه زندگی خانوادگی و اجتماعی در جوامع نوین است و تاکنون بیش از نه جلد کتاب از جمله: زندگی بدون پدر را در این زمینه، تألیف کرده است. او چه به گروه جامعهشناسان نوین تعلق دارد، اما از طرفداران جدی و شناختهشده نهاد خانواده نیز به شمار میآید. از نظرات ایشان در مورد خانواده های آمریکایی برخوردار می شویم.
رسانهها و جراید در چند ماه اخیر، لایحه «حمایت از خانواده» را مورد نقد و بررسی قرار دادهاند. دفتر مطالعات و تحقیقات زنان نیز جلسه هماندیشی با موضوع «بررسی ابعاد گوناگون لایحه حمایت از خانواده»، در بهمنماه سال 1388، با حضور حجتالاسلام زیبایینژاد، مسئول دفتر مطالعات و تحقیقات زنان، آقای مرادی، رئیس شعبه 24 محاکم تجدید نظر و قاضی دادگاههای خانواده و خانم علاسوند، عضو هیئت علمی دفتر مطالعات و تحقیقات زنان برگزار نمود. در این جلسه برخی پژوهشگران و فعالان حوزه مطالعات زنان حضور داشتند. گزارشی از این نشست، تقدیم خوانندگان محترم میشود.
زهرا آیتاللهی، پژوهشگر و مدرس مباحث زنان و مدیرگروه مطالعات زنان و خانواده پژوهشگاه فرهنگ و معارف اسلامی است. وی تحصیلاتش را در حوزه علمیه تا سطح سه به اتمام رسانده است. از او کتابهای زن، دین و سیاست، زن و خانواده، حقوق زن، برابری یا نابرابری، سن ازدواج دختران به رشته تحریر درآمده است. نوشتار پیش رو، گفت و گوی حوراء با زهرا آیتاللهی مدیرگروه مطالعات زنان نهاد مقام معظم رهبری در دانشگاهها است که فمینیسم در ترازوی نقد را در تقابل تبلیغات فمینیستی به رشته تحریر درآوردیم.
کسانی که تیزبینتر بودهاند چند سالی است به بحث کم شدن حیا و اهمیت این مفهوم در جامعه می پردازند و تحقیقات خوبی در این خصوص رقم زده اند. اما شرایط کنونی در زمینههای گوناگون مانند رواج بی بندوباری و کمشدن حجاب و عفاف موجب شده است مفهوم حیا بیش از پیش مورد توجه قرار گیرد و درباره آن هشدار دهند. معمولاً فرض میشود همگان مفهوم مشابه و دقیقی از حیا در ذهن دارند که موجب مفاهمه می شود و همه میدانند چطور باید باحیاتر شد یا فرزندان را با حیاتر تربیت کرد. در حالیکه چنین نیست؛ برخی افراد خجالت از سر ضعف را با حیا یکی میدانند و به همین دلیل از رنگ باختن حیا ابراز خشنودی میکنند. نوشتار حاضر پس از توصیف نشانههای بیحیایی در فهم عامه، مفهوم حیا را مورد مداقّه قرار می دهد و عوامل ایجاد بیحیایی و راههای تربیت انسان با حیا را به اختصار بر می شمارد. در این مقاله به آسیب شناسی فرهنگ حیا می پردازیم.
یکی از مباحث مهم حوزه فقه زنان، مسئله حدود میراث زوجه از اموال غیرمنقول است. در کتابهای فقهی مباحث مفصّل و اقوال مختلفی در رابطه با این مسئله مطرح شده است و اکثر فقهای شیعه به نفی میراث زوجه از اموال غیرمنقول متمایل هستند. اخیراً مقالهای از آیتالله هاشمی شاهرودی در فصلنامه تخصصی فقه اهل بیت(ع) تحت عنوان «میراث زوجه از اموال غیرمنقول» منتشر گردیده است. این مقاله از سوی آیتالله سیدعلی حسینیاشکوری در روزنامه جمهوری اسلامی تحت عنوان «نقد مقاله میراث زوجه از اموال غیرمنقول» مورد نقد واقع شده است. نوشته حاضر گزارشی از نکات مهم این مقاله و نقدهای مطرح بر آن است. گزارش مفصلتر، شامل مجموعه روایات و ملاحظات در دفتر نشریه موجود است. در این نوشتار، عنوان «نویسنده» برای نویسنده مقاله و عنوان «ناقد» برای ناقد آن استفاده میشود.
" مقدمه: پژوهش حاضر با هدف بررسی روایی و اعتباریابی مقیاس مقابله با بحران اندلر و پارکر انجام شد. روش: نمونه آماری پژوهش 410 دانشآموز سال اول دبیرستانهای مختلف شهر تبریز بودند که به روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. نمونهها با اجرای مقیاس مقابله با بحران اندلر و پارکر و پرسشنامه شیوههای مقابله بیلینگز و موس مورد ارزیابی قرار گرفتند. برای بررسی روایی سازه، روش تحلیل عاملی اکتشافی و تجزیه به مؤلفههای اصلی مورد استفاده قرار گرفت و برای محاسبه اعتبار از روش بازآزمایی, دو نیمهسازی و آلفای کرونباخ استفاده شد.یافتهها: مؤلفههای بهدستآمده ٥٨% کل واریانس را تبیین کردند.
نتیجهگیری: تعداد عاملهای استخراجشده نهایی، عوامل اصلی مورد توافق اندلر و پارکر را به دست میدهد که با نتایج تحلیل عاملی پژوهش حاضر تا حد بسیار بالایی هماهنگی دارد و نشان میدهد که این مقیاس از روایی مناسبی برخوردار است. بین عوامل مقیاس نیز هماهنگی و همبستگی وجود دارد. ابزار و مقیاسهای فرعی آن از اعتبار و روایی قابلقبول برخوردار است."
"
مقدمه: هدف از پژوهش حاضر مقایسه نتایج آزمون ترسیم خانواده در کودکان10-5 ساله ی خانوادههای تک والدی و عادی بود.روش کار: در این پژوهش توصیفی پس رویدادی که در بهار 1387 انجام گرفت، 160 دختر و پسر 5 تا 10 ساله پیشدبستانی و دبستانی شهر سنندج که شامل 60 کودک دوره ی قبل از دبستان و 100 کودک دوره ی دبستانی مورد مطالعه قرار گرفتند. نیمی از کودکان از خانوادههای تک والدی و به روش نمونه گیری سیستماتیک داخل خوشه ها انتخاب شده بودند آزمودنی ها توسط آزمون ترسیم خانواده ی کرومن مورد سنجش قرار گرفتند. آنها در ترسیم نقاشی خانواده آزاد بودند و اطلاعات آن ها محرمانه ثبت و نگهداری گردید. روشهای اطلاعات به دست آمده با استفاده از شاخص های توصیفی مانند جدول فراوانی و میانگین و آزمون های استنباطی مانند مجذور خی، t وابسته و کولموگراف اسمیرنوف مورد تحلیل قرا گرفتند. یافتهها: کودکان خانوادههای تک والدی بیشتر از کودکان خانوادههای عادی در ترسیمهای خود به واکنشهای عاطفی نسبت به خانواده از جمله حذف خود و اعضای بدن (001/0=P)، ترسیم والدین با فاصله (017/0=P)، تنوع رنگ کمتر (001/0= P) و حذف یکی از والدین شان (001/0=P) میپردازند. نتیجهگیری: از نقاشی کودکان میتوان به عنوان ابزاری جهت سنجش برخی ویژگی های شناختی عاطفی کودکان تک والدی استفاده کرد.
"
"
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف تعیین ارتباط خستگی مادر در دوره ی حاملگی و پس از زایمان با افسردگی پس از زایمان
انجام شد.روش کار: پژوهش حاضر مطالعه ی همبستگی طولی است که با نمونه گیری چند مرحله ای در مراکز بهداشتی درمانی شهر مشهد، در سال های 87-86 13، بر روی60 خانم باردار واجد شرایط با سن حاملگی36 هفته و نمره ی آزمون ادینبورگ 9 یا کمتر انجام شد. خستگی با چک لیست اصلاح شده علایم خستگی در هفته 36 و37 حاملگی و روزهای 5 و14 بعد از زایمان و افسردگی پس از زایمان با آزمون افسردگی ادینبورگ و تایید روان پزشک در روزهای 5 ،14 و 28 پس از زایمان ارزیابی شد. داده
ها با استفاده ازآزمون های مجذور خی، دقیق فیشر، تحلیل واریانس با مقادیر تکراری، رگرسیون لجستیک و همبستگی اسپیرمن و لامبدا با نرم افزار SPSS تحلیل شد.یافته ها: همبستگی معنی داری بین خستگی هفته ی 37 بارداری با افسردگی پس از زایمان روز
5 (651/0 =r، 045/0P=)،14 (651/0=r، 045/0=P) و 28 (000/1 = r ,001/0=P) هم چنین بین خستگی هفته ی 36 بارداری با افسردگی پس از زایمان روز 5 (000/1=r، 001/0=P) و خستگی روز 14 با افسردگی بعد از زایمان روز 28 (000/1=r،000/0=P)به دست آمد. نتیجه گیری: وجود خستگی اواخر حاملگی و پس از زایمان مادران با وقوع افسردگی پس از زایمان ارتباط دارد.
"