این مقاله پس از مرور تحولات گذشته سازمان همکاری شانگهای، قابلیت های این سازمان را از جنبه های مختلف از جمله اقتصاد، تجارت، سرمایه گذاری، انرژی و قدرت نظامی مورد بررسی قرار میدهد. بررسی اطلاعات آماری مربوط به کشورهای عضو سازمان همکاری شانگهای نشان میدهد که اعضای این سازمان قابلیت آن را دارند که در دهه های آینده به یکی از بزرگ ترین قطب های بین المللی اقتصاد، تجارت، سرمایه گذاری خارجی، انرژی و نظامی در جهان تبدیل شوند. برخورداری از قلمرو جغرافیایی وسیع، جمعیت عظیم، منابع انرژی گسترده، سلاح های هسته ای، نیروهای مسلح قابل توجه، حق وتو در شورای امنیت و عوامل دیگر به این سازمان پتانسیل اقتصادی، سیاسی و نظامی بالایی میبخشد. بدون تردید ایران باید از این برتریها در جهت مناسبات منطقه ای و روابط بین المللی خود سود ببرد.
امروزه دانش به عنوان یک سرمایه و دارایی غیرملموس جایگاه مهمی در سازمان ها پیدا کرده است. به کارگیری هرچه بهتر و موثرتر دانش سازمانی به صورت سازمان دهی شده و مدیریت شده و تلفیق آن در فرهنگ سازمانی، پیشرفتی قابل توجه از لحاظ اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی در سازمان ها ایجاد می کند. اما از سوی دیگر مدیریت دانش ناموفق هم می تواند هزینه هنگفتی را به سازمان تحمیل کند. بنابراین شناخت عوامل موفقیت مدیریت دانش و به کار بردن آنها می تواند راهنمایی برای مدیریت بهتر آن باشد. عوامل موفقیت مدیریت دانش در سازمان ها از زوایای مختلف در تحقیقات گوناگون مورد بحث و بررسی قرار گرفته و مورد کاوی های مختلفی در سازمان ها و شرکت ها در جهان برای بررسی این عوامل صورت گرفته است. در این مقاله سعی شده تا با دیدگاهی متفاوت این عوامل در چرخه مدیریت دانش یعنی کسب و تولید دانش، عرضه و به اشتراک گذاری دانش و به کارگیری دانش استخراج شده و چارچوبی برای این عوامل ارائه شود. همچنین اولویت این عوامل در هر مرحله با استفاده از آزمون های مناسب آماری مشخص می شود. بر اساس نتایج به دست آمده از این تحقیق، 17 عامل رتبه اول تا هفتم را در بین عوامل اولویت دار در سه مرحله فرایند کسب، عرضه و به کارگیری دانش به خود اختصاص داده اند و از میان آنها، عوامل مشوق های انگیزشی مناسب، حمایت مدیریت ارشد، یادگیری مداوم و فضای آزاد سازمانی بیشترین فراوانی را در هر سه فرایند داشته اند.
هدف از مطالعه حاضر تعیین تاثیر نوع سبک والدینی در پیش بینی میزان استعداد اعتیاد فرزندان است. به این منظور پژوهش حاضر قصد دارد بررسی کند، آیا سبک های والدینی مختلف به شکل دهی استعداد متفاوت برای اعتیاد در فرزندان می انجامد؟ شرکت کنندگان در پژوهش 304 نفر از دانشجویان دختر و پسر مجرد دانشگاه آزاد اسلامی خوی بودند که دامنه سنی بین 19 تا 26 سال داشتند و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند.
ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه استعداد اعتیاد- ویراست دانشجویان ASQ-SV و پرسشنامه سبک های والدینی PSQ بود. داده های حاصل از شرکت کنندگان در پژوهش به وسیله رگرسیون چندمتغیری و ضریب همبستگی تفکیکی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج نشان دادند، سبک والدینی مقتدر پدر و مادر رابطه منفی و معنا داری با استعداد اعتیاد فرزندان دارد و پیش بینی کننده معکوس و معنا دار آن است. سبک والدینی مستبد پدر و مادر رابطه مثبت و معنا داری با استعداد اعتیاد فرزندان دارد و پیش بینی کننده مستقیم و معنا دار آن است. سبک والدینی بی اعتنای پدر و مادر رابطه مثبت و معنا داری با استعداد اعتیاد فرزندان دارد. سبک والدینی بی اعتنای مادر پیش بینی کننده مستقیم و معنا دار آن است اما سبک والدینی بی اعتنای پدر پیش بینی کننده معنا دار آن نیست. سبک والدینی آزادگذار پدر و مادر رابطه معنا داری با استعداد اعتیاد فرزندان ندارد. پژوهش حاضر سبک والدینی مقتدر را به عنوان کارآمدترین سبک از نظر کاهش استعداد اعتیاد و سبک های والدینی بی اعتنا و مستبد را به عنوان سبک های ناکارآمد از نظر افزایش استعداد اعتیاد در فرزندان معرفی می نماید و آموزش به والدین را در این زمینه جزء اهداف اصلی برنامه های کاهش تقاضای مصرف مواد می داند.
پروین اعتصامی (1258-1320) از جمله شاعرانی است که کلام ساده، رسا، جذاب و دوست داشتنی او تاثیر فوق العاده ای بر مخاطبان خود می گذارد و به نحو شگفت انگیز و دلنشینی در قلب و روح آنان نفوذ می کند.
به نظر می رسد این قبیل تاثیرات عمیق بیشتر به واسطه پیام و محتوای ارزشمندی است که در ورای سخن زیبا و عاطفی این شاعر گرانقدر نهفته است؛ اگرچه توجه به آرایه های ادبی و فنون بلاغت و فصاحت نیز در این تاثیر گذاری کم اهمیت نیست.
در این جستار نگارندگان بر آنند تا با بررسی و تجزیه و تحلیل درونمایه های اخلاقی، اجتماعی، تعلیمی و تربیتی شعر پروین نشان دهند، محتوا و پیام جهت دار شعر او به چه میزان در فرایند جذب مخاطب نقش دارد و نسبت و رابطه این محتوا با عناصر برون ساز شعر همانند زیبایی، تخییل، سبک، نوآوری و ... تا چه حد است.
شناخت جریان روشنفکری در گام نخست، مبتنی بر آشنایی با مفهوم واژه روشنفکر و طیفی است که در عرف اجتماعی امروز به این نام خوانده می شود. به همین مناسبت این نوشتار ابتدا مفهوم شناسی واژه روشن فکر، سپس خاستگاه جریان روشن فکری در غرب و ایران و انگیزه روشن فکران در رویکرد به مسائل زنان، بررسی شده است.
بخش اصلی نوشتار، نگاهی بر مبانی فکری روشن فکران دارد که در بازنگری و تفسیر متون دینی از آنها استمداد شده و البته در افق نزدیک تری به مسائل زنان قرار داشته اند.
این مبانی در سه بخش «روش شناختی»، «دین شناختی» و «فلسفی» به ارائه دیدگاه های روشنفکران پرداخته است و از آن جهت که نگرش روشن فکران غیردینی نسبت به اجتهاد و دین شناسی چندان حائز اهمیت نمی باشد، در بحث مبانی روش شناختی و دین شناختی تنها به ذکر مبانی «روشن فکران دینی» اکتفا گردیده است. «سخن آخر» به تحلیل و جمع بندی کوتاهی از این مجموعه می پردازد.
This paper aimed to investigate the differences between English and Persian religious elements which may be problematic in translating from English into Persian. The study aimed also to investigate the way cultural elements in general and religious ones in particular were dealt with in the selected corpora and to check whether the procedures proposed by Newmark, were sufficient and adequate for translation of these elements from English into Persian. One book The Pilgrim’s Progress by J. Bunyan and its corresponding translated Persian version were analyzed. This paper was mostly narrowed down to religious cultural elements. The findings indicated that there was no evidence to show a consistent effort on the part of translator to use any particular translation approach in the process of achieving adequate translation. The findings showed that procedures suggested by Newmark have accounted well for the transfer of cultural as well as religious elements; it was observed that Newmark’s range of procedures was comprehensive and worked well nearly for cultural elements included in the selected corpuses.
تقریبا همه حکما در اینکه حرکت و زمان از ویژگى هاى موجودات مادّى بوده و عالم تجرّد و موجودات مجرّد کاملاً منزّه و برتر از آنها هستند، اتفاق نظر دارند. اما مى توان با کمک مبانى حکمت متعالیه و دقت نظر در مفاهیم «مجرّد»، «مادّى»، «حرکت»، و «زمان» ثابت کرد که تنها مراتب عالى تجرّد فارغ از حرکت و زمان اند و در مراتب نازل «تجرّد»، نه تنها دلیل قاطعى بر استحاله «حرکت» و «زمان» نیست، بلکه چه بسا با الهام از پاره اى از آموزه هاى نقلى، بتوان ادلّه اى هم بر امکان و وقوع «حرکت» اقامه کرد.
هدف از پژوهش حاضر مقایسه مهارت های اجتماعی دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی با دانش آموزان بدون این اختلال در مقطع دبستان بود. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانش آموزان دختر و پسر با و بدون اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در مقطع دبستان در شهر تهران بود که در سال تحصیلی 86- 1385 مشغول به تحصیل بودند. به این منظور بااستفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای چهار مدرسه از بین مدارس شهر تهران انتخاب شد و تمامی دانش آموزان این مدارس براساس نشانه های ارائه شده در چهارمین ویرایش راهنمای تشخیصی و آماری اختلال های روانی آزمون شدند. 166 دانش آموز در بین 1755 دانش آموز دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی تشخیص داده شدندکه نشان دهنده شیوع 9 درصد در بین این مدارس بود. از این دانش آموزان به طور تصادفی 110 دانش آموز به عنوان گروه دارای اختلال انتخاب شد. 110 دانش آموز بدون این اختلال که از نظر جنسیت و پایه تحصیلی مانند نمونه دارای اختلال بودند نیز به طور تصادفی انتخاب شدند. مقیاس درجه بندی مهارت های اجتماعی (فرم معلم) برای هر دو گروه اجرا شد. فرضیه ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس یک طرفه و طرح عاملی بررسی شد. یافته ها نشان داد دانش آموزان دارای اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی در هر سه خرده مقیاس مهارت های اجتماعی (همکاری، جرأت ورزی، خودکنترلی) از دانش آموزان بدون این اختلال به طور معناداری پایین تر بودند (01/0>p). مقایسه زیر نوع ها نیز انجام شد. زیر نوع های اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی(بی توجه غالب، بیش فعال غالب و مرکب) نیز در مهارتهای اجتماعی تفاوت معناداری با یکدیگر نشان دادند (01/0>p). این پژوهش برای زیر نوع های اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی به تفکیک جنسیت انجام شد و تفاوت معناداری در سطح05/0 نشان داد. بر اساس این تحقیق می توان نتیجه گرفت که مهارت های اجتماعی دانش آموزان بدون اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی با دانش آموزان دارای این اختلال متفاوت است، این موضوع درخصوص زیر نوع ها نیز مشاهده شد. از یافته های این تحقیق می توان در درمان و آموزش استفاده کرد.
حدود 60 درصد ذخایر شناخته شده نفت خام جهان در منطقهی خاورمیانه قرار دارد. همین امر سبب میشود که فعل انفعالات این منطقه برای اقتصاد جهانی، حائز اهمیت باشد. از آن جا که تنگهی هرمز گلوگاه صادراتی 90 درصد نفت کشورهای حاشیه خلیج فارس و تامینکنندهی 40 درصد نفت جهان میباشد و کنترل آن در اختیار کشورمان است، هم چنین از آن جا که سنجش حساسیت اقتصاد جهان به نفت این منطقه به ویژه در شرایط کنونی برای کشورمان حیاتی است، تلاش شده است تا در این مطالعه برآوردی از تقاضای جهانی برای نفتی که از این تنگه صادر میشود از طریق سنجش کشش های قیمتی و درآمدی به دست آید. با استناد به آمارهای سازمان های داخلی و جهانی و با استفاده از الگوی تخمین ARDL تابع تقاضا برای نفت صادراتی از تنگهی هرمز تخمین زده شده است. طبق الگوی تخمین زده شده و نتایج به دست آمده انتظار میرود که افزایش قیمت در کوتاه مدت موجب افزایش درآمد کشورهای صادرکننده شود، لیکن در دراز مدت این افزایش قیمت موجب کاهش نسبتاً درخور توجه تقاضا و در نتیجه کاهش درآمد کشورهای صادرکننده میشود. تقاضای جهانی برای نفت صادره از تنگهی هرمز بی کشش است. هم چنین روند جانشینی انرژیهای نو به جای نفت کند اما رو به رشد است. در نهایت اثر پذیری شدید تقاضای نفت در بلندمدت از تولید ناخالص داخلی کشورهای توسعه یافته قابل توجه و تعیین کننده است. به معنای اینکه رکود اقتصاد جهانی از این کانال اثر منفی بر درآمد نفتی کشورهای صادرکنندهی نفت در این منطقه دارد و در دوران رونق بالعکس.