تجزیه و تحلیل محتوا، وسیله و ابزار پژوهش علمی است که باتوجه به ویژگیها و اهداف آن، در رسانههای مختلف، به شکلهای گوناگون کارایی دارد همچنین از این فن در علوم مختلف به اشکال مختلفی و به منظور تامین اهداف گوناگون استفاده شده است، مثلا در روانشناسی، برای بررسی و تاثیر شیوه نگارش اسناد تاریخی بر خوانندگان(بیل،1944)، سنجیدن و آزمون ویژگیهای شخصیتی افراد (چادویک و دیگران، 1984) و بررسی ارزشهای مذهبی افراد باتوجه به نقاشی آنان(اتکینسونو دیگران،1969)، ودر علوم رسانهای برای شناسایی روشهای بهتر طرح پیام، مقایسه سطح پوشش خبری رسانه و در مبارزات انتخاباتی (سیگمن و پولاک، 1990«م»)، از این فن استفاده شده است.
«تحلیل محتوا فنی پژوهشی است که هدفش اندازهگیری موضوعهایی(از قبیل خشونت، تصاویر منفی از زن، و یا هرچیز دیگری) است،که یا از درون رسانهای هنری و تصویری و... انتخاب کردهایم و یا میتواند به بررسی محتوای پدیدهای بپردازد که صرفا جزء رسانههای ارتباط جمعی نیست، برای نمونه تحلیل محتوای نامه های شخصی، گفتگوهای تلفنی و سخنرانیهای کلاس درس».
پژوهندگان امر ارتباطات اغلب تمایل دارند نتایج به دست آمده از پژوهش را به کل جمعیت جامعه، ناحیه یا حتی یک ملت تعمیم دهند. البته کاملا بدیهی است که نمیتوان عده بسیار زیادی از جمعیت را مورد بررسی و مطالعه قرارداد؛ زیرا این کار به حضور خیل عظیمی از پرسشگران و وجود منابع مالی عظیم نیاز دارد. با این همه، درقرن نوزدهم، پژوهشگرانی که درباره حیوانات (نظیر گونه های دریایی) پژوهش میکردند، متوجه شدند که اگر گروه کوچک و کم شماری از حیوانات را به عنوان نمونه درنظر بگیرند، به نحوی که ویژگیهای آنها به طور میانگین همان ویژگیهایی باشد که جامعه اصلی واجد آنهاست، دراین صورت نتایج به دست آمده از این نمونه کوچک به جمعیت اصلی و بزرگ قابل تعمیم خواهد بود. در ضمن به زودی پی بردند که این اصل را میتوان درباره جوامع انسانی نیز به کاربرد، بنابراین پژوهشگران، نمونهگیری را از آنها اقتباس کردند و به رعایت گرفتند. با استفاده از این روش میتوان برامری ناممکن، یعنی مطالعه کل یک جمعیت، فایق آمد و اگر نمونهگیری، درست اجرا شود، پژوهشگران میتوانند به نتایجی دست یابند که اگر کل جامعه را بررسی میکردند، به آنها میرسیدند.
مدیریت مراکز پژوهشی به دلیل فقدان قطعیت ذاتی پژوهشها و نیز ویژگیهای خاص پژوهشگران که غالبا مستقل تر و رشد یافتهترند، یکی از دشوارترین انواع مدیریت است. هدف از این مقاله ارائه اطلاعات و رهنمودهایی در زمینه مدیریت و بهبود بهرهوری سازمانهای پژوهشی است. به دلیل کمبود منبع دراین باره، غالب مطالب از کتاب مدیریت بر مدیریت ناپذیر، مدیریت سازمانهای پژوهشی برگرفته شده است که توسط آر.کی.جین و اچ.سی.ترایاندیس تالیف، در موسسه آموزشی و پژوهشی صنایع دفاع، ترجمه و درسال 1376 منتشر شده است.
مطالعه این کتاب به مدیران و پژوهشگران ارشد مراکز پژوهشی سفارش میشود.
مدیریت مراکز پژوهشی به دلیل فقدان قطعیت ذاتی پژوهشها و نیز ویژگیهای خاص پژوهشران که غالبا مستقل تر و رشد یافتهترند، یکی از دشوارترین انواع مدیریت است.