ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۱٬۵۲۱ تا ۱۱٬۵۴۰ مورد از کل ۵۵۴٬۰۳۹ مورد.
۱۱۵۲۱.

تدوین الگوی عوامل موثر بر ارزیابی فرار مالیاتی شرکت ها در ایران با استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۵۹
هدف این مقاله، شناسایی عوامل موثر بر فرار مالیاتی و تدوین الگوی نهایی مربوط به ارزیابی فرار مالیاتی شرکت ها در ایران با استفاده از اطلاعات حسابداری مدیریت شرکت و نظریه پردازی داده بنیاد است. روش پژوهش، روشی کیفی مبتنی بر نظریه پردازی داده بنیاد با کمک ابزار مصاحبه علمی، عمیق و ساختارنیافته خبرگان مالیاتی است که از طریق گام های کدگذاری سه مرحله ای باز، محوری و انتخابی، در سال 1400 انجام شده است. همچنین بخش ادبیات نظری پژوهش برمبنای مطالعه های کتابخانه ای، جمع آوری و تهیه گردیده است. جامعه آماری را خبرگان صاحب نظر مالیاتی از بین کارکنان وزارت امور اقتصادی و دارایی و استادان رشته حسابداری دانشگاهای دولتی و خبره در حوزه مالیات تشکیل داده اند. یافته های این پژوهش با استفاده از روش آنتروپی شانون به صورت آماری نشان داده شد. تحلیل یافته ها با استفاده از نرم افزار مکس کیودا صورت گرفته است. نتایج پژوهش عوامل علی، زمینه ای ،مداخله گر، راهبردها و پیامدها را نشان می دهد. به گونه خاص عوامل فردی، درون سازمانی، برون سازمانی، شرایط نامناسب اقتصادی و عوامل کیفیت اطلاعات حسابداری مدیریت به عنوان عوامل علی در ارزیابی ریسک فرارمالیاتی مشاهده گردید. با توجه به کدگذاری های انجام گرفته و الگوی تدوین شده راهبردهای زیر برای ارزیابی و کاهش ریسک فرارمالیاتی نیز مشخص شد: اجرای هرچه سریع تر پایانه فروشگاهی و سامانه مودیان برخط، توجه بیشتر به گزارشگری مالی بین المللی IFRS و استفاده از زبان گزارشگری مالی توسعه پذیر XBRL. الگوی نهایی ارائه شده برای جامعه نقش کاربردی داشته و پیامدهای مثبتی برای شرکت ها، استفاده کنندگان، دولت، مالیات ستان ها، اقتصاد و عموم مردم در بر دارد.
۱۱۵۲۲.

یک رویکرد مقایسه ای یادگیری ماشینی برای پیش بینی داده های ذخایر خسارت های واقع شده ولی گزارش نشده بیمه ای در حضور داده های سانسور شده و بریده شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۳
این مطالعه با هدف پیش بینی ذخایر خسارت های واقع شده ولی گزارش نشده، در رشته های مختلف بیمه ای، از مدل های یادگیری ماشین پیشرفته و تحلیل داده های سانسورشده و بریده شده استفاده کرده است. داده ها شامل اطلاعات تاریخ های وقوع و گزارش حادثه در پنج رشته بیمه ای، شامل ثالث مالی، بدنه، ثالث جانی و حوادث راننده، آتش سوزی و مسئولیت بوده و روش ها شامل رگرسیون خطی چندگانه (MLR)، مدل خطی تعمیم یافته (GLM)، مدل افزایشی تعمیم یافته (GAM)، جنگل تصادفی (RF)، شبکه عصبی (MLP) و حافظه کوتاه مدت و بلندمدت (LSTM) در دوره زمانی 1400 تا 1401 در شرکت بیمه ایران می باشند. با سانسور کردن و برش داده ها در مقاطع مختلف، بر حسب روزهای تعطیل، روزهای شلوغ سال و دوره های رونق ساخت و ساز، ویژگی های اثرگذار داده ها، براساس نوع رشته بیمه ای مدل سازی شد. نتایج نشان داد که مدل های LSTM و RF در پیش بینی تاخیرها عملکرد بسیار بهتری نسبت به مدل های خطی داشتند؛ به طور خاص، مدل RF در رشته های بدنه و ثالث مالی با خطا به ترتیب 64/10 و 02/11 و مدل LSTM با خطا به ترتیب 83/9 و 72/10، دقت بالاتری نسبت به سایر مدل ها داشته اند. این مدل ها در شناسایی الگوهای پیچیده موجود در داده ها توانمند بوده و نشان دادند که با توجه به تأثیرگذاری عواملی مانند تعطیلات آخر هفته ها و نوع ترکیب داده ها می توانند الگوهای پیچیده تری را در داده های بیمه ای شناسایی کنند. این نتایج تأکید دارد که مدل های LSTM و جنگل تصادفی به طور چشمگیری قابلیت بهبود دقت پیش بینی را دارا بوده و ابزار مناسبی برای ارزیابی ریسک و تخصیص بهینه ذخایر مالی در صنعت بیمه محسوب می شوند.
۱۱۵۲۳.

دموکراسی معرفتی و چالش های آن در خاورمیانه: بررسی امکان سنجی و موانع(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
دموکراسی معرفتی، به عنوان رویکردی که بر نقش دانش و خرد جمعی در تصمیم گیری های سیاسی تأکید دارد، در سال های اخیر مورد توجه قرار گرفته است. این مقاله به بررسی امکان سنجی پیاده سازی دموکراسی معرفتی در منطقه خاورمیانه و چالش های پیش روی آن می پردازد. پرسش اصلی این پژوهش آن است که دموکراسی معرفتی چیست و چگونه می تواند به بهبود کیفیت تصمیم گیری های سیاسی کمک کند؟ برای پاسخ به این پرسش، نقش دانش و خرد جمعی در فرآیندهای تصمیم گیری سیاسی تحلیل شده است. از منظر دموکراسی معرفتی، مشارکت گسترده تر شهروندان و بهره گیری از دانش جمعی می تواند کیفیت تصمیم گیری ها و مشروعیت نظام های سیاسی را افزایش دهد. با این حال، فرآیندها و مشارکت های دموکراتیک به تنهایی معیار کافی برای موفقیت یک نظام دموکراتیک نیستند، بلکه نوع شناخت مردم از نظم سیاسی نقش تعیین کننده ای دارد. افزایش مشارکت دموکراتیک ممکن است به عنوان شاخصی گمراه کننده از موفقیت دموکراتیک عمل کند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی نشان می دهد که موانع ساختاری، فرهنگی و سیاسی در خاورمیانه، از جمله نبود نهادهای دموکراتیک قوی، تنوع قومی-مذهبی و بحران های سیاسی، اجرای دموکراسی معرفتی را با چالش های جدی مواجه کرده است. در پایان، راهکارهایی برای غلبه بر این موانع ارائه شده است.
۱۱۵۲۴.

شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس به منظور ارائه الگوی مناسب(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۴۲
مقدمه و هدف: در سال های اخیر، هم زمان با افزایش پدیده های مهاجرت و جهانی شدن، مدیریت تنوع فرهنگی در محیط های آموزشی به یکی از چالش ها و اولویت های اصلی نظام های آموزشی تبدیل شده است. این امر به ویژه در راستای تحقق اهداف عدالت آموزشی و ایجاد محیط های یادگیری فراگیر، از جایگاه ویژه ای برخوردار است. مدارس به عنوان نهادهای اجتماعی کلیدی، نقش محوری در پذیرش، بازتابش و مدیریت تنوع فرهنگی ایفا می کنند تا بتوانند به نیازهای آموزشی و اجتماعی دانش آموزان از پیشینه های مختلف پاسخ دهند. روش شناسی پژوهش: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مولفه های مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس و ارائه الگویی مناسب، با استفاده از روش گراندد تئوری انجام شد. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با 11 مدیر مدرسه دارای تجربه در محیط های آموزشی چندفرهنگی جمع آوری شدند. مشارکت کنندگان به صورت هدفمند و با استفاده از نمونه گیری نظری انتخاب شدند و فرآیند نمونه گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری نظری (شامل کدگذاری باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. یافته ها: مدیریت تنوع فرهنگی در مدارس شامل پنج بعد اصلی است: مشارکت خانواده ها، سیاست های چندفرهنگی، محتواها و روش های آموزشی، ایجاد محیط های فراگیر و کاهش تعارضات فرهنگی. بحث و نتیجه گیری: مشارکت خانواده ها در فرآیند یادگیری، طراحی سیاست های چندفرهنگی که تنوع قومی و مذهبی را در برنامه های درسی بگنجانند، و استفاده از روش های آموزشی متنوع، از جمله عوامل کلیدی در ایجاد محیط های آموزشی فراگیر و عادلانه شناسایی شدند. همچنین، ایجاد فضای صمیمی و احترام به تفاوت های فرهنگی، به تقویت همدلی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان کمک می کند.
۱۱۵۲۵.

اغراض ثانویه جملات امری در ابیات تعلیمی بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۵
واژه انشا در لغت به معنی به وجود آوردن و در اصطلاح ادبی، مراد سخنی است که ذاتاً راست باشد. این گونه جملات به دو نوع طلبی و غیر طلبی تقسیم می شود. جملات امری یکی از انواع انشای طلبی است. امر، به معنی دستور دادن و طلب انجام کار به طریق بزرگی و برتری است. گاهی هم از حالت حقیقی خود خارج می شود و شاعر یا نویسنده آن را برای اهداف دیگری همانند استرحام، تمنا و آرزو، ارشاد و غیره، از آن استفاده می کند. سعدی از جمله شاعران مطرح حوزه ادبیات تعلیمی از ظرفیت های زبانی، بیشترین بهره برداری کرده و از ساختار ویژه گفتار، برای بیان ظرافت های معنایی و اهداف بلاغی استفاده نموده است. این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای است، درصدد بررسی اغراض ثانوی امر ارشادی در ابیات تعلیمی بوستان می باشد تا مشخص شود که سعدی در بوستان از فعل امر برای کدام اغراض ثانویه و بیان کدام معانی استفاده کرده است. همچنین بسامد کاربرد هرکدام از اغراض ثانوی امر، مشخص گردد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که سعدی به 29 غرض ثانوی جملات امر ارشادی توجه و عنایت داشته است که پربسامدترین آن ها عبارتند از امر ارشادی اقناعی 78 مورد (36/ 8%)، امر ارشادی ترغیبی 60 مورد (43/6%)، امر ارشادی تحریضی 46 مورد (93/ 4) و امر ارشادی اندرزی 39 مورد (18/4%) است.
۱۱۵۲۶.

بررسی مؤلفه امنیت در سامان دهی محلات قدیمی باتأکیدبر ابعاد اجتماعی-فرهنگی (نمونه موردی: محله بارون آواک تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۳۰
سامان دهی محلات قدیمی یکی از چالش های اساسی شهرسازی معاصر است که مستلزم توجه به جنبه های متعدد فیزیکی، اجتماعی و روانی محیط می باشد. امنیت فرهنگی محلات تاریخی به عنوان مؤلفه ای کلیدی، نقش تعیین کننده ای در ارتقای کیفیت زندگی و کاهش آسیب های اجتماعی ایفاء می کند. رویکرد طراحی پیشگیرانه از جرم (CPTED)، باتمرکزبر شاخص های محیطی و فیزیکی و هم زمان درنظرگرفتن عوامل اجتماعی، به عنوان ابزاری کارآمد برای ارتقای امنیت فرهنگی و کاهش آسیب در بافت های تاریخی شناخته می شود. محله بارناوا، از شاخص ترین محلات تاریخی تبریز، زمینه ای مناسب برای ارزیابی اثرگذاری این رویکردها فراهم می کند. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و ترکیب داده های کتابخانه ای و میدانی، به ارزیابی شاخص های امنیتی و تکنیک های طراحی محیطی پرداخته است که می توانند سطح احساس امنیت فرهنگی و ایمنی واقعی ساکنان را افزایش دهند. نتایج نشان می دهد که ویژگی هایی همچون مقیاس نامتناسب فضاها، ارتفاع و کیفیت بصری ساختمان ها و خیابان ها، از مهمترین عوامل تهدیدکننده امنیت فرهنگی دراین محله هستند. براساس تحلیل ها، طراحی استراتژیک فضاها و اصلاح ساختار کلی بافت، نه تنها به بهبود شرایط محیطی و افزایش حس امنیت فرهنگی منجر می شود، بلکه موجب تقویت هویت تاریخی و ارتقای کیفیت زندگی ساکنان نیز خواهد شد. این مطالعه نشان می دهد که رویکرد جامع و مبتنی بر طراحی محیطی می تواند نقش محوری در احیای پایدار محلات تاریخی ایفاء کند.
۱۱۵۲۷.

بررسی تطبیقی مسئولیت مدنی دولت در حوادث زیست محیطی؛ از نظریه تقصیر تا مسئولیت مطلق(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۹
مسئولیت مدنی دولت در قبال خسارات زیست محیطی یکی از مباحث اساسی در پیوند میان حقوق عمومی و خصوصی است. پیچیدگی خسارات زیست محیطی، از جمله گستردگی و تدریجی بودن آن، موجب شده است که نظریه سنتی تقصیر در جبران این خسارات کارایی محدودی داشته باشد. این مقاله با هدف تحلیل تطبیقی مبانی مسئولیت مدنی دولت در ایران و نظام های حقوقی بین المللی، به بررسی دو رویکرد اصلی یعنی نظریه تقصیر و مسئولیت مطلق می پردازد. در حقوق ایران، هرچند قانون مسئولیت مدنی (۱۳۳۹) و قوانین خاص زیست محیطی مانند قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست (۱۳۵۳)، قانون مدیریت پسماندها (۱۳۸۳) و قانون هوای پاک (۱۳۹۶) چارچوبی برای مسئولیت دولت ترسیم کرده اند، اما مبنا همچنان بر احراز تقصیر استوار است. این امر اثبات دعوا را دشوار کرده و جبران خسارات زیست محیطی را با چالش روبه رو می سازد. در مقابل، اسناد بین المللی مانند اعلامیه ریو (۱۹۹۲) و توافق نامه پاریس (۲۰۱۵)، و نظام های حقوقی اتحادیه اروپا و ایالات متحده، به سمت پذیرش مسئولیت مطلق و اصل «آلاینده می پردازد» حرکت کرده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که برای همسویی حقوق ایران با استانداردهای جهانی و تضمین کارآمدی جبران خسارات، اصلاح ماده ۱۱ قانون مسئولیت مدنی و پذیرش مسئولیت مطلق در فعالیت های خطرناک ضروری است. همچنین ایجاد صندوق ملی جبران خسارات زیست محیطی و تقویت اختیارات سازمان حفاظت محیط زیست می تواند راهکاری مؤثر باشد.
۱۱۵۲۸.

پیشنهاد کلی برای تعیین محدوده عرصه و حریم بافت تاریخی ثبت شده میبد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
شهر میبد یکی از شهرهایی است که تا حدودی اصالت بافت تاریخی خود را حفظ کرده است. ویژگی های شاخص این بافت شامل استخوان بندی منظم، پیوستگی فضایی در عین گسستگی بافت ها و ارتباط میان عناصر کلیدی مانند بازار، کاروانسرا، مسجد جامع و ارگ حکومتی است. تعیین محدوده ی عرصه و حریم این شهر، ابزاری حیاتی برای مدیریت حفاظت از بافت تاریخی و پیشگیری از تأثیرات مخرب عوامل انسانی و طبیعی به شمار می آید و می تواند به تقویت مدیریت یکپارچه آن کمک کند. این مطالعه با روش تحقیق کیفی و ترکیبی از مطالعات کتابخانه ای و میدانی، با هدف ارائه پیشنهادهایی برای تعیین عرصه و حریم، اهمیت آن را به عنوان ابزار مدیریت مؤثر بافت تاریخی بررسی می کند. کارکرد اصلی تعیین محدوده، صیانت از ارزش های برجسته بافت تاریخی است. هرچند مفهوم حریم در ایران به طور گسترده به کار گرفته شده، اما اغلب توجهی به سودمندی آن برای جامعه محلی نشده است؛ این بی توجهی می تواند به نارضایتی ساکنان و ناکامی اهداف حفاظت منجر شود. با توجه به گسترش بافت تاریخی میبد و تهدیدات ناشی از توسعه شهری و تغییرات کاربری، این پژوهش سه سناریوی پیشنهادی برای تعیین محدوده عرصه و حریم ارائه می دهد تا فرآیند تصمیم گیری و برنامه ریزی حفاظت بافت تاریخی تسهیل شود و تمامی اجزای ارزشمند شهری در قالب یک سیستم یکپارچه مورد توجه قرار گیرند.
۱۱۵۲۹.

یکپارچگی در جهان با برنامه درسی کل نگر: مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۵۹
هدف : هدف پژوهش حاضر، مروری نظام مند بر پژوهش های مرتبط با ابعاد و مولفه های برنامه درسی کل نگر است تا تصویری جامع و شفاف از این برنامه، به سیاست گذاران، طراحان و مجریان آموزشی ارائه دهد. روش پژوهش : این پژوهش از نوع کیفی و مرور نظام مند است است. جامعه آماری شامل مقالات مرتبط با آموزش و بنرامه درسی کل نگر است، انتخاب و تحلیل مقالات مطابق با مراحل رایت و همکاران در هفت گام و سه پایگاه داده (Web Of Science، Scopus Google scholar,) انجام شد. برای غربالگری دقیق تر، از چک لیست رایت و همکاران و چارچوب PRISMA استفاده شد و در نهایت ۱۵ مقاله انتخاب شد و برای تحلیل، از تحلیل مضمون به شیوه استقرایی استفاده شد و برای بررسی پایایی تحلیل ها، شاخص توافق بین دو کدگذار سنجیده شد که بالاتر از 8/0 بود. یافته ها : پس از تجزیه و تحلیل داده ها، ابعاد برنامه درسی کل نگر در سه بعد فردی، بین فردی و محیطی تبیین شد. برای بعد فردی، مضامین رشد فکری، رشد معنوی و رشد جسمانی، برای بعد بین فردی مضامین رشد اخلاق اجتماعی، رشد فرهنگی و اجتماعی و برای بعد محیطی مضامین ارتباط با محیط هنری و اصیل، یادگیری در محیط طبیعی شناسایی شد. نتیجه گیری : معلمان و طراحان آموزشی بامطالعه این ابعاد و مؤلفه ها می توانند درک عمیق تری از برنامه درسی کل نگر به عنوان یکی از نوین ترین رویکردهای آموزشی پیداکرده و آن را به طور مؤثر در تدریس و طراحی آموزشی خود به کارگیرند و محیطی غنی و پویا برای رشد همه جانبه دانش آموزان، به عنوان آینده سازان یک جامعه یکپارچه، فراهم آورند.
۱۱۵۳۰.

شناسایی الزامات و بسترهای کاربرد هوش مصنوعی در برنامه درسی علوم تجربی: تحلیل مضمون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۵۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی الزامات و بسترهای استفاده از هوش مصنوعی در برنامه درسی علوم تجربی دوره اول متوسطه انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش اکتشافی انجام گردید. مشارکت کنندگان شامل 16 دبیر علوم تجربی دوره اول متوسطه بودند که به صورت هدفمند و بر اساس ملاک هایی مانند حداقل 8 سال سابقه تدریس و آشنایی با فناوری های نوین آموزشی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش تحلیل مضمون کدگذاری و تحلیل گردید. نتایج پژوهش چهار محور اصلی را نشان داد: الزامات مدیریتی-نظارتی (حمایت و نظارت سازمانی، ارزیابی مستمر و همکاری بین نهادی)، الزامات تخصصی-پداگوژیک (توسعه سواد دیجیتال معلمان، بازطراحی محتوا، و آموزش تفکر علمی و انتقادی)، الزامات زیرساختی-فناورانه (تجهیز مدارس، دستیارهای هوشمند و شبکه های ابری) و بسترهای فرهنگی-اجتماعی (نقش خانواده، نگرش مثبت به فناوری و فرهنگ سازی). یافته ها نشان داد پیاده سازی موفق هوش مصنوعی در آموزش علوم تجربی نیازمند ترکیب اقدامات مدیریتی، پداگوژیک، زیرساختی و فرهنگی است تا بتواند کیفیت فرایند یاددهی-یادگیری را ارتقا دهد.
۱۱۵۳۱.

طراحی الگوی برنامه درسی تنوع گرا مبتنی بر نظریه انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۴۲
هدف : هدف از این پژوهش، ارائه الگوی برنامه درسی تنوع گرا مبتنی بر نظریه انعطاف پذیری شناختی است. روش پژوهش : این مطالعه یک پژوهش کیفی است که برای پاسخ به سؤال اول پژوهش از شیوه مرور نظام مند استفاده شده است. در این پژوهش، برای جمع آوری داده های مربوط به سؤال اول پژوهش، به جستجوی مقالات، پایان نامه ها و متون مرتبط از پایگاه های معتبر اینترنتی از سال 1988 تا 2020 پرداخته شد. در نهایت، از میان این منابع، 28 منبع از مرتبط ترین متون مرتبط با سؤالات پژوهش، انتخاب شده و از طریق روش تحلیل مضمون، تحلیل شدند. سپس بر اساس یافته های به دست آمده، عناصر برنامه درسی تنوع گرا در پاسخ به سؤال دوم تا ششم، طراحی و اعتبارسنجی شده است. در پایان، بر اساس یافته ها، الگوی مفهومی برنامه درسی تنوع گرا، ارائه شده است. برنامه مذکور در اختیار 10 نفر از متخصصان برنامه درسی قرار گرفت که با توافق 90 درصد،  عناصر مختلف برنامه را تأیید نمودند. یافته ها : بر اساس یافته ها، تعاریف، اهداف، اصول و معیارها و تأکیدات حوزه تدریس و یادگیری از جمله مضامین اصلی نظریه انعطاف پذیری شناختی بودند. مضامین فرعی مرتبط به هر مضمون اصلی نیز شناسایی شدند. بعد از شناخت ویژگی های نظریه انعطاف پذیری شناختی، بر اساس ویژگی ها، عناصر برنامه درسی تنوع گرا طراحی شدند. تنوع در نوع، سطح، شکل، و پیچیدگی از جمله مهمترین ویژگی های برنامه درسی تنوع گرا بود. عنصر هدف شامل (تنوع در حیطه ها/ سطوح /پیچیدگی)؛ عنصر محتوا شامل (تنوع در انواع محتوا)؛ عنصر روش های یاددهی یادگیری (تنوع در انواع روش)؛ عنصر فعالیت های یادگیری شامل (تنوع در محل، سطح، حیطه، شیوه، و نوع فعالیت)؛ عنصر ارزشیابی شامل (تنوع در مراحل، نوع، حیطه، پیچیدگی، شکل، و ابزارهای ارزشیابی) است.  نتیجه گیری : در این پژوهش، برنامه درسی تنوع گرا بر پایه نظریه انعطاف پذیری شناختی، با تأکید بر تنوع در تمام عناصر آموزشی (اهداف، محتوا، روش، فعالیت و ارزشیابی) و توجه به یادگیری پیچیده، کاربردی و چندجانبه، جهت پرورش ذهنی انعطاف پذیر و توانمند در حل مسائل واقعی، ارائه شد. این برنامه، فضایی تعاملی، چندبعدی و غیرخطی برای ساخت فعال دانش فراهم می کند و به عنوان راهنمای عمل در تربیت افرادی با ذهن های خلاق، نوآور و انعطاف پذیر می تواند راهگشا باشد و مورد استفاده برنامه ریزان، مؤلفان و معلمان قرار گیرد. 
۱۱۵۳۲.

پیکان زمان، فرضیه گذشته و الگوی لایه-پدیداری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۱
این مقاله به بررسی مسأله جهت مندیِ زمان و خاستگاه آن در پیوند میان نظریه های فیزیکی و تحلیل های فلسفی می پردازد. تمرکز اصلی بر تبیین دیوید آلبرت از زمان است که در قالب «فرضیه گذشته» کوشیده است جهت زمان را نه به عنوان یک ویژگی آگاهانه یا تجربی، بلکه به مثابه پیامد آماری شرایط اولیه جهان در نظریه مکانیک آماری توضیح دهد. مقاله ابتدا به بازسازیِ مفهومیِ این نظریه پرداخته و آن را در پرتو مفاهیمی همچون علیت، تقارن زمانی، و شرط افزایش آنتروپی تحلیل می کند. سپس با استناد به نقدهایی از فیلسوفان و دانشمندان فیزیک معاصر و تأملاتی بر کارآمدی یا محدودیت این الگو، جایگاه آن را در حل مسأله پیکان زمان به چالش می کشد. با توجه به کاستی های دیدگاه فرضیه گذشته، این مقاله نظریه ای مکمل ارائه می دهد که زمان را مفهومی فیزیکی، پدیداری و انتزاعی در نظر می گیرد. در این نظریه، زمان از سازوکارهای آماری و آنتروپی گرفته تا تجربه ذهنی و ساختارهای زبانی تحلیل می شود. جهت مندی زمان، حاصل تعامل میان سطوح فیزیکی و پدیداری تلقی می شود و نه محصول صرف یک شرط اولیه. «الگوی لایه-پدیداریِ زمان» با پرهیز از فروکاهش، زمینه ای برای تبیینی میان رشته ای از زمان فراهم می کند که نه تنها به اصولِ آماری و آنتروپیک توجه دارد، بلکه با تعریف شرایط اساسیِ جهت مندیِ زمان، رویکردی تطبیقی از مباحث فلسفی، فیزیکی، پدیدارشناسی و علوم شناختی اتخاذ می کند.
۱۱۵۳۳.

ارزیابی اثربخشی دوره معرفتی طرح ولایت دانشجویی بر اساس مدل چهارسطحی کرک پاتریک با رویکرد حداقل مربعات جزیی(PLS-SEM)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: هدف اصلی این پژوهش، ارزیابی جامع و ساختاری اثربخشی دوره معرفتی و تربیتی «طرح ولایت» دانشجویی بر اساس مدل چهارسطحی کرک پاتریک(واکنش، یادگیری، تغییر رفتار و پیامد نهایی) و شناسایی اولویتهای راهبردی برای ارتقای آن بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی-پیمایشی با رویکرد کمّی است. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموختگان دوره تابستان ۱۴۰۳ بود و داده ها یک سال پس از دوره، از طریق پرسشنامه ای استاندارد با ۳۸۰ نمونه معتبر جمع آوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری به روش حداقل مربعات جزیی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس نسخه 4 صورت گرفت و از تحلیلهای تکمیلی شامل تحلیل چندگروهی برای بررسی نقش تعدیلگر جنسیت و تحلیل نقشه اهمیت- عملکرد، برای ارائه پیشنهادهای راهبردی استفاده شد. یافته ها: اثربخشی دوره «طرح ولایت» از طریق یک زنجیره علّی معنادار و قوی قابل تبیین است. واکنش مثبت شرکت کنندگان به دوره، به یادگیری عمیق و این یادگیری نیز به تغییر رفتار کاربردی منجر می شود. در نهایت، این زنجیره به شکل قدرتمندی پیامدهای نهایی دوره را پیش بینی می کند(تبیین 84 درصد از واریانس). در حالی که الگوی کلی برای هر دو جنسیت یکسان بود، تحلیل چندگروهی تفاوتهای ظریفی را در برخی مسیرها نشان داد. در نهایت، تحلیل اهمیت- عملکرد، اولویتهای راهبردی برای ارتقای دوره را شناسایی کرد. نتیجه گیری: دوره طرح ولایت دارای اثربخشی ساختاری و چندلایه ای است. برای ارتقای مستمر پیامدهای نهایی این دوره، سیاستگذاران باید با استفاده از چارچوب ارزیابی مبتنی بر شواهد این پژوهش، بر تقویت حلقه های زنجیره اثربخشی، به ویژه تسهیل انتقال «یادگیری» به «تغییر رفتار» تمرکز کنند.
۱۱۵۳۴.

برساخت اجتماعی مرزنشینی و توسعه نیافتگی در مناطق مرزی سردشت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
هدف: مرزنشینی به عنوان یکی از پدیده های پیچیده فضایی–اجتماعی، همواره در ادبیات توسعه با دوگانه «فرصت–تهدید» تحلیل شده است. در نگاه آرمانی، مرز می تواند بستر تعاملات اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و عاملی برای پیوند مناطق پیرامونی با جریان های توسعه باشد؛ با این حال، تجربه زیسته بسیاری از جوامع مرزی در ایران نشان می دهد که مرز نه تنها به فرصت توسعه تبدیل نشده، بلکه خود به سازوکاری فعال در بازتولید فقر، نابرابری و توسعه نیافتگی بدل شده است. پژوهش حاضر با تمرکز بر شهرستان مرزی سردشت، در پی بازسازی و تفسیر معنای مرزنشینی به عنوان بستر عدم توسعه از منظر خود مرزنشینان است و می کوشد نشان دهد که چگونه سیاست ها، ساختارها و نظام های معنایی مسلط، مرز را از یک ظرفیت بالقوه به تله ای ساختاری برای توسعه تبدیل کرده اند. هدف اصلی این پژوهش، فهم تجربه زیسته مرزنشینان سردشت و واکاوی چگونگی برساخت اجتماعی مرزنشینی در پیوند با فرآیندهای توسعه نیافتگی اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است. به طور مشخص، تحقیق در پی پاسخ به این پرسش محوری است که چگونه موقعیت مرزی، در تعامل با سیاست های مرکزگرا و نگاه امنیتی، به تخریب ساختارهای معیشتی، فرسایش سرمایه انسانی و شکل گیری نظام های معنایی مبتنی بر طرد، نابرابری و «ما–آن ها» منجر شده است. در این راستا، پژوهش تلاش دارد فراتر از تبیین های صرفاً ساختاری یا اقتصادی، به لایه های تفسیری، هویتی و فرهنگی مرزنشینی بپردازد و نقش کنشگران محلی را در معنا بخشی به تجربه مرزی برجسته سازد. روش: این مطالعه در چارچوب پارادایم تفسیری و با تکیه بر رهیافت برساخت گرایی اجتماعی انجام شده و از روش کیفی قوم نگاری بهره گرفته است. انتخاب روش قوم نگاری، به دلیل تأکید آن بر فهم عمیق معانی، تجربه ها و زیست جهان کنشگران اجتماعی، امکان دسترسی به لایه های پنهان و زمینه مند پدیده مرزنشینی را فراهم کرده است. میدان پژوهش، مناطق مرزی شهرستان سردشت بوده و داده ها از طریق مشاهده مشارکتی، مصاحبه های عمیق نیمه ساخت یافته و یادداشت برداری میدانی گردآوری شده اند. جامعه مشارکت کنندگان شامل ۱۸ نفر از مطلعین محلی (از جمله دهیاران، معلمان، کسبه، اعضای شوراها، فعالان مرزی و افراد درگیر در فعالیت های معیشتی مرز) است که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و شبکه ای انتخاب شده اند. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافته و داده ها با رویکرد تحلیل قوم نگارانه در چهار مرحله ساماندهی، کدگذاری اولیه، توسعه مقوله ها و استخراج مضامین محوری تحلیل شده اند. برای افزایش اعتبار پژوهش، از راهبردهایی چون مشاهده طولانی مدت، مثلث سازی داده ها، کنترل توسط اعضا و مستندسازی دقیق مسیر تحلیل استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که مرزنشینان سردشت وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خود را در مقایسه با مناطق مرکزی کشور به مثابه وضعیتی نابرابر، محروم و محصول تبعیض ساختاری و سیاست های مرکزگرا تفسیر می کنند. در سطح معیشتی، مرز به جای ایجاد اشتغال پایدار، به گسترش «اقتصاد لحظه ای» و فعالیت های ناپایدار و پرریسک مانند کولبری انجامیده است. این نوع معیشت، نه تنها امنیت اقتصادی را تأمین نمی کند، بلکه با تخریب کرامت انسانی، افزایش آسیب های جسمی و روانی و وابستگی دائمی به شرایط متغیر مرزی همراه است. هم زمان، ظرفیت های بومی منطقه در حوزه هایی چون کشاورزی، باغداری و گردشگری، به دلیل فقدان زیرساخت، سرمایه گذاری و حمایت نهادی، تضعیف یا بلااستفاده مانده اند. در سطح اجتماعی، نتایج حاکی از فرسایش شدید سرمایه انسانی و اجتماعی است. مهاجرت گسترده نیروی کار و نخبگان، کاهش انگیزه تحصیل، تضعیف همبستگی اجتماعی و گسترش فردگرایی، از پیامدهای مستقیم انسداد فرصت های پایدار در منطقه محسوب می شوند. جایگزینی ریش سفیدان و مرجعیت های محلی با افراد نوکیسه و رانتی، به بحران مشروعیت و بی اعتمادی اجتماعی دامن زده و توان جامعه برای کنش جمعی و مطالبه گری را تضعیف کرده است. افزون بر این، تجربه تاریخی جنگ، ناامنی و فشارهای معیشتی، به فرسودگی روانی، پرخاشگری و تنش در روابط اجتماعی و خانوادگی انجامیده است. در بعد شناختی و فرهنگی، مرزنشینان از فقر معرفتی، ضعف نظام آموزشی و سلطه نگاه امنیتی بر سیاست گذاری ها سخن می گویند. این وضعیت، به شکل گیری احساس بی تأثیری، بی تفاوتی و سلب اعتماد نسبت به نهادهای دولتی منجر شده است. هم زمان، مرزنشینان با معنا بخشی دوباره به تجربه های محرومیت و حاشیه بودن، نوعی تمایز نمادین میان «ما»ی مرزنشین و «آن ها»ی مرکزنشین ایجاد می کنند. در این فرآیند، مرز از یک خط جغرافیایی فراتر رفته و به نمادی هویتی، فرهنگی و سیاسی بدل می شود که بازنمایی «دیگری بودن» و طردشدگی را تقویت می کند. نتیجه: در م
۱۱۵۳۵.

ساخت واژه های ترکیبی در خسرو و شیرین و مخزن الاسرار نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۳
هدف این جستار، مطالعه و بررسی ساخت و معنای ترکیبات مکرر در دو اثر نظامی یعنی «خسرو و شیرین» و »مخزن الاسرار» است. نظامی در این دو اثر، در کنار سایر روش واژه سازی مانند ترکیب، اشتقاق، ترکیب - اشتقاق و تخفیف، از تکرار استفاده کرده است. در خسرو و شیرین نظامی، ترکیبات مکرر در قالب گروه های اسمی، فعلی و صفتی قابل بررسی هستند. روش در این جستار، توصیفی- تحلیلی است و تمام نمونه های فعل، قید و صفت در دو اثر نام برده از نظامی مورد بررسی قرار می گیرند. مهم ترین یافته های این پژوهش نشان می دهند که شاعر در میانِ انواعِ تکرار، از هردو الگوی آن یعنی تکرار کامل و ناقص و شاخه های گوناگون آن دو بهره گرفته است. تکرار در دو اثر نام برده نظامی وجود دارند: مانند اسم + اسم، اسم + میان وند + اسم، بن مضارع+ میان وند + بن مضارع، صفت + میان وند + صفت، عدد شمارشی + میان وند + عدد شمارشی، قید + قید، قید + میان ون + قید، جمله دعایی با ترکیب حرف ندا و منادا + جمله ندایی با همین ترکیب، مصدر + مصدر، اسم + میان وند + اتباع یا شکل ناقص اسم، بن ماضی + میان وند + بن مضارع از ریشه بن ماضی. اغلب ترکیبات مکرر اسمی در خسرو و شیرین و مخزن الاسرار، تکرار کامل افزوده میانی با تکواژ دستوری هستند. اغلب ترکیبات مکرر صفتی و قیدی در خسرو و شیرین و مخزن الاسرار، تکرار کامل افزوده میانی با تکواژ دستوری هستند. این مکررها افزون بر شکل هنری، ساخت واژگانی و گسترش زبان فارسی را نشان می دهند.
۱۱۵۳۶.

شیوه ها و شگرد های تأکید در اشعار فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۲۰
تأکید مجموعه شگردها و شیوه های دستوری - بلاغی است که مفهوم جمله یا بخشی از جمله را تقویت می کند . تأکید در دو بخش تأکید عام و خاص مطرح شده است . تأکید عام شامل همه اجزای جمله و جمله می شود و تأکید خاص برخی از اجزای جمله را در بر می گیرد . پرسش اصلی در مقاله حاضر این است که شیوه ها و شگرد های تأکید در شعر فروغ فرخزاد بر اساس مجموعه شعر «تولدی دیگر» کدامند؟ این تحقیق بیانگر آن است که برخی از شیوه های تأکید در شعرفروغ با شیوه های تأکید در شعر کلاسیک فارسی مشترک است و برخی دیگر تازه است. تأکیدِ اقسام مفاهیم در شعر فروغ فرخزاد به لحاظ بسامد بیشتر بر اساس تکرار جمله و اجزای جمله است . تکرار خود چند قسم است که هم در بدیع و در دانش معانی مطرح می شود و در شعر فروغ فرخزاد از هر دو قسم یعنی تصدیر و انواع اطناب دیده می شود. هم چنین برخی از تأکید های شعر او در مجموعه تولدی دیگر بر اساس آرایه های بدیعی ، بیانی و مولفه های دانش معانی صورت گرفته است که از آن میان صفت و قید در سویه دستوری و اطناب و جایگاه فعل در سویه بلاغی ، قابل ذکر است .
۱۱۵۳۷.

فرجام اندیشی و ابعاد آن در شعر مهدی اخوان ثالت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۲
جستار حاضر در پی بررسی نمودهای فرجام اندیشی در اشعار اخوان ثالث است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی تحلیلی مجموعه اشعار اخوان ثالت بررسی شده و اشعاری که دارای فرم فرجام گرایانه بوده اند مورد تحلیل و وارسی قرار گرفته اند. بر اساس شواهد موجود در این پژوهش می توان گفت که فرجام اندیشی یکی از مفاهیم برجسته در اشعار اخوان است که وجوه مختلفی از جهان بینی وی را نمایان می کند. فرجام اندیشی در شعر اخوان را می توان به دو دسته کلی تقسیم نمود، اول آن گروه از اشعاری که فرم فرجام گرایانه ندارند اما در لایه های زیرین خود ذهنیتی آخرالزمانی را ارائه داده و دارای اشارات فرجام گرایانه هستند و بعد اشعاری که بر اساس فرم و روایت آخرالزمانی خلق شده اند. علاوه بر این، براساس نتایج تحقیق مشخص می شود که فرجام اندیشی در شعر وی بیشتر کارکردی اسطوره اندیشانه دارد ومی کوشد تا بازسازی نوین جهان را بر مبنایی کهن الگویی ودر چینشی روزآمد ارایه دهد.
۱۱۵۳۸.

طبقه بندی نخستین برخورد عشاق در منظومه های عاشقانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
یکی از مهم ترین انواع شعر غنایی در سنت ادب فارسی، منظومه های عاشقانه هستند. داستان های عاشقانه به عنوان قصه هایی که بستر روایی مشابهی دارند عموماً دارای بن مایه ها و عناصر همانندی هستند. یکی از عناصر اصلی در داستان های عاشقانه منظوم یا منثور نخستین برخورد و آشنایی بین عشاق است چراکه هر داستان عاشقانه ای از دو سویه عاشق و معشوق برخوردار است که مواجه آن دو و مطلع شدن طرفین از وجود یک دیگر کلیدی ترین گرانیگاه برای آغاز روایت های عاشقانه به حساب می آید. نخستین برخورد بین عشاق به منزله سرآغاز اصلی داستان های عاشقانه از اهمیت قابل توجهی در بررسی چگونگی شکل گیری ساختار روایت های عاشقانه برخوردار است. در این پژوهش، تلاش بر آن خواهد بود تا با کمک روش ساختارگرایی و در ذیل آن ریخت شناسی به بررسی پنجاه روایت عاشقانه برگزیده از منظومه های عاشقانه فارسی بپردازیم تا با ارائه طبقه بندی نویی از نخستین برخورد بین عشاق دریچه ای جدید برای بررسی های ریخت شناسانه داستان های عاشقانه مبتنی بر آثار بومی گشوده شود.
۱۱۵۳۹.

La Dynamique entre Vérité et Mensonge: Les Ravages de l'Après-Guerre dans Au Revoir Là-Haut de Pierre Lemaitre(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۱
Le roman historique Au revoir là-haut de Pierre Lemaître, qui a gagné le Prix Goncourt 2013, est un roman qui se concentre sur la façon dont les ravages psychologiques et sociaux de Première Guerre mondiale affectent tant les soldats que la société française de l'après-guerre. Nous avons analysé les dynamiques de l'être et du paraître dans ce roman en nous appuyant sur le carré véridictoire développé par Algirdas Julien Greimas et Joseph Courtés, qui constitue un outil d'analyse central. Le carré véridictoire crée les différentes modalités de véridiction (le vrai, le faux, le mensonge, le secret) qui montrent bien comment les tensions façonnent les destins des personnages principaux dans ce roman, notamment Albert Maillard et Édouard Péricourt. Malgré leur survie à la guerre, ils sont toujours tourmentés par leurs traumatismes psychologiques. À leur retour, ils découvrent une société française, gangrenée par la corruption, où les profiteurs de guerre s'enrichissent. Notre objectif est de montrer comment Lemaître utilise les oppositions entre être et paraître pour construire une critique forte de la société d'après-guerre et aussi, en jouant sur la frontière entre vérité et fausseté, comment il réussit à exposer non seulement les traumatismes individuels et collectifs causés par la guerre, mais également le chaos et les hypocrisies sociales et politiques marquées cette période de l'histoire française.
۱۱۵۴۰.

تحلیل بینامتنی سوره یوسف در غزلیات مولانا با رویکرد نظریه رؤیای گویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۵
تجربه وحی ، یکی از بنیادی ترین مفاهیم در ادبیات دینی و عرفانی است که از منظرهای کلامی، تفسیری و ادبی مورد توجه بوده است. پژوهش حاضر با طرح نظریه رؤیای گویا، در پی بازخوانی تأثیر متون مقدس بر ادبیات است. بر این اساس با رویکرد بینامتنی، بازآفرینی مضامین عرفانی را در غزل های شماره ۱۶ و ۱۸۹ دیوان کبیرمولانا بررسی می کند و پیوند آن ها را با سوره یوسف تحلیل می نماید. ضرورت این مطالعه در تبیین چگونگی تبدیل تجربه وحیانی به کلام شاعرانه در شعر عرفانی پارسی نهاده شده است، که پیوند میان ادبیات پارسی و متن وحیانی را از منظر نظریه رؤیای گویا آشکار می سازد. روش پژوهش کیفی- توصیفی است و از تحلیل های بلاغی (استعاره، تلمیح، تکرار)، نشانه شناختی (تصاویر چاه، پیراهن، نور)، و تحلیل بینامتنی بهره می گیرد. یافته ها نشان می دهند که مولانا با تلمیح به روایت یوسف و یعقوب، مضامین هجران و وصال را با تصاویر خیال محور و ساختارهای موسیقایی بازنمایی کرده و شعر خود را به تفسیری عرفانی و نمایشی هنری از قرآن نزدیک ساخته است. این مطالعه با ارائه چارچوبی نوین، پیوند عمیق ادبیات پارسی و قرآن را مستند می کند و بستر را برای پژوهش های تطبیقی عرفانی فراهم می سازد.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان