دغدغة اساسی امیل دورکیم هم بستگی اجتماعی است. بر این اساس، بیشتر نظریات او به نحوی حول این مسئلة اصلی می چرخد. نظریات او آبشخور روش شناسی ای است که طبق آن هستی استقلالی و شیء انگاری واقعیت های اجتماعی با نگاه تماماً سکولاریستی در مقام هستی شناسی، و به تبع آن یک سان انگاری علوم دقیقة طبیعی و انسانی در مقام معرفت شناسی و تقلیل ماهیت انسان به هویت اجتماعی و منفعل در نظر گرفتن کنشگران اجتماعی در برابر ساختارهای اجتماعی در مقام انسان شناسی، از جمله مهم ترین مبانی معرفتی این نظریه به شمار می آیند. همین مبانی معرفتی است که پذیرش این نظریه را در نگاه روش شناسی حکمت نوصدرایی با مشکل روبه رو می سازد؛ روش شناسی ای که بر اساس تشکیک در هستی، هستی های ماورای طبیعی علاوه بر هستی های مادی در مقام هستی شناسی، روش وحیانی، شهودی و عقلانی علاوه بر روش تجربی و بنابراین جمع میان تبیین تجربی و عقلی، تفسیر و انتقاد در مقام معرفت شناسی و نفس مجرد انسانی و هویت های لایتغیر و ثابت او علاوه بر هویت های اجتماعی متغیر در مقام انسان شناسی از مهم ترین مبانی معرفتی آن محسوب می شوند. همین ناسازگاری و رویارویی دو روش شناسی است که دقت بیشتری را در به کارگیری این نظریه در فرایند بازسازی علم مدرن و بازخوانی علم دینی می طلبد.
با ورود دانش نوپای سیاست گذاری به ایران، تلاش برای کاربست آن در حوزه های مختلفی که در آنها امکان سیاست گذاری هست، آغاز شده است. از جملة این حوزه ها، حوزة علم است. این مقاله به سیاست های علمی پس از انقلاب اسلامی در بخش علم با تأکید بر علوم انسانی می پردازد و درصدد پاسخ به این پرسش است که پس از شکل گیری نظام اسلامی در ایران، در سیاست های تدوین یافته در زمینة علم (انسانی)، به چه اموری توجه شده است؛ سیاست علمی چه تغییراتی را پشت سر گذارده و از چه الگویی تبعیت می کند. روش تحقیق با توجه به تأکیدی که بر اسناد بالادستی وجود دارد تحلیل محتوا و در مواردی به تحلیل گفتمان است و نتیجة تحقیق رشد تدریجی توجه به علم طی سال های پس از انقلاب و استفاده از الگوهای متنوع در سیاست گذاری، و غلبة حاکمیت سیاست تبعی در نگاه به علم (انسانی ) است.
نوع روابط زن و مرد و مرزبندی در تعاملات این دو جنس، تأثیری تعیین کننده بر روح و روان فرد، استحکام خانواده و رشد و پیشرفت جامعه دارد. حال اگر رسانة تأثیرگذاری چون سینما، برخلاف دین و فطرت، به پایه گذاری اخلاق جنسی ویژ ه ای در جامعه مبادرت ورزد که حریم های میان زن و مرد شکسته شود، اثر مخربی بر تفکر و رفتار مخاطب خواهد گذاشت که به سادگی جبران پذیر نیست. این مقاله به دنبال آن است تا با نگاهی جامع به آیات و روایات مربوط به روابط میان دو جنس نامحرم، مؤلفه های روابط عفیفانه را استخراج کند و سپس با تحلیل نشانه شناختی فیلم سینمایی «دربارة الی» که یکی از تولیدات فکری دهة هشتاد سینمای ایران است، نوع بازنمایی این فیلم از روابط زن و مرد نامحرم و میزان انطباق یا فاصلة آن با آموزه های اسلامی را بررسی کند. طبق این بررسی مشخص می شود که فیلم با به کارگیری رمزهای اجتماعی و فنی، نوعی از روابط زن و مرد را بازنمایی کرده که هیچ شباهتی به ملاک های عفاف اسلامی ندارد. مفاهیم ایدئولوژیک فیلم، مفاهیمی اباحه گرانه و حیازداست.
هدف: هدف عمده این پژوهش بررسی رابطه بین سواد اطلاعاتی کتابداران کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه از یک سو و رویکرد کتابداری مبتنی بر شواهد آنان از سویی دیگر است.
روش: روش پژوهش همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل 61 کتابدار کتابخانه های دانشگاهی شهر کرمانشاه است که کل جامعه به روش سرشماری مورد مطالعه قرار گرفت. جهت سنجش سواد اطلاعاتی، از پرسشنامه ی«انجمن کتابخانه های دانشگاهی و تحقیقاتی آمریکا» و برای سنجش کتابداری مبتنی بر شواهد از پرسشنامه ی محقق ساخته استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و جهت بررسی فرضیات پژوهش از ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد.
یافته ها: جامعه پژوهش در چهار مؤلفه اصلی کتابداری مبتنی بر شواهد( توانایی تدوین سوال، یافتن شواهد، ارزیابی انتقادی و به کارگیری شواهد) در سطح متوسط بودند اما در مؤلفه ی مهارت ارزیابی نتایج پایین تر از متوسط قرار داشتند. همچنین در تمامی مؤلفه های سواد اطلاعاتی در سطح متوسط بودند. بین همه مؤلفه های سواد اطلاعاتی با کتابداری مبتنی بر شواهد رابطه وجود داشت. ارتباط بین کتابداری مبتنی بر شواهد و سواد اطلاعاتی بدین معنی است که سواد اطلاعاتی بالای کتابداران، منجر به استفاده بیشتر از رویکرد کتابداری مبتنی بر شواهد می شود.
هدف: شناسایی و استخراج سیاهه هایی نظام مند از واژه های بازدارنده به منظور استفاده در نمایه سازی خودکار متن های فارسی رشته کتابداری و اطلاع رسانی
روش: روش تحلیل محتوا است. جامعه پژوهش، 56 مقاله بودند که 20 مقاله با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند.
یافته ها: از مجموع 15557 واژه موجود در متن مقالات، مطابق با الگوی زو، قبل از تعدیل واژه ها، 1368 و بعد از تعدیل، 468 واژه؛ مطابق قانون زیف نیز قبل از تعدیل، 217 و بعد از تعدیل، 607 واژه به عنوان واژه بازدارنده شناخته شدند. هم چنین از مجموع 1989 واژه موجود در چکیده مقالات، مطابق با الگوی زو قبل از تعدیل واژه ها، 148 و بعد از تعدیل، 173 واژه و بر اساس قانون زیف، قبل از تعدیل60 و بعد از تعدیل، 186 واژه به عنوان واژه بازدارنده استخراج شدند. در هر دو روش رابطه مستقیمی بین بسامد واژه ها و احتمال بازدارنده بودن آن ها مشاهده شد. بالاترین درصد واژه های بازدارنده (44/39 درصد) بدون احتساب بسامد، در متن مقالات و با کاربرد الگوی آماری زو به دست آمد. نتایج این پژوهش به افزایش کارایی، کاهش حجم فایل درونداد و صرفه جویی در زمان و هزینه ذخیره و بازیابی اطلاعات منجر می شود.
مکتب «فرانکفورت» (نظریة «انتقادی» به عنوان مبنای اصلی آن) بخشی از یک جنبش فکری، موسوم به «مارکسیسم غربی» و برآمده از شرایط خاصی است که در پی تفاسیر مجدّد از نظریة مارکس درباره جوامع سرمایه داری و انتقاد از جامعة نوین و نظام های گوناگون معرفتی مانند اثبات گرایی است. در این نوشته، تلاش بر آن است که ضمن معرفی نظریة «انتقادی» و زمینه های اجتماعی و نظری (معرفتی) شکل گیری آن، به مبانی نظری (فلسفی) این نظریه با توجه به نسل اول نظریه پردازان مشهور آن (همچون هورکهایمر، آدورنو، مارکوزه و فروم) بپردازد و ضمن توضیح هستی شناسی، معرفت شناسی، انسان شناسی و روش شناسی آن، به بررسی و ارزیابی مبانی آن همت گمارد.
ظلم ستیزی دین اسلام و دفاع از حقوق مستضعفان، همواره برای غرب هزینه های سنگینی داشته است. طی سال های اخیر، که متأثر از انقلاب اسلامی ایران، موج بیداری اسلامی در جهان ایجاد گردیده، به صورت مضاعف وجود اسلام برای مستکبران جهانی غیرقابل تحمل شده است. ازاین رو، استکبار جهانی سعی کرده تا از راه های گوناگون، به ویژه از طریق سینما و صنعت فیلم و با محوریت سینمای جهان گستر « هالیوود»، ضرباتی بر اعتبار و جایگاه قدسی این دین آسمانی و هویت مسلمانان وارد کند. هالیوود با تمرکز بر ضمیر ناخودآگاه و شرطی سازی ذهن، ذائقة مخاطبان را به پذیرش باور ها، ارزش ها و آرمان های مطلوب خود، به عنوان گفتمان غالب، و مخدوش ساختن آموزه ها و ایدئولوژی های ناهمسو با منافع استکبار جهانی، ترغیب و تشویق می کند. موضوع این نوشتار برجسته ساختن خصومت بیش از صد سالة آمریکا با اسلام و مسلمانان، از طریق سینمای هالیوود با استفاده از شرطی سازی منفی اذ هان مخاطبان جهانی و نفوذ تدریجی در ناخودآگاه آنهاست. این مهم با روش نشانه شناسی و تحلیل محتوای مجموعه ای از فیلم های شناخته شده و پرآوازة منتخب در حوزه اسلام ستیزی صورت گرفته است. در این نوشتار، به شیوة استفاده عملی هالیوود از فن «تداعی معانی» و «شرطی سازی» در ایجاد اسلام هراسی، بیشتر توجه شده است.
ترکیه از جمله کشورهایی است که امروزه داعیه دار الگوی تمدنی برای جهان اسلام است. تحولات چند دهه اخیر ترکیه نشان از رشد اسلام گرایی به همراه رشد اقتصادی و سیاسی در سطح منطقه ای و بین المللی می دهد. این تحولات برایند رقابت میان جریان ها و جنبش های موجود در فضای فکری ترکیه، با قرائت های خاص خود از اسلام، مدرنیته و ملی گرایی است. شناخت این جریان ها و جنبش های فکری می تواند در تحلیل روندها و رویکردهای آتی کشور ترکیه در سطح منطقه ای و بین المللی مفید باشد. در این مقاله تلاش می شود ضمن بررسی اجمالی فراز و فرود جریان های اسلام گرای ترکیه، خاستگاه هر یک از آنها، و ارتباط آنها با انقلاب اسلامی و یا نقش آنها در تغییر جایگاه انقلاب اسلامی در فضای فکری ترکیه تبیین شود.
این نوشته در صدد بیان این نکته است که تحمیل مفهوم ژئوپلتیک بر مقوله معرفتی و عقیدتی شیعه، از ابتکارات و بدعت های کتاب «ژئوپلتیک شیعه» نوشته فرانسوا توال است. توال سعی کرده مفاهیم قدیمی تر اسلام ایرانی و اسلام عربی را در دایره ای محدود تر بر شیعه گری ایرانی و شیعه گری عربی تطبیق کند. هدف اصلی او در این کتاب آن بوده که ژئوپلتیک شیعه را با هارتلند(مرکزیت) ایران ترسیم نماید. نویسنده برای رسیدن بدین مقصود، بسیاری از واقعیت های جوامع شیعی را نادیده گرفته است. همچنین از سوی مؤلف، خبط و خطاهایی در گزارش دهی از تاریخ تشیع و شیعیان مشهود است که در این مقاله به آنها اشاره شده است.
مطالعات نظری در ارتباط با جنبش های اجتماعی و بطور خاص تحولات کشورهای اسلامی بیشتر به عوامل و زمینه های شکل گیری، تبیین نتایج انقلاب ها و تحولات پس از آن پرداخته اند، اما مسئله ی هویت مشترک این جنبش های اجتماعی کمتر در این پژوهش ها بطور مستقیم منعکس شده است. در این مقاله برای بررسی هویت مشترک، ابتدا بر لزوم توجه به دو مسئله ی تفاوت ها و نقاط مشترک تحولات کشورهای عربی تأکید و پس از دسته بندی و معرفی چارچوب های نظری در تحلیل جنبش های اجتماعی، تلاش می شود این دو مسئله در آن چارچوب ها معنادار شوند. برای این منظور توجه به مراحل مختلف این جنبش ها (شکل گیری، گسترش، نتیجه) ضروری است. بحث هویت مشارکت کنندگان در اعتراضات جنبش بیداری با تأکید بر مراحل شکل گیری و گسترش ناآرامی ها بررسی و ماهیت سیال این مفهوم به لحاظ نظری و همچنین با استفاده از نظرسنجی های عمومی کشورهای عربی مورد تأکید قرار می گیرد. در پایان با تکیه بر مفهوم «دیگری» در میان کشورهای مسلمان به محوریت هویت اسلامی اشاره خواهد شد.