این تحقیق با هدف بررسی رابطه ی سرمایه ی اجتماعی با سلامت روان دبیران مقطع متوسّطه ی اوّل ودوم ناحیه ی یک شهر اراک انجام شده است. روش مطالعه پیمایشی بوده،جامعه ی آماری 1745 نفراز دبیران مقطع متوسّطه ی اوّل ودوم ناحیه ی یک شهر اراک،روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای وحجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 320 نفر انتخاب شده است که این تعداد با استفاده از پرسشنامه ی محقق ساخته و پرسشنامه ی سلامت روانی گلدبرگ و هیلر(GHQ) مورد پرسش وسنجش قرار گرفته اند. پس از بررسی اعتبار و پایایی پرسشنامه ی محقق ساخته، داده ها جمع آوری شده و با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. یافته های تحقیق حاکی از آن بوده که رابطه ی بین دو بعد متغیّرسرمایه ی اجتماعی ومؤلفه های آن، اعتماد میان فردی،اعتماد مدنی، اعتماد اجتماعی،حمایت عاطفی،حمایت مالی،حمایت اطّلاعاتی وحمایت اجتماعی با متغیّر وابسته سلامت روان به لحاظ آماری معنی دار ،و نوع رابطه نیز، خطی، منفی و معکوس بوده است. همچنین، متغیّرهای مستقل حاضر در مدل رگرسیونی، شامل متغیّرهای اعتماد میان فردی،اعتماد مدنی، حمایت اطّلاعاتی، حمایت عاطفی وحمایت مالی توانسته اند 34% از تغییرات متغیّر وابسته را تبیین نمایند.
بیبیسی تعهد خودرا به پخش خدمات تلویزیونی قاطعانه اعلام کرد.
این تعهد در مورد نقش این مرکز در هزاره جدید است. هدفهای بیبیسی درعصر رقومی (دیجیتال) و پخش از طریق شبکههای متعدد دربیانیهای با عنوان «بیبیسی فراتر از 2000» منتشر شده است که میخوانید.
پژوهش حاضر به تبیین جامعه شناختی رابطه سبک زندگی و شادمانی اجتماعی پرداخته است. روش به کار رفته در این پژوهش، پیمایش است. جامعه آماری، دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر جهرم هستند که 400 نفر به عنوان نمونه تعیین، و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزار تحقیق، پرسشنامه ای مشتمل بر چهار مقیاس شادمانی، سبک زندگی ورزشی، مصرف گرایی و مدیریت بدن است. که جهت اعتبار مقیاس متغیر وابسته (شادمانی) و متغیرهای مستقل (مصرف گرایی و سبک ورزشی) از روش اعتبار سازه به کمک تکنیک تحلیل عاملی و جهت اعتبار مدیریت بدن از اعتبار محتوا استفاده شده است. جهت پایایی، از شیوه هماهنگ درونی به روش آلفای کرانباخ استفاده شده است. نتایج توصیفی پژوهش بیانگر آن هستند که میانگین نمره شادمانی دانش آموزان در سطح متوسط رو به بالا است. نتایج تحلیلی پژوهش نشان می دهند که در بین سازه های تحقیق، ابعاد سبک زندگی مصرف گرا (شناختی، احساسی، تمایل به عمل) بر شادمانی اجتماعی و شناختی، سبک زندگی ورزشی(کل) برشادمانی (کل) ، سبک ورزشی (بعد سلامت) بر ابعاد شادمانی، مدیریت بدن بر بعد اجتماعی شادمانی تأثیر دارند و در بین متغیرهای جمعیتی رابطه سن، پایه تحصیلی، درآمد خانواده، طبقه اجتماعی با شادمانی دانش آموزان معنادار می باشد. تبیین متغیر وابسته بر حسب مجموع متغیر های مستقل، بیانگر آن است که چهار متغیر بعد توجه به ورزش، درآمد خانواده، پایه تحصیلی و طبقه اجتماعی متوسط به ترتیب قوی ترین پیش بینی کننده های شادمانی اجتماعی هستند و قادرند 145/0 از تغییرات شادمانی اجتماعی(کل) را تبیین کنند.
فضای مجازی عرصه ای برای بازنمایی هویت های اجتماعی است و در این میان هویت های زنانه نیز مجال بسیاری برای خود ابرازی در این میدان یافته اند. فضای مجازی همزمان انعکاس دهنده و برسازنده زندگی روزمره است. پژوهش حاضر با تاکید بر زندگی روزمره خانوادگی زنان ایرانی در اینستاگرام در جستجوی فهم چگونگی استفاده آنها از فضای مجازی برای تاثیرگذاری بر مخاطب و الگوهای بازخورد مخاطبان در صفحات و پست های اینستاگرامرهای زن خانه دار می باشد. با تحلیل بیش از 800 پست از 26 اینستاگرامر و نظرات مخاطبان ذیل پست ها، سه مضمون کلی شامل مادری و خانه ایده آل؛ انقیاد توام با قدرتمندی/ بازنمایی هویت های زنانه-مردانه و پارادوکس های هویتی / بازنمایی مفهوم خوشبختی در پیوند با خانواده، مصرف تظاهری و زیبایی استخراج و تحلیل شده اند. نتایج این پژوهش نشان می دهد که شبکه اینستاگرام برای زنان اینستاگرامر ایرانی دارای کارکرد هویت بخشی و فراغتی است که در بستر آن زنان ضمن بازنمایی نقش های جنسیتی در قالب کلیشه های سنتی، نسبت به الگوهای حاکم بر ساختارهای مردسالارانه مقاومت داشته و کنش های آگاهانه ای برای رسیدن به اهداف خود و تبدیل شدن به اینستاگرامر انجام می دهند و در این مسیر، هم زمان درجاتی از سوژگی و فرودستی آنان بازنمایی می شود.