مقدمه: در حال حاضر فرسودگی شغلی، یک مشکل شایع در تمام سیستم های بهداشتی است و به نظر می رسد عوامل فیزیکی مانند سر و صدا در این زمینه موثر باشند بر این اساس، مطالعه ی حاضر با هدف تعیین رابطه ی بین آزار صوتی و فرسودگی شغلی پرستاران شهر بهبهان در سال 1394 انجام شد.
روش کار: جامعه ی آماری این مطالعه ی تحلیلی-مقطعی، پرستاران شهر بهبهان در سال 1394 بودند و 151 پرستار به صورت تصادفی با روش طبقه بندی با تخصیص متناسب از 3 بیمارستان، وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، پرسش نامه های فرسودگی شغلی مازلاک و آزار صوتی بودند و داده ها در نرم افزار SPSS نسخه ی 16 با استفاده از آمار توصیفی، آزمون آنووا، تی مستقل و ضریب همبستگی اسپیرمن تحلیل شدند.
یافته ها: تعداد 151 پرستار (8/25% مرد و 2/74% زن) با میانگین سنی 74/8±48/33 سال وارد مطالعه شدند. میانگین نمره ی حساسیت به صدا 98/22±7/63 و میانگین نمره ی آزاردهندگی صدا 68/22±52/56 بود. درصد بیشتری از پرستاران در زیرمقیاس زوال شخصیت (6/63%) و خستگی عاطفی (2/64%) در سطح فرسودگی پایین قرار داشتند اما در زیرمقیاس فقدان موفقیت فردی، درصد بیشتری از افراد (6/65%) در سطح فرسودگی بالا قرار داشتند. نتایج بررسی رابطه ی فرسودگی شغلی با آزاردهندگی و حساسیت به صدا نشان داد که زیرمقیاس خستگی عاطفی با آزاردهندگی (000/0=P) و با حساسیت به صدا (002/0=P) و هم چنین زیرمقیاس مسخ شخصیت با آزاردهندگی صدا (004/0=P) رابطه ی معنی دار مثبت دارند.
نتیجه گیری: بنا بر نتایج، با افزایش آزاردهندگی صدا، فرسودگی شغلی در ابعاد خستگی عاطفی و مسخ شخصیت افزایش می یابد لذا اتخاذ راهکارهایی جهت کاهش آلودگی صوتی در بیمارستان ها جهت پیشگیری از فرسودگی شغلی پرستاران، ضروری به نظر می رسد.
مقدمه: مداخلات گروهی به طور فزاینده ای در موقعیت های بالینی مورد استفاده قرار می گیرد و راهبردی برای ذخیره زمان و انرژی در ارائه خدمات بالینی می باشد. از جمله مداخلاتی که می توان به صورت گروهی مورد استفاده قرار داد درمان یکپارچگی حسی می باشد. مداخلات یکپارچگی حسی برای حل مشکلات یکپارچگی و پردازش حسی مورد استفاده قرار می گیرد. کودکان مبتلا به نقص توجه بیش فعالی مشکلات یکپارچگی و پردازش حسی را تجربه می کنند. اختلال نقص توجه-بیش فعالی، یکی از اختلال های رفتاری است که بر عملکرد تحصیلی- اجتماعی کودکان، تاثیر منفی می گذارند. باتوجه به اینکه مشکلات پردازش و یکپارچگی حسی در این کودکان گزارش شده است و رویکردهای موثری نظیر درمان یکپارچگی حسی جهت مداخله در این حوزه در دسترس است. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی مداخلات گروهی یکپارچگی حسی بر نشانه های اختلال نقص توجه-بیش فعالی دانش آموزان دوره ابتدایی شهر همدان انجام شد.
روش: این تحقیق از نوع نیمه تجربی بود، شرکت کنندگان در این تحقیق شامل 39 کودک 6-12 ساله با اختلال نقص توجه-بیش فعالی بودند که به صورت تصادفی از بین مدارس عادی همدان انتخاب و به دو گرو 24 نفر دختر (10 نفر کنترل،14 نفر آزمایش) و 15 نفر پسر (6 نفر کنترل،9 نفر آزمایش) تقسیم شدند. گروه های آزمایش هفته ای سه بار و طی 10 جلسه یک ساعته مداخله یکپارچگی حسی در حضور والدین دریافت نمود. نشانه های اختلال نقص توجه-بیش فعالی هر دو گروه با استفاده از پرسشنامه نشانه های مرضی کودکان ارزیابی شد.
یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس عاملی نشان داد که یکپارچگی حسی بر بیش فعالی، نقص توجه و تکانشگری آزمودنی های گروه آزمایش تاثیر معنی دار داشت، بعلاوه جنسیت و تعامل مداخله و جنسیت تأثیر معنی دار نداشت.
نتیجه گیری: در مجموع مداخلات گروهی یکپارچگی حسی به طور معناداری بر نقص توجه، بیش فعالی و تکانشگری نمونه مورد نظر تأثیر داشت.
پژوهش حاضر با هدف مطالعه نقش مدیران آموزشی در ایجاد جوّ اخلاقی در مدارس و حمایتهای اجتماعی و رابطه آن با عملکرد سازمانی انجام شده است. طرح کلی پژوهش، همبستگی بوده است. بدین منظور 160 معلم به روش نمونه گیری تصادفی از میان معلمان متوسطه اول شهر یزد از دو ناحیه 1 و 2 آموزش و پرورش انتخاب شدند که از این عده 152 نفر به پرسشنامه ها به طور کامل پاسخ دادند. در این پژوهش از مقیاس حمایت اجتماعی اقتباس شده از پرسشنامه کیفیت زندگی کاری واندوردوف و مایز، پرسشنامه عملکرد سازمانی لائو و می و پرسشنامه جوّ اخلاقی ویکتور و کولن استفاده شده است. به منظور تحلیل آماری داده ها، تحلیل همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه و تحلیل واریانس چندعاملی به کار رفته است. یافته های تحقیق نشان می دهند که دیدگاه مدیران آموزشی بر جوّ اخلاقی مدارس اثر می گذارد و نوع جوّ اخلاقی ایجاد شده و حمایتهای اجتماعی مدیران آموزشی و همکاران بر عملکرد سازمانی معلمان نقش تعیین کننده ای دارد. نتایج نشان می دهند که از میان 5 نوع جوّ اخلاقی دیدگاه کولن، تأکید بر اجرای صرف قوانین و دیدگاه ابزاری از اولویتهای اصلی مدیران آموزشی است و توجه به کارآمدی و رفتار مراقبت کننده در اولویتهای بعدی قرار دارند. در جوّی که دیدگاه ابزاری حاکم است، عملکرد مطلوب معلمان کاهش می یابد و تنها کارآمدی با عملکرد مطلوب سازمانی معلمان رابطه دارد. اما بهترین پیش بینی کننده عملکرد سازمانی مطلوب معلمان، حمایت اجتماعی مدیران آموزشی است و بهترین پیش بینی کننده برای عملکرد ضعیف، دیدگاه ابزاری است. در مقایسه میان مدیران مدارس دولتی و غیردولتی هیچ تفاوتی در جوّ اخلاقی و حمایتهای اجتماعی دیده نشده اما هر چه سابقه خدمت معلمان افزایش می یابد، ادراک بیشتری از دو بعد اخلاقی تأکید بر قوانین و رفتار مراقبت کننده گزارش شده است.
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی الگوی روابط ساختاری ویژگی های انحرافی شخصیت، ادراک خطر و انگیزش درمان در افراد وابسته به مواد انجام گرفت. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی - همبستگی بود. کلیه افراد مبتلا به وابستگی به مواد که در نیمه دوم سال 1393 به مراکز ترک اعتیاد شهر اردبیل مراجعه کردند، جامعه آماری پژوهش حاضر را تشکیل دادند. تعداد 140 نفر از این جامعه به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب و به مقیاس های مراحل آمادگی برای تغییر و اشتیاق درمان، انحراف شخصیتی و ارزیابی شناختی حوادث پرخطر پاسخ دادند. یافته ها: نتایج نشان داد که ادراک خطر و هر سه مؤلفه انگیزش درمان با ویژگی های شخصیتی افکار خصمانه، بدنام سازی دیگران، بی اعتمادی به خود، وابستگی و سلطه پذیری ارتباط منفی دارد؛ ولی بین ادراک خطر و هر سه مؤلفه انگیزش درمان ارتباط مثبت مشاهده شد. همچنین 53 % از واریانس بازشناسی، 44 % از واریانس دوسوگرایی و 47 % از واریانس گام برداری به وسیله ویژگی های انحرافی شخصیت تبیین شد. شاخص های برازش مدل نیز، مسیر ویژگی های انحرافی شخصیت به سه مؤلفه انگیزش درمان را با میانجی گری ادراک خطر تأیید کرد. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که ادارک خطر پایین یکی از گذرگاه های تبیینی ارتباط ویژگی های انحرافی شخصیت به انگیزش درمان می باشد.
دف این پژوهش ساخت و بررسی روایی و ساختار عاملی پرسشنامه ای برای سنجش نیازهای پژوهشی معلمان مقطع متوسطة شهر مشهد است. روش این پژوهش توصیفی و از نوع آزمون سازی است. از جامعة معلمان زن و مرد مقطع متوسطة شهر مشهد نمونه ای به حجم 235 نفر انتخاب شده است.با بهره گیری از نظریة خودتعیین گری، پرسشنامة 45 سؤالی تهیه شده است که معلمان به آن پاسخ داده اند. برای فراهم آوردن روایی ابزار از روایی سازة تحلیل عاملی اکتشافی، روش مؤلفه های اصلی و چرخش واریماکس، روایی همسانی درونی، و برای فراهم آوردن پایایی از آلفای کرونباخ استفاده شده است. همچنین نمرات t و رتبة درصدی در هریک از خرده مقیاس های «خودمختاری»، «ارتباط» و «شایستگی» نیز گزارش شده است. تحلیل مؤلفه های اصلینشان می دهد که پرسشنامة نیاز پژوهشی از سه عامل خودمختاری، شایستگی و ارتباط تشکیل شده است و این عوامل در مجموع، 01/44 درصد از واریانس ابزار را تبیین می کنند. همچنین همبستگی بین عوامل مثبت و معنی دار است که نشان دهندة روایی همسانی درونی ابزار است. آلفای کرونباخ خرده مقیاس های شایستگی، ارتباط، خودمختاری در نمونة پژوهش به ترتیب 93/0، 89/0 و 77/0 برآورد شده است که نشان می دهد آلفای کرونباخ کل ابزار و هریک از خرده مقیاس های آن از مقادیر متوسط و سطح مناسبی برخوردارند. همچنین یافته های تحلیل واریانس یک طرفه در بررسی چگونگی نیازها در نمونة پژوهش نشان می دهد که معلمان در بعد شایستگی با میانگین رتبة 97/1 بیشترین احساس نیاز به پژوهش و در بعد ارتباط با میانگین رتبة 70/0 کمترین احساس نیاز به پژوهش را بیان کرده اند. با توجه به یافته های پژوهش می توان گفت که پرسشنامة نیاز پژوهشی ابزاری معتبر و روا در حوزة تشخیص نیازهای پژوهشی است و کاربست آن می تواند به رشد شغلی معلمان کمک کند.
رفتارهای پرخطر که شیوع آن در جمعیت مبتلا به اچ آی وی بیشتر از جمعیت کلی است متاثر از عوامل چندی شامل ویژگی های زیستی، داشتن سبک زندگی ناسالم وعملکرد خانوادگی ناسالم و غیره است. هدف اصلی این پژوهش، بررسی نقش کارکرد خانوادگی در پیش بینی تصمیم گیری پرخطر در افراد مبتلا به اچ آی وی است که با درنظر گرفتن نقش میانجی متغیرهای سبک زندگی و تصمیم گیری پرخطر انجام پذیرفته است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری است. این پژوهش بر روی 147 فرد مبتلا به اچ آی وی صورت گرفت و از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. نمونه آماری بر طبق روش های تعیین حجم نمونه و بر اساس خرده مقیاس های پرسش نامه های پژوهش 147 نفر تعیین شد. از پرسش نامه های ارزیابی رفتار پرخطر ، پرسشنامه انعطاف و انسجام خانواده، پرسش نامه سبک زندگی ارتقادهنده سلامت و برای ارزیابی تصمیم گیری پرخطر از آزمون بارت استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار لیزرل انجام شد. عملکرد خانوادگی با رفتار پرخطر رابطه منفی و معنی دار معکوسی داشت. تمامی نتایج بیان شده نشان می دهد که مسیر ها و مدل پژوهش تایید شده است. در این پژوهش دریافتیم که عملکرد خانوادگی با رفتار پرخطر به صورت مستقیم و به صورت غیر مستقیم و از طریق تصمیم گیری پرخطر و نیز سبک زندگی رابطه دارد. پژوهش های آینده باید سهم عوامل خانوادگی را در تصمیم گیری پرخطر افراد مبتلا به اچ آی وی بیش تر مد نظر قرار دهد.
هدف از انجام این پژوهش، بررسی الزامات مؤثر در استفاده از سیستم مدیریت یادگیری در آموزش عالی از دیدگاه استادان دانشگاه اصفهان بود. این پژوهش از نوع کیفی بود که با استفاده از روش مصاحبه در سال تحصیلی 94-1393 انجام گرفت. بر این اساس، با 15 نفر از استادان مصاحبه به عمل آمد. مصاحبه به صورت نیمه ساختار یافته انجام گرفت که روایی محتوایی سؤالات آن از قبل مورد تأیید چند نفر صاحب نظر در حوزه مربوطه قرار گرفت. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش مقوله بندی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که از جمله عوامل مهم در به کارگیری سیستم مدیریت یادگیری عبارتند از: عوامل مربوط به ماهیت سیستم مدیریت یادگیری، عوامل مدیریتی- زیرساختی و عوامل انسانی. در بعد عوامل مرتبط با سیستم، قابلیت آموزشی و قابلیت یادگیری، در بعد انسانی، مهارت در استفاده از سیستم، و در بعد مدیریتی- زیرساختی، کمیت و کیفیت زیرساخت ها و تدارک منابع مالی کافی، از جمله عوامل مهم به کارگیری سیستم مدیریت یادگیری در آموزش عالی بود.
پژوهش حاضر به منظور بررسی ویژگی های روان سنجی پرسش نامه فراشناخت شناور بودن بر روی جامعه دانشجویی صورت پذیرفت. برای این منظور تعداد 390 نفر از دانشجویان دانشگاه ارومیه به صورت نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسش نامه فراشناخت شناور بودن، پرسش نامه فرا هیجان های مثبت و فراشناخت های مثبت و باورهای فراشناختی به منظور پاسخ دهی بین شرکت کنندگان پژوهش توزیع شد. پس از گردآوری داده ها، جهت تعیین ویژگی های روان سنجی پرسش نامه فراشناخت شناور بودن ابتدا اعتبار این پرسش نامه از طریق ضریب آلفای کرونباخ و باز آزمایی و دو نیمسازی سنجیده، روایی ملاکی آن با پرسش نامه فرا هیجان های مثبت و فراشناخت های مثبت و باورهای فراشناختی مورد بررسی قرار گرفت، همچنین ساختار عاملی آن با استفاده از تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی شد. نتایج حاصل از تحلیل عاملی نشان داد پرسش نامه فراشناخت شناور بودن دارای دو عامل است و بررسی پایایی پرسش نامه با استفاده از ضرایب آلفا، باز آزمایی و دو نیمسازی نشان دهنده ثبات پرسش نامه بود، همچنین روایی ملاکی پرسش نامه با دیگر مقیاس ها حاکی از روایی تفکیکی و همگرایی مطلوب بود. در مجموع یافته ها نشان داد که پرسش نامه فراشناخت شناور بودن دارای ویژگی روان سنجی مطلوبی در نمونه جمعیتی دانشجویی و بهنجار بوده و می توان از این ابزار در مطالعات صورت گرفته در فرهنگ ایرانی استفاده کرد.
امروزه نقش مدیتیشن در پیشگیری و بهبود بیماری های روانی قابل اغماض نیست. به همین منظور پژوهش های مختلف سعی کرده اند مکانیسم های اثر و تغییرات مغزی درگیر در مدیتیشن را بررسی کنند. اما این نتایج از انسجام کافی برخوردار نبوده است. آن چه ما در این مقاله قصد بررسی آن را داریم انسجام دادن به این نتایج با توجه به انواع مدیتیشن و تفاوت های آن ها در فعال سازی ساختارهای مختلف مغزی است. به این ترتیب بهترین نوع مدیتیشن برای تعدیل بی نظمی های الکتروآنسفالوگرافی در کودکان بیش فعال روشن می شود حال آن که هرنوع مدیتیشن امواج خاصی را در مغز فعال می کند.
مقدمه: خستگی احساس ناخوشایند ذهنی است که فرد در آن وضعیت احساس تحلیل قوا در ابعاد جسمانی، شناختی و روانی می کند. شکل مزمن این موضوع امروزه در بین متخصصین بهداشت روانی به موضوعی شایع تبدیل شده است. این پژوهش با هدف مقایسه ی فراشناخت در افرد دارای خستگی مزمن و افراد عادی انجام گرفت. در این پژوهش 120 (60 نفر دارای خستگی مزمن و 60 نفر عادی) نفر از بین دانشجویان دختر کارشناسی دانشگاه تبریز، به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و از طریق سرند کردن، انتخاب شدند. شرکت کنندگان مقیاس تأثیر خستگی (FIS) و فرم کوتاه پرسشنامه فراشناخت ولز (MCQ-30) را تکمیل کردند. داده های آماری با بکارگیری آزمونt گروه های مستقل مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان داد که افراد دارای خستگی مزمن و افراد عادی در زیرمقیاس خودآگاهی شناختی و عقاید منفی درباره کنترل ناپذیری افکار، تفاوت معناداری با هم ندارند اما در زیرمقیاس های باورهای مثبت درباره نگرانی، فقدان اطمینان شناختی و اعتقاد درباره ی نیاز به کنترل افکار، تفاوت به نفع گروه دارای خستگی مزمن معنی دار است.بر مبنای یافته های این پژوهش، تمرکز بر نقش متغیرهای فراشناختی در مداخلات درمانی افراد مبتلا به سندرم خستگی مزمن، می تواند بخش مهمی از درمان این افراد را تشکیل دهد.