مطالب
نمایش ۳٬۳۶۱ تا ۳٬۳۸۰ مورد از کل ۴٬۱۷۰ مورد.
ادبیات اخلاق گرایی ایران و فرانسه‘ باوراندن یا مجاب کردن؟ روایت شناسی گفتمان استدلالی در متون اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نحوه انتقال پیام های اخلاقی در ادبیات ایران و فرانسه‘ از پاره ای جهات با یکدیگر تشابه و از برخی جوانب نیز با هم تنافر دارند. تشابهات اصلی در فحوای پیام هاست و این که‘ در هر دو حوزه ادبی ‘ استناد به گفتمان استدلالی argumentatif discourse به منظور تثبیت هر چه بیشتر صحت پیام‘ اساس کار تلقی می شود. اما در کنار این نوع گفتمان ‘ گفتمان دیگری نیز حضور دارد که با تکیه بر استبداد نویسنده عمل می کند؛ حضور این گفتمان(dictatorial ( discourse باعث می شود تا خواننده خود را‘ از همان بدو امر‘ تابع نویسنده احساس کند. از سوی دیگر ‘ از دیدگاه روایت شناختی و نظام گزاره گزاری (enunciation ) بین این دو فرهنگ ادبی تفاوت هایی از حیث گزاره ها ‘ نحوه عملکرد گزاره گزارها و همچنین نوع مخاطب وجود دارد. در این مقاله تلاش شده است تا با اتکا بر این نکات‘ به بررسی دو نمونه (سعدی و لافونتن) در ادبیات اخلاق گرای ایران و فرانسه بپردازیم و روند گزاره گزاری و عملکرد انواع گفتمان را در این دو تبیین کنیم و ببینیم آیا راوی/ نویسندگا ن در پی باوراندن پیام خودند یا در اندیشه مجاب کردن خواننده.
اخلاق آموزشى ؛ یا راه و رسم آموختن
منطق صدرایى در فلسفهى اخلاق(مقاله ترویجی حوزه)
منبع:
اخلاق ۱۳۸۴ شماره ۱
حوزههای تخصصی:
یکى از ویژگىهاى حکمت متعالیه ملاصدرا اعتماد بر منطق عقل و استفاده از دستاوردهاى شهودى عقلانى متکلمان و عارفان است، به همین سبب سلسله مباحث عمیقى در قضایاى اخلاقى و فلسفهى اخلاق از جانب متکلمان اسلامى پیرامون قضایاى منطقى درگرفته است که اصلىترین آنها در ارتباط با حسن و قبح عقلى یا شرعى است.
شخصیتهاى اندیشمندى نظیر خواجه نصیرالدین طوسى، ملاعلى قوشجى، عبدالرزاق لاهیجى و علامه حلى و دهها متفکّر دیگر در جریان بودهاند که در ارتباط با این قضیه داد سخن دادهاند.
همچنین ملاصدرا در حکمت متعالیه بزرگترین نظریهپرداز حکیم قرن یازدهم
سعى کرده است آن دسته از قضایاى منطقى را که به نظر برخى متفکران پیشین موجب ابهام و تناقض در آنهاست حل نماید. او با بیان فرق میان حمل اولى ذاتى و حمل شایع صناعى به این ابهامات خاتمه داد و توانست حوزهى بحثهاى چندى و چگونگى و چسانى را که از مقولهى «استىها» است از حوزهى شناخت فلسفه که از مقولهى «هستىها» است بیرون نماید.
ما در این مقاله ضمن بیان نظرات منطقى متکلمان در بحثهاى قضایاى اخلاقى، به تبیین نظر ملاصدرا پرداخته و بر این باوریم که صدر المتألهین با اشکال حمل قضایا به دو صورت ذاتى و شایع صناعى به بازسازى قضایاى اخلاقى در حوزهى فلسفهى اخلاق پرداخته است.
اخلاق فضیلتمدار در دیدگاه مرحوم نراقی و امام خمینی(ره)
حوزههای تخصصی:
درس اخلاق
منبع:
حصون ۱۳۸۴ شماره ۶
حوزههای تخصصی:
اخلاق و کارایی در بازار سهام از دیدگاه اسلام
حوزههای تخصصی:
چکیده
در بازار سهام اسلامی، اخلاق و ارزشهای اسلامی در مقایسه با کارایی در اولویت قرار دارد؛ از اینرو این نگرانی میان سیاستگذاران و قانونگذاران پدید میآید که فرایند اسلامیکردن ممکن است کارایی بازار را کاهش دهد. در این مقاله، بیان میشود بین ارزشهای اسلامی و کارایی بازار نهتنها هیچ رابطه معکوسی وجود ندارد، بلکه رابطهای مستقیم برقرار است. تلاش برای حاکمکردن اخلاق اسلامی در بازار، سرانجام به افزایش کارایی میانجامد. هنجارهای اخلاقی اسلامی از قبیل آزادی از ربا، غرر، غبن، جهالت، احتکار و ... با نظریات کارایی قابل شناساییاند.
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۸۷
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۸۸
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۹۰
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۹۱
کانت و فلسفه اخلاق
حوزههای تخصصی:
فلسفه اخلاق توسعه بین الملل و موضوع ارتباطات میان فرهنگی
اخلاق نقد و فرهنگ نقادی
اخلاق و شمایل نبوی
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۹۶
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۹۳
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۹۷
اخلاق و عرفان اسلامى از دیدگاه استاد مصباح یزدی
منبع:
معرفت ۱۳۸۴ شماره ۸۹
فلسفه اخلاق در انحصار یونانیان
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر، بر پیدایش علم فلسفه اخلاق متمرکز است. نویسنده، برخلاف اندیشه رایجی که با توسل به سیر تحولات و مباحث فکری به وجود آمده در میان سوفیست ها و فیلسوفان یونان باستان، علم فلسفه اخلاق را محصول اختصاصی یونانیان می داند، مدعی است که با در نظر گرفتن تحولات و فرایندهای مشابهی که در سایر سنت های اخلاقی پدید آمده، نمی توان قاطعانه فلسفه اخلاق را به مثابه یک علم، محصول خاص و انحصاری یونان باستان دانست، بلکه این مباحث در میان سایر فرهنگ ها نیز به چشم می خورد. در این باره، نویسنده، به ویژه به منازعات اخلاقی و تحولاتی اشاره می کند که در سنت اخلاقی چین میان اخلاق کنفوسیوسی و دیدگاه های موتزو رخ نمود. این تشابهات، برای رد ادعای مختص بودن فلسفه اخلاق به یونانیان و فرهنگ غرب کافی است، هرچند که نمی توان منکر این واقعیت شد که فلسفه اخلاق غربی دارای نوعی ویژگی های اختصاصی است که در سایر فرهنگ ها به چشم نمی خورد.







