به ضعف گراییدن فضاهای شهری مدرن در ایران طرد تقریبی این ساحت از زندگی جمعی را، از حیطﮥ نظریه پردازی معمارانه به دنبال داشته است. در مقالهٔ حاضر، نویسندگان با شناسایی گرایش های اصلی در نظریه پردازی های مزبور، به شناسایی مولفه های اجتماعی و جامعه شناختی آن ها پرداخته و سپس، با مرور تحولات اخیر در حوزﮤ جامعه شناسی تاریخی، امکان به کارگیری آن را در تشخیص دلائل و زمینه های تضعیف فضاهای شهری مدرن در ایران بررسی کرده اند. به زعم نویسندگان، جامعه شناسی تاریخی، اگرچه در دورهٔ اخیر، مورد تهاجم وسیع گرایش های پسامدرن بوده است، همچنان از توانمندی های لازم، به منظور نظریه پردازی در ارتباط با ضعف فضاهای شهری در دورﮤ معاصر برخوردار است.
اگرچه رابطه بین رضایت زناشویی و چرخه زندگی خانواده مورد حمایت پژوهشی گسترده قرار گرفته است، بررسی پیشینه این موضوع اشکالات مهمی را در نوع تحلیل آماری و تعریف مفهوم رضایت زناشویی آشکار می سازد. مطالعه حاضر به بررسی نقایص اصلی این پژوهش ها پرداخته و نگاهی انتقادی بر ادبیات پژوهش در این زمینه دارد.
هدف اصلی این مطالعه بررسی روند تغییرات رضایت زناشویی و ابعاد آن در هفت مرحله چرخه زندگی خانواده است. به این منظور 209 نفر از افراد متاهل ساکن شهر تهران به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند که به هر دوره از چرخه زندگی 30 نفر اختصاص یافت (به جز مرحله آشیان خالی که شامل 29 نفر بود). فرم مشخصات جمعیت شناختی و پرسشنامه رضایت زناشویی انریچ توسط این افراد تکمیل شد. تحلیل روند تغییرات نشان داد که رابطه بین زیرمقیاس-های رضایت زناشویی، روابط جنسی، خانواده و دوستان، جهت گیری مذهبی با متغیر چرخه زندگی خانواده از گرایش منحنی تبعیت می کند. کاربردهای بالینی و پژوهشی نتایج مورد بحث قرار گرفته است.