نظارت عبارت است از سنجش و اصلاح عملکرد یک سازمان برای به دست آوردن این اطمینان که اهداف سازمان و طرح های اجرایی آن با کامیابی به انجام رسیده است. در سال های اخیر بحث بیمه و تأثیر آن بر رشد اقتصادی افزایش یافته و به همین دلیل نقش شرکت های بیمه برای سیاست گذاران اقتصادی و ناظران مالی جایگاه ویژه و اهمیت مضاعفی پیدا کرده است. در این رهگذر ناظرین براساس دو جنبه مهم فعالیت شرکت های بیمه (تأمین ریسک و سرمایه گذاری منابع)، امر نظارت را به اجرای دو مسئولیت مهم متمرکز نموده اند، یکی نظارت بر توانگری مالی و دیگری حمایت و پشتیبانی از حقوق ذی نفعان، خصوصاً بیمه گذاران.
در حال حاضر، اغلب شرکت های بیمه از تکنیک های کاهش ریسک به عنوان ابزاری جهت ثابت نگه داشتن عایدی ها و کاهش الزامات سرمایه ای خود استفاده می کنند. بیمه اتکایی یکی از این تکنیک هاست و تحت توانگری II، تأثیر کاهش ریسک برای نخستین بار به طور کامل شناخته شده است. توانگری II، راهکاری مبتنی بر اقتصاد و ریسک برای نظارت اتخاذ کرده و نهاد مستمری بازنشستگی شغلی و بیمه اروپا ، اهمیت چهارچوب نوین تنظیم مقررات جهت تعیین تکنیک های کاهش ریسک را مورد تأکید قرار داده است. رهنمودهای توانگری II، اصول شفافی را جهت شناخت تکنیک های کاهش ریسک ارائه داده و این نوشته اصول مربوط به فرمول استاندارد را مشخص می کند.
توانگری II فراتر از آن است که تنها یک پروژه مطلوب نامیده شود؛ توانگری II یک نیروی محرکه مهم در چشم انداز جهانی بیمه خواهد بود. بیمه گرانی که در حال حاضر مشغول شکل دادن به راهبردهای خود هستند انتظار دارند که تغییرات احتمالی در مقررات، ارزش های قابل توجهی را ایجاد خواهد کرد. به ویژه بیمه گران زندگی و سلامت باید به این موضوع توجه داشته باشند که چگونه بیمه اتکایی به مدیریت ریسک کمک کرده و الزامات سرمایه ای را تأمین می کند؟
انجمن بین المللی ناظران بیمه در سال 1994 تأسیس شده است و هدف آن تنظیم و نظارت بر فعالیت های بیمه ای در سطح بین المللی، ارتقای هماهنگی بین مقامات بیمه ای و تعیین استاندارهای بین المللی نظارت و قانون گذاری در بخش بیمه است. این سازمان، بیش از 200 حوزه در بیش از 140 کشوردارد.بیش از 130 ناظر و کارشناس در این سازمان، خدمات نظارتی و کارشناسی ارائه کرده و 97% از حق بیمه ها در سراسر دنیا را این مؤسسه تعیین می کند. از جمله فعالیت های این مؤسسه می توان به تهیه و تدوین آیین نامه ها و استاندارها، ارائه خدمات مشاوره ای و برگزاری سمینارها و همایش ها در زمینه فعالیت های بیمه ای اشاره نمود. همچنین IAIS اعضای خود را آموزش می دهد و فعالیت آنها را با ناظران در سایر مؤسسات و بخش های مالی هماهنگ می کند.
براساس پیش بینی مؤسسه ارزیابی فچ ، در سال 2014، بیمه گران زندگی چین رشد کیفیت را با متنوع کردن محصولات و تأکید بیشتر بر بهبود حاشیه های سود به جای سهم بازار حفظ خواهند نمود. مؤسسه ارزیابی فچ، لزوم وجود (کانال های) نمایندگی را برای داشتن رشدی ماندگار و سودآور برای بیمه گران زندگی در سال 2014 توصیه می نمایند و این در حالی است که بیمه گران بزرگ دارای پایگاه های نمایندگی مستحکمی هستند که در توسعه نمایندگی های تخصصی تر و پر بهره تر مؤثر است. در بخش بازار غیرزندگی، فچ معتقد است که بیمه گران، با وجود پویایی رشد ، با حاشیه بیمه گری ضعیف تری روبرو هستند. به ویژه، افزایش هزینه های استحصال به علت وجود رقابت شدید بازار در خصوص هزینه خسارت ها ، حاشیه بیمه گری را در کسب وکار بیمه خودرو ضعیف خواهد نمود. علاوه بر این، با توجه به اینکه رشد نرخ بیمه از تولید مازاد داخلی بیمه گران غیر زندگی سبقت گرفته است، توزیع سرمایه مداوم اجتناب ناپذیر است.
برای گسترش تقاضای بیمه در تمام رشته ها شناخت شرایط و وضعیت توزیع اطلاعات و مسائل ناشی از آن ضروری است؛ به عنوان مثال در خصوص بیمه عمر، ضرورت درک انتخاب نامساعد، به منظور جلوگیری از قیمت گذاری پایین و افزایش ریسک ورشکستگی بیمه گر اجتناب ناپذیر است. در این تحقیق با استفاده از داده های بیمه گذاران بیمه عمر یک شرکت بیمه به بررسی این پدیده پرداخته ایم. براساس نظریه راتچایلد- استیگلیتز در مورد تعادل جداشونده، بیمه گذاران پر ریسک در صدد درخواست پوشش کامل با حق بیمه عادلانه و بیمه گذاران کم ریسک متقاضی قرارداد بیمه با پوشش ناقص و حق بیمه پایین تر (و البته عادلانه) هستند. بر این اساس با استفاده از نرم افزار ایویوز و میزان کاهش در پوشش کامل بیمه عمر (کاهش در سرمایه فوت)، متغیر های تأثیر گذار در سطح ریسک بیمه گذاران (ریسک فوت) از نظر شهودی شناسایی شد. نهایتاً با محاسبه شاخص ریسک با استفاده از متغیرهای معنی دار (متغیرهای افزاینده سطح ریسک با علامت مثبت و نیز متغیرهای کاهنده سطح ریسک با علامت منفی) و بررسی معناداری رابطه حق بیمه سالانه به عنوان شاخصی از تقاضای بیمه عمر و شاخص ریسک برآوردشده، فرضیه وجود انتخاب نامساعد در بیمه عمر تأیید شد.
در این مقاله یک مدل احتمالاتی جدید برای بهینه سازی سبد دارایی ها بر مبنای تعهدات بیمه گر پیشنهاد شده است. برخلاف سایر مدل های موجود، مدل پیشنهادی، ماهیت تصادفی میزان پرداختی و دریافتی از بیمه گذاران و بازده دارایی ها را به خوبی مد نظر قرار می دهد. به منظور ارزیابی مدل پیشنهادی و مقایسه آن با مدل شناخته شده مارکویتز (1952)، برای بهینه سازی سبد دارایی ها، مطالعه ای شبیه سازی طراحی و اجرا شده است. همچنین برای نشان دادن کارایی مدل پیشنهادی در دنیای واقعی، از داده های مربوط به قیمت جهانی طلا و سنگ آهن استفاده شده است. نتایج حاکی از کارایی قابل قبول مدل پیشنهادی است، به گونه ای که مقدار بازده و ریسک دارایی ها در طول مدت سرمایه گذاری برای مدل پیشنهادی مطلوب تر است
سهام یکی از اجزای سبد دارایی مالی سرمایه گذاران می باشد. از این رو، شناخت عوامل تاثیرگذار بر ارزش این دارایی، مورد توجه سرمایه گذاران است. تغییرات قیمت سهام در بورس، تنها ناشی از عوامل درونی شرکت ها مانند سود تقسیمی، سود خالص و جریانات نقدی شرکت منتشرکننده سهام و ... نیست بلکه عوامل غیر درونی مانند متغیرهای کلان اقتصادی نیز تأثیر قابل توجهی بر تغییرات قیمت سهام دارند. صنعت خودرو در دنیا، یکی از راهبردی ترین صنایع می باشد و در ایران، بعد از صنعت نفت، بیشترین سهم را در تولید ناخالص ملی دارد.
این تحقیق با هدف مطالعه رابطه بین قیمت سهام شرکت های گروه خودرو و ساخت قطعات پذیرفته شده در بازار بورس تهران و متغیرهای نرخ ارز و شاخص بهای مصرف کننده که مربوط به بخش پولی اقتصاد می باشند، انجام شده است. داده ها به صورت سالانه و برای دوره زمانی 1389-1383 بوده و با استفاده از روش داده های تابلویی، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
نتایج تحقیق نشان می دهد قیمت سهام این شرکت ها با نرخ ارز، رابطه مستقیم و معنی دار و با شاخص بهای مصرف کننده رابطه معکوس و معنی دار و با متغیرهای کنترل، سود تقسیمی و درآمد واقعی شرکت ها رابطه مستقیم و معنی دار دارد.
بورس اوراق بهادار نهاد جمع آوری پس اندازها و نقدینگی بخش خصوصی به منظور تأمین مالی پروژه های سرمایه گذاری بلندمدت است. شاخص های این بازار تحت تأثیر عوامل متعددی قرار دارند که یکی از مهم ترین این عوامل متغیرهای اقتصادی می باشند، همچنین بانک ها از مهم ترین سرمایه گذاران در بازار مالی می باشند، بنابراین بررسی عوامل تأثیرگذار بر شاخص قیمت سهام بانک ها بسیار حائز اهمیت است. در این پژوهش، اثر متغیرهای نرخ ارز، نرخ سود بانکی، حجم نقدینگی، تولید ناخالص داخلی و نرخ تورم بر شاخص سهام بانک ها به کمک داده های فصلی دوره زمانی (1390-1382) و با استفاده از روش همجمعی یوهانسون- جوسیلیوس بررسی و رابطه بلندمدت میان آنها مشخص شد. در ادامه، با استفاده از روش تصحیح خطای برداری سرعت تعدیل کوتاه مدت به بلندمدت تعیین گردید. در نهایت، با استفاده از توابع عکس العمل آنی اثر شوک متغیرها مورد بررسی قرار گرفته و با به کارگیری روش تجزیه واریانس متغیرهایی که بیشترین اثرگذاری را بر شاخص سهام بانک ها دارند مشخص گردید. بر اساس نتایج به دست آمده تورم و نرخ ارز اثر منفی و نرخ سود سپرده بانکی و تولید ناخالص داخلی اثر مثبت بر شاخص سهام بانک ها داشته اند.