بنابر تئوری نمایندگی یک شرکت محلی است برای اجتماع ذی نفعان مختلفی که هر یک اطلاعات، بازده و مطلوبیت های خاص خود را دارند. این ذی نفعان برای حفاظت از منافع خویش و در راستای کنترل تضاد منافع دیگر گروه های ذینفع با خود، اقدام به انعقاد قراردادهایی با دیگر ذی نفعان می کنند. یک واحد تجاری را می توان مکان هندسی و نقطه تلاقی قراردادها دانست. اعتبار دهندگان و سهام داران دو گروه عمده از ذی نفعان هستند. تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تضاد منافع آنان بر توزیع سود و محدودیت در تامین مالی می پردازد. این تحقیق در راستای اندازه گیری محدودیت در تامین مالی، اقدام به بومی کردن شاخص معرفی شده توسط واید و وو(2006) نموده است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از داده های سال های 1379 تا 1385 شرکت های پذیرفته شده در بورس و ضرایب همبستگی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که با افزایش تضاد منافع بین اعتباردهندگان و سهام داران، سود کمتری بین سهام داران توزیع می شود. از سوی دیگر یافته های تحقیق حاکی از آن هستند که افزایش تضاد منافع بین اعتباردهندگان وسهام داران نمی تواند باعث افزایش محدودیت در تامین مالی گردد.
توجه به نیازهای کارکنان و رفع نیازها منجر به ایجاد رضایت و بهبود کیفی زندگی کارکنان می گردد و رضایت بیشتر، کارایی و تلاش زیادتر و بازده کاری بهتر را در پی خواهد داشت که مبین اهمیت انجام این تحقیق می باشد. در این راستا آشنایی با سازمان تأمین اجتماعی و شناخت اهداف و کارکردهای این سازمان ضرورت دارد. در این تحقیق مبانی نظری تحقیق با توجه به نظریه های مبتنی بر نیاز و انگیزش مطرح گردیده است. این پژوهش به دنبال بررسی میزان تأثیر حقوق و نحوه عملکرد مدیریت و مدرک تحصیلی، سن، سابقه شغلی، جنسیت، تأهل و نوع استخدام بر رضایت از شغل کارکنان می باشد. نوع تحقیق با توجه به هدف تحقیق کاربردی است. روش تحقیق، روش اسنادی و روش پیمایشی می باشد. پرسشنامه این تحقیق بر اساس مقیاس لیکرت می باشد. پرسشنامه ها در اختیار 160 نفر به عنوان اعضای جامعه نمونه که از طریق روش نمونه گیری خوشه ای از 5 شعبه تهران واقع در شمال، شرق، جنوب، غرب و مرکز به صورت تصادفی به دست آمدند، قرار گرفت. نتایج به دست آمده در این تحقیق بر این اساس استوار است که 84% کارکنان سازمان تأمین اجتماعی شهر تهران از شغل خود رضایت دارند. میزان رضایت کارکنان از نحوه عملکرد مدیریت 81% و از حقوق دریافتی 64% بوده ولی این میزان در کارکنان مرد بیشتر از کارکنان زن می باشد. همچنین در فرضیات دیگر این تحقیق که عبارتند از سن، سابقه شغلی، مدرک تحصیلی، جنسیت، نوع استخدام و تأهل وجود رابطه معناداری تأیید می گردد.
تهاجم یکجانبه آمریکا به عراق نگرانیهای فراوانی را برای جامعه بینالمللی به بار آورد. یکی از مهمترین این نگرانیها درباره ماهیت تهدید عراق علیه صلح و امنیت بینالمللی و امنیت آمریکا است. نگرانی دیگر درباره نقض حقوق قربانیان جنگی است و مهمترین نگرانی این مقاله درباره مصونیت غیرنظامیان است. این در حالی است که برابر با عرف بینالمللی و پیماننامههای جهانی حقوق قربانیان جنگ مورد تضمین واقع میگردید. این مقاله بر این باور است که اشغال و مداخله در عراق با عنوان بشردوستانه سببساز بسیاری از بیعدالتیها و رفتارهای غیرانسانی گردید. عملیات پیشدستانه نیز یکسری مشکلات و ایرادهای عمده دارد. سیاستهای مربوط به عملیات پیشدستانه برای گسترش دموکراسی دارای مسایل مربوط به خویش است. برای بررسی به این موضوعات ما از یک رهیافت میانرشتهای برگرفته از حقوق عمومی، روابط بینالملل، فلسفه هنجاری و قضایی و حقوق بینالملل بشردوستانه و حقوق بینالملل بهره میگیریم