همگام بارشد تبادلاتاجتماعی،فرهنگیومذهبی درسراسرجهان درعصرحاضر،ترجمه متون اسلامی به زبان آلمانی نیزدرایران نیزفزونی یافت.آنچه دراین میان،مترجمانرا گرفتارچالشها ودشواریهای گاه حلنشده قرار میدهد،حساسیت ویژهای است که او را وامی داردترجمه متون اسلامی رابادرنظرگرفتن قالب ومحتوا درست وباظرافت به مخاطب انتقال دهد؛زیرااشتباه درترجمه این متون،سهلانگاری وعدم احساس مسئولیت اورابه مفاهیم دینی بهذهن متبادرمیکند.این پژوهش میکوشدتاباتبیین اهمیت برگردان منطبق بااصلِ متون اسلامی بهزبان آلمانی،مشکلات کلی ترجمه رانخست به طورنظری وتحقیق کتابخانهای به منظور جمعآوری اطلاعات کافی ازمنابع موجود بررسی کرده وسپس باتوجه ویژه به ترجمه متون اسلامی ازفارسی به آلمانی به بررسی ترجمه کتاب«تعالیم اسلام»اثرعلامه طباطبایی و«داستان هایی اززندگانی چهارده معصوم»اثرمهدی آذر یزدی پرداخته شود.این دواثر به دلیل فراوانی واژگان اسلامی،نویسندگان برجسته اسلامی وترجمه این آثارتوسط هلاکمالیان ازمشهورترین مترجمان متون اسلامی درایران انتخاب شده اند.از ترجمه ایندواثر چنین استنباط می شود که ریشه اصلی مشکلاتترجمه متون اسلامی درکنارمشکلات فرهنگیوزبانی،عدم جستجوی ریشه ای واژگان درادیان اسلامومسیحیت است.این جستاربه دنبال ارائه پیشنهادهاوراهکارهایی برای چگونگی ترجمه متون اسلامی برای مخاطب آلمانی زبان است.
علی رغم توجه فزاینده به توانمندسازی کارکنان، درک و شناخت کم تری وجود دارد از این که چگونه فرایند توانمندسازی کارکنان اتفاق می افتد؛ چه فرایند های شناختی و روانی مبانی توانمند سازی کارکنان را شکل می دهند و چه متغیر های سازمانی توانمندسازی کارکنان را پیش بینی و تعیین می کنند. هر چند اندیشمندان و نویسندگان زیادی بر نقش مهم و حیاتی رهبری در فرایند توانمندسازی تأکید ورزیده اند ، اما مطالعات علمی کم تری آثار رفتارهای رهبری را بر توانمندسازی کارکنان بررسی کرده اند. این تحقیق با به کارگیری تئوری ها و ادبیات موجود به دنبال پاسخ به این سؤال است که چگونه رهبران تحول آفرین کارکنان را توانمند می کنند؟
با استناد به اطلاعات جمع آوری شده ، تحقیق حاضر نشان می دهد که رهبری تحول آفرین در توانمند سازی کارکنان بسیار تأثیرگذار است و ارتباط معناداری با احساس شایستگی، احساس داشتن حق انتخاب، احساس مؤثر بودن، احساس معنادار بودن و احساس داشتن اعتماد به دیگران دارد.
مهمترین برنامه راهبردی در هر کشوری قانون بودجه است، بنابراین بررسی علمی بودجه ریزی در کشور ضروری است. بودجه ریزی در ایران تاکنون با استفاده از روش¬های تجربی و چانه زنی انجام شده است و عمدتا موجب تخصیص غیربهینه منابع گردیده است. همچنین پیچیدگی و تلاطم محیط سازمانی و دخالت پارامترها و متغیرهای بسیار در تصمیم گیری، استفاده از روش¬های کمی برای تخصیص بهینه منابع را لازم نموده است. با توجه به اینکه بودجه¬ریزی با خطاهای پیش¬بینی، اندازه¬گیری و اجرایی مواجه بوده و کوچکترین تغییرات نسبت به مقادیر از قبل تعیین شده باعث از دست رفتن بهینگی و غیرموجه¬بودن فضای قانون بودجه می¬شود، استفاده از مدل¬های بهینه سازی ریاضی با سطح پایداری بالای بهینگی از خواسته های کاربران بودجه ریزی در دنیا است. در این مقاله با بکارگیری روش برنامه ریزی خطی مدلی ریاضی برای بودجه ریزی در بخش عمومی ایران پیشنهاد شده و با رویکرد بهینه سازی استوار توسعه داده شده است. با استفاده از این رویکرد می توان ضمن حفظ انعطاف پذیری اجرای بودجه، بهینگی و موجه بودن فضای قانون را حفظ کرد. مدل ریاضی طراحی شده از قابلیت تحلیل سناریوهای مختلف در طی سال بودجه ریزی برخودار است و امکان عکس¬العمل مناسب نسبت به تغییرات محیطی را برای کاربران بوجود خواهد آورد.
پائولو فریره، فیلسوف تعلیم و تربیت برزیلی، احتمالاً یکی از برجستهترین و مشهورترین نظریهپردازان و آموزگاران آموزش و پرورش انتقادی است که آن را به روش آگاهیبخشی طراحی و اجرا کرده است. تحقیق حاضر درصدد است با تکیه بر دیدگاههای پائولو فریره، عناصر اصلی در برنامهریزی درسی را استخراج و تبیین نماید. در این مقاله ابتدا درباره مبانی فلسفی آموزش و پرورش انتقادی از نقطهنظر فریره بحث و سپس مفاهیم کلیدی آموزش و پرورش در این نظریه فلسفی تحلیل شده و برای این تحلیل از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. آموزش بانکی در دیدگاه سنتی و آموزش طرح مسئله در نظریه فریره مقایسه و نقاط ضعف و قوت آنها بیان شده و در پایان عناصر اساسی برنامه درسی از دیدگاه او بررسی شده است. فریره هدف اصلی تعلیم و تربیت را بالا بردن شناخت و آگاهی انتقادی و پرورش انسانهای منتقد میداند و روش آموزش طرح مسئله را برای رسیدن به هدف پیشنهاد می کند.
زمینه و هدف: تعدادی از بیماران مبتلا به اختلال وسواس فکری- عملی (OCD)، اعتقاد دارند که افکار غیر قابل قبول و ناخوشایند آن ها می تواند حوادث بیرونی را تحت تأثیر قرار دهد. این اعتقاد تحت عنوان باور اغتشاش فکر- عمل نام گرفته است. هدف مطالعه حاضر بررسی رابطه بین محتوای اغتشاش فکر- عمل با خوشه های علایم اختلال وسواس فکری- عملی در بیماران وسواسی است.
مواد و روش ها: این پژوهش مقطعی به روش همبستگی، در یک نمونه60 نفری از بیماران مبتلا به اختلال وسواس اجرا گردید، که به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده بودند. ابزار پژوهش پرسش نامه وسواس فکری- عملی Maudsley و پرسش نامه اغتشاش فکر- عمل تجدید نظر شده بود. برای تحلیل نتایج از ضریب همبستگی Pearson و رگرسیون چندگانه استفاده شد.
یافته ها: بین خوشه های علایم اختلال وسواس فکری- عملی با خرده مقیاس های اغتشاش فکر- عمل همبستگی مثبت و معنیدار وجود داشت (05/0 = P). نتایج رگرسیون گام به گام نشان داد که افکار مربوط به رویدادهای منفی پیش بینی کننده خوشه علایم شستشو و احتمال وقوع رویداد منفی با داشتن فکر آن، پیش بینی کننده نشانه های خوشه علایم وارسی میباشند. نیز احساس مسؤولیت در قبال افکار مثبت، پیش بینی کننده نشانه های خوشه علایم تردید و احتمال برای خود، پیش بینی کننده وسواس فکری میباشد.
نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بین باورهای در هم آمیختگی فکر- عمل و علایم اختلال وسواس فکری- عملی رابطه مثبت و معنیدار وجود دارد. بنابراین، به نظر میرسد وقوع سوگیریهای شناختی مانند اغتشاش فکر- عمل، آسیب پذیری شخص را نسبت به وسواس افزایش میدهد.
ارتقاء رقابت پذیری صنایع دانش بنیان به جهت نقش مستقیمی که در ایجاد ارزش افزوده و ارزآوری دارد برای اقتصاد ملی کشور های درحال توسعه بسیار با اهمیت تلقی می شود. ضمن اینکه نتایج فعالیت های این صنایع به دیگر بخش های اقتصادی منتقل می شود و به افزایش بهره وری و گسترش کسب و کار می انجا مد. شناخت از وضعیت رقابت پذیری صادرات کالا های دانش بنیان کشور در تجارت با کشور های آسیای جنوب غربی از اهداف اصلی این مقاله می باشد. روش بکار رفته در این مقاله با استفاده از الگوی تغییرات وزنی سهم بازار می باشد که منتج از مدل سهم ثابت بازار (CMS) و متکی بر ارزش صادرات و واردات پس نگر یا تحققیافته ایران و کشور های مورد مطالعه طی سال های (2008-2000) و بر مبنای ردیف های تعرفه ای سیستم نظام هماهنگ توصیف و کدگذاری کالا (HS) است. نتایج گویای این واقعیت است که علیرغم افزایش صادرات کالا های دانش بنیان به بازار منطقه، سهم و جایگاه ایران در بازار مذکور مطلوب و امیدوارکننده نیست. تنوع پایین تر، ضعف رقابت پذیری صادرات کالا های دانش بنیان کشور در تجارت با کشور های منطقه درصورت استمرار وضعیت مذکور دستیابی به اهداف سند چشم انداز را دشوار خواهدکرد. تعامل پویا و سازنده با دنیای صنعتی، فراهم آوردن زمینه های جذب سرمایه گذاری خارجی و اعمال سیاست های تجاری برون گرا می توان شاهد تنوع رقابت پذیری کالا های صادراتی صنایع دانش بنیان در بازار منقط های بود.
در این مطالعه اثرهای اقتصادی برداشت چوب با توجه به ملاحظات زیست محیطی با سطوح مختلفی از اهداف زیست محیطی بر مدیریت جنگل های زرین آباد بررسی می شود. اهداف زیست محیطی شامل افزایش میزان برداشت خشکه دار، افزایش مساحت جنگل های پهن برگ و مساحت جنگل های کهن سال است. این تحلیل با استفاده از برنامهریزی خطی فازی انجام شد که ارزش حال خالص تولید چوب را با توجه به محدودیتهای تعریف شده بیش ترین میکند و با روش [1] MGA برنامههای مدیریتی متفاوتی برای سال های متمادی در فضای تصمیمگیری ایجاد میکنـد. این برنامه به طوری است که در پایان افق برنامهریزی اهداف زیست محیطی که شامل برداشت بیش تر خشکهدار، افزایش مساحت جنگلهای پهن برگ، و افزایش سن جنگل است، و اهداف اقتصادی که شامل بیش ترین کردن ارزش خالص حال است، برآورده گردد. داده های مورد نیاز مانند مساحت جنگل های کهن سال، نوع درختان، سن جنگل و دیگر اطلاعت مربوط به 3 طرح ده ساله جنگل داری منطقه ی مورد مطالعه، از اداره ی منابع طبیعی شهرستان و هزینه های ثابت و متغیر برداشت چوب و احیای جنگل از شرکت نکا چوب جمع آوری شد. نتایج نشان دهنده ی اجرای اهداف زیست محیطی و کاهش ارزش حال خالص است.
کشاورزی، فعالیتی همراه با ریسک است، به طوری که کشاورزان با انواع مختلفی از ریسک های آب وهوایی، آفات، بیماری، ریسک های بازار و مواد اولیه مواجه اند. هرساله کشاورزان به دلیل داشتن یک درآمد نامطمئن، نگران پرداخت وام و هزینه های زندگی اند. البته ریسک، یک عنصر اجتناب ناپذیر ولی قابل مدیریت در کسب و کار و تولید کشاورزی است. طرح های مختلف بیمة کشاورزی از ابزارهای مدیریت ریسک است که طیف وسیعی از خطرات را پوشش می دهد و از پیش در اکثر کشورهای توسعه یافته و درحال توسعه مورد استفاده قرار گرفته اند. اما بیمه ابزاری هزینه بر است و بالطبع طراحی الگوهای بیمه ای جدید و ارائه آنها به گونه ای که ازیک طرف درآمد تولیدکنندگان این بخش را تثبیت کند و ازطرف دیگر هزینه های اجرایی بیمه را بکاهد، باید از مهم ترین مسائل محققین در حوزة مدیریت ریسک و بیمة محصولات کشاورزی باشد. سیستم های بیمه ای به دلیل وجود اطلاعات نامتقارن، انتخاب نامساعد و مخاطرات اخلاقی، با مشکلاتی در اجرا همراه هستند. در این مقاله به معرفی انواع مختلف طرح های جاری بیمة محصولات کشاورزی در ایران و جهان پرداخته شده است. باتوجه به مشکلات طرح های سنتی بیمة محصولات کشاورزی مانند هزینه های اجرایی بالا و مشکلات اطلاعات نامتقارن، طرح بیمه براساس شاخص های آب وهوایی به عنوان یک ابزار کارآمد در مدیریت ریسک کشاورزی مطرح می شود.
بیمة الکترونیکی به معنای عام به کاربرد فناوری اطلاعات در تولید و توزیع خدمات بیمه ای اطلاق می گردد. به معنای خاص بیمة الکترونیکی را می توان به عنوان تأمین یک پوشش بیمه ای از طریق بیمه نامه ای اطلاق کرد که به صورت برخط درخواست، پیشنهاد، مذاکره شده و قرارداد آن منعقد می گردد. بیمة الکترونیکی به عنوان بخشی از تجارت الکترونیک و موجی که کمتر از انقلاب صنعتی نیست در دنیا رشد بی سابقه ای داشته است و در آینده ای نزدیک باتوجه به فراهم شدن هرچه بیشتر زیرساخت ها با سرعت خارق العاده ای در سطح جهان گسترش می یابد و کشورهای جامانده از این قافله از عرصة تجارت جهانی نیز حذف می شوند، کشور ما نیز از این امر جدا نیست و ازطرف دیگر باتوجه به تحولات صورت گرفته در صنعت بیمه ایران نظیر خصوصی سازی و آزادسازی نرخ ها، اهمیت کسب وکار الکترونیک دو چندان می شود. به منظور به کارگیری کسب و کار الکترونیک در بیمه، شرکت های بیمه باید شرایط را پذیرفته و موارد مورد نیاز را فراهم آورند تا بتوانند بیمه الکترونیکی را به مرحله اجرا بگذارند. در این مقاله سعی شده با بررسی شرایط و عوامل مربوط به پذیرش خدمت الکترونیک در شرکت بیمه بااستفاده از ساختار نوآوری تکنولوژیک به تشریح این عوامل پرداخته شود.
این مطالعه با هدف تحلیل شرایط تولید واحدهای انفرادی پرورش ماهی قزل آلا در استان فارس صورت گرفت. برای این منظور مفاهیم اقتصاد تولید شامل تابع تولید، کارآیی و سودآوری و داده های 56 واحد فعال سال 1387 مورد استفاده قرار گرفت. نتایج نشان داد که بازده نسبت به مقیاس صنعت پرورش ماهی قزل آلا ثابت و غذا مهم ترین عامل تفاوت تولید واحدها است. میانگین کارآیی های فنی، تخصیصی و مقیاس تحت فرض بازده متغیر نسبت به مقیاس به ترتیب 937/0، 512/0 و 971/0 به دست آمد. یافته ها نشان داد 40 (30)% واحدها دارای بازده نسبت به مقیاس صعودی (نزولی) است. بیش از 55% واحدها در زمره ی واحدهای دارای سودآوری پایین با سود حدود 132 هزار ریال به ازای هر متر مربع قرار دارند و این رقم برای گروه های دارای سودآوری متوسط و بالا به ترتیب بیش از 320 و 920 به دست آمد. علت اصلی سودآوری پایین کوچک بودن اندازه ی واحد ارزیابی گردید.
شناسایی شاخص های مهم برای سطح بازده مورد انتظار سهام یکی از مسائل مهم در علوم مالی نوین است. ثروت سهامداران به دو عامل ریسک و بازده بستگی دارد. تعیین بازده آتی به طور دقیق امکان پذیر نمی باشد، بنابراین سهامداران هنگام سرمایه گذاری ریسک پذیرند و برای حداکثر کردن منافع خود به دنبال پیش بینی بازده سهام هستند. بیشتر سرمایه گذران بالفعل و بالقوه در تجزیه و تحلیل مالی وپیش بینی جریان های نقدی ورودی آتی به واحد تجاری و به تبع آن پیش بینی بازده سرمایه گذاری از اطلاعات حسابداری استفاده می نمایند. محققان بر مجموعه ای از شاخص ها در شرایط گوناگون و از دیدگاه های مختلف مطالعاتی انجام داده اند، اما هیچ توافق کلی در رابطه با الگویی که تمام شاخص ها را در بر بگیرد وجود ندارد. هدف از این مقاله، ارائه مجموعه کاملی از شاخص های نسبتاً ثابت برای پیش بینی بازده سهام می باشد. در این مقاله با استفاده از مطالعات گذشته مجموعه ای شامل 60 شاخص که در دو گروه خرد و کلان دسته بندی شده اند ارائه می شود. همچنین، چند مدل پیش بینی بازده سهام که در پژوهش های مختلف بکار رفته معرفی می گردد.
تأمین مالی خرد توانسته است در چند دهه اخیر در کشورهای درحال توسعه عملکرد خوبی در زمینه کاهش فقر و افزایش تولید داشته باشد. از این رو، تأمین مالی خرد در سطح دنیا در قالب نهادهای مستقل و یا بانکداری متعارف دنیا و بانک های تجاری گسترش یافته است. در این مقاله پس از معرفی تأمین مالی خرد در بانک تجاری به چالش های آن پرداخته و سپس در قالب نهادهای قرض الحسنه به بحث تأمین مالی خرد پرداخته شده است. تأمین مالی خرد در قالب نهاد قرض الحسنه می تواند برخی چالش هایی که در قالب بانک های تجاری وجود دارد را برطرف کند و از این رو می تواند ساختار مطلوب تری برای تأمین مالی خرد باشد.
این مقاله تاریخچه مختصری از اقتصادکلان همراه با ارزیابی آنچه در طول چند دهه گذشته آموخته ایم (براساس فروضی که در این زمینه با تلاش های دو گروه اقتصاددانان کلان، کسانی که این رشته را نوعی مهندسی درک کرده و آنهایی که می خواهند آن را به عنوان یک علم دریابند)، ارائه می کند. در حالی که متخصصین اولیه اقتصاد کلان مهندسانی بودند که سعی در حل مشکلات کاربردی داشتند، اخیراً متخصصین اقتصاد کلان بیشتر بر ابزارهای تحلیلی و ایجاد مبانی و اصول نظری تمرکز دارند. با این حال، این ابزارها و اصول برای یافتن راهشان به سوی برنامه های کاربردی به آرامی حرکت کرده اند. اقتصادکلان به عنوان یک رشته تکامل یافته موضوع شایعی است که گاهی در تقابل بین دانشمندان و مهندسان مؤثر و سازنده بوده و گاهی خیر.