"این نوشتار در صدد است تا ملاک تعیین بخشیدن به هویت فرد را در جامعه از منظر جماعت گرایانی چون السدیر مک اینتایر، مایکل ساندل، چارلز تیلور و تاحدی مایکل والزر توضیح دهد. بر این اساس، روشن خواهیم نمود که این مکتب، ملاک تعیین بخشیدن به هویت فرد در جامعه را در هویت های جماعتی جست و جو میکند. این ملاک در نقطه ی مقابل هویت از پیش فردیت یافته ی لیبرالی (به روایت جان راولز) قرار دارد. در این راستا مکتب جماعتگرایی با بهره گیری از روش شناسی زمینهگرا و با تاکید بر ویژگی های اساسی نوفضیلت گرایی سیاسی تلاش دارد تا تقدم بخشیدن به هویتهای جماعتی را به مثابه ی بهترین و عادلانه ترین تنظیمات در سیاستگذاری عمومی مطرح نماید.
بدین ترتیب، در این نوشتار، روشن خواهد شد که اولا، روش شناسی زمینه گرای جماعت گرایان در تقابل با روش شناسی جهان شمول و بنیان گرای لیبرال ها قرار دارد. ثانیا جماعت گرایی در فضیلت گرایی فلسفی و سیاسی یونان باستان ریشه دارد. ثالثا، نگرش نوفضلیت گرایی سیاسی در باب هویت انسانی بر هویت های جماعتی تاکید دارد. رابعا، تقدم بخشیدن به هویتهای گروهی و جماعتی، لزوما روی کردی تحمیل گر در باب سیاستگذاری عمومی نیست و به بیان دیگر، جماعتها آزادی و فردیت ما را انکار نمینمایند."
"هویت ملی، امروزه، به عنوان یکی از مبانی زیر ساختی مقوله فرهنگ در هر جامعه مطرح است، به همین سبب شعر که از عناصر مهم سازنده فرهنگ یک جامعه به شمار می رود، بازتاب روح جمعی و آرزوهای ملی یک جامعه است. از همین روست که نقش شاعران در فرهنگ سازی و به دنبال آن در هویت سازی، اهمیت مییابد. چهره های برجسته شعر فارسی، فرهنگ و هویت ملی ایرانیان را فراروی چشمان جهانیان نهاده اند.
هدف این مقاله، مروری بر مقوله هویت ملی در شعر معاصر( 1357 هـ. ش به بعد). است بنابراین پس از بیان مفاهیم و مولفه های هویت ملی، ارتباط آن با مقوله شعر فارسی مورد قرار گرفته است. این مقاله تلاش می کند تا با روشن کردن مفاهیم اصلی هویت ملی، زنجیره تامین و چگونگی ارتقای جایگاه آن را در شعر معاصر فارسی، تبیین نماید."
جنگ یکی از پیچیده ترین پدیده های اجتماعی است که جوامع را به شدت تحت تاثیر قرار می دهد و تاثیر آن، تمام نظام ها، خرده نظام ها و نهادهای اجتماعی را در برمی گیرد. لذا جنگ یک ستیزه گروهی است که مهم ترین خصلت آن نظم و سازمانی است که بر آن حاکم می باشد. از طرفی، هویت نیز به عنوان یکی از پیچیده ترین و غامض ترین مفاهیم علوم اجتماعی می باشد که با توجه به سابقه دیرینه آن هنوز رنگ کهنگی به خود نگرفته و همواره در معرض تغییر و دگرگونی است. این مقاله، با استفاده از الگوی پارسونز به تحلیل خرده نظام های زیستی، شخصیتی، اجتماعی و فرهنگی و تحلیل جامعه شناختی جنگ ایران و عراق و رابطه هویت و جنگ پرداخته است و این موضوع را که در جریان جنگ هویت در معنای عام و هویت ملی در معنای خاص خود تقویت می شود و افراد یک جامعه از طریق وفاق و وحدت جمعی و ملی و با توجه به منش ملی خود فارغ از احساسات دینی و قومی در کنار هم در برابر دشمنان خارجی ایستادگی می کنند، مورد بررسی قرار داده است.
شیخ شهاب الدین عمرسهروردی (632- 539 هـ .ق) مؤلف کتاب معروف: عوارف المعارف، به هیجده پرسش علمای خراسان:فترت و وقفت،خودپسندی، خلوت یا خدمت، خدمت وعزلت،عمل صحابه، خرقه پوشی، اشتغال به علم، تجرد وتاهل، جمع و فرد،همزیستی، سکونت در خانقاه، استفاده از فتوح، رد وقبول، تبدیل نیکی و بدی به یکدیگر،ذکر،شیخ حقیقی وتوجه به اموردنیوی،پاسخ گفته که متن عربی آن به کوشش زنده یاد دکتر احمد طاهری عراقی در مجله « مقالات وبررسی ها،شماره 50-49 ، سال 1369» به طبع رسیده است.
بخشی از مطالعات دانش جغرافیای سیاسی به شناخت اثرات عوامل طبیعی در افزایش یا کاهش قدرت واحدهای سیاسی مستقل (کشور) می پردازد. یکی از ویژگیهای برجسته محیط طبیعی ایران وجود ناهمواریها و واحدهای ژئومرفولوژیکی متعدد در گستره سرزمینی است که بر ساختار جغرافیای سیاسی ایران اثرات مثبت و منفی می گذارد. برخی از کارکردهای ناهمواریها عبارتند از: توزیع فضایی ناموزون جمعیت، کارکرد وحدت آفرین و متمازکننده و تولیدکننده خرده نواحی فرهنگی، ناحیه گرایی سیاسی، محل گرایی، یکپارچگی یا گسستگی فضای سرزمینی، وضعیت دفاعی کشور، ایجاد عدم تعادل بین ناحیه ای و تقویت نظریه محور ـ حاشیه، شکل دهی به ناسیونالیسم، انزوای جغرافیایی برخی مناطق، تقویت جهت گیری های ناحیه ای و محلی و بومی، ایجاد سطوح تمایز و گسله های انسانی، تقسیمات اداری ـ سیاسی و … هدف مقاله حاضر نشان دادن کارکردهای مثبت و منفی ناهمواریها در جغرافیای سیاسی ایران و نهایتاً بر قدرت ملی ایران است.