استخوان از موادی است که تقریبا در بیشتر حفاریهای باستان شناسی به دست می آید و از آنجا که استخوان ، هم به صورت ابزار و هم به صورت ماده خام در محوطه های باستانی یافت م یشود؛ م یتواند از زوایای گوناگون مورد مطالعه و بررسی باستا نشناسان و مورخان هنر قرار گیرد و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار آنان قرار دهد. در حفاریهای قدیمی تر، استخوانها و دیگر بقایای ان سانی و حیوانی مانند دندان و شاخ ، کمتر مورد توجه قرار م یگرفتند، امروزه این یافته ها به دقت ثبت و جمع آوری م ی شوند . زیس ت شناسان، انسا ن دیرین ه شناسان، جانورشناسان و پاتولوژیستها بررسی همه جانب ه ای روی این یافته ها انجام داده اند و اطلاعات جامع و مفیدی درباره وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی جوامع باستانی به دست آورد ه اند. این پژوهش بر آن است تا با تشریح موارد استفاده ای که م یتوان در امر شناخت فرهن گهای کهن از استخوان کرد؛ توجه باستا ن شناسان و محققان تاریخ هنر را بیش از پیش به این ماده ارزشمند جلب کند.
آن طور که اغلب تصور شده ، باستان شناسی دانش یکدست و واحد با مرزها و منطقه ها ی موضوعی شفاف و روش شناسی نظری و عملی مشخص و روشنی نیست.مسئله های مطرح شده در آن نیز چنین اند؛هم توصیفی و تحلیلی طرح می شوند، هم تبیینی و تفسیری ره می سپارند. هم ، رنگ تفسیررا برچهره دارند، هم لعاب تاویل را برتن پوشیده اند.تداخل ها و داد و ستدهای چند ضلعی و گسترده باستان شناسان با عالمان و پژوهشگران رشته ها و دانش های دیگر اعم از تاریخی و انسانی و اجتماعی و یا طبیعی و حوزه های فکری و معرفتی دیگر به ویژه فلسفه و منطق و ریاضیات و فلسفه های علم و معرفت شناسی ، تفکیک و تحدید منطقه ها و مرزهای موضوعی وروش شناسی دانش باستان شناسی را از رشته ها و دانش های دیگر، سخت پیچیده و دشوار و در برخی موارد نیز ناممکن کرده است.