یکی از وظایف اصلی و مهم فدراسیون های ورزشی سنجش و ارزیابی عملکرد آن هاست، به طوری که هرگونه ادامه همکاری مربیان را در سطح ملی تحت تأثیر خود قرار می دهد. هدف از انجام این تحقیق، مطالعه اکتشافی معیارهای ارزیابی عملکرد مربیان ملی کشور است. تحقیق حاضر در دو بخش کیفی و کمّی و به روش توصیفی و پیمایشی انجام شده است. در بخش کیفی با مطالعه ادبیات تحقیق و جلسات بحث و بررسی با نخبگان، متغیرهای اثرگذار در ارزیابی عملکرد مربیان ملی شناسایی شد. در بخش کمّی پرسشنامه ای با 35 سؤال پاسخ بسته تهیه شد که پنج تن از استادان دانشگاه روایی آن را تأیید و طی مطالعه ای مقدماتی ضریب پایایی آن به روش آلفای کرونباخ 974/0 تعیین شد (01/0P<). پرسشنامه در اختیار 450 نفر از استادان دانشگاه، مربیان نخبه، مدیران، ورزشکاران ملی و کارشناسان ورزش فعال در فدراسیون های رتبه اول و دوم قرار گرفت. در نهایت 407 پرسشنامه تحلیل شد. معیارهای ارزیابی عملکرد مربیان ملی کشور متشکل از پنج عامل بود که عبارت بودند از: توانایی های فنی، توانایی های عملیاتی، مهارت های ویژه، مهارت های رهبری و مهارت های ارتباطی. شاخصهای برازش به دست آمده اعتبار مدل را تأیید کردند و بر اساس این شاخص ها ساختار حاصل از تحلیل عاملی اکتشافی تأیید شد. در این مدل توانایی های فنی و توانایی های عملیاتی (اجرایی) بیشتر از سایر عوامل و سپس به ترتیب مهارت های ویژه و مهارت های ارتباطی و سپس مهارت های رهبری مربیان مورد توجه ارزیابان قرار گرفته است. در بحث توانایی های فنی مربیان، بیشترین متغیر اثرگذار مربوط به بهره گیری از تاکتیک ها و استراتژی های مناسب در هر مسابقه است و در باب توانایی های عملیاتی و اجرایی مربیان، بیشترین متغیر اثرگذار توانایی آن ها در تهیه برنامه های ویژه برای مسابقات در سطوح ملی است. همچنین هر یک از عامل ها، متغیرهای تبیین کننده هر عامل و بارهای عاملی هر متغیر، مهم ترین عامل ها و مهم ترین نقاط قابل دستکاری برای مدیران برای اثرگذاری در هر عامل، شناسایی و تعیین شدند. در مدیریت حرفه ای و رقابتی امروز، لازم است ارزیابی کارکنان، به ویژه مربیان ملی سیستماتیک و مبتنی بر روش های علمی باشد که طی آن به هر متغیر به اندازه بار عاملی اش توجه و ارزیابی مربیان را در بخش های مختلفِ وظایف آنان و بر اساس متغیرهای مقیاس ارزیابی عملکرد مد نظر قرار دهند. همچنین با بررسی ادبیات تحقیق و نظر به اینکه مهارت های ارتباطی و رهبری مربیان در مدیریت و موفقیت تیم ها نقشی مهم ایفا می کند، لازم است مدیریت فدراسیون ها، برای توجه به عوامل فوق در نظام ارزیابی عملکرد مربیان کشور، به مهارت های ویژه و رهبری مربیان توجه بیشتری کنند.
هدف پژوهش حاضر بررسی دیدگاه دانشجویان درباره نقش چندرسانه ای ها در آموزش و یادگیری تربیت بدنی است. روش انجام پژوهش از نوع پیمایشی است و جامعه آماری پژوهش را دانشجویان دانشکده تربیت بدنی دانشگاه اصفهان در سال تحصیلی 90- 1389 تشکیل می دادند. از این تعداد، 228 نفر به عنوان نمونه آماری و به شیوه تصادفیِ طبقه ای برگزیده شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته بود که استادان دانشکده تربیت بدنی و علوم ورزش روایی محتوایی آن را تأیید کردند و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 93/0 برآورد شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی، با استفاده از نرم افزار آماری SPSS و آزمون T انجام شد. نتایج نشان داد از نظر دانشجویان استفاده از چندرسانه ای های آموزشی در تسهیل یادگیری و افزایش انگیزش به یادگیری تأثیر قابل ملاحظه ای دارد. همچنین طبق نتایج، دانشجویان معتقد بودند استادان باید در کنار دیگر روش های مرسوم، از چندرسانه ای های آموزشی نیز به عنوان روشی مکمل آموزشی استفاده کنند.
هدف از این پژوهش برازش معادلة رگرسیونی مدیریت دانش و اثربخشی سازمانی در سازمانهای ورزشی کشور برای تعیین تأثیر فرایندهای مدیریت دانش بر اثربخشی سازمانی است. جامعة آماری تحقیق، تمام مدیران ستادی وزارت ورزش و جوانان، هیأت اجرایی کمیتة ملی المپیک، مدیران ستادی آکادمی ملی المپیک و هیأت رئیسة فدراسیون های برتر ورزشی بود که حجم نمونه تمام شمار و برابر با حجم جامعه (150 نفر) تعیین شد. این تحقیق توصیفی و از نوع همبستگی بوده و به شکل میدانی اجرا شده است. روایی محتوایی ابزار تحقیق با مطالعة مبانی نظری تحقیق و با استفاده از نظر استادان و متخصصان لحاظ شد و پایایی آن نیز از طریق آزمون ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامة مدیریت دانش (88/0=α) و اثربخشی سازمانی (83/0=α) محاسبه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. بین مدیریت دانش و فرایندهای آن با اثربخشی سازمانی در سازمانهای ورزشی کشور رابطة مثبت و معناداری وجود دارد و از بین فرایندها انتقال دانش بیشترین ضریب همبستگی و ثبت و ضبط دانش کمترین ضریب همبستگی را با اثربخشی سازمانی نشان دادند (86/0=r، 01/0=p). همچنین نتایج رگرسیون چندمتغیره نشان داد که 756/0 درصد از واریانس اثربخشی سازمانی مربوط به فرایندهای مدیریت دانش است (01/0P< ، 756/0=R2) و به ترتیب به کارگیری دانش، ثبت و ضبط و کسب دانش و انتقال دانش بیشترین اهمیت را در پیشبینی تغییرات اثربخشی سازمانی دارند (01/0P< ). براساس یافته های پژوهش، طراحی ساختار دانش مدار در تمام سطوح سازمانهای ورزشی کشور در بهبود وضعیت اثربخشی این سازمانها مؤثر خواهد بود و در این راستا مدیران ستادی به عنوان تولیدکنندگان و سرمایه های ملی دانشی نقش مهمی برعهده دارند.
ارائه تحلیل های واقع گرایانه در خصوص پدیده های اقتصادی مستلزم در نظر داشتن محدودیت ها و پیچیدگی های رفتار انسانی است. در اقتصاد متعارف به دلایل متعددی فرض عقلانیت سنگ بنا و پیش فرض اصلی تمام نظریه های اقتصادی را تشکیل می دهد. فرض عقلانیت اقتصادی منجر به برخی ساده سازی ها در تحلیل اقتصادی می شود که باعث فراموشی سپرده شدن ملاحظات رفتاری انسان های واقعی می گردد. برخی اقتصاددانان متعارف الگوهای مبتنی بر فرض عقلانیت را به دلیل سهولت استفاده ترجیح می دهند. برخی دیگر چنین استدلال می کنند که مجموعه ای از عوامل بازاری و غیر بازاری از جمله رقابت، تکامل و یادگیری و تصمیم گیران اقتصادی را ناگزیر به سمت رفتار عقلانی سوق می دهند. با این وجود، نشان می دهیم که تنها با فرض عقلانیت و بدون در نظر گرفتن سایر عوامل به ویژه محدودیت های رفتاری و روانی تصمیم گیران نمی توان تحلیل واقع گرایانه ای از رفتار اقتصادی ارائه نمود. در این راستا به معرفی سه محدودیت رفتاری اساسی خواهیم پرداخت که در تحلیل های اقتصادی می بایست مورد توجه قرار گیرد: کران دار بودن عقلانیت، کران دار بودن اراده انسانی و کران دار بودن منفعت طلبی. برخی اقتصاددانان کوشیدند با تلفیق نظریه های دو رشته اقتصاد و روانشناسی به تحلیل رفتار نهادهای اقتصادی بپردازند. این تلفیق منجر به ایجاد یک حوزه مطالعاتی با عنوان اقتصاد رفتاری شده است. روندی که تلفیق اقتصاد و روانشناسی تا کنون پیموده است را می توان به سه دوره اقتصاد رفتاری قدیم، دوران گذار و اقتصاد رفتاری نوین تقسیم نمود که بررسی این سه دوره آخرین دست یافته ها در زمینه اقتصاد رفتاری موضوع دیگری است که این مقاله به آن می پردازد.
تحقیق حاضر بر این فرضیه استوار است که مقررات زدایی به عنوان یک عامل تغییر یا متغیر مستقل بر ساختار سازمانی شرکت های بیمه به عنوان یک متغیر وابسته تأثیر دارد. یافته های تحقیق، حاصل مطالعه ای است که با توجه به دیدگاه های 168 نفر از کلیه مدیران و معاونین شعبه های مرکزی شرکت های بیمه خصوصی تهران با حداقل 5 سال سابقه فعالیت بیمه ای صورت گرفته است. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از فرایند تجزیه وتحلیل ساختارهای کواریانس (مدل سازی معادلات ساختاری) و تحلیل عاملی تأییدی انجام شده و از آزمون پارامتریک مقایسه گروه های همبسته استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که پس از مقررات زدایی، ساختار سازمانی شرکت های بیمه تغییر خواهد کرد و از رسمیت و تمرکز بیشتری برخوردار خواهد شد. در واقع پس از مقررات زدایی، ساختار سازمانی شرکت های بیمه مکانیکی تر می شود.
تحقیق کنونی به ارائه چگونگی ساخت ، پردازش، و استفاده از لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر می پردازد. هدف این لیست ارتقاء پایایی ارزیابی نوشتار مصححان هم به صورت فردی و هم گروهی می باشد. لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر متشکل از 68 سوال است که در برگیرنده پنج جزء تشکیل دهنده نوشتار شامل محتوا، سازمان دهی، نحو، واژگان، و سجاوندی می باشد. با استفاده از این لیست و سوالات مربوط، هشت مصحح به ارزیابی نوشتار 20 نفر از انگلیسی آموزان فارسی زبان پرداختند. همزمان، از مصححان خواسته شد که همین 20 نوشتار را از طریق روش ارزیابی نوشتار کلی نگر تافل تصحیح کنند تا بتوان به مقایسه دو روش کلی نگر و جزئی نگر پرداخت. برای کنکاش پایایی فردی و گروهی مصححان، روش های آماری مختلفی شامل ضریب همبستگی، مدل راش ساده و چند وجهی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که لیست ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر شاخص پایایی بالاتری را هم به صورت فردی و هم گروهی در مقایسه با ارزیابی کلی نگر ایجاد می کند. تحقیقاتی که در آینده انجام خواهد گرفت، با در نظر گرفتن تعداد مصححان بیشتر و آزمودنی های تحقیق، اعتبار بیشتری بر تاثیر ارزیابی دوگانه تحلیلی جزئی نگر در مقایسه با ارزیابی نوشتار کلی نگر را کسب خواهد کرد.
دانشگاهها در معرض چالشهای محیطی متعددی قرار دارند که حیات و بقای آنها را تهدید می کند. هدف اساسی این پژوهش، ارائة الگویی مؤثر برای ارتقای ظرفیت انطباق پذیری دانشگاه پیام نور است. در بررسی حاضر، برای تحلیل داده ها ار روش نظریه داده بنیاداستفاده شد. روش نمونه گیری هدفمند از داده های متنی و مصاحبه با بزرگان مدیریت برای این منظور مورد استفاده قرار گرفت. برای بررسی عوامل تأثیرگذار در انطباق پذیری نیز الگوی 7S مکنزی به عنوان الگوی اولیه یا پایه انتخاب شد. در ادامه، الگوی جدیدی با عنوان FITNESS طراحی گردید که بر اساسآن برای نیل به انطباق پذیری یا حساسیت و پاسخگویی به محیط، سازمانها باید به ساختار، فرهنگ، راهبرد، بینشها، فرآیندها، فنّاوری و نیروی انسانی انطباق پذیر مجهز شوند. در نهایت، پیشنهادهایی برای انطباق پذیری دانشگاه پیام نور ارائه گردید.