عمده هدف مقاله حاضر، بررسی علت اصلی شکست نهضت جنگل است. از نظر نگارنده این مقاله تا پیش از ورود ارتش سرخ به ایران، جنبش جنگل یک نهضت ملی و اسلامی بود. هدف اصلی تشکیل این جنبش نیز خروج نیروهای خارجی (روس و انگلیس) از ایران بود. در کنار این هدف جنبش برپایی عدالت، در برخورد با حکام ستمگر محلی و کشوری و دادرسی به مردم را مدنظر داشت. سخنان و اظهارات رهبر جنبش، اعلامیه ها و فعالیت ها همه و همه به خوبی این اهداف مهم را نشان می دهند. البته روند جنبش در رسیدن به این اهداف دارای فراز و نشیب بوده است. اما با ورود ارتش سرخ به ایران و تفاهم هایی که میان رهبران جنبش و فرماندهان ارتش سرخ صورت می گیرد، رهبران جنبش بر عدم اجرای کمونیسم تاکید می کنند، لیکن جو ایده آل انقلابی و ورود نیروها و عناصر شوروی به تدریج نخستین ایدئولوژی جنبش را به چالش می طلبد. این مساله باعث کاهش سرمایه اجتماعی جنبش و به تدریج فروپاشی آن گردید.
پس از محاصره اصفهان به سال 1134ه.ق توسط محمود افغان، به پیشنهاد محمد قلی خان شاملو- وزیر اعظم- و محمد آقای خواجه یوزباشی آقایان ، چنین تصمیم گرفته شد که پسر سوم شاه سلطان حسین (تهماسب میرزا) به همراه اسماعیل آقای خواجه جبادار باشی (للـه تهماسب میرزا) ، محمد علی خان پسر اصلان خان ، محمدعلی خان مکری تفنگ چی آقاسی، رجب علی بیک ناظر سابق، میرزا صادق واقعه نویس و جمعی از غلامان خاصه و آقایان خواجه و حاجی هاشم تبریزی به همراه دویست نفر از اهل تبریز، در شب بیست و دوم شعبان سال 1134 ه . ق /1722 م ، مخفیانه از اصفهان به سوی آذربایجان بیرون روند.
تهماسب میرزا و همراهان ، پس از عبور از کاشان ، به قزوین وارد گشتند در عمارت دولتخانه این شهر اسکان داده شدند .
می نویسند مردم قزوین با شوق و ذوق فراوان از شاه زاده صفوی ، امید نا امیدی های خود ، و همراهانشان ، استقبال کردند ، به این امید که مرهمی باشند بر زخم های فراوانی که در این برهه از تاریخ کشور از سوی دشمنان این آب و خاک بر آنها و سایر شهرهای ایران وارد شده بود؛ غافل از اینکه پس از استقرار تهماسب و همراهان بر اریکه های قدرت و اطلاع از سقوط قطعی اصفهان و تسلط محمود افغان غلزایی بر اصفهان و اطراف آن ، در سی ام ماه محرم سال 1135ه . ق ، به جای چاره جویی و فعالیت برای نجات ایران و مردم ستم دیده اصفهان و پیرامونش ، با همراهان «... کور و کر... خود مشغول به شرب خمر و انواع فسوق گردیده ، امرای نمک به حرام مطلقاً از مقدمه اصفهان و تصرف افغان ، به خاطر نرسانیده ، به همان [عادت گذشته] به لهو و لعب و فسق و فجور اشتغال داشته، سکه به اسم نواب میرزا زدند» .
محمود افغان پس از دریافت خبر جلوس بر تخت و اعلام پادشاهی تهماسب دوم در قزوین ، اشرف را که عمو زاده اش بود ، به همراه سردار معروفش امان الهپ خان ، به منظور سرکوبی تهماسب و مردم قزوین ، به این شهر اعزام نمود . تهماسب و همراهان ، بدون اطلاع مردم شهر، شبانه از قزوین به تبریز فرار کردند و مردم بی پناه این شهر را به افغان ها تسلیم نمودند .
در این یورش افغان ها، مردم قزوین غافل گیر شدند و ورود افغان ها را به شهر به اجبار پذیرا گشتند ، ولی بر اثر ظلم و ستم آنان و حاکم افغانی این شهر - سیدال خان- بر آنها شوریدند و شبانه اکثر افغان ها را ، که در منزل قزوین به زور ساکن شده بودند ، به قتل رسانیدند و ما بقی افغان ها پس از اجبار ، روز مقاومت ، صف محاصره را شکستند و به سوی اصفهان عقب نشستند . قیام مردم قزوین در واقع الگو و سرمشق شورش های دیگر مردم ایران و اصفهان علیه افغان ها شد ، که جرقه اش در ابتدا از قزوین آغاز شده بود و در نهایت به قتل محمود انجامید .
نگارنده در نظر دارد درباره قیام دلاورانه مردم قزوین و نقش این شهر در سقوط دولت محمود افغان و روی کار آمدن اشرف ، مطالبی ارائه دهد تا شاید قبول اهل نظر افتد .
محور بنیادین این پژوهش بر یافته هایی استوار است که از پاسخ به پرسشهای زیر به دست آمده اند: 1- شورش قلندر در اثر چه زمینه ها و عواملی پدید آمد و در پی چه اهدافی بود؟ 2- ماهیت فکری و اجتماعی این شورش و فرآیند تحولات آن چگونه بوده است؟ 3- سرنوشت این شورش چگونه رقم خورد و چرا؟ و 4- چه پیامد هایی را در پی داشت؟این شورش که در دوره زمامداری شاه محمد خدا بنده صفوی (995-985 ه.ق) در ولایت کوه گیلویه رخ داد و چندین سال مایه اشتغال دولت وی بود، با بهره جستن از زمینه های اجتماعی - اقتصادی و بحران سیاسی گریبانگیر دولت صفویه و نیز برخی آموزه های مذهبی، توانست توده وسیعی از مردم تاجیک (غیرترکمان) آن ناحیه را که از حاکمیت قزلباشان افشاری و از ستم پذیری و حاشیه نشینی در نظام اقتصادی موجود ناراضی بودند، به گرد خویش فراهم آورد و با وعده کشورستانی و جهانگیری و برپایی سلطنتی دیگر، با دعوی اسماعیل میرزایی و بر کشاندن هواخواهان به مناصب و مدارج عالی توام با بهبودی وضعیت معیشتی، احساسات آنها را علیه دولت مرکزی و عاملان آن در منطقه بسیج نماید. با اینکه این شورش به نوبه خود به خیزش اجتماعی گسترده و مخاطره آمیزی تبدیل شد و از کانون ظهور خود فراتر رفت و مناطق همجوار را نیز در بر گرفت، لیکن سرانجام به دست دولتیان سرکوب شد و نتوانست تغییر بنیادینی در وضعیت موجود و حیات دولت صفوی پدید آورد.در این مقاله، علل بروز شورش قلندر در کوه گیلویه و عوامل موقعیت ساز وی، ماهیت فکری و اجتماعی شورش و فرآیند تحولات آن، دلایل پیوستن مردم به قلندر و سرانجام عوامل ناکامی و پیامدهای شورش بررسی و تحلیل شده است. این پژوهش از نوع پژوهش تاریخی و به روش کتابخانه ای است و داده های تاریخی با استناد به منابع اصلی به شیوه فیش نگاری گردآوری شده است. سپس با ارزیابی و تجزیه و تحلیل اطلاعات گردآوری شده، به سازماندهی و استنتاج از آن پرداخته شده است.