هدف این مطالعه، تحلیل عواملی است که تغییر در سطح و شدت انتشار CO2 ناشی از مصرف انرژی را تحت تاثیر قرار می دهند. برای بررسی چهار عامل اثرگذار بر انتشار CO2 یعنی، فعالیت اقتصادی، تغییرات ساختاری، ضریب انتشارِ CO2 و شدت انرژی، از تحلیلِ تجزیهی شاخص (IDA) استفاده شده است. با توجه به تفاوت میزان این اثرگذاری ها در هر یک از بخش ها، اقتصاد به پنج بخش مجزا (خانگی-عمومی-تجاری، صنعت، حمل و نقل، کشاورزی و دیگر بخش ها)، تفکیک شده است. دورهی زمانی مورد مطالعه 1376-1386 می باشد. نتایج نشان می دهند که رشد اقتصادی بزرگ ترین اثر مثبت را بر تغییرات انتشار CO2 در تمام بخش های مورد بررسی، به جز بخش صنعت و حمل و نقل و در کل اقتصاد داشته است. تغییرات ساختاری در دو بخش صنعت و حمل و نقل، اثرِ غالب را بر افزایش انتشار CO2 داشته است. شدت انرژی اثری نسبتاً بزرگ بر تغییر انتشار CO2 در بخش خانگی- عمومی داشته است، درحالیکه اثر آن در چهار بخش دیگر کوچک و گاه حتی منفی بوده -است. اثر تغییر در ضریب انتشار CO2 نیز به جز در دیگر بخش ها (نیروگاهی، پالایشگاهی و ...) در چهار بخش دیگر اقتصادی، کوچک بوده است. تجزیهی شدت انتشار CO2 نشان داده که حدود 82 درصد از تغییر در شدت انتشار CO2 در اثر تغییرات ساختاری بوده اس
امروزه جامعه ما با فقدان تدریجی معانی یا جایگزینی آن ها مواجه است. یک بعد از جدائی افراد از نظام اجتماعی به واسطه همین بی معنایی اجتماعی تعریف شده است و بخشی از بزهکاری، سرخوردگی، پوچ گرائی، مصرف انواع قرص های روان گردان و مخدر، عدم گرایش به کار، عدم تمایل به تحصیل و .... به سبب همین بی معنایی است. روش تحقیق مورد استفاده این پژوهش پیمایشی و شیوه تحقیق همبستگی است. جامعه آماری این طرح کلیه دانشجویان تحصیلات تکمیلی و دانشجویان وردی 82 کارشناسی دانشگاه تبریز هستند. نتیجه حاصل از آزمون فرضیه ها نشان دهنده وجود رابطه معنی دار بین متغیرهای اعتماد اجتماعی، رضایت اجتماعی به عنوان متغیرهای مستقل و بیگانگی اجتماعی به عنوان متغیر وابسته تحقیق است. بعلاوه نتایج حاصل از تحلیل رگرسیون چند متغیره تحقیق نشان می دهد که در نمونه تحصیلات تکمیلی 53 درصد از تغییرات متغیر وابسته توسط متغیرهای مستقل پژوهش تبیین می شود.
وجدان کاری عاملی است که باعث ایجاد نظم در کار و حس انجام وظیفه در افراد می شود. توجه به مفهوم وجدان کاری در سازمانها، توجه به اخلاق و روابط انسانی است؛ زیرا اخلاق، تعهد ایجاد می کند و باعث می شود، افراد نسبت به وظایف و رفتار شغلی خود به بهترین شکل و بدون وجود عامل کنترل خارجی حساس باشند. وجود وجدان کاری در یک سازمان باعث افزایش سطح بهره وری، تحقق توسعه ٔ پایدار، تحول فرهنگی انسان، ثبات مدیریت ونظم اقتصادی می گردد. عوامل متعددی در ابعاد مختلف بر وجدان کاری مؤثر است. هدف از پژوهش حاضر بررسی میزان تا ٔ ثیر و نقش عوامل فرهنگی- اجتماعی، فردی – شخصیتی و خانوادگی بر وجدان کاری از نظر دانشجویان است. طرح تحقیق حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. نمونه ٔ مورد پژوهش 800 نفر از دانشجویان دانشگاههای دولتی شهر اصفهان شامل دانشگاه صنعتی، دانشگاه علوم پزشکی و دانشگاه اصفهان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری متناسب با حجم (438 دختر و 362 پسر) انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه ٔ محقق ساخته ،شامل 45 سو ٔ ال در سه بعد (فرهنگی – اجتماعی، فردی – شخصیتی و خانوادگی ) بود. نتایج حاصل از اجرای پرسشنامه با استفاده از روش ضریب همبستگی چند گانه (رگرسیون) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان داد که عوامل فرهنگی – اجتماعی در درجه ٔ اول و سپس عوامل فردی – شخصیتی و خانوادگی به ترتیب بر وجدان کاری مؤثرند( p<0/05 ). همچنین، از میان عوامل جمعیت شناختی فقط عامل جنسیت در عوامل مؤثر بر وجدان کاری اثر معناداری داشت.
در سال های اخیر تلاش های فراوانی برای تعریف و طبقه بندی فعالیت های غیررسمی از سوی دانشمندان اقتصادی صورت پذیرفته است. از جمله توماس بر اساس دو معیار قانونی بودن و مبادله بازاری فعالیت های غیررسمی در اقتصاد، آن را به چهار بخش خانوار، غیررسمی، نامنظم و جنایی تقسیم کرده است. مقاله حاضر تلاش می کند که بر اساس چارچوب مبتنی بر اقتصاد اسلامی، فعالیت های اقتصادی غیررسمی را در مقایسه با تقسیم بندی اقتصاد متعارف، طبقه بندی نماید. بر اساس این طبقه بندی، معیار مبادله در بازار حفظ می شود و می تواند در اقتصاد اسلامی نیز به کار گرفته شود. از معیار شرعی بودن در مقابل قانونی بودن بهره گرفته شده و سرانجام اینکه معیار نیت، که از دیدگاه اسلام و ادبیات اقتصاد اسلامی دارای اهمیت فراوانی است، مورد استفاده قرار گرفته است. به این ترتیب معیارهای مبادله بازاری، شرعی بودن و نیت، پایه های سه گانه تعریف و تقسیم بندی فعالیت های اقتصاد غیررسمی را در اقتصاد اسلامی فراهم می آورند.
بر اساس ادبیات نمایندگی، پرداخت سود نقدی به سهامداران از یک سو کاهش جریان های نقدی آزاد و کاهش احتمال سرمایه گذاری در پروژه های سرمایه گذاری غیربهینه و از سوی دیگر افزایش نظارت مستمر بر مدیران به وسیله بازار سرمایه را به دنبال دارد. بر این اساس، خط مشی پرداخت سود به عنوان یکی از ساز و کارهای کاهش تضاد منافع مطرح می شود. از این رو، در این پژوهش به بررسی تاثیر ساز و کار های داخلی و خارجی نظام راهبری شرکتی بر خط مشی پرداخت سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته شده است. نمونه مورد بررسی شامل 60 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1380 الی 1388، و روش آماری مورد استفاده، تحلیل رگرسیون با استفاده از داده های ترکیبی به روش اثرات ثابت است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر این است که ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی داخلی، شامل اندازه هیات مدیره، درصد اعضای غیرموظف هیات مدیره، حضور یکی از اعضای غیرموظف در ریاست هیات مدیره و مالکیت مدیریتی تاثیر معنی داری بر نسبت پرداخت سود نقدی شرکت های مورد بررسی ندارند. از بین ساز و کارهای نظام راهبری شرکتی خارجی نیز مالکیت نهادی تاثیر معنی داری بر نسبت پرداخت سود نقدی ندارد. با این وجود، اندازه حسابرس و نسبت بدهی دارای تاثیر معنی دار و منفی بر نسبت پرداخت سود نقدی هستند.
هدف این تحقیق مقایسه فرسودگی شغلی بین آموزشیاران دارای منبع کنترل درونی و بیرونی است. تحقیق از نوع کاربردی و روش آن توصیفی است که با بکارگیری نرم افزار SPSS از روش آماری تحلیل واریانس چندگانه و آزمون مجذور خی استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه آموزشیاران زن نهضت سوادآموزی شهر تهران می باشد که با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای، 205 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری در پژوهش حاضر، دو مقیاس کنترل درونی و بیرونی ""راتر"" و مقیاس فرسودگی شغلی ""مسلش"" بود. یافته های پژوهش نشان داد که بین منبع کنترل و مولفه-های فرسودگی شغلی رابطه معنی داری وجود ندارد. در بررسی اثر تعاملی متغیرها هم، نتایج نشان می دهد که هیچ یک از متغیرهای جمعیت شناختی بر مولفه های فرسودگی تاثیر ندارد.
قیمت نفت تحت تاثیر عوامل مختلفی قرار دارد. رفتار و عملکرد اوپک به عنوان بزرگ ترین و مهم ترین سازمان فعال در بازار نفت یکی از این عوامل موثر می باشد. اوپک در بسیاری از مواقعی که بازار به طور ناگهانی و به دلایل گوناگون از تعادل خارج می شود، قادر است با تعیین سهمیه تولید هر یک از اعضا، بازار را به تعادل بازگرداند. در مواقع کمبود عرضه یا رشد ناگهانی تقاضا، اوپک به دلیل برخورداری از ظرفیت مازاد می تواند با افزایش تولید، کمبود را جبران کند، اما در صورتی که از ظرفیت مازاد لازم جهت تقابل با کاهش عرضه برخوردار نباشد، قادر به افزایش عرضه فوری به بازار نخواهد بود و لذا قیمت ها با شوک و نوسان شدید مواجه خواهند شد. برای مثال در سال های پس از 2002 که بازار نفت با کاهش شدید ظرفیت مازاد اوپک مواجه شد، قیمت ها نیز به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند.
در این مقاله به صورت تجربی و تئوریکی نقش و تاثیر ظرفیت مازاد اوپک بر سطح قیمت ها مورد بررسی گرفته است. بدین منظور از داده های ماهانه دوره 2008-1994 استفاده شده و مدل اقتصادسنجی تصحیح خطا برای برآورد الگو به کار رفته است. نتایج نشان می دهد که طی سال های 2002-1994، به دلیل بالا بودن ظرفیت مازاد اوپک، این پارامتر نقش چندانی در تعیین قیمت نفت ایفا نکرده است، اما پس از آن و در دوره دوم (2008-2003) که به میزان قابل توجهی از ظرفیت مازاد کاسته شده، نقش موثر آن بر قیمت نفت آشکار شده است. هم چنین نتایج بیانگر آن است که تغییراتی در نقش عوامل بنیادی تعیین کننده قیمت های نفت طی دو دوره مورد بررسی حاصل شده و در سال های اخیر فعالیت های بورس بازی نیز یکی از عوامل تاثیرگذار بر سطح قیمت ها شده است. هم چنین مشخص شده است که تعداد روزهایی که کشورهای عضو OECD برای تامین تقاضای خود، نفت ذخیره می کنند (روزهای پوششی) مهم ترین عامل بنیادی در تعیین قیمت نفت است
اصطلاح «جهانیشدن»، موضوع مباحث بسیاری در حوزه علوم سیاسی، اقتصاد، روابط بین الملل و جامعه شناسی است که اندیشمندان متعددی به طرح دیدگاه های خود پیرامون آن پرداخته اند. هدف این مقاله، بررسی تفاوت جهانیشدن و جهانیسازی، و نیز جهانیسازی اسلامی است. اساسا جهانیشدن فرایندی است که در طول تاریخ شکل گرفته و انسان ها از آغاز تاکنون در آن مشارکت داشته اند. جهانیسازی نیز به طرحی اشاره دارد که نظام سلطه برای سوءاستفاده از جهانیشدن، دست به اقدام میزند. اسلام، هم آرمان و ایده ای جهانی دارد و هم برای تحقق آن، که آرمان همه بشریت نیز هست، طرح و برنامه اجرایی خود را دنبال میکند؛ از این رو، میتوان از آن به «جهانیسازی اسلامی» تعبیر کرد. اگر جهانیشدن فرایندی است که ریشه در تاریخ زندگی اجتماعی انسان دارد، جهانیسازی جریانی است که هدف آن یکسان سازی جهان در جنبه های فرهنگی، اقتصادی و حتی سیاسی است. این نوشتار، با استفاده از روش تحلیل مفهومی و روش توصیفی، به واکاوی مفهوم جهانیشدن و جهانیسازی و نیز دیدگاه اسلام در این زمینه میپردازد.
بى گمان مسئله وجود ذهنى از مسائل پردامنه و بحث انگیزى است که ذهن انبوهى از فیلسوفان را به خود مشغول کرده است. تلاش هاى بى ثمر شکاکان و سوفسطاییان در طول تاریخ، اهمیت افزون این مسئله را که سویه معرفت شناختى بحث علم را نیز رقم مى زند، نمایان تر مى سازد. فیلسوفانى چون ابن سینا و فخر رازى که از طلایه داران بحث در این موضوع بوده اند، مجالى فراخ را جهت واکاوى مسئله فراهم آورده اند؛ اما از آنجایى که گاه کوشش فراوان ابن سینا در پرداخت مسئله وجود ذهنى مورد تردید واقع مى شود و یا به فیلسوفى چون فخر رازى نسبت انکار وجود ذهنى داده مى شود. از این رو، این پژوهش بر آن است تا هم تلاش گسترده ابن سینا را در این باب ارج نهد و هم ناروایى نسبت انکار به رازى را فاش سازد. این امر مهم از رهگذر تبیین ماهیت و اثبات وجود ذهنى از دیدگاه فیلسوفان یادشده و کشف قناع اضطراب از کلمات فخر رازى، به همراه سنجش تطبیقى میان دو دیدگاه دستیافتنى تر شده است.