تشکیل مجلس و پذیرش نوعی نظام پارلمانی از سوی مظفر الدین شاه از جمله نتیجه های انقلاب مشروطیت ایران بود. این مجلس که در نخستین فرمان صادر شده در تشکیل آن (14 جمادی الثانی 1324) نام ویژه ای نداشت در فرمان بعدی (16 جمادی الثانی) عنوان مجلس شورای اسلامی یافت و در آخرین فرمان که به فاصلهٔ چهار روز از نخستین آنها صادر شد نام مجلس شورای ملی گرفت. انگیزه های سیاسی ناشی از بدبینی مشروطه خواهان به دولتمردان از یک سو و ترس از تنگ نظران به سبب مصادره به مطلوب نام مجلس که به نادیده گرفتن حقوق ملت و آزادی آنها می انجامید از سوی دیگر، نشان از علت تبدیل فرمان ها و نام گذاری های مختلف آن دارد. مقاله در صدد بیان دلیل تغییر نام مجلس در سه فرمان یادشده و انگیره های سیاسی مؤثر در این تغییر است.
دولت عثمانی در دوره قاجار حضور سیاسی در مشهد نداشت، ولی از زمان شروع جنگ جهانی اول که موضوع اتحاد جهان اسلام مطرح شد، طرفدارانی در مشهد یافت که ترک های قفقازی مهم ترین آنها بودند. پس از شکست عثمانی و تشکیل مجلس بزرگ ملی ترک، روابط حکومت جدید با ایران و افغانستان بیشتر شد و مشهد یکی از کانون های ارتباط این سه دولت اسلامی بود. با تأسیس کنسولگری افغانستان در اواخر دوره قاجار، ترکیه نیز شهبندری خود را در سال 1341 قمری در مشهد دایر کرد. با ورود محمد سامی بیک برای برافراشتن «بیرق ماه و ستاره» در مشهد، گام های مهمی برای جلب اتحاد جهان اسلامی برداشته شد و اقدامات عملی برای اتحاد ایران، ترکیه و افغانستان صورت گرفت و زمینه ای برای اتحاد بیشتر در دوره رضا شاه شد. عملکرد سامی بیک و واکنش دول روس و انگلیس موضوع دیگری است که تاکنون مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله علل شکل گیری شهبندری، عملکرد یازده ماهه سامی بیک در زمینه های مختلف نظیر سخنرانی در حرم امام رضا (ع)، بازدید از مدارس، ملاقات با روزنامه نگاران، برگزاری نماز جمعه، برگزرای نماز عید فطر، شرکت در عزاداری ها، تشویق و حمایت از مخالفان سیاست انگلیس و رابطه با کنسولگری افغانستان مورد بررسی قرار می گیرد.
هدف اصلی این نوشتار، بازخوانی مجدد متون اصلی زندیه و قاجاریه برای برای بدست دادن تصویری نسبتا روشن از فعالیت حاج ابراهیم خان کلانتر در دوران لطفعلی خان زند و اوایل کار آغا محمد خان، بویژه بررسی شورش حاج ابراهیم خان علیه خان جوان زندی در شیراز است و تلاش می شود با بررسی وضعیت سیاسی ایران بعد از کریم خان، فعالیت های آغا محمدخان و همچنین لطفعلی خان، بافت و زمینه ای که در آن مساله شیراز رخ داد، بیشتر شناخته شود.
تاریخ ایران در سراسر دوران اسلامی یعنی پس از 9 قرن از زمان ورود اسلام به ایران تا قبل از روی کار آمدن سلسلة پادشاهی صفوی و برای برهه ای کوتاه در زمان آل بویه هیچ گاه شاهد حاکمیت دولتی شیعی مذهب نبوده است. در دوران صفوی، «مذهب» نقش مهمی در روند مطالعة فرهنگ و هنر داشت، طبعاً از این رهگذر مقولة هنر نیز از تغییر ایدئولوژی و تحولات اجتماعی که در عصر صفوی رخ داده بود بی بهره نماند و در واقع علاوه بر مردم، هنرمندان ایرانی و شیعه مذهب هم سعی کردند که اندیشه، تفکر، عناصر شیعی، ارادت به خاندان پیامبر(ص) و ائمة اطهار و مخصوصاً شخص «علی بن ابیطالب» (ع) و همچنین موضوعات، احادیث و وقایعی همچون حادثة کربلا، معراج پیامبر و... که در حوزة تفکر شیعی بود، در هنر و آثار هنری خود منعکس کنند.
این مقاله بر آن است تا مذهب و عناصر مذهبی غالب در دوران صفوی را با رویکرد به هنرهای قالی بافی، نقاشی ایرانی (نگارگری) و خوشنویسی که در هنر این دوران منعکس شده است، با نگاهی تاریخی بازگو نماید.