مقاله حاضر تلاشی است جهت شناخت ویژگیهای اجتماعی - اقتصادی بخش غیررسمی در مادرشهر تبریز. نتایج به دست آمده نشان می دهد که این پدیده از تنوع و گستردگی زیادی برخوردار است و اهمیت آن در اقتصاد شهری تا حدی است که نمی توان آن را نادیده گرفت. بخش غیررسمی تعداد درخور توجهی از جمعیت شهر تبریز را به خود جذب کرده، نقش مهمی در اقتصاد شهری این مادرشهر ایفا می کند. در این پژوهش از روش توصیفی - پیمایشی استفاده شده که با به کارگیری مطالعات اسنادی و میدانی از طریق تکمیل 350 پرسشنامه 277) مرد و 73 زن) به طور تصادفی و مشاهده انجام شده است. داده های پژوهش نیز با بهره گیری از روش های آمار توصیفی - استنباطی تجزیه و تحلیل شده. یافته های تحقیق نشان می دهد که در مادرشهر تبریز:-1 توزیع جغرافیایی فعالیت های بخش غیررسمی یکنواخت نیست؛ -2 سطح سواد اکثریت افراد شاغل این بخش پایین تر از مدرک دیپلم است؛ -3 میان فعالیت در بخش غیررسمی و مهاجرت های روستا - شهری رابطه وجود دارد؛ -4 اغلب افراد شاغل در بخش مذکور در مناطق حاشیه نشینی و بقیه در سایر مناطق شهر تبریز سکونت دارند؛ -5 اکثر جمعیت شاغل در بخش غیررسمی متاهل و میانسال اند؛ -6 میان نوع فعالیت زنان و مردان در بخش مذکور تفاوت وجود دارد؛ -7 میان بیکاری و اشتغال در بخش غیررسمی رابطه وجود دارد؛ -8 اکثریت افراد شاغل در بخش غیررسمی مالیات پرداخت نمی کنند. -9 بخش عمده ای از شاغلان این بخش با مشکلات عدم رضایت شغلی و عدم برخورداری از حق بیمه مواجهند.
در این تحقیق، حروف اضافه زبان روسی بیانگر مناسبات سببی “благодаря”، “ из” ، “ из-за” ، “ от” ،” по” ، “ с”، به لحا ظ ساختار، نقش، معنا و چگونگی ترجمه آنها به زبان فارسی بررسی می شود. اشکال لغوی و معنایی این حروف اضافه به کمک فرهنگ های لغات و کتاب هاِی درسی مشخص شده است. اشکال لغوی، دستوری و صرفی حروف اضافه، دشواری های استفاده از آنها در عمل، تجزیه و تحلیل دلایلی که می تواند باعث بکارگیری نادرست کلمات شوند، مورد بررسی قرار گرفته و توصیه هایی نیز جهت به کار گیری صحیح این حروف اضافه در ترجمه شفاهی و کتبی از روسی به فارسی ارایه شده است. دراین تحقیق، توصیه هایی برای ترجمه و معادل های فارسی حروف اضافه پیش گفته به همراه مثال های بسیار برگرفته شده از آثار ادبی، کتاب های آموزش زبان روسی و دیگر متون این زبان، ارایه گردیده است.
مقاله حاضر به بررسی تاثیر استراتژی مفاهیم ذهنی (concept mapping) در نگارش انشاء انگلیسی بر خود تنظیمی (self-regulation) دانشجویان کارشناسی زبان انگلیسی می پردازد. تصور بر این است که آموزش استراتژی های ذهنی می تواند سبب پیشرفت تحصیلی فراگیران در زمینه های مختلف آموزشی شود (هکر، دانلوسکی، گریسر 1998). شرکت کنندگان در این تحقیق عبارت از شصت دانشجوی (دختر و پسر) کارشناسی زبان انگلیسی گرایش مترجمی و ادبیات بوده که به دو گروه سی نفره آزمایش و کنترل تقسیم شدند. نتایج تحقیق حاصل از تجزیه و تحلیل آماری نشان داد که تدریس استراتژی مفاهیم ذهنی می تواند سبب ارتقاء خود تنظیمی دانشجویان با سطح زبانی متوسط شود. یافته های این تحقیق دارای کاربردهای آموزشی، عملی و نظری در زمینه آموزش استراتژی های یادگیری به ویژه آموزش مفاهیم ذهنی در مهارت نوشتاری دانشجویان می باشد.
مقدمه: ارایه مراقبت های صحیح و منطبق با استانداردهای مراقبتی در مبتلایان به ضربه مغزی از اهمیت بسیاری برخوردار است و به انحراف از آنها قصور گفته می شود. با توجه به اهمیت مراقبت صحیح از این بیماران، کیفیت خدمات مراقبتی ارایه شده به این بیماران مورد بررسی قرار گرفته است.روش بررسی: این پژوهش به صورت مطالعه توصیفی - مقطعی، در سال 1384 بر روی 668 بیمار مراجعه کننده به بخش اورژانس بیمارستان اراک انجام شد. اطلاعات بوسیله سؤالات دو گزینه ای بلی یا خیر که در چهار حیطه مراقبت های عمومی، سیستم تنفسی، سیستم همودینامیک و سیستم عصبی برای دو گروه پرسنل پرستاری و پزشکی تنظیم شده بود از طریق مشاهده عملکرد مراقبت کنندگان جمع آوری شد و نتایج بوسیله نرم افزار آماری SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: علیرغم اجرای قابل قبول70% مسؤولیت های مراقبتی که در حیطه های مختلف بر عهده تیم مراقبت بود، نقاط ضعفی نیز در مقایسه با شرایط مطلوب وجود داشت. پرستاران در 98% و پزشکان در 86% از بیماران شرح حال و معاینه فیزیکی کامل انجام نداده و آنرا ثبت نکرده بودند. در 5/96% موارد پرستاران نبض های محیطی بیماران را کنترل و ثبت نکرده و پزشکان برای 99% موارد از گروه بیماران با ضربه مغزی متوسط که دارای اختلال در برون ده ادراری بودند دستور خاصی نداده بودند. در 98% بیماران نتایج حاصل از تفسیر کنترل گازهای خون شریانی بیمار در پرونده ثبت نگردیده بود. در نهایت در 81% بیماران با صدمات مغزی، رادیوگرافی از مهره های گردنی جهت بررسی آسیب های احتمالی انجام نگرفته بود.نتیجه گیری: با توجه به نتایج بدست آمده بطور کل انجام مراقبت از بیماران مبتلا به ضربه مغزی در حیطه های مختلف مراقبتی خوب توصیف شده است، ولی در مواردی که قصوری صورت گرفته است، شایع ترین علت و ایجاد خطا، بی مبالاتی در انجام مراقبت های درمانی بوده است.
فمینیسم مکتبی است که نابرابری های میان مردان و زنان را بررسی می کند و فمینیست ها اعتقاد دارند که این تفکر باید تغییر یابد و زنان به دلیل جنسیتشان نباید مورد تبعیض و ستم قرار گیرند. مکتب جغرافیای فمینیستی خود به راههای متعددی اشاره می کند که در آنها جنسیت و فضاها به صورت متقابل و دو سویه ایجاد می شوند و به مطالعه ی راههایی میپردازد که در آنها فضا جنسیتی شده است و در رشته ی جغرافیا نیز از این لحاظ مورد بررسی قرار می گیرد که چرا این رشته جنسیتی شده است. البته تفکرات جنسیتی تاریخ بسیار طولانی دارد و در ادیان مختلف به آنها اشاراتی شده است. در این مقاله جغرافیای فمینیستی و انواع فمینیسم و دیدگاههای آنان و نیز مکتب فمینیسم در کشورهای مختلف با مشکلات مربوط به آن کشور مورد بررسی قرار گرفته است.
نابرابری و عدم تعادل میان نواحی مختلف جغرافیایی، ضرورت توجه به برنامه ریزی فضایی را اجتناب ناپذیر نموده است. بر این اساس، در این پژوهش شهرستان فریدونشهر به عنوان یکی از شهرستان های استان اصفهان که با عدم تعادل ناحیه ای مواجه می باشد، مورد بررسی قرار گرفته است. هدف پژوهش، شناخت عدم تعادل و نابرابری میان دهستان های مختلف شهرستان است. روش پژوهش «توصیفی- تحلیلی» است. یافته های پژوهش نشان می دهد بین دهستان های شهرستان فریدونشهر از نظر برخورداری از شاخص های مختلف توسعهی، عدم تعادل و نابرابر وجود دارد؛ به گونه ای که دهستان برف انبار در سطح اول، دهستان پشتکوه موگویی در سطح دوم، دهستان های چشمه لنگان و پیشکوه موگویی در سطح سوم و دهستان عشایر در سطح چهارم قرار دارد.
ژئوتوریسم یا گردشگری جغرافیایی یکی از روشهای نو در ارائه جاذبههای گردشگری است که کلی نگری در این شاخه خاص نشأت گرفته از ویژگیهای جغرافیایی آن است. ژئوتوریسم نه تنها عامل جاذبههای طبیعی از جمله پدیدههای زمین شناسی و ژئومورفولوژی میشود، بلکه جاذبههای تاریخی و فرهنگی را نیز در بر میگیرد. بنابراین بررسی در این زمینه ضروری به نظر می رسد و میتوان اذعان داشت که در طرحهای جامع کشوری جای این شاخه خالی است. استان فارس با داشتن میراث غنی زمینشناسی، ژئومورفولوژی خاص زاگرس نظیر (تنگها، گنبدهای نمکی، آبشارها و غیره) و جاذبههای تاریخی و فرهنگی (تخت جمشید و پاسارگاد و غیره) از مناطق مستعد برای برنامهریزی بر پایه ژئوتوریسم است. در این مقاله سعی شده است بانگاهی جامع، مدون و با استفاده از نقشههای مختلف از جمله نقشه زمینشناسی، تصاویر ماهوارهای و سایر نقشههای استانی و انجام مطالعات میدانی که در نهایت منجر به تهیه نقشه ژئوتوریسم استان شده، جاذبههای طبیعی و تاریخی فرهنگی معرفی شود و در ادامه برخی از مکانهایی که دارای شرایط لازم و کافی جهت برنامهریزی ژئوتوریسم در استان میباشند، مشخص شده است. نتایج این تحقیق نشان میدهد که قرارگیری برخی پدیده های ژئومورفولوژی خاص نظیر تنگها، تاقدیسها، گنبدهای نمکی و چشمه ها در کنار جاذبه های تاریخی فرهنگی و ارتباط تنگاتنگ این جاذبه ها با یکدیگر و با فاصله اندک نسبت به راههای ارتباطی اصلی، این مکانها را به صورت شاخص و واحدی مستعد برای این نوع گردشگری درآورده است. ذکر این نکته ضروری است که تعیین مکانهایی شاخص برای برنامهریزی ژئوتوریسم در استان لازم بوده ولی کافی نیست. توجه به ژئوتوریسم پایدار که ریشه در توسعه پایدار دارد، مطالعات و برنامهریزی برای گردشگری در استان را کامل خواهد کرد. از جمله راهبردهای توسعه برای دستیابی به اهداف مورد نظر توجه به جامعه و مشارکت اجتماعات محلی در گردشگری منطقه است که با این رویکرد کیفیت زندگی جوامع محلی افزایش مییابد. منافع ساکنان به حداکثر میرسد و مشارکت در حفظ منافع به حداکثر و باعث بهبود هویت محلی و ملی این جوامع خواهد شد. از دیگر راهبردها ایجاد زیرساختها و افزایش آنها از جمله (راهها)، افزایش خدمات و تسهیلات گردشگری، ترغیب و تشویق سرمایه گذاری خصوصی، حفاظت و مرمت آثار تاریخی و فرهنگی و آموزش راهنمایان تورهای تخصصی در این زمینه می باشد.
مناطق مرزی کشور به دلیل کمبود امکانات و عدم سرمایه گذاریهای مناسب همواره از نقاط محروم کشور محسوب میشوند، بررسی های انجام شده نشان میدهد پدیدههایی چون قاچاق کالا، مواد مخدر، شرارت و کشیده شدن مرزنشینان به فعالیت های غیرقانونی ناشی از فقر و بیکاری و کمبود امکاناتی است که بر اثر عدم توجه به مناطق مرزی کشور به وجود آمده است. استان سیستان و بلوچستان در تاریخچه توسعه گردشگری در جنوب شرق کشور جایگاه ویژهای دارد، وجود اماکن باستانی و تاریخی در این منطقه منجر به ایجاد قطبهای گردشگری در این منطقه شده است، اما با اینکه این استان دارای قابلیتهای گردشگری زیادی میباشد و میتواند به عنوان منبع درآمدزایی برای منطقه و کشور باشد و از فقر و بیکاری مردم منطقه بکاهد، واقعیت امر این است که صنعت توریسم و گردشگری نتوانسته در این منطقه موفقیت چندانی به دست آورد. با توجه به اهمیت موضوع و جایگاه آن در برنامهریزیهای توسعهای، این مقاله سعی دارد چالشهای گردشگری در منطقه سیستان را مورد بررسی قرار دهد با این هدف که ضمن شناسایی چالشهای گردشگری در این منطقه بتواند راهکارهایی در این مورد ارائه دهد. روش کار در این مقاله توصیفی- تحلیلی میباشد. برای گردآوری اطلاعات مورد نیاز از روش میدانی، پرسشنامه و مصاحبه بهره و برای تجزیه و تحلیل و پردازش اطلاعات از نرم افزار SPSS بهره گرفته شده است. در انتها راهکارهایی در زمینه های برنامهریزی و مدیریت گردشگری بخصوص احداث مراکز اقامتی، پذیرایی، جاده، خط پرواز مستقیم خارجی و متخصصان گردشگری، تبلیغ فرهنگ گردشگری، امنیت اجتماعی و غیره ارائه داده میشود.
به منظور بررسی عوامل پیش بینی کننده احساس غربت در دانشجویان، نمونه ای بالغ بر 360 دانشجوی سال اول (210 دختر و 150 پسر) با روش نمونه گیری تصادفی از خوابگاه های دانشگاه شهید بهشتی انتخاب و پرسشنامه های احساس غربت (ون ولیت، 2001)،NEO-FFI (کاستا و مک کری، 1992)، سبک های دلبستگی بزرگسالان (هازان و شیور، 1987)، و مقیاس افسردگی، اضطراب، استرس (DASS) (لویباند و لویباند، 1995) اجرا شدند. در ضمن، عوامل جمعیت شناختی جنس و فاصله جغرافیایی نیز مورد بررسی قرار گرفتند. داده های به دست آمده با استفاده از تحلیل رگرسیون گام به گام، حاکی از آن هستند که از میان عوامل جمعیت شناختی مورد مطالعه، عامل جنس و از میان متغیرهای روانشناختی، نوروزگرایی و اضطراب قادر به پیش بینی احساس غربت می باشند.
وقتی دولت عراق، در مسیر فعالیتهای سیاسی امام خمینی، محدودیتهای شدیدی را اعمال کرد، ایشان تصمیم گرفت تا از مسیر کویت، عراق را ترک نماید، لکن دولت کویت به ایشان اجازه ورود نداد. امام از راه بصره به بغداد آمد و با یک هواپیمای عراقی به پاریس رفت و پس ازاندکی اقامت در این شهر به دهکدهای در 40 کیلومتری پاریس به نام نوفللوشاتو رفت و تا زمان بازگشت به ایران در آنجا رحل اقامت افکند و آن روستای دورافتاده را به کانون خبری جهان مبدل ساخت. در تمام این دوران، مرحوم حجتالاسلام والمسلمین اسماعیل فردوسیپور همراه ایشان بود و از نزدیک در جریان تمام وقایع آن روزهای پرشکوه قرار داشت. ایشان اندکی قبل از فوت، طی مصاحبهای مفصل، اهم حوادث آن دوران را بیان نمود که در این مجال اندک، گزیدهای از آن را تقدیم میداریم.
به دنبال درج مطلبی تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در روزنامه اطلاعات مورخ 17 دی 1356 و توهین به رهبر و مرجع تقلید شیعیان حضرت امام خمینی، دروس حوزه علمیه در روز 18 دی ماه تعطیل شد (سند شماره یک) و طلاب و مردم به راهپیمایی پرداختند. صبح روز 19 دی ماه تظاهرات اوج گرفت و معترضان ضمن راهپیمایی، در منازل آیات عظام گرد آمده و به استماع سخنرانیهای تاییدآمیز آنان میپرداختند. (سند شماره 2)