این پژوهش به بررسی نقش مذهب بر کاهش علائم اختلال وسواس می پردازد. برای انجام پژوهش حاضر طرح آزمایشی، پیش آزمون ‐ پس آزمون با گروه کنترل مورد استفاده قرار گرفت. بدین منظور سی نفر از بیماران مبتلا به اختلال وسواس در شهر مشهد به صورت تصادفی در دسترس انتخاب و در دو گروه، آزمایش (پانزده نفر) و کنترل (پانزده نفر) جایگزین شدند. آزمودنی ها به وسیله پرسشنامه ییل براون در پیش آزمون و پس آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعداد دوازده جلسه درمان اسلامی برای گروه آزمایش انجام گرفت. جلسات درمانی یک بار در هفته و هر جلسه به مدت یک ساعت و درمجموع دوازده جلسه برگزار شد. تحلیل نتایج با استفاده از روش تحلیل واریانس چندمتغیّری (مانوا) نشان داد که درمان اسلامی در کاهش علائم اختلال وسواس مؤثر است.
جمهوری اسلامی ایران بر آن است که با اجرای برنامه های توسعه و رسیدن به اهداف چشم انداز بیست ساله تا سال 1404، جامعه ای مبتنی بر دانایی و کشوری توسعه یافته ایجاد کند. دستیابی به این امر مهم نیازمند مدیریت دانش در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی است. هدف از این تحقیق، بررسی عوامل بنیادی مدیریت دانش در محیط های دانشگاهی بود. یکی از دانشگاه های دولتی تهران با جامعة آماری 383 نفر اعضای هیئت علمی دانشگاه انتخاب شد که از این تعداد صد نفر در تحقیق مشارکت کردند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامة محقق ساخته، مشتمل بر 49 گویة بسته پاسخ و 3 گویة باز پاسخ بود. از تحلیل عاملی به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات و شناسایی ابعاد مدیریت دانش استفاده شد. بر اساس نتایج به دست آمده، عوامل بنیادی مدیریت دانش در دانشگاه نمونه، اشاعه دانش (آموزش)، تولید دانش (پژوهش)، به کارگیری دانش (خدمات اجتماعی) و ذخیرة دانش بودند.
این مقاله شواهدی در مورد وجود پدیده هموارسازی و مدیریت سود در بورس اوراق بهادار تهران فراهم میکند. در این تحقیق، به منظور تشخیص مدیریت سود، شرکت ها به دو گروه هموار ساز و غیر هموارساز سود طبقهبندی شدهاند. همچنین، به منظور آزمون فرضیه های تحقیق، از مدلهای رگرسیونی تک متغیره و لوجستیک استفاده شده است. نتایج به دست آمده از برآوردهای مدلهای تک متغیره نشان میدهد، شرکت هایی که مدیریت سود داشتهاند نسبت به شرکت هایی که مدیریت سود انجام ندادهاند، در سطح سود عملیاتی و سود خالص عملکرد ضعیفتر، در سطح سود قبل از مالیات وسطح سود خالص رشد بیشتر، در سطح سود خالص اندازه بزرگتر و سرانجام در سطح سود هر سهم نرخ سود تقسیمی بالاتری داشتهاند. همچنین نتایج به دست آمده از مدل لوجستیک نشان میدهد شرکت هایی که مدیریت سود داشتهاند، دارای رشد بیشتر و بازده کمتری بودهاند.
تحقیق حاضر به منظور فراهم آوردن شواهدی در ارتباط با نقش نظام راهبری شرکتی از این منظر که آیا سازو کارهای درونی و بیرونی نظام راهبری شرکتی بر ساختار سرمایه شرکت تأثیر دارد، صورت پذیرفته است. بدین جهت، نمونه ای مشتمل بر 80 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی هشت ساله(1387-1380) انتخاب و بررسی گردید. برای آزمون فرضیه ها از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره با استفاده از روش داده های تابلویی استفاده شده است. معیار مورد استفاده جهت سازو کارهای نظام راهبری شرکتی عبارتند از: درصد اعضای غیر موظف هیأت مدیره، تفکیک مدیرعامل از اعضای هیأت مدیره و مالکیت نهادی. متغیرهای کنترلی تحقیق نیز عبارتند از: اندازه شرکت، سودآوری و قابلیت مشاهده دارایی ها. نتایج به دست آمده نشان دهنده وجود رابطه ای مثبت و معنادار میان مالکیت نهادی به عنوان یکی از مکانیزم های بیرونی نظام راهبری شرکتی و ساختار سرمایه است، ولی میان درصد اعضای غیر موظف هیأت مدیره و همچنین تفکیک مدیرعامل از اعضای هیأت مدیره با ساختار سرمایه رابطه معناداری مشاهده نگردید. یافته های جنبی تحقیق نشان می دهد که میان متغیر اندازه شرکت و ساختار سرمایه، ارتباطی منفی و معنادار میان قابلیت مشاهده دارایی ها و ساختار سرمایه ارتباطی مثبت و معنادار وجود دارد و سودآوری نیز رابطه ای معکوس و معنادار با ساختار سرمایه دارد.
ایرانیان باستان به پندهایی پایبند بودند که آن ها را به منزله ی دستورالعملی در دسترس و تذکری دایمی، برای دست یافتن به زندگی بهتر و مبارزه با انواع مصایب اجتماعی، به کار می بردند؛ به این سبب، همگان موظف به آگاهی و اطاعت از آن ها بودند. این پندها را در روزهای خاصی به سمع مردم می رساندند و آن ها را بر ابزار و لوازم زندگی خود می نوشتند تا دایما در دسترس و مورد توجه آن ها باشد. تنوع و کثرت این پندها از یک سو نشانه ی دامنه ی گسترده و عمق بسیار این پدیده است و از دیگر سو، تناسب این حکمت ها با ابزار و وسایلی که بر آن ها نوشته شده بود، بیان گر باریک اندیشی و نکته سنجی آن هاست و با این که سخن از تاثیر حکمت های ایران باستان در ادب عربی، سخنی نو نیست؛ ولی با باریک کردن مسیر این پژوهش به حکمت های مکتوب بر ابزار و لوازم زندگی و تاثیر آن ها بر ادب عربی و فارسی، می توان از یک سو، عمق و گستره ی پندهای حکمی ایرانی را دریافت و از دیگر سو با این زاویه ی تنگ، عمق تاثیر فرهنگ و ادب ایران را در ادب عربی، نشان داد. همچنین نشان بدهیم که با وجود اهتمام کم نظیر ایرانیان باستان به پندهای حکمت آمیز و تاثیر شگرف آن در ادب عربی و فارسی، در شرح و تعلیقات منابع ادب فارسی، امثال و اشعار عربی یکه تازی کرده اند و نشانی از حکمت های ایرانی دیده نمی شود و شایسته است در این نوع پژوهش ها به پندهای ایرانی توجه بیش تری صورت گیرد.
ذکر در شریعت و عرفان اسلامی، دارای اهمیت ویژه ای است. از دلایل اهمیت آن در شریعت، می توان به وجود آیات متعددی اشاره کرد که درباره ی ذکر و تاثیر آن در قرآن آمده است. در عرفان اسلامی، توجه به ذکر بدان درجه است که سالک به وسیله ی آن می تواند مراحل سیر درونی خود را طی کند و اولین دستوری که به سالک داده می شود، ادای ذکر است. تاثیر ذکر در وجود سالک، مراحل مختلفی دارد که از ذکر لسانی شروع می شود و به ذکر سِر و خفی می رسد. یکی از گونه های ذکر خفی، ذکر وجودی و شهودی است که از مؤثرترین نوع ذکر است. در این مقاله ذکر وجودی و شهودی با استناد به سخنان بزرگان اهل عرفان و شاعران عارف، مورد بحث و تحلیل قرار گرفته است
دوره ی کیان در شاهنامه از کی قباد آغاز می شود و از مهم ترین دوره های اساطیری حماسه ی ملی به شمار می رود. کی کاووس، فرزند کی قباد، از مهم ترین نقش آفرینان این دوره بوده است. بسیاری از داستان های جذاب و گیرای حماسی مانند جنگ مازندران، جنگ هاماوران، سفر به آسمان، رستم و سهراب و سیاوش در عصر وی رخ می دهد. به نظر می رسد این داستان ها از ویژگی های ساختاری روشنی پیروی می کنند. درنگ در این داستان ها نشان می دهد که الگوهای خاصی در این داستان ها تکرار می شود. این پژوهش بر آن است تا برپایه ی دیدگاه های مطرح شده در ساختارگرایی با تاکید بر روش پراپ چگونگی ساختار داستان های مربوط به دوران کی کاووس را بررسی کند و روشن سازد که کدام داستان ها ساختار همانندی دارند و کدام ساختار متفاوتی.یافته های پژوهش نشان داد کارکردهای اصلی در این داستان ها- به جز داستان رستم و سهراب- تقریباً یکسان است. هم چنین با اطلاعات برون متنی تکمیل شده در مجموع دیدی نو به مخاطب می بخشد و تصویری تازه از شخصیت ها به ویژه رستم، کی کاووس و ... ارائه می کند
از آرزوهای ادبیات همواره آن بوده است که خود را به موسیقی نزدیک کند. در عرصه داستان نویسی، تلاش ها همواره معطوف بر ایجاد همانندی بین شعر و نثر در صُوَر خیال و اغراض و موضوعات، و انواع موسیقی متداول در بطن و بافت عبارت ها بوده است. در مقایسه با شعر، داستان در به کارگیری هم زمان تک نوازی ها و گروه نوازی ها و هماهنگ سازی سازها و صداها و یا تغییر مداوم در آواها و نواها و رسیدن به ساحت هماهنگ سمفونی ها بسیار توانمند است.
موسیقیِ متنِ رمان کلیدر، اثر محمود دولت آبادی، به وسیله عناصر و عوامل مختلف شکل گرفته است که شماری از آنها به اختصار چنین است: گزینش کلمات خوش ساخت، رعایت تناسب هجاها و واج ها در چینش واژه ها و جمله ها، تنوع جمله بندی ها، تاثیرپذیری از موقعیت ها در انتخاب کلمات و ساختار جملات، تغییر مداوم در لحن بیان و ریتم روایت در آغاز فصل ها، تنوع در توزیع و ترکیب شیوه های بیان، رعایت ملازمات مرتبط با نوع ادبی، همسویی نثر و روایت با جهان نگری هنری، همنوایی اطناب ها و ایجازها با آهنگ روایت، پیوند مستقیم انواع پیرنگ با آهنگ روایت، هارمونی مضاعف با تیپ ها و طبقات، و نیز هماهنگی اجزای فرعی با ارکان اصلی در شکل دهی به موسیقی متن.
از آنجا که هدف فن آوری های آموزشی تسهیل و بهبود عملکرد یادگیری است، در این راستا شبیه سازهای آموزشی می توانند به عنوان تکنیک و یا رسانه ای موجب تحقق این هدف شوند. در این مقاله تاثیر نرم افزارهای شبیه ساز (مطالعه موردی بر روی Packet trace،PSpice ، Opnet وMatLab) بر یادگیری و یادسپاری دروس و مقایسه آن با روش سنتی تدریس انجام شده است. به این منظور دانشجویان رشته های فنی دانشگاه های غیرانتفاعی شهر ساری در سال تحصیلی 1389- 1388 بررسی شده اند. روش تحقیق شبه آزمایشی بوده و با دو گروه آزمایش و کنترل در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون اجرا شده است. یک گروه با نرم افزارهای شبیه ساز و گروه دیگر به روش سنتی آموزش دیده اند. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. یافته های تحقیق با استفاده از نرم افزار SPSS و روش های آمار توصیفی شامل جداول توزیع فراوانی، درصد، میانگین؛ و آمار استنباطی شامل آزمون t تجزیه و تحلیل شده است. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که بین یادگیری و یادسپاری در آموزش با نرم افزارهای شبیه ساز و روش سنتی تدریس تفاوت معناداری وجود دارد. به عبارت دیگر نرم افزارهای شبیه ساز آموزشی بر افزایش یادگیری و یادسپاری دانشجویان نقش مطلوبی داشته اند.
اهداف: هدف یادگیری فرآیندی، اکتشاف، حل مساله، خواندن برای جست وجوی معنی و استفاده از استدلال در نوشتن و استقلال در یادگیری است. پژوهش حاضر با هدف تعیین نقش آزمون های موسسات آزاد علمی بر پیشرفت درس ریاضیات دانش آموزان دوره متوسطه اجرا شد.
روش ها: مطالعه حاضر به روش توصیفی- پس رویدادی و از نوع مقطعی در دانش آموزان دختر سال دوم پایه متوسطه شهر سمنان در سال تحصیلی 89-1388 انجام شد. با توجه به جدول مورگان، 156 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شدند و پرسش نامه ها را تکمیل کردند. از پرسش نامه های اضطراب امتحان، مهارت های مطالعه، نگرش به ریاضی، عزت نفس روزنبرگ و اطلاعات مربوط به درک بهتر مفاهیم ریاضی برای جمع آوری داده ها استفاده شد. داده ها به کمک نرم افزار SPSS 16 و با استفاده از آزمون T دوگروهی مستقل برای مقایسه میانگین ها مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: بین میانگین درک ریاضی دو گروه دانش آموزان شرکت کرده و غیرشرکت کننده در آزمون ها تفاوت معنی دار وجود داشت. بین میانگین عزت نفس دو گروه دانش آموز شرکت کننده و غیرشرکت کننده در آزمون ها، تفاوت معنی دار وجود داشت. بین میانگین نمرات ریاضی ترم اول، نمرات ریاضی ترم دوم، مهارت های مطالعه، نگرش به ریاضی و اضطراب امتحان تفاوت معنی دار وجود نداشت.
نتیجه گیری: شرکت دانش آموزان دوره متوسطه در آزمون های درس ریاضی در آموزشگاه های آزاد تاثیری بر ایجاد مهارت های مطالعه، کاهش اضطراب امتحان، پیشرفت تحصیلی و تغییر نگرش به درس ریاضی ندارد و در مقابل عزت نفس و درک مفاهیم ریاضی را در ایشان نسبت به دانش آموزانی که در این آزمون ها شرکت نمی کنند کاهش می دهد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین باورها و انتظارهای جنسیتی معلمان زن با یادگیری کلامی، ریاضی و اجتماعی دانش آموزان شهر اصفهان در سال تحصیلی 90- 89 است. روش پژوهش، توصیفی ـ همبستگی و جامعه آماری 184 نفر از معلمان زن شهر اصفهان اند که با روش تصادفی انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها، از دو ابزار استفاده شده است. ابزار اول، معدل دانش آموزان در سه یادگیری کلامی و ریاضی و اجتماعی و ابزار دوم، پرسشنامه محقق ساخته بوده است. ضریب پایایی پرسشنامه باور جنسیتی 88/0 و پایایی پرسشنامه انتظار جنسیتی 96/0 به دست آمده است. نتیجه ها نشان می دهد بین باورهای جنسیتی معلمان و یادگیری کلامی و ریاضی دانش آموزان، رابطه معنادار وجود ندارد، اما بین باور جنسیتی معلمان با یادگیری اجتماعی، رابطه معنادار وجود دارد. میان انتظارهای جنسیتی و یادگیری کلامی و اجتماعی رابطه معنادار وجود ندارد، اما بین انتظارهای جنسیتی معلمان و یادگیری ریاضی رابطه معنادار وجود دارد که با افزایش انتظار جنسیتی معلمان یادگیری ریاضی دانش آموزان افزایش مییابد.
از آنجا که مسئلة اختیار و عقل در فلسفه و کلام اسلامی بسیار مورد توجه بوده است و در حوزه انسان شناسی نیز همواره از مباحث اصلی تلقی می شود، هدف این مقاله پرداختن به جایگاه آن در زندگی برزخی است. چون موضوع تمام رفتارها و خلقیات آدمی نفس است و نفس مراتب مختلف دارد و از جمله مراتب آن تعقل و اراده است و همه کمالات آدمی بر نفس مترتب می شود و از طرف دیگر نفس یک حقیقت جاودانه است می توان نتیجه گرفت قوا و مراتب آن نیز جاودان است و همان طور که نفس می تواند در وعای دنیوی تعقل و تصمیم گیری کند در وعای برزخی نیز بر این دو امر قادر است و اگر بپذیریم نفس موضوع استکمال برزخی است و قدرت تعقل و اختیار دارد می توان نتیجه گرفت که به جز محدودیت ها و تعارض ناشی از آن، که در زندگی دنیوی منجر به خطا یا گناه می شود، نظام زندگی گروهی و خانوادگی با همه شرایط موجود در دنیا در زندگی برزخی نیز وجود دارد.
بنابراین اختیار انسان به معنای انجام ثواب و یا ارتکاب گناه نیست بلکه انتخاب میان خوب و خوب تر است که در این انتخاب ملکات نفس، که وی از زندگی دنیوی با خود به همراه برده است، می توانند علل عمده باشند. بنابراین، اختیار برزخی تحت تأثیر اختیار انسان در زندگی دنیوی و به عبارت دیگر در طول آن قرار دارد. از آنجا که انسان معاصر از نظر معنوی با چالش های زیادی، مانند معناداری زندگی و رنج ها و دردهای موجود در این جهان، مواجه است، استکمال برزخی و لازمه آن، یعنی اختیار در برزخ، می تواند به معناداری زندگی و ایجاد روح امیدواری در انسان و انگیزه بیشتر برای گرایش به خیر و نیکی و دستیابی به سعادت مؤثر باشد.