ابلیس در جهان بینی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۱۲ زمستان ۱۳۹۴ شماره ۴۶
199 - 222
حوزههای تخصصی:
مساله ابلیس، یکی از پرمخاطره آمیزترین موضوعاتی است که در طول سیزده قرن تاریخ تصوف اسلامی مورد توجه صوفیان صفا بوده و تاکنون در باب تمرّد و توحّد آن به تلویح و تفسیر سخنان بسیاری گفته و نوشته شده است. در این میان، گروهی از قلّه های تصوف به ستایش از ابلیس پرداختند و گروهی از علما و حکما، که ربقه شریعت بر طاعت دارند، به طرد و نکوهش ابلیس اقدام نمودند. مولوی، خداوندگار عرفان، از جمله قلل تصوف اسلامی به شمار می رود که در خصوص اهمیت بنیادین این رویداد مهم قرآنی، حقایق زیادی را در باب عصیان و نافرمانی ابلیس در آثارش بیان کرده است. وی ابلیس را در کسوت یک قربانی اندوه بار غم انگیز به تصویر می کشد که علاوه بر تکبّر و تمرّد، راه کینه توزی را اختیار کرده و با حیله گری خاص، دام های ظریف و متلّونش را برای انسان می گسترد تا مانع کارهای خوب گردد و آن ها را به سوی فساد و تباهی رهنمون سازد. از این رو به علّت ذات بد شیطان، توبه فرجامین او پذیرفته نیست و هیچ امکانی برای اعاده حیثیت این نیروی شریر بدخواه وجود ندارد، این مقاله به روش تحلیلی و توصیفی دیدگاه مولوی را در باب تمرّد و تقرّب ابلیس بررسی کرده است.







