حسادت به عنوان یکی از هیجانات انسانی، دارای پیامدهای مهمی در زندگی اجتماعی است. هدف این پژوهش بررسی زمینه های اجتماعی حسادت در تعاملات روزمره است. این تحقیق در رویکرد تفسیری- برساختی و با روش کیفی انجام شده و از روش نظریه داده بنیاد برای اجرای پژوهش و تحلیل داده ها استفاده شده است. نمونه گیری در دسترس برای گزینش افراد مورد مصاحبه و نمونه گیری نظری برای تشخیص تعداد افراد پژوهش به کار گرفته شد. به منظور گردآوری داده ها، با 40 نفر از دانشجویان دختر و پسر دانشگاه یزد مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. بعد از انجام کدگذاری باز، محوری و گزینشی، 8 مقوله اصلی و مدل پارادایمی ارائه شده است. مقوله های اصلی به دست آمده عبارت است از: مخاطره محرومیت، نابرابری، مادی گرایی، محتوای محرک رسانه، مقایسه اجتماعی، حسادت آموخته، ارزیابی عدالت و خصوصیات شخصیتی. مقوله هسته نهایی در این پژوهش، انگیزش اجتماعی حسادت است. این مقوله در قالب یک مدل پارادایمی شامل شرایط، تعاملات و پیامدها ارائه شده است.
پژوهش حاضر به بررسی پدیده مهاجرت و آثار آن بر خانوارهای مهاجر به شهر تهران پرداخته است . هدف تعیین میزان تغییرات اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی مهاجرین و میزان تأثیر پذیری مهاجرین از جنبه های مختلف محیطی در قالب تفاوتهای اجتماعی ، اخلاقی ،رفاهی و نگرشی در مقایسه با افراد بومی است . تحلیل نهایی این پژوهش بر روی 400 خانوار ، شامل 200نفر ازمهاجرین و 200نفرافراد بومی (متولد تهران) به عنوان گروه گواه، در بین خانوارهای معمولی ساکن در مناطق3، 6 و12 شهر تهران که لزوماً دارای فرزند بالای 10 سال بوده اند انجام گرفته است .
نتایج پژوهش بر اساس تحلیلهای دومتغیری آزمونهای تاو-کندالc و کای اسکوار پیرسون نشان می دهد که رابطه معنی داری بین تحرک اجتماعی و پایگاه اجتماعی مهاجرین وجود دارد . همچنین بین تغییر وضعیت اخلاقی مهاجرین و افراد بومی تفاوت معنی داری وجود دارد که در جریان تحلیل مسیرمیزان تأثیرات متغیرها بر تغییر وضعیت مهاجر و سپس ارزیابی مجددفرد مهاجر ودر نهایت تآثیر آن بر تمایل به مهاجرت معکوس و ماندگاری بررسی شده است . تبیین فرضیات با تکیه بر دیدگاههای کارکردی و کلاسیک مهاجرت صورت گرفته است .
احساس تعلق ملی به عنوان یکی از مؤلفه های سرمایه اجتماعی، واژه ای کلیدی در فرهنگ ملی است. هرگونه تعریف از جامعه با پذیرش احساس تعلق و تعهد انجام می شود و جامعه تا اندازه ای به این علت وجود دارد که مردم، احساس مثبتی درباره آن دارند. احساس تعلق ملی، یکی از امور مهم هر جامعه ای قلمداد می شود و شناخت درست آن و آگاهی کامل مسئولان و مجریان امر، درباره عوامل اجتماعی مؤثر بر آن می تواند گام مؤثری برای شناخت مسائل موجود در جامعه باشد. مقاله حاضر رابطه بین مؤلفه های فرهنگی و تعلق ملی در بین شهروندان شهر یزد را بررسی کرده است. جامعه آماری پژوهش، تمام شهروندان 15 تا 65 ساله شهر یزد هستند که با استفاده از فرمول کوکران، 384 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه محقق ساخته است که از اعتبار و پایایی مناسبی برخوردار است. روش نمونه گیری نیز به صورت خوشه ای چندمرحله ای بوده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که بین عرفی شدن، مصرف گرایی، و شبکه های اجتماعی مجازی با تعلق ملی، رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، اما رابطه سن و ترجیحات ارزشی با تعلق ملی، مستقیم و معنادار بوده است. در معادله رگرسیون، متغیرهای مستقل توانسته اند 39 درصد از تغییرات متغیر تعلق ملی را تبیین کنند. بیشترین اثرگذاری بر روی متغیر وابسته (تعلق ملی) به ترتیب متعلق به متغیر عرفی شدن، سن، ترجیحات ارزشی، و مصرف گرایی بوده است.
برای داشتن مخاطبانی توانمند که هوشمندانه از رسانه ها استفاده می کنند؛ به ارتقاء سواد رسانه نیاز داریم. یکی از راه های ارتقاء سواد رسانه، توجه به ظرفیت مدارس است. بسیاری از کشورها مانند کشورهای عضو اتحادیه اروپا گام های موثری در گسترش آموزش سواد رسانه در مدارس برداشتند و از انجام اقدامات مشترک زیر نظر کمیسیون اتحادیه اروپا بهره برده اند. مطالعه عملکرد این کشورها سبب تقویت ادبیات موضوع و ارتقاء دانش و تجربه در راستای طراحی الگویی دلخواه می شود. مقاله حاضر یک تحقیق کیفی با روش تحلیل تم است. در راستای نیل به هدف اصلی پژوهش یعنی شناسایی عوامل موثر بر ارتقاء آموزش سواد رسانه در مدارس، با 11 نفر از کارشناسان سواد رسانه ای اتحادیه اروپا و نیز مرکز تماس مستقیم اتحادیه اروپا مصاحبه شده است. افراد به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و سوالات از طریق ایمیل ارسال گردید. مصاحبه های انجام شده به روش کلارک و برون، مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. کدهای استخراج شده یا مستقیما در صحبت های مصاحبه شوندگان بیان شده بود یا کدهای تلویحی بودند که توسط پژوهشگر از متن مصاحبه ها استخراج شدند. بر اساس نتایج این مطالعه، 6 تم اصلی شامل توانمندسازی، برنامه درسی، زیرساخت ها، سرمایه مالی، قانونگذاری و مشارکت اجتماعی سبب ارتقاء سواد رسانه ای در مدارس می شود.
اولین اصل برگسونی در باب طنز آن است که طنز صرفا در مورد انسان معنا پیدا می کند و مین اصل ساده شاید منجب ره موفقیت های بی شماری برای بسیاری از کمدین ها شده است نوروتروپ فرای می نویسد : به دو شکل می توان موقعیت کمیک را در داستان یا فیلم به وجود آورد : 1- تاکید ویژه بر روی اشخاص منفی داستان یا فیلم 2- تاکید ویژه بر موقعیت های تعقیب و گریز در داستان یا فیلم. در صدا و سیما باید برنامه مناسبی که دارای پیش زمینه های نظری باشد ، ساخته شود و گرنه تعریف کردن لطیفه در سیما و جازدن آن به عنوان نمایش طنز نه تنها جامعه اسلامی ما را خدشه دار می کند بلکه به ابتذال و حتب فساد اجتماعی منجر خواهد شد.
در این نوشته دیدگاه ساموئل هانتینگون که در مقاله «رودررویی تمدن ها» مورد بحث قرار گرفته است ارزیابی شده و هم از جنبه تاریخی و هم از جنبه منطقی مورد نقد قرار میگیرد. نویسنده نشان میدهد که اولاً و برخلاف نظر هانتینگون، کمترین جبری در نوع رابطه کشور ها یا مناطقی که از فرهنگ های مختلف برخوردارند وجود ندارد و ثانیاً در تعیین نوع رابطه که گاه خصمانه بوده و در اغلب اوقات صلح آمیز همان حد که کشورهای قوی تصمیم گیرنده بوده و هستند، به همان میزان نیز کشورهای ضعیف مؤثر بوده و میتوانند باشند . نویسنده یکی از علل عمده بروز خشونت را فقدان شناخت متقابل میداند.
"انتخابات و مشارکت سیاسی، از نمادهای مشترک بین نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران و سایر کشورهای برخوردار از نظام دموکراتیک است. در تبیین چگونگی مشارکت شهروندان، ترجیحات رأیدهی و کیفیت تصمیمگیری در گزینش و رأی دادن به نامزدهای انتخاباتی، سه الگو و رویکرد نظری؛ جامعهشناسی سیاسی، اقتصاد سیاسی و روانشناسی سیاسی وجود دارد.
مقاله حاضر، ضمن تحلیل و ارزیابی این سه دسته نظریه، در پاسخ به این پرسش که در جمهوری اسلامی، رفتار انتخاباتی شهروندان، با کدامیک از الگوها و بنیانهای نظری جامعهشناسی، اقتصاد سیاسی و روانشناسی سیاسی قابل تبیین است، بر این فرضیه تأکید دارد که رفتار انتخاباتی و رأیدهی، پدیدهای زمانپرورده، زمینهپرورده و مکانپرورده است و از اینرو نمیتوان به فرانظریهای جهانشمول دست یافت که چرایی و چگونگی و محتوای رأیدهی شهروندان را در همه کشورهای جهان و حتی در همه حوزههای انتخابیه درون یک واحد جغرافیایی، بر اساس آن مورد تحلیل و ارزیابی قرار داد. به عبارت دیگر، مبانی تأثیرگذار بر رفتار شهروندان در جمهوری اسلامی ایران را باید در فرهنگ سیاسی مردم، خلقیات و تجربیات قبلی شهروندان، تعاملات گذشته مردم با نامزدها و گفتمانها و شبکههای اجتماعی که رأیدهندگان به آن تعلق دارند، جستجو کرد.
" انتخابات، ترجیحات رأیدهی، رفتار انتخاباتی، رقابت انتخاباتی، شبکههای اجتماعی، فرهنگ سیاسی، مشارکت سیاسی
این پژوهش به منظور بررسی رابطه مشارکت والدین با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی شهر گرگان با روش تحقیق توصیفی از نوع همبستگی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش را والدین دانش آموزان پسر مشغول به تحصیل در پایه پنجم ابتدایی شهر گرگان که طبق آمار اداراه آموزش و پرورش شهر گرگان 2950 نفر بود، تشکیل می داد. از این جامعه آماری تعداد 320 نفر با استفاده از جدول نمونه گیری کرجسی و مورگان و با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شد. داده های مورد نیاز برای متغیر مشارکت والدین از طریق پرسشنامه استاندارد مارگارت جمع آوری شد. معدل دانش آموزان هم به عنوان شاخص پیشرفت تحصیلی در نظر گرفته شد. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه مشارکت والدین توسط متخصصان و اساتید مورد تایید و پایایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ برابر93/. به دست آمد. داده ها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی(آزمون T تک گروهه، همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیری) تجزیه و تحلیل گردید. نتایج به دست آمده نشان داد بین مشارکت والدین با پیشرفت تحصیلی دانش آموزان ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین مولفه های نظارت والدین و ارتباط آموزشی توان پیش بینی پیشرفت تحصیلی دانش آموزان را دارند ولی مولفه انتظارات والدین توان پیش بینی پیشرفت تحصیلی را ندارد.