یکی از مهم ترین و اساسی ترین مؤلفه هایی که در اجرای طرح بهبود مستمر در صنایع مطرح می شود، آموزش کارکنان و کاربران درگیر در این صنعت است. در این میان، تعیین محتوای آموزشی، نحوه آموزش، شناسایی کارگران در معرض خطر و اجرای کارآمد برنامه های آموزشی یکی از چالش های اصلی مدیران ایمنی در صنایع است. آنچه در این میان ضروری به نظر می رسد، وجود یک راهنمای کاربردی برای کمک به مجریان در پیاده سازی برنامه های آموزشی تدوین شده است. در این مقاله مدلی برای طراحی، اجرا، ارزشیابی و بهبود برنامه های آموزش ایمنی در صنایع ارائه شده است. همچنین، از آنجا که یکی از مهم ترین ارکان عملیاتی در صنایع استفاده از تجهیزات حمل و نقل و جابه جایی است و بدون استفاده از لیفتراک ها، جرثقیل ها و وسایل مرتبط عملاً کارایی و عملکرد صنایع دچار مشکل خواهد شد، در این مقاله با ارائه مدلی برای آموزش، به صورت مطالعه ای موردی ، لیفتراک به عنوان یکی از مهم ترین ابزار حمل و نقل و جابه جایی کالا در صنایع مورد توجه قرار گرفته است.
حجم مطالب آموختنی همگام با پیشرفت علم و فناوری افزایش می یابد و آموزش موضوعات جدید چالشی جدی برای مسئولان آموزش کشور است. افزایش مدت آموزش در مدارس و دانشگاه ها و ایجاد دوره های عالی تر برای تدریس مطالب جدید توجیه اقتصادی ندارد. هر چه مدت آموزش در مدرسه و دانشگاه بیشتر شود، مدت کار و سازندگی کمتر و به تبع آن بازدهی اقتصادی فردی و اجتماعی نیز کمتر می شود. بهترین چاره برای خروج از این وضعیت واگذاری قسمتی از وظایف آموزشی ، به خصوص آموزش فناوری ها ، به صنایع و مؤسسات غیر دانشگاهی است. آموزش حرفه ای باید همزمان با کار کردن باشد و به مؤسساتی که مستقیماً از آن بهره می گیرند، واگذار شود. در این مقاله اهداف دوره های آموزشی و مدت و ظرفیت آنها بررسی شده است.
صنعت از بخش های عمده و حساس اقتصاد کشور محسوب می شوند؛ چراکه نقش موثر آن در توانمندی جامعه در روند توسعه و تکامل از طریق رفع نیازهای اقتصادی بسیار محسوس است. نقش بنیادین صنعت در دستیابی به اهداف توسعه و تکامل موردنظر جامعه ایران، الزامات خاصی را برای تعیین اتراتژی و سیاست های کلان در برنامه های توسعه به دنبال خواهد داشت. بر این اساس، استراتژی ها و راهبردهای جامعه دین محور با سایر جوامع مادی گرا متفاوت است؛ چراکه چارچوب کلی آن بوسیله ارزش، بینش و دانش برخاسته از دین تعیین می شود. بر این پایه کشور ما برای دستیابی به اهداف و آرمان های اقتصادی خود نیازمند یک مدل و الگویی است که در پرتو آن بتواند جایگاه صنعت و استراتژی توسعه صنعتی کشور را متناسب با ساختار ارزشی حاکم بر جامعه مشخص نماید. بدین منظور ضرورت پژوهشی فراگیر در تجزیه و تحلیل سه دهه گذشته صنعت کشور و دستیابی به ریشه معضلات اقتصادی و صنعتی، امکان ترسیم دورنمای صنعت مطلوب و شیب انتقال در دوران گذار را هر چه بهتر فراهم خواهد آورد.
سازگاری زناشویی یکی از برجسته ترین موضوع های تاثیرپذیر از متغیرهای روان شناختی و شخصیتی است. یافته های پژوهشی نشان داده است که افراد آندروژن سازگاری و سلامت روانی بیش تری دارند. در این پژوهش نیز رابطه آندروژنی و سلامت روانی با سازگاری زناشویی در زنان بررسی شده است. نمونه پژوهش دربردارنده 200 آزمودنی زن است که با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای از میان زنان کارمند شهر اردبیل گزیده شدند. داده ها با پرسش نامه نقش جنسیتی بم، پرسش نامه سلامت عمومی گلدبرگ، و مقیاس سازگاری زناشویی اسپنی یر گردآوری و با روش های هم بسته گی پی یرسون، رگرسیون چند متغیره، و آزمون t بررسی شدند.
یافته ها نشان داد هم بسته گی سازگاری زناشویی زنان با آندروژنی (r=0.38) و سلامت روانی (r=0.35) هم سو و معنادار (P=0.01) و رابطه ای چند متغیره است. هم چنین زنان با آندروژنی بیش تر، سازگاری زناشویی بهتری از زنان با آندروژنی کم تر دارند. یافته ها نشان داد که زنان با آندروژنی کم، دارای افسرده گی، اضطراب، نا به سامانی در کارکرد اجتماعی، و دردهای بدنی بیش تری هستند و سازگاری زناشویی در آنان کم تر است. یافته های این پژوهش با یافته های پژوهش های دیگر هم خوانی دارد. توجه به نقش آندروژنی در مشاوره های پیش از زناشویی و هم چنین کاربرد آن در مراکز درمانی و بالینی از راه کارهای عملی این پژوهش است.
فرآیند تولید در بخش کشاورزی و وابسته گی شدید این بخش به طبیعت و شرایط آب و هوایی و اثرپذیری آن از آفت ها و بیماری های نباتی، آن را متفاوت از دیگر زمینه های تولید و تجارت، و پر خطر و هم راه با خطر برای کشاورزان ساخته است. این، در حالی است که گروه بزرگی از کشاورزان ما، که سه کالای بنیادی و راهبردی کشاورزی (گندم، برنج، و جو) کشت می کنند، خرده پا هستند و از این رو، در برابر نشیب و فرازهای بازارهای داخلی و رقابت های خارجی آسیب پذیر اند. بخش کشاورزی برای رسیدن به اهداف توسعه باید بتواند از ظرفیت های نیروی انسانی خود - که نیمی از آن زنان اند - بهره کافی ببرد. در این میان، زنان روستایی، به ویژه آنان که سرپرست خانوار اند، بیش از دیگران در معرض خطر و از دیدگاه اقتصادی نیز معمولا شکننده تر اند. با نگرش به این که زنان، به ویژه در نوار شمالی ایران، بخشی عمده از کار کشاورزی را بر دوش دارند، نمی توان نقش و جایگاه آنان را در این بخش نادیده انگاشت.
در این پژوهش، عوامل موثر بر خطرپذیری و درک خطر در زنان شالی کار شهرستان رشت، در سال کشت 83-84 بررسی شده است. برای این کار، 182 نفر از زنان شالی کار، از 5 بخش این شهرستان به روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی گزیده شدند و با آنان گفت و گو شد. یافته ها نشان داد که بیش تر زنان شالی کار در برابر خطر بی تفاوت بودند. هم چنین سن، پیشینه شالی کاری، و شمار اعضای خانوار، رابطه ای منفی و معنادار، و میزان سواد، سطح زیر کشت برنج، مقدار زمین ملکی شالی کار، و درآمد سالیانه از فروش برنج، رابطه ای مثبت و معنادار با خطرپذیری دارد. بررسی های مقایسه ای نیز تفاوتی معنادار در خطرپذیری شالی کاران با مالکیت های گوناگونی نشان داد.
از دیدگاه سامانه ای، زن و شوهر زیر سامانه والدین را می سازند. کارکرد مطلوب خانواده در گرو کارآمدی این زیر سامانه است. رضایت زن و شوهر از پیوند دو سویه بین فردی آنان به رشد و شکوفایی آنان و نیز فرزندان شان کمکی شایان می کند. در این پژوهش، رضامندی از زنده گی زناشویی در سویه های گوناگون آن و کیفیت پیوند زناشویی در زنان شاغل و خانه دار مقایسه شده است.
نمونه آماری پژوهش در بر گیرنده 400 زن از شهر تهران بود که در پنج سال گذشته ازدواج کرده و از این میان، 200 نفر شاغل و 200 نفر خانه دار بودند. برای گردآوری داده ها، هم زمان پرسش نامه وضعیت زناشویی گلومبوک - راست و پرسش نامه رضامندی زناشویی انریچ به کار گرفته شد. داده های به دست آمده با روش های آمار توصیفی و آزمون t بررسی شد.
یافته ها نشان داد که در زنان شاغل رضامندی زناشویی در چندین سویه از زنان خانه دار بهتر و عوامل تهدید کننده ازدواج در آنان از زنان خانه دار کم تر است. این نشان می دهد که زنان شاغل مشکلات کم تری در زمینه تحریف آرمانی و مسایل شخصیتی شوهر خود دارند و پیوند آنان با همسرشان نیرومند تر است. هم چنین، زنان شاغل از پیوند جنسی شان راضی تر بودند. از این گذشته، در محیط خانه نقش های زن و شوهر به هم نزدیک تر شده و ساختار خانواده در حال دگرگونی به سوی مشارکت بیش تر بود. به هر رو، رضایت از وضع زندگی زناشویی در میان زنان بررسی شده پایین بود (شاغل 16.5 و خانه دار 23.5) که این نیازمند توجه و کمک بیش تر است.
در این مقاله رویکردهای مختلف «رابطه علم و دین» مورد بررسی قرار گرفتهاند. در این زمینه به سه رویکرد متداول اشاره شده است. در رویکرد اول دیدگاه پوزیتویستی نسبت به علم و دین، بخصوص مسیحیت، تجزیه و تحلیل شده و موضوعیت نتایج حاصل از آن در اسلام مورد نقد واقع شده است. در رویکرد دوم، ضمن بیان مفروضاتی نسبت به دین شناسی و معرفت شناسی، ارتباط این دو مجموعه و در نتیجه نسبت بین علم و دین تبیین شده و در آن بر ارتباط دین یا بخشی از علوم تأکید گردیده است. در رویکرد سوم با طرح پیش فرضهایی راجع به معرفت رویکرد دوم، ارتباط بین دین و همه علوم مورد تأکید واقع شده است.
از نخستین نیازهاى نگارش دائرة المعارف، شناسایى مدخلهاى آن است. شیوه انتخاب مدخلها و دسته بندى آنها نقش مؤثرى در ساختار دائرة المعارف دارد. مرکز پژوهشى دائرة المعارف علوم عقلى اسلامى، بر خلاف دائرة المعارفهاى دیگر، براى مدخلگزینى شیوه اى جدید برگزیده است. این شیوه هرچند زمانى طولانى مى طلبد، محصول آن کارى بنیادى و ماندنى خواهد بود. در این شیوه با استفاده از اصطلاحنامه هر یک از علوم، مدخلها شناسایى شده، سپس در یک دسته بندى کلى به دو مقام «تحقیق» و «عرضه» تقسیم مى شود. در این مقاله، ویژگىهاى هر مقام تبیین شده است.