مدح و ستایش در شعر سعدی و حافظ بسیار به چشم میخورد که این هم نه تازگی دارد و نه به این دو شاعر بزرگ زبان فارسی ختم میشود. این مقاله به تفاوت مدحیات این دو شاعر میپردازد که ناشی از تفاوت در جهان بینی این دو شاعر بزرگ و نامی شیراز دارد. نویسنده این تفاوت ها را به خاطر تفاوت تاریخی و اجتماعی آن دو دوره تاریخ فارس می داند که باعث تفاوت در شیوه بیان و سبک شاعری این دو شاعر شده است.
نویسنده این مقاله به شیوه نگرش سعدی به ادیان مختلف پرداخته و با شواهد شعری که از سعدی میآورد این موضوع را بررسی نموده و با توجه به اصول جامعه شناختی، توجه به زمان و اصل بلاغی، به بیان این امر از دیدگاه های متفاوت میپردازد.
پایش (monitoring) تغییرات شهری به منظور بررسی وضعیت گسترش فیزیکی شهر و تخریب محیط زیست و جلوگیری از روند توسعه بی رویه شهر امروزه خیلی ضروری به نظر می رسد. برای پایش تغییرات شهری نیاز به اطلاعات جامع و دقیقی می باشد که از نتایج تحلیل آن برای برنامه ریزی و مدیریت شهری به منظور تصمیم گیری در ارائه خدمات و تسهیلات و همچنین جلوگیری از ساخت و سازهای غیرمجاز و خارج حریم تعیین شده، استفاده شود . در چند سال اخیر با پیشرفت فن آوری سنجش از دور، تصاویر ماهواره ای حاصل از این فن آوری کاربردهای فراوانی از جمله در مطالعات شهری دارند . در این مطالعه از تصویر ماهواره اسپات سال 1383 و عکس های هوایی سال های 1358 و 1368 و نقشه کاربری اراضی سال 1375 برای آشکارسازی تغییرات (change detection) استفاده گردید . روش های متعددی برای آشکارسازی تغییرات است که شامل بررسی بصری و بررسی طیفی {تفریق ،(differential) نسبت گیری ، (rationing) شاخص پوشش گیاهی ،(NDVI) طبقه بندی شاخص پوشش گیاهی (RGB – ،NDVI) رگرسیون، پس از طبقه بندی ،(post classification) منطق فازی (fuzzylogic) و تحلیل مؤلفه اصلی {(pca) می باشند در این طرح از روش بصری برای نشان دادن تغییرات استفاده گردید . در این روش عمده تغییر در طی ده سال مورد بررسی مربوط به تبدیل پوشش های بایر به محیط های انسان ساخت ( building ) بوده است . محیط های انسان ساخت شامل آسفالت (معابر و سقف های ساختمان با پوشش آسفالت و قیر )، معابر خاکی و تأسیسات با پوشش غیرآسفالت و هم چنین عملیات خاکبرداری می باشند.
حوضه های رودخانه ای از گذشته های دور محل و بستری برای شکل گیری و توسعه تمدن های بستری ایفای نقش نموده اند و تمدن های بسیاری پس از یکجانشینی و شروع فعالیت کشاورزی در میان حوضه های رودخانه ای شکل گرفته و توسعه پیدا کرده است . مواریث طبیعی و تاریخی بسیاری در این محیط های طبیعی یافت می شود که نقش غیرقابل انکاری در برنامه ریزی و توسعه پایدار می تواند داشته باشد . حوضه عباس آباد از 12 کیلو متری جنوب غربی همدان از دامنه رشته کوه های الوند سرچشمه می گیرد. این حوضه از نظر توپوگرافی به دو قسمت کوهستانی و دشت تقسیم می شود. در این حوضه عوامل سنگ شناسی و زمین ساختی در کنترل چهره زمین نقش داشته ودارد . دخالت فرایندهای زمین ساختی در این منطقه باعث ارتفاع زیاد آن شده است. طول رودخانه از سرچشمه تا ایستگاه هیدرومترى عباس آباد 18 کیلومتر است. ارتفاع متوسط حوضه حدود 2600 متر می باشد. ساز و کار فرایندهای درونی و بیرونی در حوضه ب ه ویژه درمسیر در ههای کوهستانی و در دامنه های کوه الوند مناظر دل انگیری به وجود آورده است که ارزش فراغتی و ورزشی بالایی ب ه ویژه ورزش کوهنوردی، کوهپیمایی و اسکی دارد. به هرحال حوضه عباس آباد با داشتن جاذبه های فراوان توریستی واکو توریستی از جمله کتیبه های تاریخی گنجنامه، چشمه سارهای بزرگ وکوچک، آبشار کوچک و بزرگ، محیط های مناسب اسکی، عملکرد ییلاقی حوضه از قابلیت هاى بسیار بالایى برخوردار است . با توجه به این که در سال های اخیر بهر ه برداری از آن رشد چشم گیری یافته و حضور متراکم توریست ها در حوضه فشار مضاعفی را بر آن تحمیل می کند، لذا در این مطالعه ضمن بررسی پتانسیل توریستی و اکوتوریستی حوضه عباس آباد همدان با تاکید برجاذبه هاى ژئو مورفیک، شیوه های حفظ و مدیریت مواریث طبیعی و مخاطرات محیطی حوضه به منظور برنامه ریزی بهینه توریستی و اکو توریستی با توجه به توان اکولوژیکی آن مورد توجه قرار گرفته است.
قانون مدنی جمهوری اسلامی ایران در ماده 1117 با پیروی از نظام حقوقی اسلام برای زوجه حق اشتغال و برای زوج تحت شرایطی حق مخالفت با اشتغال زوجه را قایل شده است. در مورد محدودیتهای حق اشتغال زوجه و حدود اختیارات زوج در ممانعت از شغل همسر، ابهاماتی در قوانین وجود دارد که شایسته امعان نظر است.
با توجه به جایگاه رفیع نهاد خانواده در دین اسلام و زن به عنوان رکن رکین این نهاد مقدس، انتظار بر این بود که در چهار برنامه توسعه پس از انقلاب اسلامی موضوع زنان و خانواده جزء محورهای حائز اهمیت باشد. این نوشتار با بررسی اجمالی انواع برنامهریزی در ایران، میزان رویکرد نظام اسلامی را به رفع مشکلات و مسایل زنان در برنامههای توسعه بررسی نموده است. نتایج مقاله نشان میدهد در برنامههای اول و دوم توسعه در محور زنان، افزایش سطح سواد عمومی زنان، ارتقای سلامت آنان و برنامههای اوقات فراغت و تربیت بدنی زنان مورد توجه بوده است و در برنامه سوم یکی از مواد برنامه، مختص توسعه مشارکتهای فرهنگی اجتماعی زنان در نظر گرفته شده بود. در برنامه چهارم توسعه نیز علیرغم درک ضرورت توجه به مسایل زنان و خانواده و گنجاندن پارهای مباحث در این خصوص، محورهای مهمی نیز مغفول واقع شده است.
زیباییشناسی فمینیسم چون سایر مقولات این مکتب مفروضات بنیادین و سنتی غرب را بهدلیل تکیه بر پیشفرضها و نظریات متعصبانه و یکسونگری جنسیتی، مورد انتقاد قرار داده و این مفروضات را محور اساسی در شکلگیری و عملکرد زیباییشناسی میداند. لذا معتقد است در حوزة هنر و زیباییشناسی، تبعیض جنسیتی مانع رشد نبوغ، استعداد و خلاقیت زنان برای تولید آثار هنری شده است؛ پس با تمسک به رویکردهای فلسفی، انتقادی، روانکاوانه هم برای اثبات تمایزات آثار هنری زنان و مردان تلاش نموده و هم به دنبال ارائه چهارچوبی با ویژگیهای سبکی مشترک در آثار هنری زنان است تا بتواند کیفیتهای زنانه قابل تشخیصی را در فرهنگ عمومی جریان دهد.
یکی از مهمترین قواعد حاکم بر دیات، قاعده «ارش» یا «حکومت» است. ارش جبران خسارت وارده بر جسم انسان است که قیمت آن معین نشده باشد. این قاعده جزو مسلمات فقه شیعه بوده که به اجماع فقها مورد قبول میباشد؛ منتهی در مسائل و مصادیق آن اختلاف نظر وجود دارد. در این نوشتار سعی شده به این سؤال پاسخ داده شود که آیا برای زنان، ارش مازاد بر ثلث دیه انسان کامل باید تنصیف گردد؟ یا این حکم فقط مربوط به دیه نفس است و در مورد ارش به جهت عدم نص اجرا نمیشود. همچنین در انتها برای احیای بیشتر حقوق زنان، پیشنهاد میشود دیه آنان از امور ششگانه دیات مثلاً از قیمت دویست گاو و دیه مردان از قیمت صد شتر محاسبه گردد.
در میان عوامل مختلفی که در ظهور فمینیسم نقش داشتهاند، مسیحیت مهمترین نقش را ایفا کرده است. نظام الهیات مسیحی دارای ماهیتی کاملاً جنسیتی است و نگرش منفی به زن را القاء میکند. شاهد این مدعا، آموزههای الاهیات مسیحی و به طور خاص آموزههای مربوط به زنان است که در آراء و اندیشههای فلاسفه، متکلمان و متألهان مسیحی و آباء کلیسا به طور برجسته و بارزی نمودار است. این نوشتار در راستای بحث از خاستگاه اصلی جنبش زنان، پس از بررسی آراء اندیشمندان مسیحی قرون اولیه و میانه در شمارة پیشین نوشتار، به بررسی اهم مواضع و رویکردهای تبعیضآمیز جنسیتی متفکرین مسیحی از دوره رنسانس تا عصر حاضر میپردازد. بررسی این مواضع، عمق کینهورزی مسیحیت با جنس مونث را آشکار کرده و نشان خواهد داد که فمینیسم مواجهة طبیعی زن غربی با آموزههای زن ستیز مسیحیت است.