این نوشتار بر آن است تا با استفاده از روش تحلیل هزینه- فایده به تجزیه و تحلیل روابط اقتصادی جمهوری اسلامی ایران با انگلستان، طی سالهای 1368 تا 1390 بپردازد که در آن، هزینه ها و منافع این مناسبات، در دو وضعیت حفظ روابط اقتصادی و قطع آن مورد بحث قرار می گیرد. در واقع، این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که «مناسبات تجاری- بازرگانی جمهوری اسلامی ایران و انگلستان بر اساس رویکرد هزینه- فایده چگونه قابل تحلیل است و گفتمان اقتصاد مقاومتی چه نقشی را در این رابطه ایفا می کند؟». نتایج حاصل از این پژوهش گویای آن است که در شرایط کنونی، به دلیل هزینه های ناشی از فشار مضاعف دولت انگلستان بر نظام اقتصادی ایران، مؤثرترین پاسخ تکیه بر اقتصاد مقاومتی و پیگیری راهکارهای عملی این گفتمان است؛ از این رو جمهوری اسلامی ایران باید ضمن تجدیدنظر در مناسبات خود با لندن و تغییر در الگوی روابط اقتصادی اش با دولت انگلستان، مقدمات و بسترهای لازم را برای بهسازی اقتصاد ملی فراهم نماید
وجود تبعیض اقتصادی در نظام اسلامی، به عنوان یک الگوی رقیب نظام سلطه می تواند نظام را ناکارآمد جلوه داده و زمینه ساز شکل گیری تهدید نرم اقتصادی شود. از مسائل مهم در جمهوری اسلامی ایران، داشتن تعریف روشن از تبعیض اقتصادی و مشخص نمودن ابعاد و شاخصهای قابل سنجش آن است؛ به گونه ای که بر آن اساس، بتوان وضعیت و عملکرد مدیریت اقتصادی کشور را در زمینه گسترش عدالت و رفع تبعیضات اقتصادی مورد ارزیابی قرار داد. در این مقاله، تلاش گردیده تبعیض اقتصادی برای جمهوری اسلامی ایران شاخص سازی شده و شاخص مذکور برای استانهای مختلف، اندازه گیری شود. دوره زمانی این بررسی، سالهای 1358 تا 1390 را در بر می گیرد. در این پژوهش، تبعیض اقتصادی بر مبنای قانون اساسی و عدم رعایت نیازها و استعدادهای (ظرفیتهای) استانها در تخصیص امکانات و درآمدهای ملی به هر استان تعریف شده است که خود بر بهره برداری از منابع طبیعی و توزیع فعالیتهای اقتصادی اثرگذار است . یافته های این مقاله نشان می دهد، استانهایی که به زیان آنها بیشترین تبعیض ترکیبی به کار برده شده است، به ترتیب استانهای خراسان رضوی، سیستان و بلوچستان، مرکزی، اصفهان، کرمان، فارس، قزوین، زنجان و آذربایجان غربی هستند و استانهایی که به سود آنها بیشترین تبعیض به کار برده شده است، به ترتیب استانهای گیلان، ایلام، کهگیلویه و بویر احمد، خوزستان، بوشهر، خراسان شمالی، کرمانشاه، سمنان، چهارمحال و بختیاری و مازندران می باشند. همچنین در میان برنامه های توسعه کشور در سالهای پس از پیروزی انقلاب، برنامه دوم توسعه کمترین تبعیض اقتصادی بین منطقه ای را به دنبال داشته و پس از آن، به ترتیب برنامه چهارم، سوم و اول توسعه قرار دارند
در هزاره سوم آموزش عالی از تک نقشی و تک نهادی به سوی چند نقشی و چند بعدی در حرکت است. به همین دلیل چالش های جدیدی بروی آموزش عالی گشوده می گردد جهت مقابله با این چالش ها بهترین رهیافت ممکن کیفیت است. مدیریت کیفیت جامع با نتایج بسیار چشمگیر در صنعت و تجارت اکنون وارد نظام آموزش عالی می گردد. کیفیت آموزشی و پژوهشی ازجمله دغدغه هایی است که همیشه نظام های دانشگاهی برای دستیابی به آن تلاش می کنند.ارتقای مستمر کیفیت آموزش عالی مستلزم استفاده از ارزیابی آموزشی است . کوشش های قابل توجهی در دو دهه اخیرجهت ارتقای کیفیت آموزش عالی و دستیابی به هدف های نظام های دانشگاهی در بسیاری از کشورها به عمل آمده است . هدف اصلی این تحقیق تعیین میزان آمادگی مدیران دانشگاه برای استقرار مدیریت کیفیت و بهره وری جامع بوده است. در این تحقیق، شش اصل تعهد، مشتری گرایی(تأمین رضایت ارباب رجوع)، واقع گرایی، مشارکت و همکاری، آموزش و بهبود مستمر به عنوان اصول مدیریت کیفیت جامع در نظر گرفته شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه کارکنان دانشگاه آزاداسلامی واحد زنجان تشکیل می دهند که از بین آنها باروش نمونه گیری تصادفی تعداد 111 نفر انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار spss استفاده شده است و داده ها در دو سطح توصیفی و استنباطی تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحقیق نشان داد که آمادگی کارکنان دانشگاه برای استقرار مدیریت کیفیت جامع در حد مناسبی نیست.
هدف این پژوهش طراحی الگوریتم مدیریت هزینه بنگاه اقتصادی در گروه صنعتی ایران خودرو تبریز می باشد و مشتمل بر تلفیق دو روش بهایابی بر مبنای هدف و مهندسی ارزش است. بر این اساس، نمونه ای مشتمل بر 47 نفر از مدیران و کارشناسان شرکت ایران خودرو تبریز انتخاب و پرسشنامه مابین آن ها توزیع شد. در این پژوهش برای آزمون فرضیه ها، از آزمون میانگین جامعه و آزمون آنالیز واریانس استفاده شده است. نتایج پژوهش حاکی از این است که مدیریت کردن سود و نحوه ارتباط با تأمین کنندگان مواد و قطعات برای گروه صنعتی ایران خودرو تبریز رابطه معناداری با مدیریت هزینه مشتمل بر بهایابی هدف و مهندسی ارزش دارد. اما کسب رضایت مشتریان و طراحی محصولات جدید برای شرکت فوق رابطه معناداری با مدیریت هزینه ندارد. از نظر پاسخ دهندگان استفاده از تکنیک مدیریت هزینه جایگزین مناسبی برای سیستم بهایابی سنتی ایران خودرو تبریز نیست. در نهایت نتایج تحقیق نشان می دهد که از نظر پاسخ دهندگان، بکارگیری تکنیک مدیریت هزینه در گروه صنعتی ایران خودرو تبریز امری ضروری محسوب نمی گردد.
در پژوهش حاضر به منظور شناخت عوامل بازدارنده استقرار نظام شایسته سالاری در سطح مدیران حرفه ای شهرستان اهواز سه سؤال تدوین گردیده است. سؤال اول به دنبال کشف عوامل بازدارنده استقرار نظام شایسته سالاری بوده است، سؤال دوم اهمیت رتبه ای هر یک از عوامل بازدارنده را جستجو می کند و در نهایت سؤال سوم درصدد تعیین روابط ساختاری بین عوامل بازدارنده و نظام شایسته سالاری می باشد. بر مبنای روش تحقیق تحلیل عاملی اکتشافی در جامعه آماری (10377=N) و با استفاده از جدول نمونه گیری مورگان، حجم نمونه (384=n) تعیین شده است. همچنین برای جمع آوری داده ها از پرسش نامه ی محقق ساخته با دو بخش، بخش اول،شناخت درجه استقرار نظام شایسته سالاری و بخش دوم،شناخت عوامل بازدارنده استقرار نظام شایسته سالاری به ترتیب با ضریب پایایی 93/0 و 83/0 بر حسب آلفای کرونباخ استفاده شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار آماری spss و سایر ابزارها در حوزه آمار توصیفی و استنباطی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که سه عامل پارتی بازی، عدم برابری فرصت و سطحی نگری عوامل بازدارنده می باشند. ضمن اینکه پارتی بازی در رتبه اول، عدم برابری فرصت در رتبه دوم و سطحی نگری در رتبه سوم اهمیت قرار دارند. همچنین بین سه عامل بازدارنده و استقرار نظام شایسته سالاری رابطه ی آماری معنی داری وجود دارد.
هدف اصلی مقاله حاضر شناخت موانع ارتقای بهره وری در بخش دولتی است. در این راستا پس از مطالعه مبانی نظری و مصاحبه با تنی چند از مدیران باسابقه بخش دولتی در استان آذربایجان شرقی، 28 مورد بعنوان موانع بهبود بهره و ری بخش دولتی شناسایی شد که بر اساس مطالعات آمونز[1] تحت سه دسته موانع محیطی، سازمانی و فردی طبقه بندی شد و دیدگاه مدیران بخش دولتی استان نسبت به میزان تاثیرگذاری هر یک از آنها در بهره وری از طریق پرسشنامه طراحی شده، مورد پرسش واقع شد. نتایج تحقیق نشان داد که بخش دولتی کشور با موانع متعددی در ارتقای بهره وری مواجه است که بخش عمده آن به ویژگی های شخصیتی، نگرش و مهارت های رهبری مدیران دولتی مربوط می شود و بخش دیگر آن به مشکلات درون سازمانی و محیطی از قبیل فقدان سیستم مناسب ارزیابی عملکرد، محافظه کاری مفرط و گرایش به حفظ وضع موجود، نبود نظام مناسب پاسخگویی، عدم وجود سیستم مناسب حسابرسی هزینه، وجود فشارهای سیاسی تاثیرگذار بر تصمیم گیری، کم اهمیت بودن موضوع بهره وری در مقابل علایق سیاسی، کمبود کارکنان تحلیلگر، عدم وجود فشارهای رقابتی بازار و فرایند پیچیده بوروکراسی مربوط می شود.
عصر جدید اقتصاد جهانی با سرعتی بالا سبب شده تا راهبردهای عملیاتی شرکت تغییر کند. در این عصر، قیمت رقابتی و کیفیت بالا ضروری، اما عامل تعیین کننده موفقیت تجاری نسیتند، بلکه سرعت رسیدن به بازار و پاسخ سریع و منعطف به مشتری به عنوان یک اصل اساسی مورد توجه قرار گرفته است. به همین دلیل اهمیت سرعت و چابکی افزایش یافته و جانشین اولویت های رقابتی سابق شده است؛ بر همین اساس نیز هدف این مقاله ارزیابی تولید چابک در گروه های مختلف صنایع کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی بر اساس قابلیت های چابکی می باشد. جامعه آماری این تحقیق را کلیه شرکتهای صنایع کوچک و متوسط استان آذربایجان شرقی تشکیل می دهد. نمونه آماری با استفاده از رابطه تعیین حجم نمونه در جامعه های محدود، 610 شرکت تعیین شده است. به منظور جمع آوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه محقق ساخته به کار رفته است که بعد از آزمون روایی و پایایی در بین جامعه آماری توزیع شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها در این تحقیق روش TOPSIS فازی به کار رفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که اکثر گروه های صنایع کوچک و متوسط بر اساس قابلیت های چابکی فاصله قابل توجهی با تولید چابک دارند.
هدف از این تحقیق بررسی وضعیت موجود اشتراک گذاری دانش بین اعضای هیأت علمی و شناسایی میزان تأثیرگذاری مؤلفه های مدل رفتار برنامه ریزی شده بر رفتار و قصد به اشتراک گذاری دانش می باشد. تحقیق حاضر از نوع توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری تحقیق را کلیه اعضای هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی مشهد تشکیل می دهند که تعداد آن ها در زمان انجام تحقیق 435 نفر بودند. از این تعداد 231 نفر بر اساس جدول مورگان، با روش تصادفی طبقه ای به نسبت هر دانشکده به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش جهت گردآوری داده ها، پرسشنامه بود. جهت تجزیه تحلیل داده ها از آزمون های t تک نمونه ای، همبستگی، رگرسیون و آمار توصیفی استفاده شد. نتایج آزمون t مشخص کرد که اشتراک گذاری دانش بین اعضای هیأت علمی، به غیر از مؤلفه قدرت دانشی در تمامی مؤلفه های مورد بررسی از سطح نسبتاً مطلوبی برخوردار است. بین تمامی متغیرهای تحقیق (به غیر از مؤلفه قدرت دانشی) رابطه مثبت و معنی داری مشاهده گردید. قصد به اشتراک گذاری بیشترین نقش را در توضیح رفتار به اشتراک گذاری دانش و نگرش نسبت به اشتراک گذاری دانش بیشترین نقش را در توضیح قصد به اشتراک گذاری دانش داشت.
خاستگاه مدیریت و رهبری از مهم ترین موضوعات جهت دهنده به حکومت و اداره یک سازمان است. این که انسان از چه مجرایی گام در میدان اداره امور بگذارد و به رهبری پردازد، نقش تعیین کننده در مدیریت و حکومت دارد. تصمیم گیری ها و رفتار و سلوک مدیریتی و حکومتی اعم از بخشایش، خردمندی، امانت داری و بلندنظری به شدت متاثر از تلقی ها و دریافت ها از مدیریت و حکومت است. نوع دریافت زمامداران از خود در جایگاه مدیریتی، آنان را به انواع روابط و مناسبات سوق می دهد. اگر دریافت ها، «امانت» باشد کارکردها، «امانت دارانه» می باشد، ولی چنانچه «تحکم» دریافت شود کارکردها «آمرانه» خواهد بود. ادبیات فرماندهی و رهبری از جایگاه بندگی خدا و پاسداشت ادبیات لطیف و انسانی، در عین اقتدار و توانایی در مدیریت به حفظ سلسله مراتب و تحکیم حکومت نیز منجر می شود. چنانچه دستورالعمل ها در چرخه ی نابسامانی تباه گردد، از بی قانونی و هرج و مرج، گزیری نیست. در این مقاله دیدگاه های افصح المتکلّمین، شیخ مصلح الدین سعدی شیرازی در گلستان در خصوص اصل رهبری مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است.
در گذشته تولید کتاب در ایران به صورت دست نوشته انجام می گرفت. با ورود صنعت چاپ در دوره صفویه انتشار مکتوبات گسترش یافت و در دوره قاجار به اوج خود رسید، ولی چاپ سربی نسبت به همتای خود، چاپ سنگی از اقبال خوبی برخوردار نشد. به همین دلیل نوشته حاضر در نظر دارد با مرور تاریخچه حضور چاپ سربی و سنگی در ایران، به مطالعه شرایط و اتفاقات تاریخی-اجتماعی پیرامون این دوگونه خاص از صنعت چاپ پرداخته و استفاده جدی از آنها را در چاپ کتب فارسی اوایل دوره قاجار بررسی و دلایل تاریخی-اجتماعی عدم تداوم، در بکارگیری چاپ سربی را ذکر نماید.این مقاله از نظر هدف، بنیادی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است و به شیوه کتابخانه ای جمع آوری شده است، یافته های تحقیق نشان می دهد که عدم تمایل ایرانیان آن دوران به چاپ با حروف سربی، که بسیاری از منابع تاریخی و تخصصی هم به آن اشاره کرده اند، می تواند به علل زیر باشد: -عدم زیبایی حروف سربی نسبت به خوشنویسی. -در دسترس بودن چاپ سنگی نسبت به چاپ سربی. -وابستگی به واردات قطعات دستگاه چاپ. -در انحصار بودن صنعت چاپ سربی به دستگاه حاکمیت.
زمانی می توان یک فعالیت آینده نگاری را موثر تلقی نمود که بتوان آثار و نتایج آن را به گونه ای مناسب در سیاست گذاری ملاحظه کرد. این موضوع به مفهوم آینده نگاری به عنوان ابزار هوشمندی سیاستی اشاره دارد. تا کنون چارچوبی برای نشان دادن نحوه اثرگذاری آینده نگاری بر فرآیند سیاست گذاری، ارائه نشده است، لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوبی برای همراستایی آینده نگاری با سیاست گذاری، انجام شد. برای این منظور، روش شناسی ترکیبی با رویکرد طراحی اکتشافی ترتیبی مورد استفاده قرار گرفت. برای نشان دادن اینکه هر گام آینده نگاری، یک کارکرد برای هر گام سیاست گذاری دارد، ابتدا با استفاده از روش فراترکیب، چارچوبهای جامعی برای آینده نگاری و سیاست گذاری استخراج گردید. سپس با روش تحلیل تطبیقی پایدار، میان گام های استخراج شده برای آینده نگاری و سیاست گذاری و نیز کارکردهای سیاستی آینده نگاری همراستایی برقرار شد. در ادامه برای اعتبارسنجی چارچوب مفهومی پژوهش، آزمون دوجمله ای مورد استفاده قرار گرفت. برای گردآوری داده های کمی، پرسش نامه ای طراحی و توسط 15 نفر از خبرگان حوزه آینده نگاری و سیاست گذاری علم، فناوری و نوآوری کشور تکمیل گردید. کلیه فرضیه های پژوهش تایید شد و نتایج نشان دهنده اعتبار چارچوب پیشنهادی بود.
در حوزه سیاست گذاری علم و فناوری، مطالعه های زیادی در مورد دستاوردهای همکاری های فناورانه صورت گرفته است. برخی از این مطالعه ها بر اثربخشی سیاست های علم و فناوری تمرکز کرده اند. در کشور ما نیز سیاست های علم و فناوری از طریق مشوق های متعدد بویژه در حوزه فناوری های نوظهور مانند نانو، از همکاری های فناورانه حمایت می کنند. با این وجود در اثر بخشی این سیاست ها تردید هایی وجود دارد. در پژوهش حاضر تلاش شد تا عوامل موثر بر دستاوردهای همکاری های فناورانه بررسی شود. برای این منظور، پس از مرور ادبیات، عوامل موثر بر دستاوردهای همکاری های فناورانه در 4 دسته عوامل فردی، سازمانی، نهادی و تعاملات دسته بندی گردید. این مدل از طریق مصاحبه با 20 خبره حوزه سیاست گذاری علم و فناوری و نانو کشور صحه گذاری شد. سپس مدل پژوهش از طریق روش معادلات ساختاری و تحلیل مسیر مورد آزمون قرار گرفت. 72 پژوهشگری که در این پیمایش مشارکت داشتند بصورت تصادفی از پایگاه داده ای خبرگان نانوفناوری انتخاب شده بودند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که عوامل مرتبط با ارتباطات و تعاملات شامل تعاملات فردی، تعاملات سازمانی، شبکه اجتماعی و شبکه های فناوری تاثیر مستقیم و مثبتی بر دستاوردهای همکاری های فناورانه دارد.
امروزه مدیریت دانش یک مزیت رقابتی مهم برای سازمان و از ابزارهای اساسی در خلق نوآوری است. یکی از راه های رسیدن به موفقیت در مدیریت دانش، استفاده از راهبرد روشن می باشد. در کنار این موضوع استفاده از داستان سرایی به عنوان یک ابزار ساده و تضمین شده جهت پیاده سازی مدیریت دانش پیشنهاد می شود. پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی مفهومی و راهبردی داستان سرایی جهت مدیریت دانش انجام شد. الگوی ارائه شده در این پژوهش دارای دو مرحله اصلی و 7 گام می باشد. مرحله اول الگو، تنها یک گام دارد و در آن با توجه به عامل های تاثیرگذار بر انتخاب راهبرد، بهینه ترین چشم انداز برای ماموریت و راهبرد سازمانی تعیین می گردد. مرحله دوم، دارای 6 گام می باشد و در آن با «تحلیل وضع موجود» از نقطه نظر درون و برون سازمانی و با استفاده از «تعیین وضع مطلوب»، « راه حل هایی برای دستیابی به وضعیت بهینه» ارائه می شود و در نهایت با استفاده از «انتخاب راهبرد مناسب» اقدام به «پیاده سازی» و «بهبود مستمر» آن بر اساس بازخورد می نماید. هر کدام از این گام ها با توجه به لایه های اصلی مدیریت دانش یعنی افراد، فرآیند و فناوری، بررسی و تنظیم می شوند. الگو پیشنهادی این پژوهش با استفاده از نظرسنجی خبرگان، مورد ارزیابی با 95 % اطمینان مورد تایید قرارگرفت. نتایج آزمون فریدمن، نشان دهنده همگن بودن لایه های الگو با 95 % اطمینان بود. .
عنصر فضا در داستان از جمله عوامل موثر بر خواننده است که حس نشاط، اندوه، هیجان، هراس و عشق یا نفرت را ممکن است ایجاد کند؛ ازسویی فضا رابطه ای تنگاتنگ با دیگر عناصر داستان همچون شخصیت، گفتگو، لحن، طرح یا پیرنگ و... دارد؛ به طوری که تقریبا تمامی عناصر داستان در شکل گیری فضای اثر نقشی اساسی دارند. از میان داستان های عاشقانه که فضای اندوه در آن نمود بسیار بارزی دارد، منظومه ی لیلی و مجنون نظامی است که از جمله آثار موفق در ادب پارسی به شمار می رود و نظیره های فراوان آن دلیل محکمی بر صدق این مدعاست. در میان این الهام گیری ها، منظومه ی لیلی و مجنون مکتبی شیرازی (تألیف 895) یکی از بهترین و زیباترین این نظیره ها محسوب می گردد؛ به واقع از مهم ترین علل قرار گرفتن این روایت، جزو سه تقلید برتر (روایت امیرخسرو دهلوی، جامی و مکتبی شیرازی) سادگی و زیبایی آن و ایجاد صحنه ها و فضاهای جدید توسط سراینده است. فضاهای تازه ای که در افزونی جذابیت های روایت او بسیار نقش آفرین بوده اند. این مقاله با استفاده از شیوه ی تطبیقی، در صدد دستیابی به میزان و نوع فضا های حاکم بر روایت نظامی و مکتبی بوده و بررسی های صورت گرفته در دو منظومه ، بیانگر غلبه ی فضای غم و اندوه در دو روایت است.
«درد و رنج» یکی از مفاهیم مهم و مسأله اصلی انسان در طول تاریخ بوده و هست؛ شاعران و نویسندگان به عنوان نمایندگان فرهنگ و هنر هر دوره به این مسأله مهم آگاهی داشته و در آثار خویش به آن پرداخته اند تا جایی که می توان گفت یکی از دلایل ماندگاری و راز بقای یک اثر ادبی، توجه عمیق و دقیق صاحب اثر به مسأله درد و رنج بشریت و نحوه بیان هنری آن است. در میان شاعران معاصر، شعر طاهره صفارزاده از این نظر قابل توجه و بررسی است؛پژوهش حاضر که به روش کتابخانه ای و به شیوه تحلیل محتوی انجام گرفته است، می کوشد تا ضمن آشنایی بیشتر با مفاهیم شعری صفارزاده، موضوع درد و رنج را در اشعار او و در چهار حوزه ماهیت شناسی، وجودشناسی ، غایت شناسی و وظیفه شناسی درد و رنج بررسی نماید. نتیجه بیانگر آنست که با توجه به اینکه صفارزاده شاعری اجتماعی و رسالت مدار است، روحیه مبارزه طلبی و ظلم ستیزی اش او را بر آن داشته تا نسبت به دردها و آلام بشری واکنش نشان دهد و با همه دردمندان جهان ابراز همدردی نماید؛ بنابراین درد و رنج مطرح شده در شعر او بیشتر از نظر اجتماعی قابل بررسی است.
هدف از نگارش این مقاله، بررسی «کودک و دوران کودکی» در حدیقه الحقیقه، مثنوی معنوی و بوستان است. در این اشعار، کودک، انسانی ضعیف، ناقص و آسیب پذیر به تصویر کشیده شده است و دوران کودکی، مسیری است که باید از آن گذشت تا به بزرگ سالی رسید. در شعر هر یک از این شاعران، کودک و دوران کودکی حالت نمادین یافته است و هر کدام از آنها، برای بیان مفاهیم اخلاقی و عرفانی مورد نظر خود به کودک و دوران کودکی توجه کرده اند. در حدیقه الحقیقه، این دوران، نمادی از دوران پیش از سلوک قرار گرفته است؛ دورانی که انسان ها هنوز گرفتار تعلقات دنیوی هستند. در مثنوی معنوی، مولانا کودک و دوران کودکی را نمادی از دوران پیش از سلوک، سالکان و پیران قرارداده است. در بوستان، کودکی نمادی از دوران نادانی انسان هاست، افراد باید این دوران را پشت سر بگذارند تا به مرحله آگاهی و شناخت برسند. تولد، جنینی، به مکتب رفتن، عقل، گریه، شادی، تغذیه، بازی، راه رفتن و از شیر گرفته شدن کودک از جمله مسائلی هستند که دستمایه ساختن تصاویر هنری شده است.
عنصر رنگ، با ادبیات، پیوند تنگاتنگ و عمیقی دارد. رنگ ها، احساسات و نشانه های گوناگونی را القا می کنند که از طریق آن می توان بسیاری از راز و رمزها را کشف نمود و از اوضاع سیاسی – اجتماعی عصر شاعر پرده افکند. نیمایوشیج در ادبیات معاصر فارسی و محمود درویش در ادبیات معاصر عربی، با هوشیاری و هنرمندانه از امکان برجسته رنگ ها در تصویرسازی های خویش بهره جسته اند. در این نوشتار برآنیم تا بازنمود «رنگ سیاه» را در تصاویر شعری این دو شاعر بررسی و تحلیل نماییم. نگاه های تقریباً همسان و دریافت های همگون در به کارگیری رنگ سیاه، بیانگر استفاده آگاهانه این رنگ، در روانشناسی هر دو شاعر است و نشان می دهد که در لایه های پنهان ذهن این دو شاعر، خوش بینی چندانی به تحولات اجتماعی وجود ندارد. در تصویرسازی نیما، عنصر رنگ گسترده ترین سمبل ها و سیاه پربسامدترین رنگ ها است. سیاه اختناق جامعه، ظلم و فساد و استبداد و بى عدالتى حاکم بر آن، و همدردی با فقرا است. در رمزگرایى محمود درویش نیز، عنصر رنگ وسیعترین عنصر تداعى است. شاعر، همچون شاعری چیره دست، عمق غم، خشم، آوارگى، و خفقان حاکم بر وطن خود را به وضوح به تصویر مى کشد. واژگان کلیدی: نیمایوشیج، محمود درویش، رنگ سیاه، خفقان، غم و اندوه، شب.
در سال 1920ویلادیمیر پراپ با عرضه ی نظریه ی ریخت شناسی باب جدیدی را به روی قصه پژوهان سراسر جهان گشود. نگاه او به ساختار قصه ها امکان مطالعه ی آن ها را به شیوه ای علمی و کاربردی به پژوهشگران می داد. در این شیوه پژوهشگر با مطالعه ی ساختار قصه به الگوهای مشخصی دست می یابد که در همه ی قصه ها یکسان است. این الگوها وجود نظامی سازمانی را نشان می دهد. این نظام از اجزای مشخصی تشکیل می شود که شامل شخصیت های قصه، نوع ورود ایشان به قصه و کارکردهایشان در طول قصه است. نظام مذکور در همه ی قصه ها تکرار می شود اما نکته ی قابل توجه در این مورد چگونگی به کارگیری عناصر دنیای واقعی در این قالب و سازمان توسط راویان قصه هاست. برای مثال، قهرمان در همه ی قصه ها وجود دارد، ولی این که او چه کسی باشد و چه بکند نشان دهنده ی نوع نگاه راوی و جامعه ایست که او به آن تعلق دارد. هدف این مقاله ریخت شناسی قصه های ایرانی است. قصه های انتخاب شده به عنوان نمونه ی آماری این مقاله از قصه های روایت شده در منطقه ی آذربایجان است که شامل استان های آذربایجان شرقی، آذربایجان غربی، زنجان و اردبیل است. این نمونه ی آماری شامل صد قصه ی غیر تکراری است که به شکل تصادفی انتخاب شده است. با بررسی ساختار این قصه و چگونگی پردازش شخصیت زن در قصه ها می توان به الگویی از نقش او در جامعه دست یافت.