چیستی لوح محفوظ و تبیین آن در این نوشتار مورد تحقیق قرار می گیرد. نگارنده ابتدا مسأله محل بحث را در لغت، قرآن و روایات مورد توجه قرار داده و آنگاه دیدگاههای مفسران و اندیشمندان دینی را دربارة آن مطرح نموده و به بررسی آنها پرداخته و یکی از آنها را برگزیده است. از کنار هم نشاندن دیدگاهها دربارة چیستی لوح محفوظ، فاصله بسیار متباعد این دیدگاهها در خصوص این حقیقت قرآنی نمایان می شود و از سویی دقت و جامعیت دیدگاه مورد قبول نیز به دست می آید.
این تحقیق بررسی تطبیقی را پرتوی در فهم اندیشه های دو دانشمند مؤثر در تاریخ علم کلام و علم تفسیر اخذ می کند. زمخشری در الکشاف و فخر رازی در التفسیر الکبیر، به رغم وابستگی به دو نظام فکری مختلف، معرفت خدا را استدلالی دانسته و علاوه بر آن دلایلی «قرآن بنیان» در اثبات وجود باری ارائه داده اند. هر دو مفسر برهانهای فطرت، حدوث در اجسام و حدوث در صفات را به کار بسته اند، ولی رازی علاوه بر اینها از براهین فلسفی چون وجوب و امکان، امکان ذوات و اعراض و نیز برهانی مرکب از امکان و حدوث ذوات و اعراض بهره می گیرد. البته این اختلاف با توجه به مبانی روش شناختی دو مفسر قابل تبیین است، زیرا زمخشری متکلمی است که نسبت به روشهای فلسفی، بی مهری می ورزد و آن را بیهوده می انگارد. از این رو، روی آورد وی صرفاً کلامی است اما رازی متکلمی متأثر از فلسفه و متمایل به آن است، در نتیجه افزون بر اقامة براهین کلامی، براهین فلسفی نیز ارائه داده و بدین ترتیب گرایش به تکثر دلایل اثبات وجود خدا، در التفسیر الکبیر ملاحظه می گردد.
لفظ غنا در آیات قران استفاده نشده و امر و نهی خاصی صریحا بدان تعلق نگرفته است بلکه تمسک کنندگان به ایات آنها را به واسطه دلایل خارجی همچون احادیث وارده دلیل بر حرمت گرفته اند در این آیات الفاظی نظیر قول زور و باطل و لهو الحدیث آمده است که برخی انها را غنا معنا کرده اند در باب غنا و موسیقی آیات و احادیثی دال بر حرمت و حلیات وجود دارند که هیچ یک توانائی اثابت حکم مطلق غنا را نداشته و وافی به مقصود قائلان به حرمت مطلق یا حلیت مطلق نیست نتیجه این بررسی کوتاه چنین است که غنای شهوانی و فساد انگیز حرام و غیر آن حلال و مباح است از این رو معنای غنای حرام در آواز لهوی و مفسده انگیز متعین می گردد
این گفتار به تحلیل «کلام نفسی» و «کلام لفظی» در آثار مولوی می پردازد و نشان میدهد که در یک چشم انداز کلی، تقسیم و تفکیک سخن و زبان به زبان لفظی و زبان یا کلام نفسی و نیز لوگوس باطنی و لوگوس به بیان آمده، به زمانی بسیار دور باز می گردد. با تأکید بر تأثیر چشمگیر بحثهای مطرح در حوزة اشعری بر آثار مولوی در دو بخش مجزا، کلام در قلمرو الوهیت و قلمرو انسان شناسی مورد تحلیل و بررسی قرار می گیرد و در ادامه، اصول و مبانی یاد شده با آراء مولوی مقایسه و بررسی می شود.
عشق یکی از دغدغه های اصلی کی یرکگورد است چنانکه یکی از کتب مهم خود را بدان اختصاص داده و آثار عشق نام نهاده است. عشقی که برای او ارزش دارد عشق مسیحی در مقابل عشق طبیعی (شهوی) و دوستی استم. عشق مسیحی عشق به همنوع است پس تبعیض و ترجیح بر نمی داد. به گفته کی یرکگورد کسی که قلبش از پراکندگی پاک شده و ساحت نامتناهی وجودش را در آنات وجودش سریان داده است. در پاکی دل جز خیر هیچ نمی خواهد و بروز این خیر دست کم از حیث ارتباط با دیگران عشق است در این پژوهش می کوشیم با توجه به مهمترین وجوهی که کی یرکگورد درباره عشق مسیحی باز می گوید تحول معنای عشق را نزد او توضیح دهیم و نشان دهیم که عشق اصیل برای او نمی تواند جز آگاهی به وظیفه مندی نسبت به همنوع امر دیگری از جمله احساس و عاطفه باشد.