حسین عالی

حسین عالی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تأثیر قرارگاه رفتاری بر شکل کالبدی و دلبستگی مکان در فضاهای آموزشی دانشگاهی (مطالعه موردی: شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
مقدمه : شرایط فیزیکی محیط دانشگاه بر وضعیت یادگیری و روانی دانشجویان تأثیر دارد. ایجاد محیط هایی که بتواند این نیازها را برآورده کند ضروری است. هدف این پژوهش شناسایی و رتبه بندی مؤلفه های مؤثر بر زمینه سازی نقش ستاد رفتاری در بهبود شکل کالبدی و دلبستگی مکانی فضاهای آموزشی دانشگاه ها در شهر تهران است. داده و روش : روش پژوهش ترکیبی از تحلیلی- توصیفی و تحلیل مضمون است؛ به طوری که نقش مؤلفه های قرارگاه رفتاری در بهبود شکل کالبدی و دلبستگی مکانی فضاهای آموزشی دانشگاه از طریق ادبیات و سپس مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان شناسایی و بررسی شد. یافته ها : مصاحبه ها با سه روش باز و انتخابی کدگذاری شد و در نهایت 29 مقوله و 5 شاخص بر اساس کدگذاری شناسایی شدند. در بخش کمّی، یک مدل ساختاری-تفسیری برای ارائه الگوی زمینه ای از نقش قرارگاه رفتاری در اصلاح فرم کالبدی و پیوست مکانی فضاهای آموزشی دانشگاه با نظر 15 نفر از اساتید و کارشناسان معماری در حوزه فضاهای آموزشی در نظر گرفته شد. پس از آن، موقعیت اجزای شناسایی شده با استفاده از MICMAC بر اساس قدرت نفوذ و وابستگی تعیین گردید. نتیجه گیری : نتایج به دست آمده نشان داد که طراحی فضایی مناسب، محیط اجتماعی مثبت، احساس تعلق و هویت، انعطاف پذیری و تأثیرات روانشناختی، به طور هم زمان و پویا بر دلبستگی به مکان فضاهای آموزشی تأثیر دارند و می توانند تجربه های آموزشی و ارتباطات فردی را در محیط های دانشگاهی بهبود بخشند. این شاخص ها به ارتقای فضای کالبدی، کیفیت فضاهای آموزشی و ایجاد محیط های انگیزشی و حمایت گر کمک می کنند.
۲.

جستاری بر مفهوم شناسی عرصه های عمومی شهری در بازخوانی نظریه انتقادی و مکتب فرانکفورت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۲۶۲
امروزه طرح و تعمیم نظریه های انتقادی به شهر و منجمله «عرصه های عمومی شهری» در ادامه تلاشهای انسان معاصر برای دست یابی به شرایط زیستی مطلوب به عنوان یکی از مهم ترین آرمانهای جنبش های اجتماعی و همچنین حاصل «غنای تجربه های تاریخی و ثمره نظری انباشتگی معرفتها» است. حوزه عمومی در واقع ایده یا مفهومی هنجاری است که در چارچوب کلی نظریات کلی هابرماس درباره کنش ارتباطی و اخلاق گفتگو جای دارد. حوزه عمومی بخشی از حیات اجتماعی است که در آن شهروندان می توانند به تبادل نظر درباره موضوعات و مسایل مهم مربوط به خیر عمومی (مصالح عامه) بپردازند. نتیجه این امر شکل گیری افکار عمومی است. فیلسوفان دموکراتیک نیز بر این باورند که این فضاها تجلی کالبدی حوزه عمومی، عرصه فعالیت، ارتباط و گفتگوی انسانهای آزاد و گروه های مختلف و همچنین محل شکلگیری حیات مدنی است. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی و روش اسنادی و استدلال منطقی و با ابزار گردآوری داده مشتمل بر مطالعات کتابخانه ای و اسنادی به بررسی برخی نظریه های انتقادی به شهر و مکتب فرانکفورت (بالاخص هابرماس، آرنت و هاروی) پرداخته است. در مرحله اول یافته های تحقیق نشان می دهد که نظریه پردازان مکتب فرانکفورت به دلیل تشابه در نظریه ها و آراء شان منجمله در انتقاد از نظام سرمایه داری متاخر و معاصر و پوزیتیویسم و مارکسیسم و انتقاد از مفاهیمی چون عقلانیت ابزاری، علم اثباتی و تجربی، شیء گشتگی انسان، از بین رفتن آزادی و استقلال انسان، که تحت نام اندیشمندان این مکتب قرار گرفته اند و در بعضی از مباحث و اندیشه های مطرح شان منجمله انقلاب و تغییر اجتماعی و کارگزاران آن در جامعه سرمایه داری و شیوه های آن، طرح یک نظام جانشین و آلترناتیو، شکل حکومت آینده بشر در شهرها و تغییرات عرصه های عمومی شهری در شهرهای آینده و غیره، با یکدیگر تفاوت دارند. در مرحله بعد نیز معیارها و مولفه هایی برای شکلگیری عرصه های عمومی در شهر مورد اشاره قرار گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان