این تحقیق تاثیر آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی را بر نگارش ایجابی و خود کارایی فراگیران ایرانی زبان انگلیسی بررسی کرده و میزان تاثیر این نوع آموزش راهبردی را با آموزش غیرراهبردی (سنتی) مقایسه نموده است. در این تحقیق از مدل توسعه ی راهبردهای خودتنظیمی شامل نمودار کمک حافظه و جدول واژگان انتقالی، مقاله های نمونه ایجابی و سازمان دهنده تصویری استفاده شده است. برای بررسی اهداف تحقیق، 60 فراگیر ایرانی زبان انگلیسی در مقطع لیسانس از دو دانشگاه در این تحقیق شرکت کردند و از شیوه ی نیمه تجربی پیش آزمون-پس آزمون با گروه شاهد استفاده شد. تجزیه و تحلیل کوواریانس نشان داد که هر دو نوع آموزش راهبردی خودتنظیمی و آموزش غیرراهبردی تاثیر مثبتی بر نگارش ایجابی فراگیران داشت، لیکن تاثیر راهبردهای خودتنظیمی، بر توانش نگارش ایجابی فراگیران زبان انگلیسی در زمینه های فرم و محتوای نگارش، سازماندهی و انسجام، ساختار جمله و واژگان در مهارت نگارش به مراتب بیشتر و به لحاظ آماری معنادار بود. هم چنین خودکارایی فراگیرانی که آموزش توسعه راهبردهای خودتنظیمی داشتند در نگارش بهبود یافت، ولیکن عملکرد بهتر آن ها نسبت به فراگیرانی که آموزش غیرراهبردی داشتند در پس آزمون به لحاظ آماری چندان معناداری نشان نداد. نتایج این تحقیق توجه مدرسان زبان را به بعد آگاهی فراشناختی نگارش و اهمیت تدریس راهبردهای خود تنظیمی به عنوان راهی برای کسب خود مختاری و خود کارایی در مهارت نگارش معطوف می دارد.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر روش تدریس فعالیت محور بر تولید کاربردشناختی، آگاهی فرا کاربردشناختی، و خودسنجی کاربردشناختی زبان آموزان بود. بدین منظور75 زبان آموز همگن و در سطح متوسط انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: 27 نفر در گروه تأکید بر کاربردشناسی در مراحل قبل و بعد فعالیت (گروه آزمایشی اول)، 26 نفر در گروه تأکید بر کاربردشناسی در مرحله حین فعالیت (گروه آزمایشی دوم)، و 22 نفر در گروه فعالیت محور رایج (گروه کنترل). در گروه آزمایشی اول فقط در مراحل قبل و بعد از فعالیت بر پنج کنش گفتاری تأکید شد. در گروه آزمایشی دوم در مراحل قبل و بعد از فعالیت بر کنشهای گفتاری تأکید نشد ولی در عوض در مرحله حین فعالیت از بازخورد کاربردشناختی در مورد تولید کنشهای گفتاری استفاده شد. به شرکت کنندگان گروه کنترل هیچ گونه تدریس، توضیح، و یا بازخوردی داده نشد و آنها صرفاَ در هر یک از سه مرحله فقط فعالیت ها را تکمیل کردند. تولید کاربردشناختی، آگاهی فرا کاربردشناختی، و خودسنجی کاربردشناختی زبان آموزان به ترتیب از طریق پرسشنامه تکمیل گفتمان، پرسشنامه فرا کاربرد شناسی، و پرسشنامه خودسنجی کاربردشناختی در ابتدا و انتهای این پژوهش سنجیده شد. یافته های این پژوهش نشان داد که در نتیجه به کارگیری روش فعالیت محور، هر سه گروه توانستند تولید کاربردشناختی خود را به طور یکسان ارتقاء دهند، در حالی که آگاهی فرا کاربردشناختی و خودسنجی کاربردشناختی فقط در دو گروه آزمایشی ارتقاء پیدا کرد. علاوه بر این، شرکت کنندگان در دو گروه آزمایشی توانستند خود سنجی از دانش کاربرد شناسی شان را بیشتر از گروه کنترل ارتقاء بخشند. بنابر این، می توان نتیجه گرفت که استفاده از فعالیت ها در چارچوب روش فعالیت محور آموزش زبان، چه با تأکید و بازخورد بر کاربردشناسی و چه بدون تأکید و بازخورد در هر یک از سه مرحله، می تواند تولید کاربرد شناختی را در میان یاد گیرندگان زبان انگلیسی به عنوان زبان خارجی ارتقاء بخشد. این در حالی است که ارتقای آگاهی فرا کاربردشناختی و خودسنجی کاربردشناختی در گرو تأکید بر کاربردشناسی و نیز ارائه بازخورد است.
توسعه بازار مالی یک عامل مهم در حرکت به سمت رشد اقتصادی به ویژه در اقتصادهای نوپا محسوب می شود. توسعه بازار مالی پدیده ای است که می تواند از یک سو به افزایش کارایی سیستم مالی و از سویی دیگر بر فعالیت های اقتصادی و تقاضای انرژی اثرگذار باشد. بر این اساس هدف این مقاله بررسی ارتباط بین توسعه بازار مالی و تقاضای انرژی در اقتصاد ایران، با استفاده از مدل خودرگرسیونی با وقفه توزیعی گسترده(ARDL)[1] در بازه زمانی 1359 تا 1386 است. این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا رابطه آماری مثبت و معنی داری بین دو متغیر توسعه بازار مالی و تقاضای انرژی وجود دارد یا خیر؟ که در نهایت وجود چنین ارتباط معنی داری از طریق تخمین مدل های کوتاه مدت و بلندمدت اثبات می شود. کشش شاخص توسعه مالی در بلندمدت بزرگتر از 1 به دست آمد و این امر نشان دهنده بالا بودن تأثیر شاخص توسعه مالی در بلندمدت بر افزایش تقاضای انرژی است.
هدف : اضطراب پژوهش بهعنوان یکی از شایعترین عوامل اضطرابزا و موانع پژوهش و تولید علم در محیطهای آموزشی معرفی و عوامل موثر بر ایجاد، افزایش و توصیههای صاحبنظران را برای مهار و کاهش آن، توضیح داده است.
روش/ رویکرد پژوهش : بررسی و تحلیل ادبیات
یافتهها : عواملی مانند ویژگی های شخصی پژوهشگران و اعضای هیئت علمی، مهارت های پژوهشی آنها و جو حاکم بر محیط های علمی و دانشگاهی، میتواند بر میزان اضطراب پژوهشی آنها تاثیرگذار باشد . از سوی دیگر عواملی مانند مهارت در روشهای تحقیق و پژوهش، مهارت در ریاضیات و آمار، سواد رایانهای، اینترنتی و کتابخانهای، حمایتهای مالی و سازمانی، مهارتهای مدیریت اضطراب و مدیریت زمان می توانند در کاهش میزان اضطراب پژوهش و افزایش کمیت و کیفیت تولیدات علمی موثر واقع شوند.
نتیجهگیری: بررسی و شناسایی عوامل بازدارنده فعالیتهای پژوهشی از جمله اضطراب پژوهش، میتواند راهگشای رشد کمی و کیفی تولیدات علمی پژوهشگران کشور باشد.
هدف: بیان نیاز اطلاعاتی اولین حلقه ارتباطی بین نیاز اطلاعاتی کاربر و محتوای نظام اطلاعاتی است. کاربر با استفاده از انواع نظامهای پردازش نمادین و شیوههای بیان، نیاز اطلاعاتی خود را با نظام اطلاعاتی درمیان می گذارد. درنهایت نظام اطلاعاتی با تطبیق آنچه بهعنوان پرسش ارائه شده است با مدارک و منابع موجود، پاسخی نهایی را به کاربر ارائه می کند. بر این اساس، هدف این مقاله تشریح وجوه مختلف بیان نیاز اطلاعاتی است.
روش/ رویکرد پژوهش : با بررسی متون مختلف، ابتدا نیاز اطلاعاتی، انواع آن و عوامل موثر بر آن بهصورت خلاصه تشریح شده است؛ سپس مقولاتی مانند بیان و اندیشه رابطه متقابل آنها با یکدیگر و شیوه های پردازش نمادین را مورد بررسی قرار می دهد. در ادامه بیان نیاز اطلاعاتی، انواع پرسش و مسائلی پیرامون نظامهای اطلاعاتی در ارتباط با بیان نیاز اطلاعاتی و شیوه های بیان آن مورد کاوش قرار می گیرد و به الگوهای اطلاع یابی که در آنها به بیان نیاز اطلاعاتی بهعنوان یک جزء از الگو اشاره شده است، نظری می شود.
نتیجهگیری : درنهایت این مقاله رهیافت هایی نظیر زبانشناختی، روانشناختی و نظامهای ذخیره و بازیابی برای پژوهش در حوزه نیاز اطلاعاتی، با تاکید بر زبان فارسی ارائه را می کند که می تواند آغازگر پژوهش های نو در کتابداری و اطلاع رسانی ایران باشد.
هدف: تصرف های صورت گرفته در نسخ خطی آثار میرزا ابراهیم بدایع نگار از مورخان دوره قاجار و آسیب هایی که این تصرفات بر شناسایی این آثار می گذارند، بررسی و تحلیل شده است. در پرتو این بررسی آثار منفی تحریف نسخه های خطی بر پژوهش های بعدی نیز تشریح شده است. روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش برمبنای تحلیل متون انجام شده است. با بررسی نسخه های خطی مربوطه، موارد تحریف مشخص و سپس با مقایسه این موارد با متون دیگر، میزان و شکل تغییرات تحلیل شد. یافته ها: میرزا احمد منشی رازی نوه میرزا ابراهیم بدایع نگار تلاش کرد یکی از مهم ترین آثار پدربزرگش را به نام خود قلمداد کند، بنابراین با دست بردن در نسخه تغییراتی را در آن ایجاد کرد. این تغییرات که با عنوان تحریف یا تصریف شناخته می شوند، از سویی موجب شدند نسخه در فهرست ها درست معرفی نشود و از سوی دیگر محتوای آن نیز دچار آسیب شود. این تصرفات در سه بُعد بررسی شده اند: نخست تحریف در نام نویسنده و سپس تحریف در نام افراد مرتبط و در نهایت تصرف در محتوای کتاب. نتیجه گیری: تحقیق و تدقیق در نسخه های خطی به لحاظ سیاق نگارش و کتابت می تواند در شناسایی علمی تر این نسخه ها مؤثر باشد. نسخه های بسیاری وجود دارند که سهواً یا عمداً دچار تحریف و تصریف شده اند و یکی از وظایف نسخه شناسان شناسایی و اصلاح آنهاست تا بتوان درحد امکان به نوشته مؤلف نزدیک شد.
هدف: کیفیت خدمات ارائه شده در مرکز اسناد و کتابخانه ملی ایران براساس مدل تعالی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ارزیابی شده و سپس با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی، رضایتمندی کاربران از خدمات پیش بینی شده است. روش/ رویکرد پژوهش: روش پژوهش از نوع کاربردی می باشد که به روش پیمایشی و با رویکرد کمّی با توزیع پرسشنامه بین نمونه ای از افراد جامعه است که با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی کیفیت خدمات ارائه شده توسط کتابخانه ملی را مورد ارزیابی قرار می دهد و با انجام آنالیز حساسیت مؤثرترین و کم اثرترین مؤلفه ها تعیین می شود. یافته ها: با انجام آنالیز حساسیت در شبکه مؤثرترین مؤلفه محصولات و خدمات با میانگین مجذور خطای 0613/0 و زیرمؤلفه روزآمدی اطلاعات با میانگین مجذور خطای 1225/0 و کم اثرترین مؤلفه وفاداری با میانگین مجذور خطای 0089/0 و زیرمؤلفه تمایل به معرفی کتابخانه به سایرین با میانگین مجذور خطای 0132/0 تعیین شد. نتیجه گیری: از نظر کاربران کتابخانه، مؤلفه محصولات و خدمات مهم ترین مؤلفه، و وفاداری کم اثرترین مؤلفه است. برای کاربران روزآمدی اطلاعات در اولویت قرار دارد.
هدف: با وجود محدودیت های زیادی که کتابخانه های عمومی با آنها روبرو هستند، استفاده از کتاب های الکترونیکی از جمله ضرورت های اجتناب ناپذیر عصر کنونی به شمار می رود. پژوهش حاضر نیز به منظور روشن کردن توان کتابخانه های عمومی برای به کارگیری کتاب های الکترونیکی ویژه کودکان 7-14 ساله انجام شده است. روش/ رویکرد پژوهش: این پژوهش در سال 1388 و با همکاری کتابداران شاغل درکتابخانه های عمومی استان فارس انجام شده است. به علت پراکندگی جغرافیایی جامعه پژوهش، از پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. روش پژوهش توصیفی بوده که با کمک جداول توزیع فراوانی صورت گرفته است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که از مجموعه 123 کتابخانه مورد پژوهش تنها 24 کتابخانه (9/19درصد) در مجموعه خود کتاب الکترونیکی دارند. این کتابخانه ها 5/85 درصد کتاب های الکترونیکی را از طریق خرید و 5/14 درصد را نیز از طریق اهداء تهیه کرده اند. اغلب کتاب های الکترونیکی موجود در کتابخانه ها (4/67 درصد) را کتاب های مرجع تشکیل می دهند که از این میان واژه نامه ها، و اطلس ها بیشترین تعداد را به خود اختصاص داده اند. از میان کتابخانه های دارای کتاب الکترونیکی، 2/97 درصد اقدام به امانت دادن این منابع به محیط خارج از کتابخانه کرده اند، و تنها 8/2 درصد از کتابداران معتقدند که کتاب های الکترونیکی باید در محیط کتابخانه مورد استفاده قرار گیرند. از میان اولویت های ارائه شده برای انتخاب کتاب های الکترونیکی ویژ ه کودکان، داشتن محتوای مناسب بیشترین امتیاز (از نمره 3، 9/2) را به خود اختصاص داده است. برخلاف ایده نویسندگانی مانند لندونی که معتقدند کتاب های الکترونیکی موجب انحلال کتابخانه و تغییر در نقش کتابداران می شوند، پاسخ دهندگان این پژوهش معتقدند که کتاب های الکترونیکی موجب تقویت کتابخانه های عمومی شده و نقش کتابداران را پررنگ تر کرده است. برگزاری دوره های آشنایی با فناوری کتاب های الکترونیکی برای کتابداران و فراهم نمودن تجهیزات مورد نیاز برای بهره گیری از این منابع ازجمله مواردی است که می تواند کودکان را به استفاده هر چه بیشتر از کتابخانه تشویق کند. نتیجه گیری: از دیدگاه کتابداران، کتاب های الکترونیک در آینده گسترش بیشتری خواهند یافت، اما نمی توانند به صورت کامل جایگزین کتاب های چاپی باشند. همچنین معتقدند که ورود کتاب های الکترونیکی و به طبع آن تهیه تجهیزات و امکانات لازم برای بهره گیری از این منابع باعث دگرگونی در نقش آنها خواهد شد و از این تغییر ناخشنود نیستند.
درآمدهای مالیاتی در اقتصاد بسیاری از کشورهای جهان یکی از مهم ترین منابع تأمین مالی دولت ها و به عنوان ابزاری مؤثر جهت سیاستگذاری های مالی محسوب می شوند. مقایسه این منبع به عنوان عمده ترین و با ثبات ترین منابع درآمدی دولت حاکی از این است که هرچه سهم مالیات ها در تأمین مخارج دولت بیشتر باشد از ایجاد آثار نامطلوب اقتصادی به میزان چشمگیری جلوگیری می شود. با در نظر گرفتن اهمیت بالای مالیات و این حقیقت که اقتصاد کنونی کشورها در مسیر جهانی شدن گام برمی دارند و در نتیجه، این جهانی شدن همراه خود آثار مثبت و منفی خواهد داشت، لذا در مقاله حاضر تلاش می کنیم با استفاده از یک مدل لگاریتمی، درآمدهای مالیاتی و تأثیر شاخص جهانی شدن بهمراه برخی متغیرهای کلان اقتصادی را با استفاده از مدل خود توضیح برداری با وقفه های گسترده برای بازه زمانی (1385-1352) مورد بررسی قرار می دهیم و ضرایب بلندمدت و همچنین همجمعی بین متغیرها را با کمک الگوی تصحیح خطا ارزیابی کنیم که نتایج بدست آمده بیانگر وجود یک رابطه مثبت می باشد. با توجه به حساسیت موضوع و نقش عظیم درآمدهای مالیاتی در اقتصاد ایران تأثیر این متغیر را با میزان خروج سرمایه بطور جداگانه ازطریق مدل های ARDL و ECM تخمین و مورد تجزیه و تحلیل بیشتر قرار میدهیم. نتایج حاصل در این بخش نیز نشان دهنده وجود یک رابطه مثبت بین درآمدهای مالیاتی و خروج سرمایه می باشد.
در این مقاله به بررسی ارتباط بین مصرف سرانه انرژی و درآمد سرانه مبتنی بر فرضیه زیست محیطی کوزنتس برای 13 کشور عضو اوپک در دوره زمانی (2008-1980) با استفاده از یک مدل رگرسیونی انتقال ملایم پانل پرداخته شده است. همچنین، در رابطه مذکور متغیرهای دیگری همچون نسبت کالاهای صنعتی به کل صادرات کالا، نسبت واردات صنعتی به کل واردات کالا و نسبت ارزش افزوده بخش صنعت به تولید ناخالص داخلی نیز لحاظ شده است. نتایج بدست آمده نشان می دهند که کشش درآمدی برای تمام کشورها بین صفر و یک است، لذا می توان مصرف انرژی را برای این کشورها یک کالای بی کشش تلقی کرد. همچنین، براساس نتایج بدست آمده فرضیه زیست محیطی کوزنتس تأیید می شود، به این ترتیب که ابتدا با افزایش درآمد سرانه، کشش مصرف سرانه انرژی افزایش مییابد و در مراحل بعدی و با افزایش بیشتر درآمد و گذر از حد آستانه کشش درآمدی مذکور کاهش مییابد، لذا رابطه بین مصرف سرانه انرژی و درآمد سرانه در این گروه کشورها به صورت یک منحنی U معکوس قابل نمایش است.
دستیابی به رشد اقتصادی بالا و پایدار، همواره مورد نظر برنامههای اقتصادی کشورها بوده است. اثبات وجود رابطه مثبت میان توسعه بازارهای مالی و رشد اقتصادی توسط بسیاری از مطالعات، پژوهشگران را بر آن داشته است تا عوامل مؤثر بر رشد و توسعه بازارهای مالی را مورد مطالعه قرار دهند. یکی از عوامل تاثیرگذار بر توسعه مالی کشورها تورم است. بنابراین، محققان تلاش خود را بر تبیین چگونگی ارتباط بین تورم و توسعه مالی متمرکز نمودهاند.
این مقاله، رابطه بین تورم و توسعه بازار مالی در ایران را با استفاده از دادههای سالیانه دوره زمانی 1357 تا 1386 برای بازار پول و دادههای فصلی دوره زمانی بهار 1378 تا تابستان 1387 برای بازار سرمایه بررسی مینماید. مدل اقتصادسنجی مورد استفاده در این تحقیق بر اساس مدلهای بوید، لوین و اسمیت[1] طراحی شده است. در ابتدا از یک مدل خطی ساده برای کنترل دیگر عوامل اقتصادی که ممکن است با عملکرد بازار مالی همبسته باشند، بهره گرفته شده و سپس، رگرسیون آستانهای به منظور نشان دادن رابطه غیر خطی بین تورم و توسعه بازار مالی طراحی گردیده است. در این مدل، آستانههای مختلف برای تورم در نظر گرفته شده است. برای برآورد مدل از روش حداقل مربعات شرطی (CLS)، استفاده شده و با توجه به ملاک حداقل مجذورات خطاها، آستانه تورم تعیین شده است.
نتایج مدل برآورد شده، مشخص نمود که یک رابطه منفی بین تورم و شاخصهای توسعه مالی بازار پول و یک رابطه مثبت بین تورم و شاخصهای توسعه بازار سهام وجود دارد. همچنین خروجیهای مدل برازش شده نشان داد که در دامنهای از تورم، ارتباط منفی بین تورم و شاخصهای توسعه مالی بازار پول معنادار نیست. علاوه بر آن، یافتههای مدل برآورد شده، مشخص نمود که حد آستانهای برای اثرگذاری تورم بر بازار سهام وجود ندارد.
این تحقیق با استفاده از رویکرد سیستمی و روابط تئوریک در اقتصاد کلان و بر پایه الگوهای رشد، اثر خصوصی سازی بازار بورس را بر رشد اقتصادی در ایران مورد بررسی قرار داده است. برای محاسبه تولید از شاخص سرمایه انسانی که این شاخص ها شامل: هزینه سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه، امید به زندگی، نرخ تحصیلات و استاندارد زندگی می باشد - که توسط سازمان ملل منتشر می گردد- و برای محاسبه خصوصی سازی، سرمایه گذاری خصوصی و تقاضای سهام از آمارهای بانک مرکزی، سازمان خصوصی سازی، سازمان بورس اوراق بهادار و. .. استفاده شده و با استفاده از متغیرهای فوق، ارتباط خصوصی سازی و رشد اقتصادی در ایران و ارتباط متقابل آنها با استفاده از روشهای سیستم دینامیکی و اقتصادسنجی انجام شده است.
روش سیستم دینامیکی توسط فارستر مطرح شد و بعضی از اقتصاددانان از جمله جمیز توبین مطرح میکند که روش سیستم دینامیکی میتواند به اصلاح بسیاری از سیاستهای نامناسب پولی و مالی منجر شود.
در این مطالعه، از نرم افزار VENSIM[1]و نرم افزار اقتصاد سنجی بهرهگیری و نتایج تا سال 1400 با نرم افزارVENSIM شبیه سازی شده است.
در این مقاله اقتصاد به چند بخش شامل: بخشهای بازار سهام، سرمایه گذاری و تولید تقسیم می شود. نتایج نشان داده است که رونق خصوصی سازی بر روی رشد اقتصادی، اثر مثبتی داشته لذا توصیه می شود که روی افزایش سرمایهگذاریهای خصوصی کشور در ابعاد گوناگون برنامهریزی شده و در برنامه های رشد، روی آن مطالعه و توجه کافی مبذول گردد.