در این گفتگو، دکتر کامبیز حیدرزاده، مترجم کتابهای کاتلر، مروری دارد بر آثار کاتلر از سال 1967 (1346 شمسی) تا سال 2007 (1386 شمسی). سپس به جستجوی پیشینه بازاریابی می پردازد که به آغاز خلقت بشری می رسد. در نهایت، آغاز بازاریابی در جهان به مفهوم کنونی آن مورد بررسی قرار می گیرد. همچنین اشکالات صنایع بویژه مدیران صنایع ایران وارسی می شود و بر پایه ایده های کاتلر، راه حلهایی برای صنایع ایران ارائه می شود.
طرح سهام عدالت را می توان یکی از بزرگترین برنامه های اقتصادی- اجتماعی بعد از انقلاب در ایران دانست. این طرح، تغییر مالکیت و مدیریت شرکتهای دولتی را مدنظر دارد و با توجه به این که شرکتهای دولتی حدود 45 درصد تولید ناخالص داخلی کشور را در دست دارند، هرگونه نوسان، کاهش یا افزایش عملکرد این شرکتها، می تواند کل اقتصاد ایران را شدیدا تاحت تاثیر قرار دهد
این مقاله شرحی است بر روش شناسی یورگن هابرماس. در این مقاله چگونگی گذر وی از اثبات گرایی و عقل گرایی انتقادی کارل پوپر بررسی خواهد شد. هم چنین تلاش هابرماس برای ارایه عقلانیتی عام و جامع از طریق توصیف علایق سه گانه بشری و ارتباط این علایق با سه نوع دانش، یعنی علوم طبیعی، علوم تاریخی - هرمنوتیکی و علوم انتقادی، تبیین خواهد شد و در پایان، چگونگی بهره گیری هابرماس از هرمنوتیک گادامر و روانکاوی فروید برای پی ریزی این علوم و ترسیم وظایف و مرز هر یک شرح داده می شود.
راهبرد توسعه فرآوردهی رسیدن نخبگان جامعه به استنباطهای مشترک است. راهبرد توسعه نمودار همگنی درونی اندیشه ها و مناسبات اجتماعی است. رسیدن به توسعه بالاترین درجات هماهنگی و همسویی و سازواری را میطلبد. در ایران راهبردهای گوناگونی همچون راهبرد جایگزینی واردات و از 1368 به بعد راهبرد توسعه ی صادرات مطرح گردیده است. برنامه های خصوصیسازی و تعدیل ساختاری رهیافتهای جدیدتری برای پیشبرد توسعه هستند. ولی این کوته بینی است که هر چه را دولت بر آن نام راهبرد نهاد «راهبرد ملی» بیانگاریم. براستی، پیش از آن باید دید که آیا ساخت دولت ـ ملت به معنای کلاسیک آن در یک اجتماع پیدا شده است یا خیر. تاثیر شکافهای اجتماعی از یکسو و شکاف میان دولت و جامعه از دیگر سو بر تدوین راهبرد توسعه چیست؟ در این مقاله می کوشم نخست با سنجش نظریه هایی که بسادگی دولت را مسئول چنین کنشی میداند نارسایی هایی این رهیافت را نشان دهم سپس به رهیافت جامع تر اریک اولین رایت عنایت خواهم کرد که رابطهی چند سویه ی دولت و جامعه و شکافهای اجتماعی بر یکدیگر را با پروا نسبت به واقعیتهای اجتماعی وا میکاود و در کاربست نظریه ی او البته نه به شیوه ای مکانیکی بلکه با پروا داشتن نسبت به ویژگیهای جامعه ی ایران خواهم کوشید.
هدف این مقاله بررسی روابط جمهوری اسلامی ایران با شورای همکاری خلیج فارس از سال 2003 است که به تحلیل حوادث و جریان های حاکم در این دوره زمانی مانند اشغال عراق و تشکیل دولت شیعی در این کشور، مساله هسته ای ایران و جنگ سی و چهار روزه لبنان خواهد پرداخت. ورود گفتمان شیعی باقدرت گرفتن شیعیان عراق در منطقه و حساسیت های کشورهای عرب سنی نسبت به ایجاد اتحاد راهبردی میان ایران و عراق و همچنین حوادث لبنان مبنی بر تشکیل هلال شیعی، منطقه خاورمیانه را وارد چالش گفتمانی نوی ساخته است. این چالش تا حد زیادی بر چگونگی حل یا تشدید بحران هستهای ایران تاثیر نهاده و آن نزدیکی دیدگاهای کشورهای عرب منطقه با رویکرد تهاجمی آمریکا در قبال ایران است. برای تناقضات درون منطقه ای با کمک گرفتن از شاخص های رئالیستی مانند اصل موازنه قدرت، عدم اعتماد و غیره، تلاش خواهیم نمود که این حوادث و رخدادهای مهم خاورمیانه و تأثیر آن بر روابط ایران با شورای همکاری خلیج فارس را واکاوی نموده و آن را با رهیافتی علمی توضیح دهیم.
این مقاله از زاویه قدرت و علوم سیاسی و با تمرکز بر واحد تحلیلی " موافقت نامه بودجه جاری نهاد ریاست جمهوری" نگاهی محدود به مبحث بودجه دولتی دارد . تاثیر قدرت سیاسی و اعمال نفوذ مقامات بالای دیوانسالاری دولتی میتواند به ضرر نظام کارشناسی بودجه بیانجامد. قدرت، بهویژه در فرایند اعتبارات و تخصیص بودجه و از جمله در ردیف های متفرقه بودجه قابل اعمال است . در عین حال این اعمال نفوذ در فرایند حسابرسی و ارزیابی نیز قابل مشاهده است. این مقاله نگاهی خرد بر بودجه میگشاید بر موافقتنامه متبادله بین سازمان مدیریت و برنامهریزی با نهاد ریاست جمهوری متمرکز میشود تا بتواند به تایید این فرضیه بپردازد که تاثیر مقامات دیوانی – سیاسی نظام کارشناسی بودجه را تضعیف نموده و فرایند بودجه ریزی را به ابهام می کشاند.