"هدف این مقاله بررسى عواملى است که بر روى بهرهورى کارکنان ادارى سازمانهاى دولتى تأثیر داشتهاند.این تحقیق به روش تجربى و با استفاده از ابزار پرسشنامه با حجم نمونه 381 نفر در ادارات انتخاب شده دولتى شهر شیراز انجام شده است.از جمله نتایج مهم تحقیق این است که بعضى از عوامل مانند شرایطى و فیزیکى حاکم بر محل کار، پاداشهاى اجتماعى و تاریخ استخدام بر روى بهرهورى تمام کارکنان، از هر موقعیت و رده سازمانى تأثیر داشتهاند.بعضى از عوامل دیگر تأثیر داشتهاند.بعضى از عوامل دیگر تأثیر قابل توجهى بر روى بهرهورى نداشتند.از جمله این عوامل حقوق، پاداش خاص بهرهورى و وضعیت استخدام بود.بعضى از عوامل دیگر تأثیر متفاوتى بر روى بهرهورى کارکنان و مدیران داشتند. رفتارهاى بدیل بهرهورى، جنس و سطح تحصیلات بر روى بهرهورى کارکنان صف مؤثر بودند.در حالى که تأثیرى بر روى بهرهورى مدیران ستادى نداشتند.
"
"مایکل گیبونز دو شیوه دانشگاهی و شیوه جدید تولید دانش را از همدیگر تفکیک می کند. شیوه تولید دانشگاهی را می توان بر اساس ایده های رابرت مرتون توضیح داد. الگوی مرتونی علم را فعالیتی مستقل از سایر نهادهای اجتماعی می داند و ساختار هنجاری نهاد علم را حاصل عملکرد فعالیت های مستقل دانشمندان می داند. گیبونز و همکاران او از یک چرخش کلی در شیوه جست و جو و تولید دانش سخن می گویند. مهم ترین ویژگی شیوه جدید تولید دانش باز شدن علم بر روی تاثیرات سایر نهادهای اجتماعی است.
این مقاله پس از توضیح دو الگوی نظری مرتونی و گیبونزی به بررسی ارتباط آن ها با هنجارهای راهبردی و فرهنگی جامعه وسیع تر می پردازد. فرضیه اساسی مقاله این است که الگوهای نظری پیش گفت تا حدی بیانگر واقعیت و تا حدی انعکاس سوگیری های هنجاری و ایدئولوژیک اجتماع علمی در دو دوره مختلف قبل و پس از پایان جنگ سرد می باشد و استحاله نظری اخیر در جامعه شناسی علم و پیدایش الگوی تبیینی ((شیوه جدید تولید دانش)) با استحاله هنجاری جامعه علمی تقارن و توازی دارد.
آخرین بخش مقاله به کاوش پیرامون نسبت ما با علم دانشگاهی و شیوه جدید تولید دانش می پردازد و این سوال را مطرح می کند که شرایط علم در ایران را با کمک این دو الگو چگونه می توان توضیح داد و چه آموزه هایی را می توان از آن ها برای بهبود این شرایط استنتاج کرد."
در پرتو مبانی نظری تحقیق، ضمن تدوین 7 فرضیه که ناظر بر رابطه متغیر اصلی حقیق(انزوای ارزشی)و روابط میان هر یک از متغیرهای علّی بود، با کاربرد روش پیمایش و استفاده از تکنیک پرسشنامه هدایت شده از 144 نفر دانشجو، که از بین 91605 نفر دانشجویان شاغل به تحصیل در سه مقطع لیسانس، فوق لیسانس و دکتری در دانشگاههای دولتی شهر تهران در سال تحصیلی 79-80 و به طریق نمونهگیری طبقهای با دقت احتمالی مطلوب 05 d و ضریب اطمینان 95 درصد انتخاب شده بودند، اطلاعات مربوط به ابعاد آسیب شناختی فرهنگی در محیطهای دانشجویی جمعآوری گردید.بر اساس نتایج حاصل از مدل تبیینی تحلیل مسیر انزوای ارزشی، میتوان استدلال کرد که این متغیر متأثر از عوامل مختلفی است که در شبکهای از روابط علّی با یکدیگر و به صورت مرکب و مجموع قرار دارند و کل تغییرات آن را مجموع متغیرهای علت (X)بیان میکند.در این مدل، متغیرهای مطلوبیت شرایط خانوادگی، مطلوبیت شرابط آموزشی، SES رضایت از زندگی، احساس ستیز با والدین و ضدیت با جامعه هم، به طور مستقیم و هم به طور غیرمستقیم، (*)این مقاله مأخوذ و تلخیصی است از طرحی تحقیقاتی تحت عنوان«آسیبشناسی اجتماعی جوانان:بررسی انزوای ارزشی و مشارکت فرهنگی در محیطهای دانشجویی کشور»که در قالب یکی از پروژههای مصوب طرح جامع نیازسنجی نیروی انسانی متخصص و سیاستگذاری توسعه منابع انسانی کشور در مؤسسه پژوهش و برنامهریزی آموزش عالی و با حمایت مالی آن مؤسسه در سال 1380 انجام یافته است.
بر انزوای ارزشی اثر گذاشتهاند.همچنین، انزوای ارزشی بازتابی از تأثیرات متقابل متغیرهای علت و منتج از مجموعه از خوردهای این عوامل است.