بر اساس اسناد و شواهد تاریخی، رژیم طاغوت منکرات گوناگونی را در سطح کلان و در ابعاد سیاسی، فرهنگی و اقتصادی مرتکب گردید. این رژیم در سیاست های داخلی و خارجی خود، تحت تاثیر قدرتهای خارجی به ویژه ایالات متحده آمریکا قرار داشت؛ به گونه ای که حکومت شاه به یک حکومت وابسته و تحت سلطه تبدیل شده بود. همچنین این حکومت، ظلم های گوناگونی را بر ملت ایران در عرصه های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی تحمیل کرد. در چنین شرایطی امام خمینی1 مبارزه با اصل سلطنت را بر حسب مبانی دینی در بستر فقه اسلامی واجب می شمرد که بر اساس آن موفق شد رژیم پهلوی را سرنگون نموده و حکومت اسلامی را تاسیس نماید. مبانی فقهی انقلاب اسلامی در اندیشه ایشان، امر به معروف و نهی ازمنکر، وجوب نفی سلطه اجانب و وجوب مبارزه با ظلم و اعتقاد به انفکاک ناپذیری دین از حکومت است.
بحث مفهوم حرکت و نحوه وجود آن از مباحث جدی در حوزه طبیعیات و متافیزیک است. ابن سینا به سه تعریف اصلی در آثار خود از حرکت اشاره می کند و بر اساس تعاریف، حرکت را امری وجودی دانسته و معنی مقابل آن یعنی سکون را معنی عدمی می داند، اما نه عدم محض بلکه عدم ملکه است. در مورد نحوه وجود حرکت، ابن سینا بر حرکت توسطیه تاکید می کند و حرکت قطعیه را امری ذهنی می داند که در قوه خیال ارتسام می یابد. در این مقاله دیدگاه ابن سینا تحلیل و نقد شده است.
جلال الدین محمدبن اسعد دوانی (908-830) یکی از برجسته ترین متفکران اسلامی مکتب شیراز است که پرداختن به اندیشه های او می تواند کمک زیادی در شناخت بیشتر این مکتب و تاثیر آن بر فلسفه اسلامی داشته باشد.
بی شک مهم ترین اندیشه های محقق دوانی را می توان در نظریات وجودشناسی جستجو کرد. وی در این خصوص با دو رویکرد به بحث می پردازد: 1. اساس دیدگاه وحدت وجودی (ذوق تاله)، وجود را منحصر در ذات خداوند دانسته، آن را حقیقت وجود و وجود خاص معرفی می کند و معتقد است سایر موجودات تنها در پرتو انتساب به آن وجود خاص موجود می شوند. بر این اساس اشتراک موجودات را اشتراک نسبی می داند یعنی اشتراک در وجود از جهت نسبتی که با وجود دارند. در وجود ذهنی معتقد است صورت علمی غیر از حقیقت است و در علیت، معلول را شان و تجلی علت می خواند؛ 2. در خصوص موجودات خارجی (با نگاه استقلالی)، با بنا نهادن فلسفه اش بر موجودات ممکن، موجود خارجی را شی متشخص دانسته که نمی توان در آن وجود را از ماهیت متمایز کرد لذا قاعده فرعیه را در خصوص رابطه وجود و ماهیت جاری نمی داند و معتقد است مجعول بالذات ماهیت موجوده است چرا که هر چه به عنوان مجعول، لحاظ شود ماهیتی از ماهیات است.
این مقاله درصدد است نقش وحدت وجود در اندیشه های وجودشناسی دوانی را ارزیابی کند، از این رو به بیان مباحث مربوط به وجود و ماهیت، جعل، وجود ذهنی و علیت می پردازد