در متون تاریخی، همواره از رویدشت به عنوان آخرین ناحیه مسکونی در حاشیه زاینده رود یاد شده است و در مآخذ سده های نخستین دوره اسلامی، آن را یکی از رستاق های اصفهان شمرده اند که در قرون سوم و چهارم هجری از رونق خاصی برخوردار بوده است و پس از آن در ضمن توضیح در خصوص تقسیم زاینده رود و یا مصب این رودخانه، گاه از ین بلوک هم ذکری به میان آمده است. از اواخر قرن هفتم و اوایل قرن هشتم هجری، مورخین با شرح و بسط بیشتری از عمران آبادانی منطقه روایت می کنند. وجود این اسناد و نیز چندین اثر از مقطع زمانی مزبور در منطقه نتوانسته است کنجکاوی محققین ایرانی و خارجی را که تا حدود کوهپایه وحتی نائین را مورد بررسی ومطالعه قرار داده اند، بر انگیزد تا با شناسایی و تلاش در جهت ثبت آنها، ضمن شناساندن، به حفظ این آثار ارزشمند که شناسنامه تاریخی این حوضه به حساب می آیند، کمک کنند. از این رو نگارنده، محدوده بین اژیه تا ورزنه را به منظور شناسایی و ثبت آثار دوره ایلخانی برگزید، که در جریان مطالعه میدانی آن ناحیه، موفق به شناسایی یازده اثر تاریخی شد که از آن میان تنها شش بنا را می توان به دوره ایلخانی تا اوایل تیموری نسبت داد. در اینجا برای نخستین بار شرح مختصری از هر یک از آثار مزبور را، به همراه پلان هر بنا - که تمامی توسط نگارنده تهیه شده است- ارایه خواهم نمود. هدف نگارنده از استناد به منابع تاریخی کهن و یا جدید، نقد آنها نیست، بلکه بر پایه یافته های میدانی، قصد آن دارم تا با تکیه بر آنها این آثار را که به مثابه اوراقی پراکنده از تاریخ نانوشته و یا از یاد رفته آن به شمار می آیند، بازخوانی نمایم.
محمد مفید مستوفی بافقی از مورخان و نویسندگان معروف سده یازدهم هجری است که با وجود تصدی شغل استیفای موقوفات یزد و تالیف دو اثر مهم جامع مفیدی و مختصر مفید ، احوال وی در تذکره های قرون یازدهم و دوازدهم هجری راه نیافته و آگاهی ما از وی منحصر به مندرجات آثار او ، به خصوص جامع مفیدی ، است . مقاله حاضر در صدد است ضمن نقد و بررسی آثار در دسترس وی، خاصه جامع مفیدی ، و مطالعه ساختار و نحوه تاثیر پذیری آن از سایر منابع ، به کیفیت نگارش این اثر در جریان زندگانی مؤلف بپردازد .
در راستای پی گیری این مسئله ، با تکیه بر روش تحقیق کتابخانه ای ، کوشیده شده با محور قرار دادن آثار مستوفی بافقی ، به ویژه اثر عمده وی جامع مفیدی ، ضمن بررسی شواهد موجود ، به مطالعه تطبیقی این اثر با سایر منابع و میزان تاثیرات متقابل میان آن ها نیز توجه شود .
مستوفی بافقی در جامع مفیدی علاوه برارائه اطلاعات کم نظیر ازاخبار رجال و ابنیه و محال یزد، آگاهی های سودمندی ازشکل مناسبات دیوانی و اجتماعی آن عهد به دست داده است که بدان مقامی در خور درقلمرو مطالعات عصر صفوی بخشیده است .
حزب توده که پس از شهریور 1320 تاسیس شد، در ارتباط وسیع و وثیق با اتحاد جماهیر شوروی (سابق) بود و هر چه ابلاغ میشد اجرا میکرد و بر این وابستگی نیز افتخار میکرد. (سند شماره 1) شوروی مأمن سران حزب توده در مواقع بحرانی بود و حتی اعضای برجسته حزب در مواردی که خطر فوری بود، برای اجتناب از دستگیری به سفارت این کشور در تهران پناه میبردند. شوروی همچنین خدمات گوناگون و متنوع دیگری نیز به تودهایها میداد که آموزش کادرهای حزب از جمله آنها بود.
شاپور بختیار فرزند محمدرضا (سردار فاتح بختیاری) و نازبیگم در سال 1294 شمسی در چهارمحال و بختیاری به دنیا آمد. او نوه صمصامالسلطنه بختیاری بود که در سالهای پس از مشروطه دوبار به نخستوزیری رسید. تحصیلات ابتداییاش را در شهرکرد و نیمی از تحصیلات متوسطه را در اصفهان گذراند و دوران دبیرستان را در مدرسه فرانسوی بیروت با اخذ دیپلم ریاضی به پایان رساند.1
شاه اسماعیل اول صفوی (907-930 ه.ق) پس از نشستن بر تخت سلطنت در تبریز، مذهب شیعه دوازده امامی را رسمی اعلام کرد. پدران شاه اسماعیل دارای مذهب سنی و مرشد طریقت صفوی بودند. شاه اسماعیل از مذهب پدران خود کناره گرفت و با عزمی راسخ به ترویج مذهب شیعه پرداخت. در جلب او به مذهب شیعه، کارکیا میرزاعلی حاکم لاهیجان نقش اساسی داشت. این مقاله به بررسی شکل گیری تفکر شاه اسماعیل در راستای مذهب شیعه در لاهیجان می پردازد.