"شهروندی از مهم ترین ایده های اجتماعی- سیاسی دوران معاصر محسوب می شود که در تحول تاریخی خود راه پرفراز و فرودی را پیموده است.این مفهوم بازتاب مجموعه انتظارات در زمینه حقوق و مسوولیت ها در یک اجتماع خاص است که اعضا نسبت به یکدیگر، نهادها و جامعه دارند. شهروندی نشانگر دو اصل مهم است؛ یکی موقعیتی که افراد بر حسب حقوق و مسوولیت هایشان کسب می کنند و دیگری شرایطی که جامعه برای کسب یا اعطای این موقعیت پدید می آورد. این ایده صرفا برای برخورداری از حقوق و انجام وظایف مطرح نشده، بلکه به منظور دستیابی به اهدافی چون توسعه اجتماعی نیز حایز اهمیت است.
این مقاله بر آن است تا با استناد به داده های پژوهشی انجام شده در زمینه موضوع، به توصیف وضعیت شهروندی و تحلیل عوامل موثر بر تغییر نحوه نگرش افراد نسبت به حقوق و وظایفشان بپردازد."
اکثر تحقیقات درباره تاثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی بر رفتار کودکان مبتنی بر مدل محرک (صحنه های خشونت آمیز تلویزیونی) و پاسخ (رفتار کودکان) بوده است. این تحقیقات عمدتا بر گرفته از نظریه جامعه توده وار و نظریه گلوله های جادویی بوده است. بر پایه این نظریه ها تماشای خشونت تلویزیونی توسط کودکان باعث رفتار خشونت آمیز در آنان می شود. در این تحقیق، با تاکید بر نظریه کارکردگرایی ساختی، متغیرهای دیگری از جمله پایگاه اجتماعی- اقتصادی و نحوه رفتار والدین با کودکان به منزله فرآیندهای واسط میان تماشای خشونت تلویزیونی و رفتار کودکان در ایران مورد آزمون قرار گرفته و نقش آن ها در میزان اثربخشی خشونت تلویزیونی برمیان کودکان متعلق به پایگاه های اجتماعی- اقتصادی و سبک های والدینی بررسی شده است.
درحدود نیمه قرن بیستم میلادی، هنگامی که الگوی هرم وارونه، به عنوان شیوهای کارآمد در خبرنویسی پذیرفته شد، روزنامهنگاران«لید»(Lead) و لیدنویسی را نیز مهارتی پراهمیت در رسانهها- بیشتر نوشتاری- تلقی کردند.
این را که نوشتن خبر، به صورت هرم وارونه مزایای بیگفتگویی دارد، این را که هرم وارونه تکلیف خبرنگار، سردبیر و خواننده را روشن میکند و این را که این شیوه را میتوان آموخت و آموزش داد،همگان پذیرفتهاند و به دلیل همین ملاحظهها و نیز به دلیل ساده و روشمند بودن این الگو آموزش آن در کلاسها هنوز ادامه دارد.
در کشورما، لید با قواعدی مشخص، به همت استادان و با بهرهگیری از دانش آنان، در دانشگاههای روزنامهنگاری به بحث گذاشته شد و از اواخر دهه 40 شمسی در مطبوعات رواج یافت.هنوز هم در مطبوعات و مدارس روزنامهنگاری ما، لید و هرم وارونه، به سبب امتیازهای خاص خود، از شیوههای درست، علمی و کاربردی خبرنویسی شناخته میشوند. البته با تاسف باید پذیرفت که به دلایل مختلف در مطبوعات و در رسانههای دیگر ما، هنوز خبر را به شیوههای پیش از عصر هرم وارونه یعنی شیوههایی مانند ترغیب زمانی یا روش تاریخی، روایت آزاد خبر، آمیختن خبر با شعار و تبلیغ و مینویسند.
پرسشی که کوشش شدهاست تا در این نوشتار به آن پاسخ داده شود این است که آیا شیوه هرم وارونه و کاربرد لید، هنوز هم در دنیا رواج دارد؟ نویسنده، قصد آن ندارد که بحث و نظر مطرح شده را حرف و سخن آخرین و دریافتها و رهیافتهای ارائه شده را دارای قطعیت نظری و کاربردی بداند. بلکه مطالب حاضر را تنها مدخل و آغازی براین بحث با اهمیت تلقی میکند و ورود به آن را در شان ودر خور صاحبنظران میداند.
نگارنده در این مقاله تلاش می کندتا از راه طرح نظریه های گوناگون از جمله نظریه ادوار بحرانی زندگی اریکسوننظریه انواع فرهنگ سیاسی و یلداوسکی نظریه استفاده و رضامندی و غیره این نگرش ساده انگارانه را که مخاطب در چرخه ارتباطات سوژه بی اختیاری است که پیام باید به او تزریق شودمورد نقد قرار دهد. او بحث خود را با این پرسش اغز می کند که ایا مخاطبان همیشه و درهر شرایطی آماده مصرف هر پیام رسانه ای هستند ؟ سپس در پاسخ بهاین سوال اظهار میدارد که آمادگی مخاطبان برای مصرف پیام رسانه ای متاثر از شرایط و ساختار فرهنگی اجتماعی و سیاسی و نیز متاثر از ویژگی های شخصیتی ودرونی آنان از جمله سن طبقه اجتماعی سطح تحصیلات و ... است.
هرگاه موضوع مخاطب رسانه بهمیان میآید. معمولا فقط مخاطبان رسانه رادیو و تلویزیون در ذهن تداعی میشود درحالی که رسانههای مکتوب نیز سهم عمدهای در اطلاعرسانی،ارتقای سطح آگاهیهای جامعه، ارائه اخبار و تحلیل های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی دارند. دراین نوشتار، موضوع مخاطب از دیدگاه فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی مورد توجه قرار گرفتهاست و ضمن توصیف ویژگیهای سیستم های ارتباطی سعیشده است تفاوتهای نگرش به مخاطب از دو دیدگاه رسانه یکسویه پخش همگانی و سیستمهای چند رسانهای تعاملی بررسی شود. به عبارت دیگر، نگارنده در پیآن است که جایگاه و نقش مخاطب را در سیستمهای ارتباطی تبیین سازد. آن دسته از مشخصات فناوریهای رسانهای که به نحوی به مخاطب مربوط میشوند، مبنای این بررسی را تشکیل خواهند داد.
شناخت علایق، سلایق، نیازها و مصالح مخاطبان بخشهای خبری رادیو و تلویزیون از ضرورت های تولید این گونه برنامههاست. این از آن روست که نحوه تولید و تدوین برنامههای خبری در کشورما و اصولا جنس این گونه برنامهها با یکنواختی و سکونی همراه است که خطر ازدست دادن مخاطب را مضاعف میکند. لذا اهمیت شناخت آنچه بینندگان، ارزش خبری تلقی میکنند غیرقابل انکار است. این مقاله، با معرفی تحقیق به عمل آمده به منظور شناخت مخاطبان خبرخارجی در پنج کشور، میکوشد شیوه رمزگذاری و رمزگشایی اخبار خارجی در این کشورها را به بحث و بررسی بگذارد تا از این رهگذر، الگوی علمی و قابل اتکایی را جهت انجام پژوهشهای مشابه در سازمان صداوسیما ارائه دهد.
جنگ دوم خلیج فارس(عراق- کویت+ ائتلاف امریکایی) برای بررسی رابطه سانسور و لحن احساسی و انتقادی موجود در اخبار تلویزیون، فرصت منحصر به فردی را فراهم آورد. پخش اخبار تلویزیونی مربوط به این جنگ، نه ازجهت اعمال سانسور، که از جهت مزین بودن مطالب و تصاویر خبری به برچسب یا زیرنویس «سانسورشده»، منحصر به فرد و بیهمتا بود. در مجموع، 424 مطلب خبری تلویزیونی در طول جنگ دوم خلیج فارس مورد تحلیل محتوایی قرار گرفت. وجود یا فقدان برچسب یا زیرنویس «سانسور شده»، منبع اعمال سانسور و شبکه تولیدکننده از جمله سر مولفههایی بودند که در این تحلیل محتوایی مدنظر قرار داشتند. مطالب خبری همچنین براساس ظرفیت احساسی، میزان غلظت احساسی
(Emotional Intensity)و نیز لحن انتقادی مطلب در قبال منبع، درجهبندی شدند. نتایج بهدست آمده برحسب تفاوتهای بیننده محور و تولید کننده محور
(Production and Viewer-based differences)،مورد بحث قرار گرفتند. بحث اینکه آیا سانسور«کارآمد» است، مستلزم لحاظ کردن مولفههای مختلفی از جمله جنبه منفی خبر و غلظت و نحوه نگاه انتقادی به منابع است که با نوعی نتایج پیشبینی نشده همراه است.