جنگ در سیستم اجتماعی جامعه هومری ارتباط تنگاتنگی با نقش، مسئولیت و تعهدات جنگجو نزد خود و دیگران دارد؛ تا حدی که ننگ و افتخار، نام جاودان و شرم، وابسته به آرته و مهارت درونی فرد و دیدگاه جامعه به وظایف و مسئولیت های بیرونی او است. خاستگاه بروز جنگ ده ساله نیز با ربودن هلن توسط پاریس اتفاق می افتد که با بزرگ ترین لشگرکشی دریایی یونانیان به فرماندهی آگاممنون و جنگاوران آخایی انجام می شود. هدف از این پژوهش بررسی جایگاه فضیلت قهرمانی در میدان جنگ است. هومر، در کتاب ایلیاد به شرح مبارزات و قهرمانی های سلحشوران جنگجو بین تروآییان و آخایی ها می پردازد تا علاوه بر اهمیت عمل، الگویی برای فرهنگ والای جامعه بنیاد نهد. پرسش اصلی این است که مفهوم جنگ چه جایگاهی در فضیلت قهرمانی جامعه هومری دارد. مدعای نویسندگان بر این استوار است که فضیلت قهرمانی در جنگ، که مردان شکوه و افتخار را در آن به دست می آورند، به آگاثوس و آرته وابسته است. یافته ها که بر اساس روش توصیفی و تحلیلی نوشته شده است، نشان می دهد که جامعه افتخار را در زندگی مادی (احترام) و دنیای پس از مرگ (نام جاودان)، نصیب قهرمانان خواهد نمود و گاهی نیز این موهبت از سوی خدایان به آن ها اهداء می شود.
ایران در دوره قاجار از داشتن ارتشی منظم، منسجم، حرفه ای و کارآزموده محروم بود. در حالی که برای سالیانی دراز با مخاطرات جدی سرزمینی و فراسرزمینی دست و پنجه نرم می کرد و هر از چندی با تهاجمی خارجی یا شورش و آشوبی داخلی روبه رو بود. در آن شرایط هسته مرکزی و اصلی ارتش قاجار را عناصر جنگجوی ایلی و محلی تشکیل می داد. ارتش مزبور از ده ها فوج تشکیل می شد که هرکدام از آنها به ولایت یا ایالتی خاص تعلق داشتند. تکلیف افواج در زمان حمله خارجی روشن بود، اما پرسش این است که واحدهای نظامی مورد نظر در زمان صلح و آرامش از چه وظیفه یا وظایفی برخوردار بودند و مأموریت شان چه بود؟ برای پاسخ به این پرسش در مقاله ی حاضر برخی از مأموریت های دوره صلح یکی از افواج ارتش یا قشون قاجار به نام فوج کَمَرَه بررسی شده است. فوج مزبور مانند سایر افواج با آموزش های بسیار محدود عمدتاً در دو نوع مأموریت به خدمت گرفته می شد؛ یکی مأموریت مرزداری و دیگری، سرکوب آشوب ها و ناآرامی های داخلی. البته فراگیری و تمرین مهارت های نظامی نیز از جمله مشغولیت های این واحدهای نظامی در دوره ی صلح بوده است. برای یافتن پاسخ پرسش مورد نظر این پژوهش، با بهره گیری از اسناد و منابع مکتوب، از روش توصیفی– تحلیلی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شکل گیری فوج کمره همچون سایر ارکان نظامی دوره قاجار متأثر از نیازهای زمانه و دارای فرماندهی نظامی مستقلی بود که توسط شاه یا برخی شاهزادگان انتخاب می شد. این فوج پس از جنگ هرات و برخی درگیری های مرزی منطقه سیستان، برای سال های دراز در سرکوب شورش های منطقه دلفان، بختیاری، آذربایجان و فارس حضور مؤثری داشت.
استراتژی (راهبرد) و تاکتیک (فنون) به همراه مدیریت و رهبری شامل برنامه ریزی و هدایت جنگ، سازمان و سازمان دهی، جنگ روانی و دیپلماسی جنگ در حیطه ی هنر جنگ قرار می گیرند. نخستین کسی که به بحث در باب هنر جنگ پرداخت سون تزو متفکر چینی سده ششم پیش از میلاد بود. در این پژوهش بر آنیم تا ضمن بررسی نظرات وی در این باب به تحلیل عملکرد نظامی رسول خدا (ص) بر اساس آن بپرداریم. هدف از تحقیق حاضر بیان جایگاه و بینش نظامی عمیق آن حضرت به مثابه یک فرمانده موفق است که بدون آنکه در آموزشگاه های نظامی آموزش دیده و یا از نظریات اندیشمندان نظامی و آثار آنان بهره مند گشته باشد، به مقوله هنر جنگ عنایت کافی داشته است. سؤال پژوهش این است که عملکرد رسول خدا (ص) در عرصه جنگ تا چه میزان با اندیشه های سون تزو در باب هنر جنگ همخوانی دارد. نتیجه تحقیق که به روش تاریخی و تحلیلی و بر اساس داده های منابع کهن تاریخی و بررسی کتاب هنر جنگ سون تزو صورت گرفته، نشان می دهد که عملکرد موفقیت آمیز آن حضرت در جنگ ها مرهون اجرای موفقیت آمیز اصول و مبانی هنر جنگ بوده و تشابه فراوانی با نظرات این اندیشمند برجسته نظامی دارد.