چنانکه ارتکاب فعل زیانبار برای فاعل آن مسئولیت ایجاد می کند‘ خودداری یا ترک فعل نیز از مصادیق تقصیر ( مادة 952 ق.م.) محسوب می شود و سبب مسئولیت شخص خوددار می گردد لیکن هر نوع خودداری حتی ترک محض‘ برخلاف اعتقاد برخی (پیروان مکتب اجتماعی) از مصادیق تقصیر نمی باشد. زیرا تحمیل تکلیف به افراد جامعه با آزادیهای فردی و شخصی آنان مغایر است مگر اینکه شخص به موجب قراردادی خود تعهدی کرده باشد یا از نظر قانون یا عرف چنین تعهدی موجود باشد. به سخن دیگر ترکی ایجاد مسئولیت می کند که فعل آن مقدور و وظیفه ای به موجب قرارداد‘ قانون یا عرف در آن زمینه موجود باشد و خودداری از آن به صورت تفریط مذکور در ماده 952 ق.م. درآید. حقوقدانان و فقیهان امامیه گاهی از آن با نام ترک تحفّظ یاد کرده اند و منظورشان این است که هرگاه کسی از بجا آوردن کاری که انسان متعارف می کند‘ خودداری نماید چنین شخصی مرتکب تفریط ضمان آور شده است چنانکه ترک تعهد ناشی از قرارداد یا قانون تقصیر مسئولیت آور است
تفاوتهای موجود بین تهیهکنندگان و کارگردانان و هنرمندانی که در برنامههای رادیویی و تلویزیون فعالیت دارند، به حدی است که هریک از آنها را در جایگاه خاصی قرار میدهد.این تفاوتها ممکن است در نگرش، تحلیل، سبک و روش، شناخت و بسیاری از ویژگیهای دیگر باشد، ولی آنچه در بین همه آنها و شاید درهمه جهان مشترک است، این است که برای تهیه هربرنامه رادیویی یا تلویزیونی باید ابتدا در مورد مسئله مورد نظر به پژوهش پرداخت، باید مسئلهرا شناخت، ابعاد آن را مشخص کرد، به سابقه آن پی برد و انگیزههای پیامگیران را درحد امکان شناخت و آنگاه دست به برنامهسازی زد.
یکی از روشهای بررسی تغییرات اقلیمی و مکانیسم ردیابی آن بویژه در دوران چهارم، بازشناسی فرمهای ارضی است (موضوع مهم زمین ریخت شناسی) حاکمیت و استمرار هر اقلیمی بر منطقه، سبب عملکرد یک سیستم شکل زایی در آن منطقه می شود؛ لذا آنچه بعنوان پدیده های ژئومرفولوژی در سطح خارجی پوسته برجای می ماند، بعنوان میراث اقلیمی گذشته، کلیدی در حل معمای تحولات و تغییرات آن محیط می تواند محسوب شود. اگر نظریة «دریاچه های دوران چهارم بستر بروز مدنیّت در ایران» (رامشت،77 13) را بپذیریم، درخواهیم یافت که از نظر تاریخی این گونه مطالعات می تواند کمک فراوانی در شناخت بهتر استقرار شهرنشینی و سکونتگاههای بشری بنماید. این مقاله فشرده ای از یک کار تحقیقی ژئومرفولوژی در بخش علیای حوضة آبریز زاینده رود است که به روش استقرایی و با تکیه بر بازشناسی پدیده های ژئومرفیک حاشیة ساحل دریاچة زاینده رود و در قالب برهان خلف صورت گرفته و نتایج آنرا می توان به این شکل بیان داشت: دریاچة فعلی سد زاینده رود، بقایای یک دریاچة طبیعی بوده است و بر خلاف نظر «اوبرلندر» محقق آمریکایی که بخش علیای حوضة زاینده رود را قسمتی از حوضة آبریز کارون معرفی کرده، خود یک حوضة بسته داخلی بوده است. رودخانة زاینده رود بعد از پارگی دریاچه بصورت یک رودخانة دایمی در آمده و هسته های اولیة سکونتگاهی در بخش وسطای آن بوجود آمده است.
گردشگری نه تنها عاملی برای تقویت فرهنگهاست، بلکه گامی است بسوی پیشرفت و تحول اقتصادی و اجتماعی که برای توسعة آن باید به معیارهای مربوطه یعنی عوامل طبیعی، رشد فرهنگی و تهیه طرحهای توسعه، توجه نمود. چون کشور ایران از دیرباز متکی به اقتصاد نفت بوده است، با احیاء و توسعة گردشگری می توان آنرا از اقتصاد تک محصولی بیرون آورد. در این رابطه باید از تمام امکانات، فضاها و مکانهای توریستی استفاده نمود. یکی از مکانهای با ارزش ایران، استان گیلان است که با داشتن موقعیت و زیبائیهای طبیعی فراوان با فراهم نمودن امکانات اقامتی و رفاهی برای گردشگران می توان از آن بهره های فراوان گرفت.
دوران صفویه بویژه عهد شاه عباس اول از لحاظ شهرسازی و توسعة شهری در ایران، دورانی طلایی بحساب می آید. در شهرسازی آن دوران که اوج شکوفایی اش در اصفهان به ظهور می رسد، سه رابطة انسان با خدا، انسان با انسان و انسان با طبیعت مورد توجه خاص قرار می گیرد. با توجه به اینکه معمولاً مهمترین ویژگیهای شهری و شهرسازی هر حکومتی در پایتخت آن حکومت بطور مهمتر و شفافتر تجلّی می یابد، در دورة صفویه سه شهر تبریز، قزوین و اصفهان به ترتیب با پایتختی برگزیده می شوند و شهر «اشرف» یا بهشهر کنونی نیز عنوان پایتخت تابستانی آن دولت را پیدا می کند؛ بنابراین با بررسی آنها می توانیم به اصول شهرسازی صفویه پی ببریم.
گردشگری روستایی در دنیای امروز یکی از بخشهای مهم فعالیتهای اقتصادی محسوب میگردد. این فعالیت مهم اقتصادی از دیدگاههای مختلفی مورد توجه قرار گرفته است. بعضی آن را به عنوان بخشی از بازار گردشگری میشناسند و عدهای نیز آن را سیاستی برای توسعه روستایی قلمداد میکنند. سؤال این است که گردشگری روستایی چه نقش و اثری در توسعه روستایی و توسعه روستایی پایدار دارد؟ در دهه پایانی قرن بیستم بسیاری از برنامهریزان اجتماعی ـ اقتصادی در کشورهای اروپایی گردشگری را روشی مطمئن با چشماندازی بسیار روشن برای توسعه روستاها بویژه محرومترین آنها معرفی کردهاند. مطالعات انجام شده در کشورهای فرانسه، اتریش، سوییس، انگلستان، ایرلند، تایلند و ژاپن نشان میدهد که گردشگری روستایی بسرعت در اقتصاد روستایی رشد کرده و مکمل فعالیتهای کشاورزی شده است. ماهیت صنعت گردشگری ایجاد اشتغال و درامد، متنوع سازی اقتصاد، مشارکت اجتماعی و استفاده از منابع محلی است. از آنجا که بخش اعظم مشکلات عقبماندگی و توسعهنیافتگی روستایی نیز به فقدان این صنعت برمیگردد، گردشگری روستایی با حل مسائل و مشکلات فوق میتواند به توسعه روستایی کمک نماید.